عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
حسن رحیم پور ازغدی*
فکر می کردم چرا مردم ما و مردم شما، انقلاب ما و جنبش های آزادی بخش آمریکای جنوبی؛ این قدر از هم دوریم و این قدر به هم نزدیک! نه زبان مشترکی، نه مذهب مشترکی و نه نژاد مشترکی. ونه حتی هیچ سابقه مشترکی در تاریخ تمدن، پس چه؟ به نظرم وجدان مشترک!
هر دو ملت را یک غارتگر غارت کرده، رهبران شما و رهبران ما به دست یک گروه در زندان های نیکاراگوئه و ایران شکنجه شده اند. همان کسانی که چریک های ساندنیست را در نیکاراگوئه و فیدلیست ها را در کوبا شکنجه می کردند، فرزندان انقلاب ایران را در ایران شکنجه می کردند. این وجدان مشترک وقتی با رنج مشترک گره خورد، جبهه مشترک جهانی می سازد. انقلابیون آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. آنگاه خواهیم دید که ما، آفریقا و آمریکا از اعماق تاریخ برادران یکدیگر
امام صریحا از وحدت بین مستضعفین جهان با هر مسلک و مذهبی علیه ستمگران جهان سخن گفت. و خواست تا حزب جهانی مستضعفان تشکیل شود. رهبریِ انقلاب امروز هم در صف حمایت از جنبش های ازادی بخش و مانع بزرگی بر سر راه استعمار جهانی است. بنابراین، ایران به هر معنا خانه شماست. تکلیف احمدی نژاد هم که معلوم است؛ بیشتر از آن که دولتمرد باشد با روحیه چریکی، خودش را متعلق به جبهه فقیران جهان می داند
بوده ایم. برابری جهانی برای عدالت جهانی! این است جهان جدیدی که از امروز شروع خواهد شد.
آقای دانیل اورتگا! شما در تهران به نکاتی اشاره کردید که به نظرم ارزش تکرار مجدد را دارد. گفتید کشورهای مبارز در سطح جهان باید متحد بشوند چون دشمنان بشریت متحد شده اند، گفتید نظم نوین جهانی یک نظم غیر انسانی است و باید تغییر کند و روابط بین الملل و بین دولت ها باید دموکراتیزه بشود و رابطه برابر و غیر تحقیر آمیز بر جهان حاکم شود. گفتید که جز با نابودی کاپیتالیسم و امپریالیسم که محصول فوران حرص سرمایه داری و روح استعماری غرب است، دنیای صلح آمیز تنها یک رویاست و گفتید برای انتخاب دوستانتان از آمریکا و اروپا و اسرائیل دستور نمی گیرید و عاقبت هم گفتید که همه ملتهای امریکای لاتین ایران و انقلاب ایران را در کنار خود می بینند.
باید به شما بگویم که انچه گفتید تفکر بیست و هشت ساله ماست. مردم ما با همه این مفاهیم آشنا هستند و برای تک تک این مفاهیم هزینه پرداختند. امام صریحا از وحدت بین مستضعفین جهان با هر مسلک و مذهبی علیه ستمگران جهان سخن گفت. و خواست تا حزب جهانی مستضعفان تشکیل شود. رهبریِ انقلاب امروز هم در صف حمایت از جنبش های ازادی بخش و مانع بزرگی بر سر راه استعمار جهانی است. بنابراین، ایران به هر معنا خانه شماست.
تکلیف احمدی نژاد هم که معلوم است؛ بیشتر از آن که دولتمرد باشد با روحیه چریکی، خودش را متعلق به جبهه فقیران جهان می داند. بیست و هشت سال قبل که اسلام بر استبداد شاه و امپریالیسم انگلیس و آمریکا در ایران پیروز شد و آنها و صهیونیست ها را از ایران بیرون ریخت، چند ماه نگذشته بود که خبر رسید در آن سوی عالم هم انقلاب نیکاراگوئه بر استبداد "سوموزا" و امپریالیسم آمریکا پیروز شده است. اما بعد وقفه
پیروزی تو در نیکاراگوئه، هوگو چاوز در ونزوئلا، پیروزی مورالس و بقیه در قاره ستم دیده امریکا، و این که بعد از چهل سال توطئه های امریکایی هنوز صدای فیدل کاسترو چریک کوبایی با یک اعتماد به نفس بیخ گوش امپریالیست ها شنیده می شود، چه پیامی برای بشریت دارد؟ نخستین پیامش این است که مقاومت عدالتخواهانه زنده است و بر خلاف برچسب های آمریکایی این مقاومت ربطی به کمونیسم و شوروی ندارد و خواست ملت ها است و نه توطئه یکی دو گروه کوچک.
ای افتاد و ما از شما بی خبر شدیم.گفتیم شاید انقلاب نیکاراگوئه فروکش کرده، شاید امریکا موفق شد و ساندنیست ها را ساکت کرد. اما دوباره دیدیم که اورتگا با رای مردم به صحنه برگشته و دوباره با دشمنی های آمریکا روبروست. و برای تو آرزوی موفقیت می کنیم.
آمریکا، آفریقا و آسیا اهداف توطئه های مشترک هستند. پیروزی تو در نیکاراگوئه، هوگو چاوز در ونزوئلا، پیروزی مورالس و بقیه در قاره ستم دیده امریکا، و این که بعد از چهل سال توطئه های امریکایی هنوز صدای فیدل کاسترو چریک کوبایی با یک اعتماد به نفس بیخ گوش امپریالیست ها شنیده می شود، چه پیامی برای بشریت دارد؟ نخستین پیامش این است که مقاومت عدالتخواهانه زنده است و بر خلاف برچسب های آمریکایی این مقاومت ربطی به کمونیسم و شوروی ندارد و خواست ملت ها است و نه توطئه یکی دو گروه کوچک. کشته شدن انقلابیونی مثل "آگوستو ساندینو"، و رفتن پارتیزانهای ضد آمریکایی مثل "کارلس آمادور" و "سیلویو مایورگا" باعث نشد که میلیشیای مستضعفین ساندنیست نابود بشود.
کشته شدن انقلابیونی مثل چه گوارا و النده باعث ختم مبارزه در قاره امریکا نشد. این مقاومت ربطی به الحاد نداشت، مقاومت فطری بشر در مقابل ستم بود. کسانی در ایران و جهان معتقدند و به ما توصیه می کنند که باید در طرف ثروتمندان و قدرتمندان و ظالمان جهان بایستید، و نه در کنار گرسنگان و فقیران. اما خمینی از جنگ تاریخی فقر و غنا و نبرد جهانی حق و باطل و عدالت و ظلم با ما سخن گفت. امروز بعد از همه این سخنرانی ها و جلسات رسمی باید گامی عملی برای تشکیل اتحاد جهانی مستضعفین، و حزب جهانی مستضعفین برداشت. باید امریکا و اروپای غربی در دادگاهی تاریخی به خاطر همه قساوت هایی که از قرن هفده تا امروز در سه قاره دیگر جهان مرتکب شده اند و بشریت را در سراسر جهان به خاک و خون کشیدند تا خودشان پیشرفت کنند و به
کسانی در ایران و جهان معتقدند و به ما توصیه می کنند که باید در طرف ثروتمندان و قدرتمندان و ظالمان جهان بایستید، و نه در کنار گرسنگان و فقیران. اما خمینی از جنگ تاریخی فقر و غنا و نبرد جهانی حق و باطل و عدالت و ظلم با ما سخن گفت. امروز بعد از همه این سخنرانی ها و جلسات رسمی باید گامی عملی برای تشکیل اتحاد جهانی مستضعفین، و حزب جهانی مستضعفین برداشت.
ثروت و قدرت برسند، محاکمه شوند. باید دیر یا زود چنین دادگاهی برپا شود. به خاطر همه کشتارها، کودتا ها و شکنجه ها و جنگها.
تاریخ به ما می گوید که ایالات متحده امریکا اساسا چگونه شکل گرفت؛ با نسل کشی و بر روی جمجه میلیون ها انسان افریقایی و امریکایی. اقای اورتگا! هزینه پیشرفت غرب را ما و شما پرداختیم. سوخت توسعه کنونی آمریکا و هزینه مدرنیته غربی و قیمت پیشرفت اروپا را آسیایی ها و آفریقایی ها و آمریکای لاتین تامین کردند.
اروپایی ها خانه پدران شما را سوزاندند و نامش را کشف امریکا گذاشتند. مورخین امریکا در تاریخ آمریکا، خودشان اشاره کرده اند و این عبارت را من عینا از روی دائره المعارف تاریخ امریکا می خوانم:"اروپای قرن پانزده تا پایان شانزده در کمترین آمارها چیزی حدود بیست میلیون انسان آفریقایی را به بردگی به قاره آمریکا برد. بخشهای عظیمی از آفریقا به کلی خالی از سکنه شد، و تمدن های بزرگ آفریقایی به طور کامل محو شدند." غارت و فقر آفریقا همچنان پس از سه قرن ادامه دارد. اقتصاد آفریقا برای چند قرن نابود شد. بردگانی که حداکثر بین چهار تا هفت سال عمر مفید داشتند و تماما در خدمت ساختن سرمایه داری نوین آمریکا و اروپا سوختند. میلیون ها انسان برای مدرنیته از تاریخ حذف شدند و وقتی وارد سرزمین مادری شما قاره آمریکا شدند، در بعضی مناطق به علت کشتار و غارت اروپایی ها و انتقال بیماری های جدید اروپایی و آمریکا، جمعیت در برخی از مناطق به صفر رسید. در تاریخ آمریکا نوشته اند منطقه مکزیک در ابتدای قرن شانزده چیزی حدود بیست و پنج میلیون جمعیت داشت و در نیمه قرن شانزده جمعیت اش به یک و نیم میلیون رسید. در بخشی از مناطق قاره آمریکا نود
در انقلاب ما مذهب نه در برابر عدالت بلکه در خدمت عدالت تعریف شده. مذهبی که الهیات رهایی بخش بنیاد آن است، مذهبی که خدای عادل و خدای عدالتخواه را می پرستد و نه خدای توجیه گر ستم و نابرابری را. مذهبی که کتاب مقدسش فریاد می زند که پیامران خدا از ابراهیم و محمد و عیسی و موسی برای اخلاق و محبت و برای قسط و عدالت امده اند و قرآنی که مسلمانان را توبیخ می کند:" ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من رجال و نساء و ولدان" ای مومنین! چرا در راه خدا و برای دفاع از مستضعفین نبرد نمی کنید؟
درصد مردم بومی نابود شدند. ولی ارزشش را داشت چون اروپای غربی پیشرفت کرد! و امریکای ثروتمند تشکیل شد. تشکیل ایالات متحده و پیشرفت اروپا به قیمت نابودی کامل، دو قاره آفریقا و بومیان آمریکا صورت گرفت و این وضع همچنان ادامه دارد. چون کشورهای اروپای غربی و آمریکا همچنان بر دنیا حکومت می کنند. اکثر جنگ ها، کودتا ها، بمب گذاری ها و برادر کشی ها زیر سر آنها است.
نشر مفاسد اخلاقی و تروریسم هم پشت صحنه اش آنها هستند. هزینه پیشرفت شان را ما و شما پرداختیم و آنها گاه پشت دموکراسی و گاه پشت مذهب پنهان شده اند.
دیروز وقتی شما در راه ایران بودید بوش به واتیکان برای دیدار پاپ می رفت. فیدل کاسترو برای پاپ پیام فرستاد که دوباره فریب بوش را نخور و ستم او را توجیه نکن! ولی گوش های پاپ سنگین است. استعمار از ابتدا با "صلیب " و "شمشیر" به امریکای جنوبی و قاره امریکا آمد. انجیل هایشان را به شما دادند و زمین هایتان را گرفتند. وقتی که ساندنیست ها در نیکاراگوئه قدرت را در دست گرفتند، آمریکایی ها اعلام کردند که کمونیست ها و ملحدین آمدند و مذهب در حال فناست. امروز که کمونیسم به گورستان تاریخ رفته، از چه صحبت می کنید؟ عدالتخواهی هیچ ارتباطی به کمونیسم ندارد. مردم مظلوم آمریکای جنوبی و مرکزی مردمی خداپرست و مذهبی اند؛ بسیار تهوع آور است وقتی غارتگران به نام مذهب و فتوای پاپ غارت کنند. مذهب در برابر عدالت و برای غارت؛ به راستی که تریاک توده هاست.
برادر عزیز باید به شما بگویم که در انقلاب ما مذهب نه در برابر عدالت بلکه در خدمت عدالت تعریف شده. مذهبی که الهیات رهایی بخش بنیاد آن است، مذهبی که خدای عادل و خدای عدالتخواه را می پرستد و نه خدای توجیه گر ستم و نابرابری را. مذهبی که کتاب مقدسش فریاد می زند که پیامران خدا از ابراهیم و محمد و عیسی و موسی برای اخلاق و محبت و برای قسط و عدالت امده اند و قرآنی که مسلمانان را توبیخ می کند:" ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من رجال و نساء و ولدان" ای مومنین!
وقتی که ساندنیست ها در نیکاراگوئه قدرت را در دست گرفتند، آمریکایی ها اعلام کردند که کمونیست ها و ملحدین آمدند و مذهب در حال فناست. امروز که کمونیسم به گورستان تاریخ رفته، از چه صحبت می کنید؟ عدالتخواهی هیچ ارتباطی به کمونیسم ندارد. مردم مظلوم آمریکای جنوبی و مرکزی مردمی خداپرست و مذهبی اند؛ بسیار تهوع آور است وقتی غارتگران به نام مذهب و فتوای پاپ غارت کنند. مذهب در برابر عدالت و برای غارت؛ به راستی که تریاک توده هااست.
چرا در راه خدا و برای دفاع از مستضعفین نبرد نمی کنید؟ قرآن از ما مسلمانان می پرسد که چرا در کنار مردان و زنانی نمی ایستید که فریاد می زنند خدایا ما بی پناهیم؟ چرا در کنار تحقیر شده گان جهان چشم در چشم غارتگران و جلادان نمی جنگید؟ مذهبی که کشته گان راه قسط و عدالت را شهیدان راه خدا می داند. پیامبرش محمد(ص) به صراحت می گوید، فقیران و گرسنگان و برهنگان جهان؛ فقیر برهنه و گرسنه نشدند مگر از گناه سرمایه داری و ظلم اغنیاء عالم.
و اخرین نکته؛ آمریکا دموکراسی ایران، نیکاراگوئه، ونزوئلا و فلسطین را قبول ندارد. ولی دیکتاتوری پهلوی و آناستازیا سوموزا را قبول داشت. آنها می خواهند ما و شما را بترسانند و ساکت کنند. می گویند اگر پیشرفت می خواهید تسلیم شوید و اگر مبارزه کنید و حق و شرفتان را بخواهید منزوی خواهید شد. ولی ما و شما می دانیم که منظور آنها از پیشرفت و انزوا چیست. تجربه نشان داده است که این انقلاب های مردمی نیستند که منزوی می شوند. امروز آمریکاست که بین ملت های جهان منزوی است. از تو کاسترو و چاوز استقبال می شود، اما بوش به هر نقطه از جهان که برود به سوی او آب دهان پرتاب می کنند و این است معنای انزوا! انزوای انسانی بین ملت هاست که بد است و نه انزوای میان جلادان و محبوبیت میان ملت ها.
برادر عزیز اقای اورتگا از طرف ما به ملت نیکاراگوئه بگو! ما و شما برای پیروزی هزینه پرداختیم. دعا می کنیم که شما هرگز خسته و پشیمان نشوید. مقاومت پیروزی خواهد آورد. چون این سنت خداست، اما آنچه از پیروزی هم مهم تر است اداء وظیفه است. در گوش ما نجوای پیامبران خدا و شهیدان عدالت می پیچد؛ که برای برادری جهانی و عدالت جهانی به مسوولیت خود عمل کنید و نتیجه هر چه باشد خوب است.
*
متن فوق، سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی در حضور آقای دانیل اورتگا، رئیس جمهور محترم کشور نیکاراگوئه و رهبر جبهه آزادی بخش ساندنیست این کشور در دانشگاه تهران می باشد.