نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » نگاه ويژه

در باب افشاگري هاي اخير در حوزه مفاسد اقتصادی؛

پروسه ای برای لوث کردن مبارزه با فساد

22 خرداد 1387 ساعت 10:13

مرجع : عدالتخانه

در اين گونه مواقع ابتدا يك موج رسانه اي در بين رسانه هاي اپوزيسيون و مستقل همانند وبلاگ هاي شخصي ايجاد مي شود و بعد از مدتي نيز گذر زمان، گرد فراموشي بر اين افشاگري ها مي پاشد و آب از آب تكان نمي خورد.

عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
محمود ولی بیگلو


بحث افشاگري هاي اخير در حوزه مفاسد اقتصادي كه اين بار توسط افراد داخل نظام و به اصطلاح خودي ها مطرح شده است، سر فصل جديدي از اين كشمكش عظيم درون قدرت مي باشد، افرادي همانند پاليزدار و عبدالله شهبازي كساني نيستند كه به راحتي بتوان بر آنها انگ جاسوس و عامل بيگانه زد، علاوه بر آن ماهيت سو استفاده از قدرت و فساد اقتصادي نيز چيز پنهاني نيست كه به راحتي بتوان آن را كتمان كرد، زيرا علاوه بر مستندات غير رسمي و شفاهي و نقل قول هاي كوچه و خياباني مردمان عادي، بارها توسط مسوولان كليدي نظام نيز اين پديده شوم و خانمان برانداز مظلومان و مستضعفان تاييد شده است، ولي فرجام اين افشاگري ها فارغ از اينكه برخي معتقدند ممكن است تسويه حساب درون قدرتي بين قدرتمندان و زورمداران باشد، چه خواهد بود؟ 

در اين گونه مواقع ابتدا يك موج رسانه اي در بين رسانه هاي اپوزيسيون و مستقل همانند وبلاگ هاي شخصي ايجاد مي شود و بعد از مدتي نيز گذر زمان، گرد فراموشي بر اين افشاگري ها مي پاشد و آب از آب تكان نمي خورد

رسانه هاي به اصطلاح ارزشي و انقلابي نيز در اين مواقع خط قرمز ارزش هاي خود را نمايان مي نمايند و يا سكوت مي كنند و يا اينكه اقدام به انكار امر مي نمايند، در نهايت نيز با ادبيات رسمي و با استناد به بوروكراسي پيچيده قضايي اثبات اين ادعاها را به پيچ و خم داد سراها و دادگاه ها وا مي گذارند. 

بر اساس تجربه، اگر فرد افشاگر بر اساس يك بازي سياسي اقدام به اين كار كرده باشد، مشكلي برايش پيش نمي آيد كه هيچ امكان سير صعودي سياسي و شغلي اش نيز شايد پديدار شود، ولي اگر از روي دلسوزي و اداي تكليف اقدام به پرده دري از اسرار خواص كرده باشد، واي به حالش! 

ابتدا انكار احزاب و گروه ها از وابستگي اين فرد خاطي به حزب متبوعشان هويدا مي شود، سپس پروسه آبروي بري آغاز مي شود، موجي از اتهامات و سوابق گذشته شروع به انهدام شخصيت افشاگر به راه مي افتد، ترور شخصيتي در اين گونه مواقع بهترين راه است و سپس هم يا حذف رسانه اي مي شود، يا حذف ... 

ولي فارغ از اين بازي هاي سياسي آنچه كه در اين بين، باز لوث مي شود همان نفس مبارزه با مفاسد است كه در هاله اي از ابهام و سكوت فراموش مي شود.


اما در اين ميان واي به حال زياده خواهان و مفسدان و مال اندوزان كه چه افشاگري صورت بگيرد يا نگيرد، در نزد مردم كوچه و بازار آبرويي برايشان نمانده و حنايشان رنگي ندارد و از آن بدتر، واي به حالشان در فرداي محشر در محضر حضرت حق كه چگونه پاسخ خواهند داد ظلم و ستم هايي را كه روا داشته اند در حق مخلوقات مظلوم خداوند و چه پاسخي خواهند داد به دين فروشي شان كه با نام دين و لباس روحانيت اين گونه به دين حنيف و ارزش هاي اصيل الهي ضربه زده اند و ذهن مردمان را نسبت به اين اصول خدشه دار و مشمئز كرده اند

اگر بخواهیم نا امیدانه سخن بگوئیم، شاید ديگر انتظاري از هيچ نهاد و مسوولي نباشد كه به اين مفاسد و مصاديقش رسيدگي كند؛ فقط به قول همان مردمان عوام حواله مي كنيم شان به درگاه الهي براي قضاوت اعمالشان و اموالشان ...!