|
وحید جلیلی*
بسمه تعالی
مورخ گرانقدر جناب آقای رسول جعفریان در واکنشی شتاب زده به یک بخشنامه ی دولتی مقادیر معتنابهی نظریه ی تفسیری، فقهی، حقوقی، فرهنگی،سیاسی، جامعه شناختی و تاریخی در مورد مسایل متنوعی همچون التقاط، جریانات سیاسی اخیر در آمریکای لاتین، زندگی امام صادق علیه السلام، اصل 44 قانون اساسی، اقتصاد اسلامی،علل تورم در دولت احمدی نژاد و غیره ابراز داشته اند.
البته از شخصیتی همچون آقای جعفریان که به گواهی آثار پر شمارشان در حوزه تاریخ معلومات عمومی وسیعی دارند، عجیب نیست که این همه موضوع متنوع را در یک یادداشت کوتاه گرد هم آورند. اما به خاطر همان سابقه توقع است که این گردآوری از حداقل انسجام منطقی برخوردار باشد.
از قرار معلوم دغدغه استاد جعفریان نسبت به التقاط و احساس تکلیف برای برخورد با سطحی نگری و ظاهربینی در عملکرد دولت نهم چندان جایی برای دقت در تحلیل و تعلیل باقی نگذاشته است.
البته ایشان در ابتدای یادداشت اذعان داشته است که به "بهانه" بخشنامه جدید دولت به ارائه نظریات قاطعانه خود برای مقابله با التقاط پرداخته و قاعدتا بحث ما با ایشان نمی تواند به این "بهانه" که چه بسا خود نیز با آن موافق باشیم محدود شود؛ چرا که دیری نخواهد گذشت که بهانه دیگری از دولت یا مجلس یا قوه قضائیه یا ... برای نظریه پردازی های کلان در یادداشت های کوتاه ژورنالیستی به دست خواهد آمد.
****
یادداشت آقای جعفریان این گونه شروع می شود:
"پس از تجربه یک دوره شعارهای چپ گرایانه در دهه نخست انقلاب که ناشی از برداشت های نادرست از برخی صفحات تاریخ اسلام و تلفیق آنها با شعارهای مارکسیستی در طول چند دهه از تاریخ ایران پیش از انقلاب بود، اکنون در مواردی دوباره این شعارها سر برآورده است."
منظور آقای جعفریان از دهه نخست انقلاب ده سالی است که یکی از مراجع شیعه به نام آیت الله العظمی سید روح الله موسوی خمینی رهبری کشور را بر عهده داشته اند و مفاهیمی چون "اسلام انقلابی"، "اسلام پابرهنگان"، "اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها" ، "اسلام فقراء دردمند"،"جنگ فقر و غنا"، "برتری یک موی کوخ نشینان به کاخ نشینان" و "اسلام راحت طلبان"، "اسلام مرفهین بی درد" و دهها مفهوم مهجور دیگر از اسلام علوی و فاطمی را طرح کرده اند.
آقای جعفریان دهه اول انقلاب را ( و نه 2، 3 سال اول آن را که گروه های کمونیستی و مارکسیستی فعال بودند) مجموعا زیر سوال می برد و سپس هشدار می دهد که دولت نهم در مسیر "عقب گرد به شعارهای سوسیالیستی" قرار گرفته است.
و البته در یادداشت کوتاه آقای جعفریان از 16 سال فاصله بین دهه اول تا روی کار آمدن دولت نهم یادی نمی شود. در حالی که آقای جعفریان به عنوان یک مورخ حتما سخنرانی های آقای هاشمی رفسنجانی در تبیین اسلام اصیل و غیر سوسیالیستی را در سال های اول دهه دوم انقلاب به یاد دارند.
ماجرای "ولاتنس نصیبک من الدنیا" در آن سال ها بسیار مورد توجه قرار گرفت و مدافعان "اصالت اسلامی" شانزده سال وقت داشتند تا با حمله به "توزیع عادلانه فقر" (که دست آخر معلوم نشد چه کسی مدافع آن است) در عمل "توزیع ظالمانه فقر" را به عنوان یک برداشت اصیل اسلامی جایگزین آن استراتژی مارکسیستی و الحادی نمایند.
****
آقای جعفریان در بخش دیگری از یادداشت خود روحانیون را به شکستن سکوت و مقابله با تفکرات سوسیالیستی دولت جدید دعوت می کند و می نویسد:
" تعجب از مرشدان فکری و روحانیون برجسته جناح راست است که با توجه به سوابقی که طی سال های دولت آقای میرحسین موسوی در مبارزه ی با تفکرات سوسیالیستی و اقتصاد دولتی و ملاحظات نشات گرفته از اندیشه های چپ روانه داشتند، اکنون این چنین در برابر چنین رفتارهای چپ روانه سکوت کرده اند"
البته ما نیز با گوشه نشینی و سکوت علما و روحانیت مخالفیم، اما به نظر می رسد آنچه باید از آن تعجب کرد سکوت علما در برابر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم است چرا که "اخذ الله علی العلماء ان لایقارو علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم " و احتمالا در جامعه ای که طبق اعلام رسمی وزیر رفاه 2/9 میلیون نفر در آن زیر خط فقر مطلق و شدید و خشن زندگی می کنند اعتراض "روحانیون برجسته" به بخشنامه "رنگی نشوید" دولت کمی بیش از اندازه استاندارد مسخره و مضحک خواهد بود.
****
آقای جعفریان در یادداشت کوتاه خود چند نظریه درباره علل تورم در اقتصاد، نقش رنگ در مدیریت و ارتباطات، زیبایی شناسی کاربردی، نقش کار در ایجاد درآمد و کارکرد پول در زندگی خوب و ... ارائه نموده که هر کدام در جای خود جالب توجه است؛ اما نقطه اوج نظریه پردازی ایشان نوع استفاده از آیات و روایات برای تبیین "روح اقتصاد اسلامی" است .
حقیر که از علاقمندان و خوانندگان پیگیر آثار آقای جعفریان است در مقابل آن همه فضل و این میزان مغالطه واکنشی جز بهت نمی توانست داشته باشد.
خصوصا آنکه دایره بحث از رنگی بودن یا نبودن بیلان کارهای دولتی بسیار فراتر رفته و به تبیین "روح اقتصاد اسلامی" رسیده است.
استفاده گزینشی و تفسیرهای سلیقه ای جناب جعفریان از منابع دینی انسان را به یاد برخي اثار مرحوم کافی و مرحوم دکتر شریعتی می اندازد.
آیا چنین برداشت های بزن در رویی از قرآن و حدیث آن هم در لباس مقدس روحانیت نشانه دغدغه نسبت به "اصالت اسلامی" است؟
جعفریان می نویسد:
"البته توصیه شده است که شخص رییس دولت یا رهبر زندگی ساده داشته باشند و بحمدالله خدا را شاکریم که دارند، اما تحمیل این رویه به عنوان یک روش زندگی برای عامه مردم به هیچ رو موافق با روح شریعت اسلامی که مخالف نگاه منفی به "زندگی" (و لاتنس نصیبک من الدنیا) در جهت بهرمندی از طیبات است، نمی باشد"
گویی آقای جعفریان از یاد برده است که آن چه "ساده زیستی اجباری" را بر "عامه مردم" تحمیل می کند نه بخشنامه "رنگی نشوید" دولت نهم که ساختار ظالمانه طبقاتی در جامعه و غالب شدن قالتاق هایی است که با تابلوی "هذا من فضل ربی" و"اوتيته علي علم عندي" فریاد "انطعم من لویشاء الله اطعمه" و ... سر می دهند.
اتفاقا "لاتنس نصیبک من الدنیا" از عمیق ترین مبانی تفکر عدالتخواهانه دینی و قرآنی است. چرا که قرآن کتاب همه بشریت است و قرار نیست بازیچه مرفهین بی درد برای تئوریزه کردن ساختار ظالمانه ی طبقاتی قرار گیرد.
سوال اینجاست که "نصیب" 2/9 میلیون ایرانی که زیر خط فقر مطلق و شدید و خشن زندگی می کنند کجاست؟
آقای جعفریان پاسخ می دهد:
"مردمی که کار می کنند "پول" خواهند داشت و پول داشتن مساوی خوب زندگی کردن است"
بر فرض که آقای جعفریان هنگام نگارش این یادداشت تمام معلومات تاریخی خود را فراموش کرده باشند، اما آیا ایشان در این جامعه زندگی نمی کنند؟ آیا "واقعا مردمی که کار می کنند پول خواهند داشت"؟
****
مشکل عمده جناب جعفریان در این یادداشت ضد التقاطی خلط بین رویکرد فردی و رویکرد حکومتی به مسایل اقتصادی است که علت آن نیز دغدغه محترم و مبارک ایشان نسبت به التقاط چپ روانه است؛ که متاسفانه به افراط گراییده و به "برداشت های نادرست از برخی صفحات تاریخ اسلام و تلفیق آنها با شعارهای كاپيتاليستي" انجاميده است.
آقای جعفریان چشم و گوش خود را بر تفکرات "سرمایه داری + 17 رکعت"(1) که تا عمق استخوان التقاطیون راست مذهبی نما نفوذ کرده بسته و در حالی که فردگرایی و کاپیتالیسم برای بلعیدن جامعه ایرانی دهن باز کرده نگران سر برآوردن "شعارهای مارکسیستی" است.
البته ایشان در پایان یادداشتش آورده که "برای ضعفا هم باید کاری کرد"!! ولی قاعدتا وقتی "مستضعفین" تبدیل به "ضعفا" می شوند دیگر نمی توان از "روح اقتصاد اسلامی" سخن گفت.
****
صد البته نویسنده در این یادداشت در مقام دفاع از دولت محترم نهم نیست. دولتی که بعد از 16 سال رواج "سرمایه داری + 17 رکعت" و با شعار پیگیری "نصیب" دهها میلیون نفر از "دنیا" روی کار آمده است و سیاست گذارانش بار نهادینه شدن تفکر التقاطی کاپیتالیستی در جامعه انقلابی ایران را نیز به دوش می کشند
اتفاقا مشکل این دولت ان است كه نتوانسته است خود را از چتر التقاط راست روانه كه تحت پوشش مبارزه باالتقاط چپ روانه به تيو ريزه كردن كاپيتاليسم مذهبي نما ومت"قاعد" كردن جريانهاي نخبگاني وعلمايي در برابر كظه ظالم وسغب مظلوم مشغول است رها كند.
التقاط راست به خاطر همين پوشش موجه و ادعاي "اصالت" به مراتب ظريفتر و خطرناك تر از التقاط چپ است. و از همين روست كه امام در دفاع از اسلام ناب بيشترين حملات خود را متوجه اين التقاطيون اصالت فروش و تفريطي هاي معتدل نما ساخته است .
اميد است جناب جعفريان كه خود به زينت خفيف الموونه وكثير المعونگي اراسته است در مقابله مباركش با چپ روي به دام التقاط راست نيفتدو با اعتدال ومراقبه بيشتري به نظريه پردازي اقتصاد اسلامي ورود كند.
آنچه گفته شد ان شا الله از سر خيرخواهي بود. اميدواريم تلقي ديگري از آن نشود.
براي استاد جعفريان و دولت نهم آرزوي موفقيت داريم و براي موفقيت شان دعا ميکنيم.
----------------------------------------------
*مسوول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
(1) تعبير "سرمایه داری + 17 رکعت"از استاد محمد رضا حكيمي است
