عدالتخانه - گرو تحلیل سیاسی
امیر کوهیان
برخورداری از یک تیم منسجم و هماهنگ در مرکز تصمیم گیری، یکی از رموز موفقیت هر مجموعه هدف دار محسوب می شود. تجربه بسیاری از تشکل های سیاسی و فرهنگی در طول تاریخ این مهم را به اثبات رسانده است. این نکته در مجموعه های نظامی نیز به عنوان یکی از نخستین دروس محوری و زیر فصل عنوان "انسجام فرماندهی" به امرا و افسران نظامی آموزش داده می شود.
چه بسیار مجموعه های انسانی که با وجود برخورداری از پشتوانه بالای مادی و معنوی، به سبب عدم انسجام کافی در مرکزیت خود، توفیق چندانی نیافته اند و بالعکس جریانات و مجموعه هایی با توان مادی و امکاناتی محدود که همخوانی و هم افزایی هسته رهبری آنها، نه تنها موجبات موفقیت را فراهم نموده که محدودیت سایر ابعاد را کمرنگ و خنثی نموده است.
بر این اساس، چنانچه دولت را مجموعه ای انسانی تعریف نمائیم که اهداف گوناگونی را در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را دنبال می نماید، می توان این مهم، یعنی
اینکه پس از گذشت زمان نه چندان طولانی از حیات دولت آقای احمدی نژاد، شاهد تغییراتی متعدد در سطوح بالای مدیریتی –چه با عنوان برکناری و یا استعفاء- هستیم، تا حد زیادی تحت تاثیر این گونه نا هماهنگی ها بوده است
انسجام در مرکز تصمیم گیری را به عنوان یکی از فاکتورهای بی بدیل در توفیق یا عدم توفیق آن ذکر نمود.
یکی از انتقاداتی که از نخستین روزهای ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد بر دولت وی وارد بوده است ناظر بر همین بحث است؛ یعنی حضور عناصری در مراکز تاثیر گذار سیاست سازی یا اجرا که همخوانی مناسبی با شعارهای دولت نهم و شخص رئیس جمهور نداشته اند. به گونه ای در برخی موارد، تصمیمات یا اعمالی خلاف رویه مورد انتظار از این افراد شاهد بوده ایم.
بعضا این چنین استنباط می شده است که با وجود اینکه دولت نهم خود را مدیون احزاب و گروه های سیاسی نمی داند، حضور این گونه اشخاص در دولت متاثر از یک رودبایستی سیاسی با برخی از این افراد، گروه ها و احزاب بوده است.
به عقیده نگارنده، اینکه پس از گذشت زمان نه چندان طولانی از حیات دولت آقای احمدی نژاد، شاهد تغییراتی متعدد در سطوح بالای مدیریتی –چه با عنوان برکناری و یا استعفاء- هستیم، تا حد زیادی تحت تاثیر این گونه نا هماهنگی ها بوده است. البته این به معنای نفی صحت یا عدم لزوم این تحولات نمی باشد، بلکه مقصود، التفات به نقش محوری انسجام در رهبری دولت می باشد که در نهایت برای کسب توفیق، خود را تحمیل می نماید؛ آن گونه که بر احمدی نژاد تحمیل نمود.
گذر موفق از این مرحله البته نیازمند عناصری شجاع است که به خوبی این موضوع را درک کرده و با آغوشی باز آن را بپذیرند؛ آن گونه که احمدی نژاد پذیرفت تا در مسیر نیل موفقیت دست به تغییراتی هرچند بزرگ در تیم
تا به امروز، احمدی نژاد یک تنه و به مثابه لوکوموتیوی بدنه کرخت این قطار عظیم الجثه را به دنبال خویش کشیده است. تحول اخیر در راس دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اقدام مثبتی بود که بسیار زودتر می بایست صورت می گرفت. اکنون فاز موثر بعدی در فعال سازی دستگاه دیپلماسی کشور و تسهیل بخشی و بهبود حرکت در مسیر مورد انتظار، تعویض یکی دیگر از موتورهای قطار فرسوده یعنی وزیر امور خارجه است
راهبری دولت خود بزند.
این که رئیس جمهور مجبور می باشد علاوه بر وظایف و مشغله های فراوان، همواره بخشی از توان خود را مصروف اصلاح برخی اقدامات یا مواضع ناهماهنگ همکاران خود نماید، واقعیتی تاسف برانگیز بوده و هست که می بایست در خصوص آن تصمیمی در خور اتخاذ نمود.
این مشکل در حوزه سیاست خارجی دولت نهم پر مصداق تر از سایر حوزه هاست. در این حوزه، شعار دولت آقای احمدی نژاد و رویکرد مورد انتظار ایشان به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران، تنها در کلام خود ایشان و تعدادی معدود از افراد فعال در این حوزه مشاهده می شود.
چنانچه شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه را از ارکان اصلی سیاست گذاری و اجرا در این حوزه ارزیابی نمائیم، تا به امروز شاهد افرادی در راس این مجموعه ها بوده ایم که در کارنامه سیاسی خود، نسبت معناداری با اشعار و انتظارات دولت احمدی نژاد نداشته اند. به تبع این مساله، بدنه این مجموعه ها نیز نه تنها همراهی مناسبی با رئیس جمهور نداشته اند که در موارد قابل ذکر و به انحاء گوناگون در برابر تصمیمات اتخاذ شده از آن ناحیه مقاومت نموده و یا نقش فرسایشی بر عهده داشته اند.
تا به امروز، احمدی نژاد یک تنه و به مثابه لوکوموتیوی بدنه کرخت این قطار عظیم الجثه را به دنبال خویش کشیده است. تحول اخیر در راس دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اقدام مثبتی بود که بسیار زودتر می بایست صورت می گرفت. اکنون فاز موثر بعدی در فعال سازی دستگاه دیپلماسی کشور و تسهیل بخشی و بهبود حرکت در مسیر مورد انتظار، تعویض یکی دیگر از موتورهای این قطار فرسوده یعنی راس وزارت امور خارجه و دیپلمات ارشد آن است.
این تحول، دیر یا زود، در دوره حاضر یا دوره بعد واقع خواهد شد. اما عنصر مهم در این خصوص، سرعت و جسارت تصمیم گیری است که بخشی از آن بر عهده رئیس جمهور و بخش دیگر بر گرده نخبگان و رسانه های آگاه و انقلابی است که زمینه های این تحول را فراهم سازند.