جنبش عدالتخواه دانشجويي تلاش دارد تا اين امر را در جامعه جابيندازد و در همين راستا از حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي، سه نفر از مسئولين كميتههاي تحقيق و تفحص مجلس، سه نفر از مسئولان كميسيونها و رحيمي رئيس ديوان محاسبات دعوت به عمل آورديم تا در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان حاضر شوند
به دنبال تاکیدات مکرر رهبر انقلاب به جریانات دانشجویی مبنی بر طرح مطالبات و سوال از عملکرد مسئولین، و در آستانه پایان عمر مجلس هفتم، جنبش عدالتخواه تصمیم به کلید زدن پروژه نقد عملکرد دوره هفتم مجلس شورای اسلامی نمود. بدین منظور از رییس مجلس، روسای هیئتهای تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، آموزش عالی و دانشگاه، بانکها، روسای کمیسیونهای اصل 90 ، انرژی، برنامه و بودجه، اقتصاد، و نیز رییس دیوان محاسبات کشور، دعوت شد تا در جلسه ای علنی به پرسشهای دانشجویان پاسخ دهند. البته هیچ تاریخ مشخصی جهت برگزاری این جلسه در نظر گرفته نشد تا بعدها در صورت اعلام حضور مدعوین، زمان خاصی مقرر شود و بهانه ای نیز برای رد دعوت نباشد!
همه دعوتنامه ها در تاریخ 29/7/86 حضورا در اختیار دبیرخانه مجلس قرار گرفت و بمنظور تسریع روند اجرایی و رفع هرگونه شائبه ای، نامه برخی آقایان از جمله ، به دفتر ایشان فکس نیز شد.
در این میان تنها نماینده ای که پس از پیگیریهای جنبش عدالتخواه، آمادگی خود را برای حضور در چنین جلسه ای اعلام نمود، آقای دکتر کامران، رییس محترم هیئت تحقیق و تفحص از قوه قضاییه بود.
اما اتفاق جالبی افتاد و در حالی که کارکنان و مسئول دفتر وی به مدت 3 هفته با تایید دریافت نامه قول پیگری میدادند، ناگهان در چرخشی عجیب اعلام کردند که هنوز هیچ نامه ای دریافت نکرده اند! گذشته از تناقضات آشکار دفتر ریاست مجلس، مشخص نیست چه بر سر نامه های رسیده میرود!
برخوردهای اغلب نمایندگان مدعو، از یک جنس بود. که البته در آینده ای نزدیک به آن نیز خواهیم پرداخت. متن زیر مکالمات تلفنی یکی از اعضای جنبش با مسئول دفتر یا کارکنان دفتر حداد عادل است. هرچند تعداد تماسها بیش از این بوده، اما همین 4 نمونه نیز نشاندهنده نوع نگاه اطرافیان رییس مجلس و تعاملات و برخورد ایشان با نقادی دانشجویی است.
اپیزود اول(کمتر از یک هفته پس از ارسال نامه):
- سلام عليكم. از جنبش عدالتخواه مزاحمتان ميشوم. از آقاي حداد عادل دعوت كرده ایم در يك جلسه پرسش و پاسخ در مورد عملكرد مجلس حضور پيدا كنند. ميخواستم بدانم پاسخی داده اند؟
- سلام علیکمم. بله، نامه تان را دریافت کرده ایم. هنوز جوابی نداده اند. ولی اگر وقت داشته باشند ما خودمان با شما تماس میگیریم و زمان جلسه را هماهنگ میکنیم. شماره تماستان...
اپیزود دوم(7/8/86):
ـ سلام عليكم. از جنبش عدالتخواه مزاحمتان ميشوم حدود 10 روز پيش ما از آقاي حداد عادل دعوت كرديم در يك جلسه پرسش و پاسخ در مورد عملكرد مجلس حضور پيدا كنند. ميخواستم بدانم پاسخشان چه بوده؟
ـ البته نامه الان در گردش كار هست، دستوري هم رويش نخورده. استحضار داريد خوب برنامه وزرا و روساي قوا 10 روزه یا 15 روزه برنامه ريزي نميشود. آنطور كه شما فرموديد 10 روز قبل آمده قاعدتاً برنامه ها الان پر هست. لابد آقايان بررسي ميفرمايند و يك زماني كه خالي هست اختصاص به شما و عزيزاني كه درخواست كردند بدهند. با اين توضيحي كه خدمتتان عرض كردم اگر فاصله ايجاد شده يا برنامهاي باز شد به مجرد اينكه امكان پذير باشد حضور جناب عالي و دوستانتان اطلاع ميدهيم.
-خوب ما ميخواهيم كه اين زمان به يك ماه و دو ماه نكشد. چون الان هم تشكلها از ما انتظار دارند و هم رسانهها پيگير هستند و ما مجبوريم يك جوابي به اين ها بدهيم. امروز مثلاً خبري رفت روي رسانهها كه آقاي حداد هنوز پاسخگوي ما نبودند و واقعاً هم اينطور بوده.
ـ من با اين توضيحي كه دادم به نظر مي رسيد كه جناب عالي به مشكلات ما هم آشنا شديد. برنامه ها كه آخر با 10 روز برنامهريزي نميشود. اولاً اگر نامهاي ارسال شده براي هر جايي، صرف نظر از دفتر روسای قوا، نباید انتظار داشته باشيد در چند روز پاسخ بدهند. موضوع دوم اينكه ما با خيلي از دوستان مثل شما وعده كرده ایم. در همين 20 روز، يك ماه آينده، ما اگر نتوانيم برنامه ريزي كنيم براي دو یا سه ماه آينده، جناب عالي به عنوان يك دانشجو سوال نميكنيد كه چرا اين قدر برنامهريزي نداريد كه نميدانيد كارتان چيست؟ كجا بايد برويد يا كي بايد بيايد؟ به همين دليل شما درخواستتان اگر رسيده حتماً دارد تقابل مي كند با برنامه هاي ديگر. بايد يك جايي در برنامه ها باز بشود. دو تا راه دارد، يا اينكه بعد از سپري شدن برنامههاي محكم شده وقت در اختيار شما قرار بگيرد. راه ديگر هم آن است که خيلي از برنامهها ممكن است به هر دليل لغو بشود یا جابه جا شود. آن وقت يك فضايي باز ميشود كه برنامه شما جايگزين آن بشود.
-بسيار خوب ما منتظر هستيم. ولي حالا اصراري كه ما مي كنيم از چند جهت است، يكي بحث پرسشگري است كه حضرت آقا هم بارها از دانشجويان خواستهاند، و از آن طرف هم از مسئولين خواستهاند كه فضاي پاسخ گويي را باز كنند. و ما هم به عنوان وظيفه دانشجويي خودمان احساس مي كنيم كه در اين قضيه بايد جدي وارد بشويم و از آن طرف هم از مسئولين انتظار داريم كه به صورت جدي پيگير اين مسئله باشند. يكي ديگر هم بحث حضور آقاي حداد و مسئولين ديگر در برنامههايي است كه ما احساس ميكنيم هيچ ضرورتي به حضور اين حضرات نيست. خيلي وقت ها در جلسات سخنراني، مراسمهاي مختلف اختتاميه و افتتاحيه حاضر مي شوند كه اصلاً انتظار نيست از يك رئيس قوه كه در مسائلي كه در حيطه وظايفش نيست وارد بشود. همچين جلسات تشريفاتي كه حضورشان هيچ مشكلي از مملكت دوا نميكند. اين كه ما فكر ميكنيم كه اگر وقت ايشان طوري تنظيم بشود كه به مسائل اصلي كشور بپردازند و از جمله پاسخگويي نسبت به عملكرد دستگاه ذيربط، وقت براي اینچنين مراسماتي خيلي راحت تر باز شود.
-خوب البته اين نكته كه شما ميگوييد محترم است. البته آن هم پاسخ مفصلي ميتواند داشته باشد. ميگويند هر كسي از ظن خود شد يار من. البته اينجا هم يك نكتهاي مستتر بود، ممكن است كه آن بُعدش براي من و شما روشن نباشد. قاعدتاً يك كسي كه يك شخصيت حكومتي و اجتماعي پيدا ميكند هيچ وقت من و شما، نميتوانيم فكر كنيم كه شما چرا رفتي خانه يك جانبازي كه رفت و آمد تو هيچ فرقي ممكن است به حالش نكند. شما شايد متوجه اين نباشيد. شايد اصل اين مطلب آن باشد كه آن جانباز و خانوادهاش دلگرم بشوند كه هنوز خدمتگزاران نظام بهشان سر ميزنند.
ـ اگر فقط اين ها باشد كه خيلي خوب است اما...
ـ مطالب ديگر هم هست از اين قبيل که خود جناب عالي هم ازتان بپرسند كه چرا وقتتان را مصروف خيلي از محاورات و smsهاي موبايلتان ميكنيد واقعاً چه پاسخي داريد براي ديگران؟! با خودتان فكر ميكنيد كه اين هم جزئي از كارهاي روزمره شماست. چون نميرسيد به خيلي از دوستانتان سر بزنيد شايد يك پيامكي برايشان ارسال ميكنيد كه صله رحم كنيد اما هيچ وقت فكر ميكنيد كه آيا به نظر من كه دارم ازتان سوال مي كنم منطقي و معقول است؟ من مي گویم، نه. من مي گویم دانشجويان بايد وقتشان را صرف توليد علم كنند. من هم مثل شما ذهني پرسشگري دارم من هم فكر مي كنم خيلي چيزها بايد پيش از قضاوت يا پيش از اين كه حتي اين را سينه به سينه و صورت به صورت به ديگران اشاعه بدهيم، كه كمك بكند كه كسي خداي نكرده ذهن پرسشگرش منحرف بشود به اينكه چرايي كند، بپرسيم. يعني بيایيم فرصت بدهيم ديگران بينديشند. بيانديشند كه اگر افتتاحيه رفتند جايي، آنجا كي بود؟ شايد خانواده هاي شهدا بودند! شايد جانبازان بودند! یا هيچ كدام نبودند، ادبا بودند فرهنگيان بودند! من ضمن اينكه احترام قائلم براي نكتهاي كه شما گفتيد و خيلي لذت بردم كه به اين نكات هم توجه كرديد، خاطرتان را به اين نكته جلب ميكنم كه آقاي دكتر حداد از آنجايي كه خودشان استاد دانشگاه هستند و هنوز هم با دانشجوها سر و كار دارند، دغدغه هايي دارند نسبت به بعضي از امور كه ممكن است دركش در اين لحظه براي من هم مشكل باشد! اما وقتي خوب ميانديشيم ميبينيم كه يك جمعي از دانشجويان ازشان خواهش كردند كه ما يك اردويي داريم، شما بي زحمت در اين اردوي ما حضور پيدا كنيد!! ممكن است شما خوشتان بيايد، من بدم بيايد، من ميگویم چرا وقتتان را صرف آن كار كرديد؟ وقتتان را صرف قانون گذاري ميكرديد اما جنابعالي دلتان شاد شده باشد!!
ـ بحث بر سر اين نيست كه در اين جلساتي كه حضورشان ضروري است ايشان حاضر نباشند...
ـ آخر اين ضروري را كي بايد تشخيص بدهد؟
ـ ببينيد بحث بر سر اين است كه آقا سال 80 پيام هشت مادهاي دادند. بعضي وقت ها شما مي بينيد يك سال مي گذرد اما هنوز سران قوا حتی فرصت اين را ندارند راجع به مبارزه با مفاسد اقتصادي با همديگر صحبت كنند و جلسه مشترک بگیرند...
ـ نكته اي كه شما مي گوييد بايد قابل تامل باشد و هست اما مطلبي كه من مي خواهم عرض كنم، بايد ببينيم آن ضرورت را كي تشخيص مي دهد. اميدواريم ان شاء الله همه ما عاقبت به خير بشويم. خداحافظ
اپیزود سوم(چند روز بعد):
-سلام عليكم از جنبش عدالتخواه دانشجويي مزاحمتان مي شوم. چند روز قبل دوستان تماس گرفته بودند مفصل صحبت كرده بودند. شما آقاي ... مسئول دفتر آقاي حداد هستيد؟
ـ بله قربان
ـ پيرو همان صحبت ها من فكر مي كنم بحث اينكه اين جلسه كي تشكيل بشود يك مسئله ديگر است اينكه ما جوابي بگيريم كه آيا اصلاً با كليت اين جلسه موافقند ايشان يا نيستند.
ـ بله من توضيح دادم. به هر حال تقاضاهاي زيادي برای رياست مجلس مي آید. با توجه به برنامه ها و تقاضاها ان شاءالله بررسي ميكنیم، دعوت مي كنند از شما يا اينكه بيايند خدمت شما. اين نيست كه شما تماس بگيريد جواب بگيريد يا نگيرد. برنامه رئيس مجلس اين طور نيست كه شما با يك تماس تلفني كه آقا نامه شما به فرض يك ماه هست تاريخ فلان ساعت فلان. بايد برنامه ها را ببينند سر فرصت به شما پاسخ بدهند اگر تماس بگيريد خودتان را اذيت مي كنيد!
ـ بالاخره ما مي خواهيم پيگيري كنيم.
ـ شما تقاضا كرديد و تلفن زديد. ما هم يادداشت كرديم سر فرصت اگر فرصت داشته باشند به شما پاسخ ميدهند.
ـ ببينيد قبلا دوستان ما برای پاسخ گويي، ميرفتند تجمع و تحصن. اما شاید بشود دعوت كرد، جلسه گذاشت و صحبت كرد. ضمنا تجربه قبلی نشان داده كه مثلاً با دفتر قوا هم حداكثر در 10 روز مي شود اصل جلسه را به نتيجه رساند.
ـ نه عزيزم! ده روز بيشتر گذشته، ده روزِ ديگر هم من قول به شما نميدهم كه جواب بدهم. اما خوب، در برنامهها هست. اگر امروز هم به من پاسخ بدهند من همین امروز به شما پاسخ ميدهم.
ـ خيلي خوب
ـ التماس دعا
اپیزود چهارم(22/8/86):
ـ دفتر آقاي حداد عادل؟ از جنبش عدالت خواه تماس مي گيرم.
ـ بفرماييد
ـ با مسئول دفترشان مي خواستم صحبت كنم.
ـ الان كه آقايان در دفترشان نيستند! فرمايشتان؟
ـ حدود سه هفته قبل از آقاي حداد دعوت كرده بوديم براي حضور در يك جلسه پرسش و پاسخ دانشجويي، مي خواستم ببينم پاسخشان چيست؟
ـ قربان دعوت نامه تان رسيده؟! اطمينان كسب كرده ايد كه آمده؟!
ـ بله رسيده! ما با مسئول دفترشان صحبت كرده ايم.
ـ اجاز بدهيد من الان چك كنم و با دبيرخانه صحبت كنم... دبیرخانه؟ وقت شما بخير، آقا يك دعوت نامهاي هستش كه دوستان عزيزي از جنبش عدالتخواه فرستادند. رسيده بدست شما؟! ـ (نه، نه چيزي نفرستادند!!)
ـ اين مسئول دبيرخانه مان بودند!!! الان مي گويند كه از دوستان شما هم تماس گرفتند با ايشان اين توضيح را دادهاند كه اين دعوت نامه نرسيده!!
ـ ببينيد ما 3 هفته قبل اين دعوت نامه را فرستاديم. حداقل دفعه پنجم، ششم است كه تماس مي گيریم خدمتتان، قبلاً راجع به اين نامه صحبت كرديم با آقايان. آخرين صحبتمان هم با آقاي ... بوده كه فرمودند دعوتنامه به دست شما رسيده، و فقط بحث بر سر اين بود كه بالاخره با مسئولین هماهنگ شده براي جلسه كه تشريف بياورند یا نه.
- اجازه بدهید من سیستم را چک کنم...(لحظاتی میگذرد) از جاهای دانشجویی دیگر دعوتنامه داریم ولی از شما چیزی نرسیده.
ـ الان بعد از پنج شش مرتبه تماس، بار اول است كه به من مي گويند نرسيده! اين براي ما قابل قبول نيست يك روز بگويند نرسيده و يك روز بگويند رسيده.
ـ خوب الان من چه كاري مي توانم براي شما بكنم؟!
ـ الان بايد جوابگو باشید.
ـ خوب نرسيده!!
ـ همان همكار شما دفعه قبل به ما گفت رسيده و ما كلي صحبت كرديم راجع به اينكه زمان اين جلسه را چطور تنظيم كنيم.
ـ من واقعاً نمي دانم كدام يك از آقايان به شما گفتند. آن نكته اي كه من فكر ميكردم لازم است من به استحضار شما رساندم.
ـ آقاي ... هم اگر تشريف داشته باشند ما با ايشان صحبت كنيم!
ـ اجازه بده ببينم ايشان تشريف دارند.
ـ آهنگ
ـ بفرماييد؟
ـ حال شما خوب است ان شاء الله. از جنبش عدالت خواه مزاحمتان ميشویم.
ـ بله، شما تماس تلفني داشتيد كتباً عرض كرديم ديروز هم با شما صحبت كرديم. عرض كردم كه هيچ نامه كتبي از شما دريافت نكرديم!
ـ نامه كتبي را كه ما سه هفته پيش داديم خدمتتان!
ـ نامه را به كي داديد؟
ـ ما به دبيرخانه داديم. دبيرخانه هم ارسال كردند. دست دفتر آقاي حداد هم رسيده. به شماره فکس دفتر ایشان هم جداگانه فرستادیم.
ـ دبيرخانه ادعا كرده اند كه ما دريافت نكرديم.
ـ ببينيد دفعات قبل كه ما تماس مي گرفتيم ...
ـ چه شماره نامه اي را به شما دادند؟
ـ شماره نامه ای نداده اند.
ـ بله! چون شماره نامه نيست قابل پيگيري نيست!! حالا اگر فرمايشاتتان را مكتوب محبت كنيد ارسال كنيد يا فكس كنيد تا ما بدهيم خدمتشان.
ـ ما نامه را تاریخ 29/7 فرستاديم خدمتشان. هم به دبیرخانه دادیم و هم فکس کردیم!
ـ عرض مي كنم كه شماره نامه يا شماره ثبت بايد داشته باشيد يا شماره فكسي داشته باشيد كه ما خدمتتان پاسخ دهيم.
ـ ببينيد ما از سه هفته پيش كه تماس گرفته ايم گفته اند به ما اطلاع مي دهند.
ـ من دو سه بار با شما يا دوستانتان صحبت داشتم. ديروز هم كه تماس گرفتيد عرض كردم كه دعوت نامهاي از شما با دريافت نكرديم.
ـ اين قابل قبول نيست كه ما جوابهای مختلف از شما...
ـ شما نامه را بايد به دبيرخانه مجلس تحويل بدهيد و شماره نامه بگيريد كه قابل پيگيري باشد. شما اگر نامهاي به دبيرخانه مجلس بدهيد و شماره نامه دريافت نكنيد قابل پيگيري نیست!
ـ آقاي ...، شما بعد از سه هفته این جواب را به ما میدهید. در طول این سه هفته كه ما تماس ميگرفتيم همكاران شما ميفرمودند كه نامه شما رسيده و قرار بود زمان را هماهنگ کنند و به ما تلفنی خبر بدهند.
ـ عرض مي كنم تلفنتان را دوباره بفرماييد اگر وقتي تعيين شد و پاسخي فرمودند ما خدمت شما عرض مي كنيم. بنده پاسخگوي نامه ها نيستم. اينجا پاسخگوي تلفن ها هستم. نامه شما هم تا شماره ثبت نداشته باشد قابل پيگيري نيست. من و همكاران من شرمندهايم.