با اعتقاد، برای دکتر عماد افروغ

این بود عدالتی که دیشب گفتی؟

وبلاگ ناسور , 13 مرداد 1386 ساعت 0:39



با اعتقاد
براي دكتر عماد افروغ: 

1
گلسنگ ز سنگ خاره بر مي­آيد
با ظلمت شب ستاره بر مي­آيد
بر جور سياه جاهلان صبر خوش است
از صبر هزار چاره بر مي­آيد
2
اين مي­داند، بر آن فسون مي­خواند
آن نادان است، كلّه مي­جنباند
حرف از تمثيلِ دو لب قيچي نيست
"جور" است كه اسب "جهل" را مي­راند
3
(برای نشستگان بر کرسی بطر):
از دولت مردم مهذّب گفتي
از جادوي نسخه مجرّب گفتي
اي دوست! كه مي­بينم امروزت را
اين بود عدالتي كه ديشب گفتي؟
4
من مي­گويم شراره­ها مي­مانند
شب مي­ميرد، ستاره­ها مي­مانند
اما، اما، اگر تو عزلت گيري
بر جاي تو هيچكاره­ها مي­مانند
5
گر روزيِ مرد از قضا غم بشود
حاشا كه سرش پيش كسان خم بشود
اين چار كلام شعر تقديم شما
يك ذره ز رنجتان مگر كم بشود.

کد مطلب: 83

آدرس مطلب: http://www.adlroom.org/vdcg4.97aak9wrrp.html

عدالتخانه (پايگاه جمعی عدالتخواهی اسلامی)
  http://www.adlroom.org