داخلی » يادداشت » جبهه مقاومت جهانی
متن سخنرانی سردار "سعید قاسمی" در مراسم "عماد مغنیه" - بخش دوم
گشایش مبارزه در صحنه ای به فراخی کل عالم
7 اسفند 1386 ساعت 15:56
مرجع : عدالتخانه
در این مسیر که تمام جریانات آمریکایی سعی دارند که با در تنگنا قرار دادن حزب الله، این نیروی مقاومت را خلع سلاح کنند، ناگهان این اتفاق(ترور عماد مغنیه) می افتد و مجددا خون مظلومین روی زمین ریخته میشود.
عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
متن ذیل بخش دوم از سخنرانی سردار "سعید قاسمی" است که در مراسم بزرگداشت شهید مجاهد "حاج عماد مغنیه" بیان شده است. پیش از این بخش اول این سخنرانی در معرض دید خوانندگان عدالتخانه قرار گرفت.
برای ما چه خوابی دیده اند؟
اما دوستان برای ما چه خوابی دیدهاند، من هم نمیدانم. اما به یک مثال توجه کنید: تا دو سه ماه پیش وقتی برای جستجوی مکان های مشخصی از ایران به سایت "گوگل ارث"(Google Earth) میرفتیم، فقط تصاویر ماهوارهای میآمد. اما از دو سه هفته پیش، تصاویری که ارائه می شود با ذکر عنوان و مشخصات آن محل مورد نظر قابل رویت است. به عنوان مثال، روی تصویر نوشته شده "سپاه پاسداران"، یا "خوابگاه فلان" و یا "مرکز فرماندهی"! مشاهده می شود که در تهران، از ابتدای "اتوبان افسریه" تا "میدان پیروزی"، تمام مراکز دانه به دانه مشخص شده و اسم دارند. این چه پیامی برای شما دارد؟
مشکل نشط اطلاعاتی در جمهوری اسلامی ایران
چه کسی اطلاعات را از این طرف به آنها میفرستد؟ عكس ماهوارهای که همه جا هست. اما اینکه مشخص شده این ساختمان متعلق به کجاست، نشان ميدهد شخصی از این سو اطلاعات را مخابره میکند، یا از مراکز عمومی مثل شهرداری بیمبالاتی صورت گرفته و سایت GIS آنها قابل نفوذ است و هر کاری که برای شهر صورت میگیرد، یک نسخهاش به آن طرف میرود.
اما اینکه آن طرف مشخص شده در حوزه نظامی کدام ساختمان برای چه کاریست، چه معنایی دارد؟ این مشخصا اعلام جنگ است و برای یوم المعلومی که شما اکنون اطلاعات میسوزانی، آن طرف در حال جمع آوری این اطلاعات است. آنجا هم حساب کتاب درست و حسابی برای اطلاعات وجود دارد. یک نمونه ای برای شما میگویم.
شش سال پیش آقای نادر طالب زاده* در سوریه از مکانی فیلم گرفت و عنوان کرد این مرکز آموزش فلسطینی هاست. چهار سال بعد از آن، اسرائیلیها عملیاتی در سوریه کردند و بعضی مراکز را مورد حمله هوایی قرار دادند و عنوان کردند که اینها مراکز آموزشی زیر زمینی فلسطینیها بوده و ما از آنها فیلم داریم. کاست فیلم نادر طالب زاده را که شش سال پیش، اینجا(ایران) در تلويزیون نشان داده بودند بیرون کشیدند و گفتند این هم سندش!
این طور و به مانند ما نیست که زمانی که یک سند از خودمان نیاز داریم باید در پستوی خانهها بگردیم و آخر هم نمیتوانیم پیدا کنیم. آنجا هر چیزی در سر جای خودش قرار میگیرد و برای روز مشخصی آرشیو و نگهداری میشود.
داستان امروز لبنان پس جنگ 33 روزه
اما برگردیم به داستان لبنان. از همان فردای پیروزی حزب الله در نبرد 33 روزه، میدانستیم که باید جوابگوی جنگ داخلی باشیم. چندین نوبت هم توطئههای زیادی برای آقا سید(حسن نصرالله) انجام شد ولي الحمدلله خنثی شد. خداوند انشاالله ایشان را از بلایا و بلیات محفوظ نگاه دارد. واقعا زندگی جهادی، برای ایشان و امثال ایشان در لبنان سخت شده است. امروزه تمام برنامههای ایشان به طور ویدئو کنفرانس انجام میشود. اسرائیلی ها هم اعلام کرده اند که به هیچ چیز رحم نمیکنند. در جلسه ای در هر قد و قواره ای و به هر صورت دولتی، رسمی و یا غیر دولتی که او حضور داشته باشد، به هیچ چیز رحم نمیکنند. رسما هم اعلام کرده اند. (اینها تروریست نیستند!؟ اما اگر کسی برای دفاع از مظلومیت پا برهنهها بخواهد اقدامی انجام دهد، بایستی ننگ این کلمات را دو دستی بپذیرد.)
اما چندین نوبت حرکتهای بزرگی انجام شد، و دولت خائن سینیوره را زير فشار سنگيني قرار دادند، اما از آنجا که مدل 22 بهمنی انقلاب ما، آنجا جواب نمیداد، میرفت تا نبرد داخلی اتفاق بیافتد. نبرد داخلی هم همان دامی بود که آمریکاییها برای لبنان برنامهریزی کرده بودند و این ولید جنبلاط ملعون یکی از علمدارهای آن جبهه است. الحمد لله تا اکنون این اتفاق نیافتاده است. ولي وضعيت منطقه مثل بنزینی است که روی کف زمين ریخته باشد و منتظر یک جرقه و شعله است.
این آن کسی است که ما را به دریا می ریزد!
در یک موقعیت زمانی به صور رفتم. در خانه یک عزیزی که پدر شهید بود یک عکس از امام(ره) خیلی توجه ام را جلب کرد. همین طور که تصویر امام(ره) را نگاه میکردم، آن پدر شهید گفت: این یك داستان دارد که می خواهم برایت بگوم. اسرائیلیها سال 1982 - بعد از فتح خرمشهر توسط ما در ایران- به این منطقه هجوم آوردند. در همان زمان بروبچه های لشگر 27 محمد رسول الله(ص) و سردار نامیشان حاج احمد متوسلیان برای مقابله با اسرائیل به سوریه رفتیم و اتفاقاتی به وقوع پیوست که فرصت بازگویی آنها در اینجا مقدور نیست. اسرائیلی ها تا بیروت را گرفتند. صور هم یکی از شهرهای اشغالی اینها بود.
آن پدر شهید می گفت: «همسایهها به ما اعلام کردند اسرائیلی ها دارند برای تفتیش میآیند، جمع و جور کنید. ما هر چه بود جمع و جور کردیم منجمله این عکس امام(ره). دقیقه آخر بود. عکس را که برداشتم اسرائیلیها آمدند داخل. یک سرهنگ اسرائیلی نگاهی به اتاق کرد و دید قاب عکس سایهای انداخته است. گفت: این جا چی بوده؟ گفتم: این قاب عکسی بوده که شکسته. یک نگاهی به من کرد و گفت: برش دار و بیاور. من فکر کردم که مقاومت بکنم یا نکنم. رفتم از زیر تخت عکس امام(ره) رو آوردم. گفت: نصبش کن. نصبش کردم. برگشت و سربازانش را صدا زد. ما عبری میفهمیدیم. گفت: این فرد کسی است که وعده داده همه ما را به دریا می ریزد. اندکی به عکس امام خیره شد و یک احترام نظامی برای عکس گذاشت و از خانه بیرون آمد.»
آنها داستان را خوب میدانند، قد و قواره شما را شناخته اند و اینکه حضور دارید.
خون مظلوم و گشایش فضای جدید مبارزه
هرجا راه گره میخورد، خون راه رو باز میکند. همیشه تاریخ این گونه بوده است. همان طوری که سید حسن نصر الله(حفظه الله) فرمود، در یک چنین شرایط پیچیدهای که تمام جریانهای خیانتکار عربی، دست به یکی کردند و بعد از آن انتصار بزرگ و فرمان حضرت آقا که ایشان به عنوان علمدار و پرچمدار و رهبر عربی مطرح کردند، همه این خائنین عرب با هم در یک عملیات توطئه برانگیز، در مقابل جریان حزب الله و این سید بزرگوار مقابله نمودند. هر چند که همه مردم دنیا و تمام مظلومین و محرومین فهمیدند، اما آن خائنین نگذاشتند آن جبهه آن گونه که باید، پیشروی کند و جلوي آن اتفاق بزرگ را گرفتند.
در این مسیر که تمام جریانات آمریکایی سعی دارند که با در تنگنا قرار دادن حزب الله، این نیروی مقاومت را خلع سلاح کنند، ناگهان این اتفاق(ترور عماد مغنیه) می افتد و مجددا خون مظلومین روی زمین ریخته میشود.
اکنون و در این شرایط به تعبیر سید حسن به ایجاد فضای جدیدی از مبارزه مفتخر هستیم. تا پیش از این،مبارزه کنونی حریم و حرمتی داشته و در چارچوب مشخصی -چه خاورمیانه و چه لبنان- بوده است. به تعبیری در یک رینگ بستهای قرار بوده این تقابل اتفاق بیافتد. اما سید حسن اعلام کرد، حال که شما این گونه میخواهید و تمایل دارید دامنه این مبارزه را فراتر از این جبهه ببینید، ما از قبل هم به شما اعلام کردیم که آمادهايم در یک صحنهای به فراخی کل عالم با شما مواجه شویم.
دیگر این خط شکسته شد
جا دارد امروز یک بار دیگر فرمایش امام(ره) را زمزمه کنیم که فرمودند: راستی اگر بسیج جهانی اسلام تشکیل شده بود، چه کسی جرات این همه جسارت و شرارت با فرزندان معنوی حضرت رسول الله را داشت. جلوی این همه پابرهنه و این همه سیاه و زرد مظلوم و محروم را نمی توانید شماها بگیرید، دست به یک خطر بزرگی زدید و دیگر از این به بعد این خط شکسته شد.
در سفر اخیرم به مکه در ایام حج، با یک آفریقایی در حرم الهی مواجه شدم که اهل نیجریه بود. گفت: وقتی شما(ایرانی ها) 15 افسر انگلیسی را در خلیج فارس گرفته بودید، تمام نیجریهایها یک دست شور و شعف بودند و شیرینی پخش میکردند!
این نشان چیست؟ نشان این است که این ها زخمیاند! سیاه پوستها، برده ها، زرد پوستها، مستضعفین، محرومین، پابرهنهها... یک عمر چشم انتظاری علمدار ما را میکشند و این ساحت جهادی مقدس محصور به یک تکه ی ایران و لبنان نیست. اسرائیلی ها بسیار اشتباه فکر کردند.
جهاد، التیام بخش دل مستضعفان جهان
اما دوستان! دل آقا سید الشهدا و دل امام زمان(عج) و دل رهبر و دل امت حزب الله و دل همهی مستضعفین جهان، تنها و تنها با انتقام التیام می بخشد. قرآن کریم دستور این امر را پیش از اینها صادر کرده و به شما اذن داده است. زمین آن قدر کوچک نیست که به يك تكه ی آن چسبیدید. حالا ساحت را باز کردیم... انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم، با هر که با شما دوست است دوستیم و با هر که با شما دشمن است دشمنیم.
با زدن عماد، این راه برای ما باز شد. آنها با وقاحت برای رهبر ما و مسوولین کشور ما حکم بین المللی صادر کردند
اما امروز باید متاسف باشیم که دشمن در کنار ما خاکریز زده است. اکنون در مرز مهران، سرباز آمریکایی با یونیفرم نظامی تصویر برادری می کند و تمام زندگی ما را اسکن می کند! خاکریزش چسبیده به زندگیت!
برادران! ما خواب بودیم و چه بسا میخواستند خوابمان کنند. میگفتند نگران نباشید! اینها کاری با شما ندارند! امروز این خاکریز سینه به سینه به ما چسبیده است! آیا حواسمان جمع هست یا اینکه...؟! آیا جا ندارد فرمان امام (ره) را یک بار دیگه مرور کنیم؟! آیا به دین ما نزدند تا ما به همه ی دنیاشان بزنیم؟
بله! خون "عماد" افق جدیدی را در مبارزه باز کرد. قواعد بازی به نظر ما - اگر که فرمایش سید حسن درست باشد- تغيير كرده است. وی در جنگ 33 روزه خطاب به اسرائیلی ها گفت: شما می دانید من آدم دروغ گویی نیستم، همهی شما به گفته های من ایمان دارید. در خلال جنگ 33 روزه همزمان اعلام کرد که تا چند دقیقه بعد یک عملیات سرنوشت آفرین را خواهيم داشت. چند دقیقه بعد با موشک ناوچه "ساعد" را زدند و عملیاتی بود که در نوع خودش بینظیر بود. هر چی که ایشان گفت به تحقق پیوست. ضمن این که در ساحت جهادی خدعه جائز است.
... ادامه این سخنرانی در بخش سوم ارائه می گردد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
* مستندساز و کارگردان فیلم سینمایی "مسیح(ع)"