با شکست این طرح های آمریکایی و اسرائیلی برای تغییر شکل منطقه، این احتمال وجود خواهد داشت که به سوی جنگی کامل و بزرگ که در آن کشور های معتدل عرب نیز شرکت خواهند داشت پیش برویم.
عدالتخانه - گروه تحلیل بین الملل
سارا مومنی
همان طور که در اخبار آمده، پس از ترور شهید مغنیه، اسرائیل و آمریکا به کمک دستگاه های امنیتی عربستان و مصر و اردن تصمیم داشتند که سید حسن نصر الله را ترور و با حمله به جنوب بیروت که مقر اصلی حزب الله است این منطقه را محاصره و با قتل همه فرماندهان و اعضای اصلی آن و نیز رهبران گروه مخالف دولت سنیوره نظیر میشل عون و نبیه بری، ترکیب جدیدی را برای خاورمیانه در آستانه شصتمین سالگرد تولد منحوس رژیم صهیونیستی ترتیب بدهند.
بدین روش کاری را که در جنگ 33 روزه علیه لبنان حاصل نشد، با این کودتا به انجام برسانند تا در پایان دوره ریاست جمهوری بوش این عمل به مثابه یک برگ برنده و یک امتیاز مثبت در کارنامه جمهوری خواهان و بوش ثبت شده و سرپوشی باشد برای شکست های مفتضح و پی در پی وی در جنگ عراق، افغانستان، مبارزه با حماس و حزب الله و یا به قول بوش شرورهای منطقه.
پس از آن هم اسرائیل با سوریه بر سر جولان صلح کرده و در یک حمله ناگهانی که نقشه آن سالهاست در پنتاگون ترسیم شده و هر شش ماه یک بار بر اساس متغیرهای موجود در منطقه به روز می گردد، به ایران حمله شود.
جشن های گسترده غیر طبیعی رژیم صهیونیستی بر پایه این طرح برنامه ریزی شده بود و نداهای اخیر چهره های موافق دولت لبنان مبنی بر تغییرات گسترده تا قبل از سفر بوش به منطقه و انتخاب ریاست جمهوری لبنان در تاریخ قبلی و برنامه دیدار سنیوره با بوش در مصر نیز، همه بر اساس این طرح برنامه ریزی شده بود. رژیم صهیونیستی نیز مطمئن از اجرای این طرح به استقبال گسترده جشن های شصتمین سالگرد "روز نکبت" می رفت که بطور غیر منتظره ای اوراق برگشت.
به خواست و تایید الهی و با هوشیاری کامل حزب الله و گروه مخالفان دولت لبنان، این طرح شکست خورد و طرح ترور سید حسن نصرالله لو رفت و حزب الله با یک اقدام غافلگیر کننده، کنترل اوضاع امنیتی را بدست گرفت؛ گروه موافی را در مناطق مختلف لبنان خلع سلاح کرده و سپس آن را در اسرع وقت به ارتش لبنان تسلیم کرد.
لذا حکومت لبنان در سراشیبی سقوط قرار گرفته و گروه هم پیمان مهم آمریکا در لبنان در حال سرنگونی و یا در بهترین حالت با طرح گفتگو بین طرف های لبنانی، حکومت آینده لبنان شکلی جدید خواهد داشت که مقاومت عنصر اصلی آن خواهد بود .
حال دیگر راهی باقی نمانده و آمریکا و اسرائیل که تمام طرح های خود را نقش بر آب دیده اند هیچ بعید نیست که بطور هیستریکی و ناگهانی برای عملی شدن نقشه خود حمله مستقیم به ایران، سوریه و لبنان را آغاز کنند. لذا آمادگی دفاعی ما در این مرحله نقش موثری در خنثی کردن توطئه های دشمنان خواهد داشت. چرا که بوش و جمهوری خواهان به هیچ وجه حاضر نیستند در این صحنه سیاسی با شکست مفتضحانه همه سیاست های خود در طی این هشت سال در خاور میانه، از صحنه قدرت کناره گیری کنند و راه را برای حداقل هشت سال برای دموکرات ها در آمریکا باز نمایند. در چنین شرایط تمایل دارند تا وقت باقی است با راه انداختن یک جنگ کامل در منطقه، آخرین مکاسب خود را قبل از کنار رفتن از قدرت محقق نمایند.
بر همین اساس، صلح اسرائیل با سوریه نیز به جایی نخواهد رسید و اصولا اسرائیل به هیچ وجه مایل به پس دادن بلندی های جولان نیست. زیرا در صورت عدم تغییر در آرایش منطقه به نفع امریکا و اسرائیل، تحویل دادن جولان به سوریه در مقابل صلح تنها با سوریه، به هیچ وجه منافع اسرائیل را تامین نمی کند و این مساله در نظر سیاستمداران اسرائیلی، خطری بزرگتر که همان حضور دو متحد بزرگ سوریه، یعنی ایران و حزب الله را در این بلندی های استراتژیک و همجوار با اسرائیل بوده و حماقتی بزرگ و به مثابه خودکشی برای اسرائیل خواهد بود.
لذا با شکست این طرح های آمریکایی و اسرائیلی برای تغییر شکل منطقه، این احتمال وجود خواهد داشت که به سوی جنگی کامل و بزرگ که در آن کشور های معتدل عرب نیز شرکت خواهند داشت پیش برویم. زمان این جنگ نیز احتمالا تا قبل از پایان دوره ریاست جمهوری بوش خواهد بود چرا که بعد از آن اگر دموکرات ها پیروز شوند - چنانکه شواهد و قرائن موجود بر این موضوع دلالت دارد- تا چند سال دیگر جنگی در منطقه اتفاق نخواهد افتاد و این به منزله خطر بزرگی برای اسرائیل است تا اجازه دهد حزب الله، ایران و حماس طی این مدت، با آرامش و خیالی آسوده تجدید قوا کرده و بر توان دفاعی و نظامی خود بیفزایند.
از نظر آنان، این امر به منزله نابودی حتمی اسرائیل خواهد بود. چرا که اسرائیل این تجربه را در جنگ تابستان 2006، هنگامی که ضربه سختی از قدرت موشکی حزب الله متحمل شد در حافظه خود دارد و حاضر نیست به هیچ وجه بعد از گذشت شش یا هشت سال دیگر، مجددا چنین تجربه تلخی را داشته باشد.
مطابق این تحلیل می توان انتظار داشت که پس از خنثی شدن توطئه های اخیر در منطقه، مترصد توفانی مهیب تر باشیم و نباید اجازه دهیم واقعه اسب تروآ تکرار شود و غرق در شادی این پیروزی، چشم بر توطئه های بزرگتر که در کمین ماست ببندیم. زیرا مطمئنا دشمنان ما مکارتر از آن هستند که با این شکست، دست از امیال و زیاده خواهی های خود کشیده و دم خویش بر گرده گزارده و از منطقه خارج شوند.
همچنین با نظر به هراس شدید برخی کشورهای عربی منطقه و به طور بارز عربستان سعودی، مصر و اردن از این جریان قدرت و نفوذ شیعیان در منطقه، انتظار آن می رود که این کشورها در جنگ احتمالی آینده، رل بسیار مهمی بازی کنند تا دست ایران را از منطقه خلیج فارس، عراق، لبنان و فلسطین کوتاه کرده و برای یک قرن دیگر بقای پادشاهی خود را بر منطقه تمدید نمایند.
.