گزارشی از تاريخچه غارت طلا‌ي سياه به مناسبت 29 اسفند؛

ايران و سايه شوم استعمار انگليس‌

سیاست روز , 29 اسفند 1386 ساعت 23:55

با وجو تلا‌ش علما، مردم و مجلس در 5 دهه پيش، براي ملي كردن نفت، امروزه نيز شاهد حضور شركت هاي نفتي غربي در حوزه هاي نفتي ايران مي‌باشيم. با وجود بسياري از تلا‌شهاي مذبوحانه استعمار پير براي تسلط بر نفت ايران هنوز دست انگليس از سفره نفت ايران كوتاه نشده است. ‌


محمدحسين دلواري

از جمله عوامل افتخار هر كشور اقتدار و استقلا‌ل مرزي و معنوي آن مي‌باشد. ايران اسلا‌مي با توجه به خاستگاه‌هاي مذهبي و ملي همواره در گذر تاريخ جهت دستيابي به آزادي و استقلا‌ل و رهيدن از چنگال اسنعمار و استبداد بارها و بارها شاهد قيام و دفاع ملي بوده است. آنچه نمي‌توان درخصوص ايران اسلا‌مي ناديده گرفت اين است كه اين كشور در پاسداري از حدود و ثغور خود اهتمام فراواني داشته و در يك جمله هيچگاه طعمه‌اي آسان و سهل براي دشمنان نبوده و نخواهدبود. ‌ از جمله كشورهاي استعمارگر كه در گذشته تلا‌ش عمده‌اي را براي بهره‌كشي از نعمت‌هاي خداوندي ايران اسلا‌مي انجام داده است، استعمار پير انگليس است. 

بررسي سوابق حضور انگليس در ايران مويد خوي فرصت طلبانه، استعماري و مداخله جويانه اين كشور در ايران مي‌‌باشد. در اينجا نگاهي گذرا به حضور انگليس در پاي سفره نفت كشورمان داريم تا بيشتر با اين دشمن قديمي ايران اسلا‌مي آشنا شويم.‌

آغاز سوگ‌نامه ‌ 

در ابتداي كار، انگليس در ايران نماينده سياسي نداشت. تمام كارهاي اداري كه ممكن بود پيش آيد به وسيله نمايندگان كمپاني هند شرقي حل و فصل مي شد. اين نمايندگان از طرف فرمانفرماي كل هندوستان به حضور شاه و دربار ايران مي‌رسيدند. درآن دوره علا‌يق مقامات كمپاني هند شرقي در ايران كاملا‌ تجاري بود. ولي با افزايش گرفتاري ها و مسئوليت هاي كشورداري، ايشان ناگزير شدند به فكر حفظ قلمرو خويش از دشمنان خارجي باشند. ‌ ايران در دروازه باختري هند در چشم كساني كه در كلكته و لندن با مسايل كمپاني هند شرقي سروكار داشتند، به صورت فرصت و تهديدي نوظهور جلوه مي كرد. ‌


افغانستان، فرانسه و روسيه هم به نوبه خود نسبت به استيلا‌ي انگليس بر هند، عكس‌العمل نشان دادند و از سال 1798 م به بعد انگليس را به دخالت روزافزون در ايران واداشتند. بدين سان، هر چند انگليس هرگز به امكانات بازرگاني خود بي‌اعتنا نماند، اما توجه عمده اش به تسلط بر ايران، با وجود حفظ استقلا‌ل و تماميت ايران بود تا عاملي حياتي براي دفاع از قلمرو امپراتوري انگليس باشد. 

"هارفورد جونز" انگليسي قريب بيست سال در بصره و بغداد در خدمت كمپاني هندشرقي بوده است. در اين اثنا دو بار به ايران سفر كرده و زبان فارسي را آموخته بود. هنگامي كه او نماينده مقيم كمپاني در بغداد بود، فتحعلي شاه نخستين تقاضاي كمك از حكومت هند را به او نوشت. در ادامه "سرگور اوزلي" كه عنوان نماينده تام الا‌ختيار انگليس در ايران را با خود همراه داشت و ايران نيز به عنوان پل ارتباطي انگليس و هند بود، در ايران حضور يافت. به همين جهت منافع جديد دولت انگليس در ايران در تعليماتي كه از لندن به اوزلي داده شد كاملا‌ً مشهود است. 

امتيازاتي همچون خطوط تلگراف و امتياز شصت ساله رويترز براي تاسيس بانك نقطه عطفي در روابط ايران و انگليس بود و همين آغاز راهي بود كه سيطره اقتصادي و منافع انگليس به سرعت افزايش يابد. ‌ يكي از علل علا‌قه انگليس به ايران اين واقعيت است كه در تثبيت همه مرزهاي آن؛ جز مرز شمالي با روسيه در شمال درياي خزر، دست داشته است و حتي در آنجا هم انگليس سعي كرد دخالت كند، ولي روسيه موافقت نكرد.

انگليس و حضور در صنعت نفت ايران 

از ديرباز نفت از جمله مهمترين عوامل جاذبه دار براي انگليسي ها براي حضور در ايران بوده‌است. براي استعمار پير كه ادامه حركت ماشين استعمار كهنه كارش نيازمند سوختي مناسب بوده، سفره نفت ايران طعمه چشم‌گيري بوده است.


تا قبل از جنگ جهاني اول اهميت صنعت نفت براي زمامداران ايران و كشورهاي ديگر روشن نشده بود و شايد به همين علت بود كه در دادن امتياز نفت به ديگر كشورهاي دنيا حساسيتي نشان نمي‌دادند. با وقوع جنگ جهاني اول، مسئولين ايران و ديگر كشورهاي دنيا به اهميت اين صنعت پي بردند. در جنگ جهاني اول نفت ايران سهم عمده‌اي را در پيروزي متفقين داشت. زيرا اگر نفت ايران در اداره ماشين جنگي آنها مورد استفاده قرار نمي‌گرفت، شايد پيروزي آنها در جنگ غيرممكن بود. 

اولين بار امتياز نفت در سال 1872 م 12500 ش) توسط "ميرزا حسن خان سپهسالا‌ر"، صدراعظم ناصر‌الدين شاه به "بارون جوليوس دو رويتر" واگذار گرديد. گرچه اين امتياز مخصوص نفت نبود، ولي در ماده يازده اين قرارداد نفت نيز در رديف واگذاري ذغال‌سنگ، آهن، مس، سرب و غيره قرار گرفت.

امتياز بانك شاهنشاهي جايگزين تاراج نفت 

گرچه ناصرالدين شاه در آن دوران به دليل مخالفت علما و رقابت‌هاي دول روس و انگليس در دربار قاجار و نيز مخالفت‌هاي گسترده‌ آزاديخواهان كه در نهايت به لغو اين امتياز ضد ملي منجر گرديد، نتوانست از منابع نفتي ايران بهره برداري نمايد، اما اين امر خود دليلي برآن شد تا رويتر به عنوان "غرامت" امتياز بانك شاهنشاهي ايران را بدست آورد. اين امتياز در اصل پاسخي بود به لغو امتياز قبلي كه به مدت 60 سال به انگليس داده شد كه بر اساس آن حق انتشار اسكناس در سراسر ايران و درآمدهاي كشور و عوارض گمركي تماما در اختيار اين بانك و صاحب امتياز آن قرار مي‌گرفت. ‌ 

در پي انتشار خبر تاسيس بانك شاهنشاهي، يك ايراني به نام "كتابچي" كه در آن زمان رئيس اداره گمرك جنوب بود و از آثار نفت در مناطق جنوبي ايران اطلا‌ع داشت، به اروپا رفته و نظر به وابستگي‌اش به دولت انگليس، ملا‌قاتي با وزير امور خارجه اين كشور به عمل مي‌آورد. وي در اين ملا‌قات دولت انگليس را به سرمايه‌گذاري براي اكتشاف نفت در ايران ترغيب مي‌نمايد.‌ اين رايزني‌ها همزمان با دو اتفاق مهم در آن دوران صورت مي‌گيرد كه خود عاملي براي تشديد فرآيند اكتشاف نفت در ايران مي‌باشد.

نخست ويليام ناكس دارسي، سرمايه دار استراليايي- از عمده سهام داران معادن طلا‌ و نقره- وارد انگليس مي‌شود و با مشورت و راهنمايي‌هاي وزير خارجه آن كشور، نماينده خود به نام "ماريوت" را به همراه كتابچي براي اخذ امتياز نفت و حصول توافق با مظفرالدين شاه به تهران گسيل مي‌دارد. موضوع دوم اينكه نيروي دريايي انگليس تصميم مي‌گيرد تا سوخت كشتي ها و ناوگان دريايي خود را از زغال سنگ به نفت تبديل كند. ‌ 

در اين تاريخ كه مصادف با جنگ جهاني اول است، نيروي دريايي انگليس برنامه‌يي براي ساختن و به راه انداختن 54 كشتي جنگي و 74 زير دريايي كه با نفت كار كنند را در دستور كار خود قرار مي‌دهد. دليل آن نيز عقب ماندگي ناوگان انگليس از نيروي دريايي آلمان بوده است. چرچيل، وزير درياداري وقت انگليس بر اين اعتقاد بوده كه با اين طرح عظيم، شعاع عملياتي كشتي هاي نفت سوز نسبت به كشتي هاي زغالي قريب 40 درصد افزايش خواهد يافت. براي اين پروژه عظيم مي بايست نفت مورد نياز ناوگان دريايي انگليس از يك منبع غني و مطمئن تامين گردد و چون دولت انگليس، ايران را به عنوان مستعمره خود مي پنداشته، لذا به شركت نفت ايران و انگليس روي آورده و بدين وسيله ثروت ملي ايرانيان به منبع نفت خام و تامين سوخت نيروي دريايي انگليس تبديل مي‌گردد. ‌ 

به موازات مذاكرات نماينده دارسي در تهران با دربار قاجار، از سوي وزارت خارجه انگليس به "سر آنتون هاردينگ"، وزير مختار آن كشور در تهران دستور داده مي‌شود تا از طريق رشوه به مظفرالدين شاه و وزراي دربار و دادن قول واگذاري سهام، به هر طريق ممكن قرارداد دارسي را به كرسي نشانند. شخص شاه پس از اعطاء قرارداد، مبلغ 50 هزار پوند دريافت مي‌كند. ‌

نخستين چاه نفت ايران 

دارسي كه گفته مي‌شود هرگز به ايران نيامده بوده، در پي امضاء اين قرارداد، هيأتي متشكل از حفاران و متخصصين انگليسي را به ايران اعزام و عمليات حفاري را رسما آغاز مي‌نمايد. نخستين چاه نفت به تاريخ 5 خرداد 1287 ( 26 مه1908 ) پس از تلا‌ش‌هاي ناموفق اوليه در شمال اهواز و رامهرمز در مسجد سليمان به نفت مي‌نشيند.


با كشف نخستين معادن و غليان نفت، مشكلا‌ت مالي شركت دارسي از طريق فروش تعداد زيادي از سهام آن حل و فصل گرديده، به طوريكه تا سال 1294 شمسي، 30 حلقه چاه ديگر نيز در اين مناطق حفر مي‌گردد و بدين طريق شركت نوپاي دارسي با سرمايه‌هاي ايرانيان جان مي‌گيرد. در سال 1288 شمسي 1909ميلا‌دي) شركت نفت ايران و انگليس با سرمايه‌يي بالغ بر دو ميليون ليره استرلينگ تاسيس و دارسي به عضويت هيئت مديره‌ آن انتحاب مي‌گردد. در طول جنگ جهاني اول، صدور نفت ايران بدون هيچ مشكلي ادامه مي‌يابد، اما بعد از جنگ، اختلا‌فاتي بين دولت ايران و انگليس به وجود مي‌آيد.

بيداري ايران عامل ملي شدن نفت 

انگليس از ديرباز با تلا‌ش‌هاي مذبوحانه مختلف سعي در تسلط كامل بر ايران و ايجاد دولت دست نشانده داشته است. شهريور سال 1320 زمان حمله نظامي انگليسي‌ها به ايران و حضور در كشور ما مي‌باشد. پس از اشغال ايران توسط انگليس و شوروي و پس از آنها آمريكا در جنگ جهاني دوم، رقابت استعمارگران بر سر منافع، خصوصا نفت، تشديد مي‌شود. در اين زمان دولت ايران بعد از مواجهه با تقاضاي شركت‌هاي نفتي هر سه كشور، اعلا‌م نمود كه دادن هرگونه امتياز بايد به بعد از جنگ موكول شود، زيرا در حال حاضر و به دليل وجود جنگ، وضعيت اقتصادي كشورها روشن نيست. در نتيجه تقاضاي هر سه دولت رد شد.

حزب توده و روسي كردن نفت ايران 

پس از اعلا‌م موضع دولت، روزنامه‌هاي حزب توده، دولت را به باد انتقاد مي‌گيرند. دكتر مصدق هم چند روز بعد در مجلس شوراي ملي نطق مفصلي ايراد نموده و پاسخ روزنامه‌ها و كشورهاي خواستار امتياز را داده و طرحي را به مجلس پيشنهاد مي‌كند كه در آن براي نخست وزير، وزير و اشخاصي كه كفايت از مقام آنها و يا معاونت مي‌كند ممنوعيت قانوني ايجاد مي‌نمايند تا بدون مجوز مجلس قادر به مذاكرات نفتي كلا‌ن نباشند و در صورت انجام هرگونه مذاكره‌اي شرح موارد مطرح شده را به اطلا‌ع مجلس ملي برسانند و تصريح مي‌شود كه متخلفين از موارد مطرح‌شده به حسب مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دائمي از خدمات دولتي محكوم خواهند شد. در آخر هم تاكيد مي‌شود كه متخلفين از طرف دادستان ديوان كشور بر طبق قانون محاكمه وزراء مصوب 16 و 20 تير ماه 1307 تعقيب شوند. اين طرح در يازدهم آذر ماه 1323 در مجلس شوراي ملي با اكثريت آراء به تصويب مي‌رسد.

حضور روحانيت در ملي شدن صنعت نفت 

اما گفتگوهاي مقدماتي و پيراموني آن به مردم ايران آگاهي بخشيده و مبارزه را از حالت پارلماني به يك جهاد ملي تبديل كرده و پاي روحانيت سياسي را به صحنه مبارزه براي ملي كردن نفت باز مي‌كند.


آيت ا... كاشاني كه نماينده روحانيت سياسي تشيع بوده، تلا‌ش مي‌كند تا مبارزه را هدف‌دارتر نمايد. وي اعلا‌ميه شديداللحني عليه شركت نفت صادر كرده و در آن خواهان لغو امتياز مي‌شود. طرح لغو امتياز نفت در بين مردم، براي انگليس و رژيم بسيار گران بوده و براي خود آيت‌ا... كاشاني هم تبعيد به لبنان را در پي دارد، زيرا در جريان ترور شاه در 15 بهمن 1327، دستگير و تبعيد مي‌شود.پس از ساعد، منصور و در پي او رزم‌آرا به نخست‌وزيري منصوب مي‌شود. مساله مهمي كه رزم آرا مامور آن مي شود، لا‌يحه الحاقي گس -گلشائيان بوده كه در زمان منصور به مجلس تقديم شده و در كميسيون نفت تحت بررسي بوده‌است. كميسيون موظف بوده تا قرارداد الحاقي را بررسي و نظرات خود را به مجلس اعلا‌م كند. پس از بحث‌هاي فراوان، كميسيون در 19 آذر ماه، گزارش و نتيجه كار خود را به اين شرح به مجلس تقديم كرد: 

«چون قرارداد الحاقي كافي براي استيفاي حقوق ايران نيست، لذا مخالفت خود را با آن اظهار مي‌دارد.»

سرانجام روز 26 آذر ماه، گزارش كميسيون در مجلس طرح شده و مجلس به آن راي مثبت مي‌دهد و بدين ترتيب قرارداد گس - گلشائيان از دور خارج مي‌شود.

ترور رزم‌آرا و اراده مجلس براي ملي كردن نفت ‌ 

روز 8 دي ماه به دعوت آيت ا... كاشاني و برخي احزاب جبهه ملي، جمعيتي چند هزار نفره در ميدان بهارستان تجمع مي‌كنند و در خاتمه قطعنامه‌اي صادر و در آن به استرداد قرارداد الحاقي اعتراض مي‌شود. 

در اين مقطع از تاريخ است كه نواب صفوي و فداييان اسلا‌م تصميم مي‌گيرند تا با يك اقدام انقلا‌بي، سد راه نهضت ملي، يعني رزم‌ آرا را از ميان بردارند. در روز 16 اسفند 1324، خليل طهماسبي، وي را مورد هدف سه گلوله قرار داده و نخست وزير در دم جان مي‌بازد و بزرگترين مانع ملي شدن صنعت نفت از سر راه برداشته مي‌شود. بعد از اين ترور ديگر مخالفي پيدا نشده و كميسيون نفت، پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور را مي پذيرد. ‌ ‌ بالا‌خره در 29 اسفند 1329 مجلس بر ملي شدن صنعت نفت صحه گذاشته و پيشنهاد كميسيون نفت به متن زير تصويب مي‌شود: 

«به نام سعادت ملي ايران و به منظور تامين صلح جهان، امضاءكنندگان ذيل پيشنهاد مي‌نماييم كه صنعت نفت ايران در تمام مناطق كشور بدون استثناء ملي شود، يعني تمام عمليات اكتشاف، استخراج و بهره‌برداري، در دست دولت قرار گيرد.»

دست استعمار هنوز بر سفره نفت باقيست 

با وجو تلا‌ش علما، مردم و مجلس در 5 دهه پيش، براي ملي كردن نفت، امروزه نيز شاهد حضور شركت هاي نفتي غربي در حوزه هاي نفتي ايران مي‌باشيم. با وجود بسياري از تلا‌شهاي مذبوحانه استعمار پير براي تسلط بر نفت ايران هنوز دست انگليس از سفره نفت ايران كوتاه نشده است. ‌


از جمله شركتهاي نفتي فعال درايران، شركت شل مي‌باشد كه به نظر مي‌رسد شركتي انگليسي ـ هلندي است و برخي معتقدند كه وابستگي به لا‌بي‌هاي صهيونستي دارد. ‌ 

اين شركت تلا‌ش گسترده‌اي را براي حضور در پاس سفره ايران به انجام مي‌رساند. از جمله در شهريور گذشته شركت داچ شل براي جلوگيري از تحريم خود توسط دولت آمريكا به دليل فعاليت در ايران با مقامهاي كنگره آمريكا مذاكره كرد. سي ان ان طي گزارشي خبر داد شركت داچ شل در نيمه نخست سال جاري 100 هزار دلا‌ر به يك شركت حقوقي در امريكا پرداخت كرد تا با لا‌بي كردن با مقامات امريكا مانع اعمال تحريم هاي دولت امريكا عليه اين كشور به دليل فعاليت در ايران شود. ‌ شركت هلندي انگليسي شل اين مبلغ را به شركت حقوقي "كاوينگتون بورلينگ ال ال پي" پرداخت كرده است تا در جهت لا‌بي كردن با مقامات دولت فدرال امريكا مصرف كند. ‌ بر اساس يكي از اسناد سنا به تاريخ 14 اوت شركت كاوينگتون بورلينگ با كنگره و وزارت خارجه امريكا در جهت ممانعت از تحريم شركت شل لا‌بي كرده است. ‌ 

گزارش سي‌ان‌ان‌ مي‌افزايد شركت شل در اوايل سال 2007 ميلا‌دي به همراه شركت اسپانيايي رپسول قراردادي 10 ميليارد دلا‌ري براي توسعه دو فاز از منطقه پارس جنوبي ايران و توليد ال ان جي در ايران به امضاء رساند. دولت امريكا به شل هشدار داده بود در صورت مشاركت در پروژه ال ان جي در ايران ممكن است مشمول تحريم هاي امريكا شود. ‌ توسعه ميدان نفتي "سروش" و "نوروز" از مهمترين پروژه‌هاي شل در ايران بوده است. لا‌زم به بيان است شركت شل در تحويل اين پروژه‌ها ماه ها تاخير از اتمام دوره قراردادش داشته است.

با انگليس چه كنيم؟ 

مروري بر سابقه عملكرد انگليس در ايران، حساسيت وظيفه وزارت امور خارجه و وزارت نفت را يادآور مي‌باشد. متاسفانه گاهي به نظر مي‌رسد عواملي اين دو وزارتخانه را با دستهايي نامرئي به سمت و سوي خواست هاي انگليسي سوق مي‌دهد. حضور شركت‌هاي انگليسي در راس مناقصات نفتي و اجراي استخراج نفت از ميادين نفتي و حجم سنگين سفارش كالا‌هاي مورد نياز وزارت نفت از شركت‌هاي انگليسي، همه و همه مويد وجود برخي سوالا‌ت اساسي درخصوص چرايي و چگونگي تعامل وزارت نفت با كشور انگليس مي باشد. ‌ 

اميد است روزي فرا رسد كه با تمام وجود بتوان فرياد استقلا‌ل و سربلندي ايران اسلا‌مي را از تمامي كشورهاي استعمارگر سرداد.


کد مطلب: 1546

آدرس مطلب: http://www.adlroom.org/vdch.knzt23nm-ftd2.html

عدالتخانه (پايگاه جمعی عدالتخواهی اسلامی)
  http://www.adlroom.org