|
عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
به گزارش عدالتخانه، همايش "از عماد مقاومت تا رضوان شهادت" با هدف گراميداشت ياد و خاطره "عماد مغنیه"، مجاهد کبیر و شهيد مقاومت لبنان، با حضور سردار بسیجی حاج سعيد قاسمي و حجت الاسلام احمد سالک، مسئول گزينش کل کشور و همچنين خانواده هاي شهداء و رزمندگان و جمعي از مسلمانان مبارز ترکيه، در مرکز فرهنگی سيدالشهداء برگزار شد.
نوشته ذیل، متن سخنرانی سردار سعید قاسمی است که "عدالتخانه" به سبب اهمیت آن و نکات قابل تاملی که ایشان در سخنرانی خود بیان نمودند، به طور کامل در اختیار خوانندگان گرامی قرار می دهد:
تسلیت عرض می کنیم خدمت آقا امام زمان (عج) و رهبر معظم انقلاب اسلامی(حفظه) به خاطر از دست دادنِ، به تعبیر حضرت "آقا" شاگرد واقعی مکتب روح الله(ره) و شهادت مظلومانه این سردار سرافراز حزب الله، اسوه ایمان و صبر و مقاومت.
کلام خود را با این جمله آقا امام موسی کاظم (ع) شروع می کنم: همانا بدن های شما را بهایی جز بهشت نیست پس آن را به غیر از بهشت نفروشید، به ثمن القلیل نفروشید.
دوستان! به هر حال چریک پیری را از جبهه سراسریِ جهادی جهان اسلام از دست داده اید. سخن گفتن از افرادی به بلند قامتی او بسیار سخت است. کما اینکه در این شرایط در مقابل دوربین های دوست و دشمن هستید و همه، از دوست و دشمن در حال رصد کردن هستند که خدای ناکرده یک کلام خلاف بگوئید و مورد بهره برداری و سوء استفاده قرار گیرد. اما به هر حال پناه می بریم به خدا و می گوئیم رب الشرح صدری و يسرلي امري و افتح عقده لساني.
از رصد ختم رُُسُل تا رصد "رضوان"
اما داستان رصد ما و اینکه در کمین ما هستند یک داستان قدیمی است و سناریویی است که خداوند تبارک و تعالی اين گونه نوشته. از زمانه ای که بعد از حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی (ع) پرچم را دست می گیرند کتاب انجیل را می آورند، مشخصه کتاب انجیل، واضح ترینش، قبل از اینکه تحريف بشود و مخدوشش بکنند بشارت منجی بعداز اوست. ختم رُُسُل. و او مشخصا به آمدن رسول خدا در این کتاب اشاره کرده، یهودی ها دوام نیاوردند، طاقت نیاوردند و بعد از آن اتفاقی که برای حضرت عیسی افتاد، کتاب را برداشتند و دست کاری کردند، بعد از آن، قتل انبیاء پشت سر هم یکی بعد از دیگری شروع می شود. تا اینکه بر اساس آدرس ها و آرایی که داشتند، میدانستند پیامبر عظیم الشان کي می خواهد متولد شود، گرای تاریخی را دارند. می گويند خاخام بزرگشان وقتی آمد و دید، یکدفعه بیهوش شد. گفتند چرا یک دفعه اینجوری شدی؟ گفت این همان کسی است که وعده داده شده بود.
رسول خدا یتیم به دنیا آمد، همراه پدر بزرگشان بودند و بعد، همراه عموی محترمشان. سفارش شد به ایشان که این کودک را مخفی کن. گفتند: چرا باید مخفی زندگی بکند. چون به شدت دنبال ایشان هستند. می دانستند که این کودک بیايد کاسه و کوزه آنها را برخواهد چید. از این جا داستانها یکی پس از دیگری شروع میشود، مشخصا نبرد رسول خداست در یک ساحت مقدس جهادی با این جماعت و پیوسته این ساحت ادامه دارد. زمان خلفا باز این داستان ادامه پیدا میکند، وقتي پرچم بدست امیر المومنین(ع) ميرسد، در زمان خلافت ایشان شاهد توطئه این خائنها و ملعونها هستيم. وجود مبارک آقا حسین بن علی(ع) و شهادت ایشان، مشخصاً در دربار یزید ملعون باز یهودی ها هستند كه خط می دهند. این داستان همین طور پیوسته ادامه دارد تا به رصد "رضوان" شما میرسد، اما دوستان این آدم کیست و چه جوری باید تعریفش کرد.
"عماد مغنیه" کیست و چرا ترور شد؟
جملات دوست و دشمن را که در خصوص وی گفته شده، یک بار با هم مرور می کنیم: مرد افسانه ای مقاومت، چریک درجه یک جهان اسلام، شبه دست نیافتنی، روباه مقاومت، لقب زورو به او دادند، مرد هزار چهره، یک نشریه عربی راجع به او گفته بن لادن شیعه، مرد سایهها، رقیب کارلوس و... اما دوستان! او سوپرمن نبود، یک هنرپیشه هالیوودی نبود، مثل رمبو و آرنولد نبود. "عماد" یک مجاهد فی سبیل الله است به تمام معنا، همان گونه که علی بن ابی طالب راجع به مالک می گوید، به تعبییر ما شمشیری از مکتب روح الله. شمشیری که هیچ وقت کند نمی شود، شکسته نمی شود، پرچمش به زمین نمی افتد اما از دستی به دست دیگر ميرود. روح الله در عرصه داخل احمد متوسليان را داشت، همت داشت، باکری داشت، حسن باقری داشت. در عرصه بین الملل "عماد"ها را داشت.
به راستی این فرد بدنبال چه بود؟ چرا او را به شهادت رساندند؟ چرا بیست سال این آدم هدف شماره یک "موساد" و "سیا" است؟ در گزارشات مامورین موساد که در همین چند روز نوشته اند که تعقیب این فرد موساد را پیر کرد. یکی دیگر گفته، این چند شب گذشته اسرائیلیها و مشخصا موسادیها بسیار راحت خوابیدند. این آدم کسی بود که 25 میلیون دلار برای کسی که خبر درباره اش بدهد،(رقمی معادل رقمی که برای بن لادن گذاشته بودند) برايش قیمت تعيين كرده بودند. در 42 کشور تحت تعقیب و حکم بازداشتش را دادند.
می گويند مسوول عملیات حزب الله بوده، فرمانده نبرد 33 روزه بوده، متهم به طراحی انفجار مقر نيروهاي مارینز که در آن عملیات 270 نفر نظامي آمريكايي كشته شدند (بالاترین رقمی که آمریکایی ها بعد از جنگ ویتنام یک جا کشته دادند)، گفته می شود انفجار سفارت آمریکا در بیروت بر عهده ایشان بوده است، (بنده چیزی از خودم نمی گويم، اینها را از روی سایتها جمع آوری کردم و تنها نقل قول می کنم)، متهم به ربايشِ "ویلیام باکلی" فرمانده سازمان سیا در کل خاور میانه، متهم به ربودن سرهنگ "هیگیز" از نیروهای مارینز که برای آزاد سازی باکلی فرستاده بودند، او را هم میربایند. می گويند هواپیما ربایی TWA در سال 1985 که نهایتا باعث شد 700 زندانی اسیر لبنانی و فلسطینی آزاد شوند، کار او بود. داستان ربودن 3 سرباز اسرائیلی در سال 2004 و ربودن سرهنگ اطلاعاتی اسرائیلی "تانن بائن" را به او منسوب می کنند و نهایتا داستان زدن به خط اسرائیلیها و گرفتن 2 اسیر و شروع جنگ 33 روزه را باز منتسب به "عماد" می کنند.
برنامه ریزی برای ایجاد انحراف در حرکت های جهادی
مشابه این فرد با این سابقه قوی را در دنیا نداریم. بخاطر همین است که همه دنیا برایش مراسم گرفتند. لقب "بن لادن" را یک سری افراد احمق، کوته فکر و عقل پوسیده به او میدهند. ولی ما اعتقاد داريم، کار هالیوودی 11 سپتامبر -که به بن لادن و جماعتش لقب می دهند- و آن همه افتضاحات دیگر را در کل جهان اسلام به بار آوردند تا حرکت های پویای اسلامی را حداقل دو دهه عقب بياندازند. مشخصا وظیفه وهابیها و آن جماعت گردهم آوری جوانان پرشور و انقلابی در سراسر جهان بود. به دلیل اینکه یکی دو دهه در حرکت اسلامی وقفه افتاد، آنها از این فرصت طلایی برای جمع آوری جوانان انقلابی در سراسر جهان استفاده کردند. از اروپا گرفته تا کشورها ی عربی و سایر نقاط دنیا. نتیجه اش این شد که با انداختن تور در وقت مناسب، زندان های ابوغریب و گوانتانامو از این تیپ چهره ها پر شده است.
به این خاطر كه قبل از "الفتح" و بعد از "الفتح" این نتیجه را داشتند، که با رخنه کردن و مشابهسازی جریان های جهادی میتوانند یک حرکت اصیل را خدشه دار کنند و مشخصا جریان انحرافی وهابی "القاعده" این کار را کرد. این افتضاحات در چچن، بوسنی و هرزگوین، افغانستان، عراق و همین امروز که اینجا هستیم در سومالی و در همه جا ریشه پراکنده و متاسفانه جریان اصیل "روح الله" که در یک کانال صحیح اداره میشد سعی کردند با این تاکتیک دچار خدشه کنند. این را هم همین جا بگوییم که سرمنشا حمایت همه این ها، "سعودی"های ملعونند.
چه کسانی در شهادت "عماد مغنیه" دست دارند؟
اما چه کسانی در شهادت "رضوان" دست دارند؟ من به نقل قول از منابع غربی میگویم. میگویند آمدن معاون وزیر دفاع آمریکا با 10 تن از کارشناسان به لبنان و بیروت، دو هفته پیش از این اتفاق، بی ارتباط نبوده است. میگویند آمدن "بوش" به منطقه و هماهنگیهایش با سران کشورهای عربی، این ملعونین و خائنین که یکی از آنها شمشیر طلا داد، دیگری با او رقص شمشیر کرد و... میتواند نقطه شروعش باشد. میگویند در این قصه مشخصا "مصری"ها دست دارند. میگويند که "فلسطینی"ها در این قصه دست دارند. میگویند "سعودی"ها و "وهابی"ها در این ترور بی تاثیر نیستند.
در خصوص نقش احتمالی "سوریه" در ترور "عماد مغنیه"
میگویند که این قصه توسط "سوری"ها بعنوان چراغ سبزی میتواند اتفاق افتاده باشد و سوری ها با واسطه یا بی واسطه ممکن است دست داشته باشند. اما سوری ها خوب باید بدانند که البته میدانند این انفجار در منطقه "کفر سوسه" اتفاق افتاد. همه دوستانی که به این منطقه توجیه هستند میدانند کفر سوسه و مشخصا جایي که "عماد" به شهادت رسید مرکز استخبارات سوری هاست و دست بر قضا فلسطینیها و عناصر شان هم در همین منطقه وجود دارند و چنین عملیاتی در چنین منطقه ای، نفوذپذیری بسیار ویژهای میخواهد. نمیخواهم بگویم امکان ندارد. اما کار بسیار پیچیدهای باید اتفاق افتاده باشد.
اما به هرحال این را هم اینجا عرض کنم که در جبهه سوریه میتواند رخنهای صورت گرفته باشد. چرا که در دو سال گذشته دیدیم چه وضعی به سر سوریه آمده است. اول آن اقتداری که در لبنان داشتند را از آنها گرفتند و همه آنها را از لبنان بیرون کردند. جايی که "قاضی کنعان" به عنوان رئیس دوم لبنان یا به تعبیری رئیس پشت پرده لبنان بود. دومین مطلب خودکشی خود قاضی کنعان که در پردهاي از ابهام قرار دارد. پس از مدت کوتاهی "عبدالحلیم خدام" که در واقع نفر دوم سوریه بود از کشور فرار میکند و پناهنده میشود. نمیدانم الان کجاست، فرانسه یا انگلیس؟ اما او معاون رئیس جمهور سوریه بود. ضمن آنکه "رفعت اسد"ها هنوز آن طرف حضور دارند. کار به جایی رسید که بعد از ترور "حریری" طی یک سیستم ساختگی، سیستم قضات بین المللی اروپایی ها، "بشار اسد" را در کاخ خودش محاکمه میکنند و در خانه ی خودش با او سر شاخ میشوند. سوریه الان در چنین شرایطی بسر میبرد.
لذا میشود باور کرد که متاسفانه این رخنه در جبهه سوریه اتفاق افتاده است و این مطلب پیامدهای خطرناکی را بدنبال خواهد داشت. یعنی اینکه از آن امنیتی که باید برخوردار باشد برخوردار نیست.
نفوذ عناصر اطلاعاتی دشمن در جبهه ما
اما دوستان! میخواهم مطلبی را اینجا عرض کنم و آن نفوذ عناصر اطلاعاتی در جبهه و در مملکت ماست. در این 15 – 10 سال گذشته به بهانه های مختلف مرزها را باز کرده بودیم. نمونهاش ساخت فیلمی توسط یک جاسوس آمریکایی در ایران است که چند ماه پیش میآید و این فیلم را میسازد. با مسوولین و شخصیت های مختلف مصاحبه و از اماکن مختلف بازدید میکند. بدنبال این است بداند عملیات استشهادی در ایران چه حال و هوایی دارد. یک عنصر اطلاعاتی سازمان "سیا" خیلی راحت به ایران میآید، از ارشاد مجوز میگیرد و در داخل مملکت آزادانه میچرخد. با هر عنصری که میخواهد، صحبت میکند. این کسی است که یک فیلم تهیه میکند و خودش را یک چهره سوخته معرفی میکند. آن کسانی که غیر مکشوف کار میکنند داستانی دیگر دارند.
یک اتفاقاتی در حال وقوع است که ساحت جنگ را پیچیده میکند. توجه کنیم روزنامههایی که در همین چند روز شهادت ایشان منتشر شده اند به گونهای برخورد کردهاند که گویی یک تروریست کشته شده است. اینها چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند؟ چه تیپ تفکراتی دارند؟ این بنیادهایی که کار اطلاعاتی می کنند و انگار محك اطلاعاتی میزنند، حال و هوای شما را هر روز به آن طرف مخابره میکنند و میزان الحراره انقلابی بودن شما را میسنجند، اینها مراکزی را در اختیار دارند. آیا میتوانیم قبول کنیم که چنین مراکزی اصلا وجود ندارند؟ آیا امثال "کشمیری"های حزب اللهنما با آن اتفاقاتی که ایجاد کردند، آن اتفاقاتی که برای شهید بهشتی و شهید رجایی و باهنر ایجاد کردند، آیا دیگر حضور ندارند؟ آیا باور کنیم؟ بعضيها ميگويند، چرا بعد از این رخنهها به ما نمیزنند؟ در پاسخ به این پرسش باید عرض کرد که آنان برای ضربه زدن، یوم المعلوم را خودشان تعیین میکنند. اما نباید خام باشیم و بگوییم این مساله واقعیت ندارد چون اتفاق نیفتاده است. آنان بین ما زندگی میکنند. اصلا خیلی جاها احتیاجی به ضربه نیست، مهم این است که تمام زندگی و اوضاع و احوال ما را رصد میکنند.
دشواری های کار عماد مغنیه
این ها را میگویم تا قد و قواره این انسان(عماد مغنیه) را بشناسید. این فرد بیست سال زندگی جهادی و بیست سال آوارگی را تحمل کرده است. این آدم برای چیزهایی که به او بستند و برای چیزهای که مفتخر به انجامش بوده، دو شب پی در پی در یک مکان نخوابیده است. اینکه چه چیز را انجام داده و چه چیز را انجام نداده، بنده اطلاعات ندارم. اما همین مقدار میدانم، منتسب به حزب الله بوده، پیروزیهایی را آفریده و مشخصا فرمانده عناصری بوده است. اینها را که دیگر نمیتوان کتمان کرد. این عقل، بخشی از آن عقل کلی بوده و آن مجموعه را مدیریت میکرد.
خلاصه از این بابت رخنه های اطلاعاتی بوقوع پیوسته است. در این شرایطی که جنگ، جنگ سایبرنتیک شده است، داستان خیلی فرق میکند. لذا خیلی از دوستان، باید حال و هوای خودشان را یک مقداری عوض کنند و پیچیدهتر به مسائل نگاه کنند.
برای ما چه خوابی دیده اند؟
اما دوستان برای ما چه خوابی دیدهاند، من هم نمیدانم. اما به یک مثال توجه کنید: تا دو سه ماه پیش وقتی برای جستجوی مکان های مشخصی از ایران به سایت "گوگل ارث"(Google Earth) میرفتیم، فقط تصاویر ماهوارهای میآمد. اما از دو سه هفته پیش، تصاویری که ارائه می شود با ذکر عنوان و مشخصات آن محل مورد نظر قابل رویت است. به عنوان مثال، روی تصویر نوشته شده "سپاه پاسداران"، یا "خوابگاه فلان" و یا "مرکز فرماندهی" ... ادامه این سخنرانی در بخش دوم ارائه می گردد.
برای مشاهده گزارش تصویری این مراسم، اینجــــا کلیک کنید.
