اگر هدفمان بزرگ باشد آن موقع امکاناتمان هم احیاء خواهد شد. وقتی میگوییم «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» یعنی ما به این مقوله در گسترهاش نگاه میکنیم. وقتی میگوییم «جبهه» این جبهه یعنی چه؟ در جبهه نظامی آیا فقط تکتیرانداز هست؟ یا همه بیسیمچی هستند؟ یا همه تخریبچی هستند؟ یا همه فرماندهاند؟ یا همه در اطلاعات عملیاتاند؟ یا همه آشپزند؟ یا همه رانندهاند؟
وحید جلیلی*
عدالتخانه: متن فوق، سخنرانی تلخیص شده آقای وحید جلیلی در مشهد مقدس است که در سالیان گذشته ایراد شده است و امروز با نظر به انتشار مجله «راه» که به سردبیری ایشان و از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر می شود، این متن را بازنشر می نمائیم.
وقتی که میگوییم «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» قبلش باید تکلیفمان را با چیزی به نام «انقلاب اسلامی» مشخص کرده باشیم. اگر ما انقلاب اسلامی را نشناسیم هرکاری را هم که با انتساب به انقلاب انجام دهیم معلوم نیست که در جهت اهداف انقلاب باشد و الان آسیب بزرگ بسیاری از حزباللهی ها این است که نمیدانند انقلاب اسلامی یعنی چه؟!
همه یک مفهوم خیلی بسیطی از انقلاب اسلامی در ذهن شان است و هر کاری را هم که انجام میدهند، میگویند ما در خدمت انقلاب اسلامی داریم کار میکنیم و بعد که نگاه میکنی میبینی که کلی حرکت دارد انجام میشود در تضاد با انقلاب اسلامی در همین پایگاه ها ! توسط ما ریشدارهای چفیه به گردن! آنهم با نیت های خوب!
انقلاب اسلامی به تعبیر امام حرکتی بود بر علیه یک نوع اسلام ! این تعبیر صریح خود امام است میگوید در انقلاب مردم ما بر علیه یک نوع اسلام قیام کردند. در نامه به سید حمید روحانی(رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی دیماه67) میفرمایند: «شما باید نشان دهید که مردم ما در انقلاب علیه ظلم و تحجر قیام کردند.» این عین تعبیر امام است. انقلاب بر علیه تحجر بود، منظورشان هم تحجر دینی است که در ادامه همین پیام خود امام میگوید. من چنین تعبیر و تفسیری از انقلاب را، هیچ کجا ندیدم، یعنی هیچ کس دیگری را از این آقایان نظریهپرداز انقلاب ندیدم که بیایند و یک چنین تعبیری را از انقلاب ارائه کنند.
ما با اسلام آمریکایی درگیر شدیم که با آمریکا درگیر شدیم، ما با اسلام سلطنتی در افتادیم که با سلطنت در افتادیم . این یک نکته اساسی است که اگر ما امروز هم بخواهیم برای این انقلاب کار بکنیم باید توجه داشته باشیم وقتی میگوییم انقلاب اسلامی، یک اسلام خاص مورد نظر است. هر چیزی که اسم اسلام داشت اسلام انقلابی نیست.
زیارت عاشورا خودش هدف نیست، چرا؟ دلیل دارد، همان موقعی که امام حسین«ع» در مسلخ بود ـ این را من در کتاب حیات فکری و سیاسی امامان شیعه دیدم ـ یکعده روی یک تپه نزدیک قتلگاه دست به دعا برداشته بودند که خدایا حسین«ع» را یاری کن! داشتند دعا میخواندند تا امام حسین«ع» یاری شود! در جبهه مقابل امام حسین«ع» یکعده داشتند نماز جماعت میخواندند! امام حسین«ع» میگوید:«هل من ناصر ینصرنی؟» این میگفت من بروم به نماز جماعت برسم، آن یکی میگفت من بروم به دعا برسم!
حالا چه فرقی میکند که امام حسین بگوید: «هل من ناصر ینصرنی»، شما در حال نماز خواندن باشی یا در حال زیارت عاشورا خواندن؟ آن زیارت عاشورایی ارزش دارد که در خدمت مفهوم عاشورا باشد والاّ خودش میشود ضد عاشورا ! زیارت عاشورا اگر ارزش دارد به خاطر عاشورا است و عاشورا یعنی یکنوع اسلام، که فرق دارد با اسلامی که خیلی راحت احکام فردیاش را انجام میدهد، نماز جماعت هم میخواند امام حسین«ع» را هم میکشد! یا با تمکین در برابر ظلم، ممهّد این فاجعه میشود.
کار فرهنگی معطوف به تغییر ساختارهای اجتماعی
پس حرکت فرهنگی حزباللهی ذیل انقلاب اسلامی، معطوف به تحقق یکسری اهداف در بیرون است. اگر از این کار فرهنگی که ما میکنیم ظالمین ترسیدند، مفسدین به لرزه افتادند کار فرهنگی ما در راستای اقامه قسط در جامعه بوده و درست است وگرنه غلط است؛
پس کار فرهنگی حزباللهی اولاً معطوف به جامعه است. ثانیاً یک حرکت مستمر است. یعنی اول اینکه در ساختارهای جامعه و روابط اجتماعی سیاسی چقدر توانست تأثیر بگذارد؟ چقدر این حرکت فرهنگی ما توانسته ساختارها را جابهجا کند؟ نه اینکه فقط رفتارهای چند نفر را عوض کند! دوم اینکه یک حرکت است و معطوف به حفظ نیست که فقط میخواهد این باشد که وضع جامعه ما از این بدتر نشود، نمیخواهیم هیچ تحول مثبتی در جامعه ایجاد کنیم.
ماهیت حرکت فرهنگی ابزار و اهداف
بحث دیگر این است که حرکت فرهنگی حزباللهی، ابزارش فرهنگی است و نه اهدافش؛ بلکه اهدافش خیلی عینی و اجتماعی و حتی اقتصادی هم میتواند باشد ؛ یعنی باید باشد. یعنی نمیتوانی بگویی کار فرهنگی خودش هدف است، بلکه باید در خدمت جامعه باشد که حتی اقتصاد جامعه هم اصلاح شود. باید در خدمت این باشد که ساختار طبقاتی هم به آن سمتی برود که اسلام میخواهد و یک مقدمهای باشد برای حرکت، مثل همان کار فرهنگی که امام کرد.
اگر هدفمان بزرگ باشد آن موقع امکاناتمان هم احیاء خواهد شد. وقتی میگوییم «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» یعنی ما به این مقوله در گسترهاش نگاه میکنیم. وقتی میگوییم «جبهه» این جبهه یعنی چه؟ در جبهه نظامی آیا فقط تکتیرانداز هست؟ یا همه بیسیمچی هستند؟ یا همه تخریبچی هستند؟ یا همه فرماندهاند؟ یا همه در اطلاعات عملیاتاند؟ یا همه آشپزند؟ یا همه رانندهاند؟
نه! یک جبهه است یک هدفی را میخواهند محقق بکنند، حالا هدفی آفندی یا پدافندی، همه این ها هستند. این جبهه هم به رزمنده نیاز دارد، هم به راننده، هم به آشپزخانه، هم به بیسیمچی، به همه اینها نیاز هست. این میشود جبهه فرهنگی. در ما چنین اتفاقی نیفتاده است، چون اصلاً جبهه نیستیم. سیهزار تا سنگر است بدون هیچ ارتباطی با هم، بدون فرماندهی مشترک، بدون وجود بیسیمچی، بدون حضور دیدهبان!
نیرو هست، امکانات هست، پول هست ولی جبهه شکل نگرفته است، چرا؟ چون ما نمیخواهیم یک هدف اجتماعی کلان را محقق کنیم، نمیخواهیم توی مجموعه جامعه تأثیرگذار باشیم. ما کار جمعی نمیخواهیم بکنیم، ما کار حکومتی نمیخواهیم بکنیم، ما نمیخواهیم یک ید واحد بشویم، ما نمیخواهیم یک بنیان مرصوص اجتماعی بشویم.
اگر میخواستیم توی مجموعه شهر تأثیرگذار باشیم آنموقع مجبور بودیم با هم ارتباط داشته باشیم. اگر قرار بود توی ایران ما یک کاری بکنیم، اگر قرار بود توی دنیا یک کاری بکنیم، چون یکی از ویژگی های اسلام انقلابی این است که آرمانگراست و آرمانش در یک فضای جهانی شکل میگیرد، ما دائماً محدود و محدودتر شدهایم یعنی اسلاممان یک اسلام فردی و عبادی محض شده است. دیگر حداکثر محل خودمان را نگاه میکنیم، نه اینکه میخواهیم شهر را، کشور را، جهان را به وضعیت مطلوب برسانیم.
خدای فرهنگ، همان خدای اقتصاد است
پس آرمانخواهی و عدالتخواهی دوباره باید در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی احیاء شود؛ بالاخره اگر خدا هست، همان خدایی که گفته: «أقیموا الصلوه» همان خدا گفته است:«کونوا شهداء لله قوامین بالقسط» این همان خداست، دو تا که نیست؛ این هم میشود کفر که ما فقط خدایی را که گفته نماز خواندن خوب است را قبول داشته باشیم، اما آن خدایی که گفته تو وظیفه داری با ظلم مقابله کنی، آن خدا نه دیگر! توحید همین است یعنی خدای فرد همان خدای جامعه است خدای فرهنگ همان خدای اقتصاد است. باید میان ما اسلام امام «ره» زنده شود. باید برگردیم دوباره ببینیم انقلاب چه بوده امام که بوده؟ فرق اسلام ناب و انقلابی با اسلام غیرانقلابی چیست؟
نگاه باید جبههای باشد، اگر میخواهیم در یک پایگاه کوچک در روستای دورافتاده هم فعالیت کنیم ابتدا باید یک نگاه جبههای به وضعیت نظام و انقلاب و جامعه داشته باشیم.
نگاه جبهه ای؛ چرا و چگونه؟
تولید باید حمایت بشود و این در صورتی است که نگاه ما نگاه جبههای باشد. اگر این نگاه را داشته باشیم آن موقع میبینید که چگونه میشود کار کرد. ما باید مصرف فرهنگی حزبالله را بالا ببریم. همه ما فقط و فقط یک راه در دفاع از انقلاب داریم؛ ما فقط حاضریم سر بدهیم برای انقلاب. کمتر از آن دیگر نه! خرج کنیم برای انقلاب؟ نه! جبهه فرهنگی را تقویت کنیم؟ نه! اصلاً چرا باید کاری بکنی که وضع به آنجا برسد که لازم باشد بروی خون بدهی؟! همین الآن هر حزباللهی ما پانصد تومان خرج مسائل فرهنگیاش بکند.
همچنین یکی از کارهای مهم دیگری که باید بکنیم این است که حلقه توزیع را باید درست کنیم و آن تولیدات فرهنگی حزبالله را اولاً شناسایی کنیم، ثانیاً برایش مصرفکننده جور کنیم.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* مسوول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و سردبیر مجله «راه».