لوگو نشان داده سياستمداري مستقل است و از اين جهت نهتنها از مواضع قبلي رهبران پاراگوئه كه طرفدار سنتي از آمريكاست پيروي نخواهد كرد بلكه رابطه كنوني با آمريكا را تحتالشعاع قرار داده و اجازه تجارت آزاد با اين كشور را نداده و آن را دچار مشكل و پيچيدگي خواهد كرد.
با پيروزي "فرناندو لوگو" در انتخابات رياست جمهوري پاراگوئه كلكسيون در حال تكميل رهبران ضد آمريكايي در آمريكاي لاتين، به هشتمين كشور رسيد و اين در حالي است كه در سالهاي اخير با روي كار آمدن دولتهاي چپگرا يا چپ ميانه در ونزوئلا، بوليوي، اكوادور، برزيل، آرژانتين، شيلي، اروگوئه و پاراگوئه كار براي واشنگتن دشوار شده است.
مردم پاراگوئه با حضور در پاي صندوقهاي رأي با انتخاب "فرناندو لاگو" يك اسقف سابق و چپگراي مکتب الهیات رهایی بخش براي تصدي پست رياست جمهوري، خود را از سالها استثمار واشنگتن كه از آن به جان آمده بودند، رها ساختند.
لوگو 56 ساله كه مهمترين بخش برنامه انتخاباتياش خروج از دايره نفوذ آمريكا بود پس از پيروزي با حضور درميان مردم خطاب به دهها هزار نفر از طرفدارانش در شهر آسونسيون، پايتخت پاراگوئه گفت: "شما درباره كاري كه بايد انجام شود، تصميم گرفتهايد. شما تصميم گرفتهايد پاراگوئهاي آزاد داشته باشيد. متشكرم، متشكرم، از همه شما متشكرم. امروز ما فصلي جديد در تاريخ سياسي ملت خود نوشتهايم."
پايگاه خبري ـ تحليلي آمريكايي "كانتر پانچ" با اشاره به پيروزي فرناندو لوگو در پاراگوئه مينويسد كه واشنگتن هشت سال به دنبال سرنگوني هوگو چاوز، رئيس جمهوري چپگراي ونزوئلا بود كه موفق نشد و اكنون بايد نگران از دست دادن كشوري ديگر از آمريكاي لاتين باشد.
پاراگوئه به دليل هممرز بودن با بوليوي، برزيل و آرژانتين اهميت فوقالعادهاي از لحاظ ژئوپليتيك براي آمريكا پيدا كرده است.
تحليلها بر اين است لوگو نشان داده سياستمداري مستقل است و از اين جهت نهتنها از مواضع قبلي رهبران پاراگوئه كه طرفدار سنتي از آمريكاست پيروي نخواهد كرد بلكه رابطه كنوني با آمريكا را تحتالشعاع قرار داده و اجازه تجارت آزاد با اين كشور را نداده و آن را دچار مشكل و پيچيدگي خواهد كرد.
لوگو اعلام كرد كه اين كشور براي نخستين بار در تلاش براي تقويت تجارت و سرمايهگذاري خارجي، روابط ديپلماتيك با چين برقرار خواهد كرد. پاراگوئه از سال 1958 ميلادي تايوان را به رسميت شناخته و تنها كشور امريكايي جنوبي است كه همچنان اين جزيره را به رسميت ميشناسد. اين در حالي است كه چين كه در عرصههاي بينالمللي به عنوان يك قدرت مقابل غرب به شمار ميآيد هيچ گاه استقلال تايوان را به رسميت نشناخته و با مواضع غربگرايانه تايپه مخالفت كرده است و اكنون با تأكيد لوگو بر برقراري روابط ديپلماتيك با چين، وي در اين مورد نيز روياروي سياستهاي قدرتهاي غربي قرار گرفته است.
اين انتخابات همچنين به شش دهه حاكميت حزب راستگراي «كلرادو» كه از متحدان كاخ سفيد به شمار ميرود، پايان داد. حزبي كه سلطهاش بر پاراگوئه از سال 1947 ميلادي آغاز شده بود.
حزب كلرادو با استفاده از تشكيلات گسترده خود و حمايت صدها هزار كارمند وفادار دولت سالها بر اين كشور حكومت ميكرد اما هشت ماه پيش، لوگو اقدام به متحد كردن اتحاديههاي كارگري چپگرا، سرخپوستان و كشاورزان فقير در ائتلافي با عنوان «اتحاد ميهني براي تغيير» با حزب مخالف اصلي پاراگوئه يعني حزب محافظهكار راديكال كرد.
فرناندو كه از وي به عنوان "اسقف فقرا" نام برده ميشود در نظرسنجيها پيشتاز و از هواداران برنامههاي سوسياليستي و چپگرايانه "هوگو چاوز" و "اوو مورالس" رؤساي جمهوري ونزوئلا و بوليوي در زمينه واگذاري اختيارات به فقرا و تقويت اين قشر است و در همين راستا، پيامهاي تبريك چاوز و مورالس را كه جزء نخستين پيامهاي دريافتي لوگو بعد از پيروزي در انتخابات بود نيز ميتوان در راستاي همين همگرايي ارزيابي كرد.
تلاش براي بهبود وضعيت بهداشتي درماني فقرا، از ميان بردن فقر و اشتغالزايي كه موجب بازگشت مهاجران فقير به كشور خواهد شد در صدر برنامههاي لوگو قرار دارد. فساد و رشوهخواري، جديترين معضل پاراگوئه كوچك و فقير در منطقه آمريكاي لاتين است كه اكنون فرناندو در آغاز رياست جمهوري خود با آن مواجه است.
برخي تحليلگران بر اين امر تأكيد دارند كه روند پيروزي پياپي چپگرايان در آمريكاي لاتين مؤيد اين امر است كه امپرياليسم جهاني و در رأس آن آمريكا، بزرگترين عامل تيرهبختي و گرسنگي مردم جهان است و بايد به سلطه آن پايان داد و ميتوان بدون آن به كار و زندگي ادامه داد. رابطه با آمريكا، هيچگاه، در هيچ جاي جهان و در هيچ كشوري به سود ملتها نبوده و نميتواند باشد چرا كه آمريكا به چيز ديگري غير از جنگ، كودتا، خونريزي، ويراني، چپاول و گرسنگي دادن به مردم، پايبند نيست و اين در حالي است كه سابقه حمايتهاي بيدريغ آمريكا از ديكتاتورهايي مانند ژنرال آگوستينو پينوشه در شيلي به مدت 17 سال و سركوب ملتهاي زجركشيده آمريكاي لاتين در قرن گذشته ميلادي، هنوز از ياد و خاطره مردم اين منطقه پاك نشده است.
اخبار حاكي از آن است كه آنچه به مبارزات انتخاباتي لوگو كمك كرده، نارضايتي مردم از نسبت 13درصدي بيكاري در دومين كشور فقير آمريكاي جنوبي (پس از بوليوي) بود. حدود 43 درصد از 5/6 ميليون جمعيت پاراگوئه در فقر زندگي ميكنند.
اين پيروزي بدون ترديد تغيير جهت كشورهاي آمريكاي جنوبي بهويژه اعضاي "مركوسور" به سوي چپ را تشديد خواهد كرد؛ ضمن اينكه رئيس جمهوري منتخب پاراگوئه اعلام كرده است كه به يك حزب بزرگ لاتيني امريكايي ميانديشد كه بدون مرز در هم ادغام شده و مورد احترام است.
هماكنون اين بازار، منطقهاي كه كشورهايي چون آرژانتين، اروگوئه، پاراگوئه، شيلي و بوليوي به رهبري چپها در آن فعاليت و همكاري ميكنند، با دور شدن از سياستهاي راستگرايان، قدرت اقتصادي مهمي را در برابر ديگر پيمانهاي اقتصادي منطقهاي تشكيل داده است.
اين روند از زماني آغاز شد كه جنبشهاي ترقيخواه در قلمرو پهناور آمريكاي لاتين در قالب احزاب و گروههاي سياسي چپ، عرصه سياست و حكومت را در چند كشور اين قاره از جمله در ونزوئلا، اكوادور و بوليوي به دست گرفتند و به اين ترتيب، بلوك هماهنگ و يكنواختي را در برابر سياستهاي انحصارطلبانه آمريكا كه سالهاي زيادي اين منطقه از جهان را حياط خلوت خود ميپنداشت، تشكيل دادند.
با انتخاب فرناندو لوگو به رياست جمهوري پاراگوئه، يكي ديگر از كشورهاي آمريكاي لاتين كه زماني كاملاً به عنوان حياط خلوت آمريكا شناخته ميشدند به جمع آن دسته از كشورهاي آمريكاي لاتين پيوست كه راه سوسياليسم قرن بيست و يكمي را در پيش گرفتهاند.
چندي پيش هم كشورهاي امريكا لاتين با هدف خروج از زير سلطه بانك جهاني، با پيشنهاد ونزوئلا، بانك بينالمللي خود را تأسيس كردند و هوگو چاوز، در سخنراني خود به مناسبت سالگرد كودتاي آمربكا برعليه دولت منتخب وي، اعلام كرد كه كشورهاي آمريكاي لاتين، به منظور دفاع جمعي در مقابل تجاوزات مداوم آمريكا، پيمان نظامي تشكيل ميدهند.
.