عدالتخانه - گروه تحلیل بین الملل
نویسنده: م. م.
واقعيت آن است كه هر كس نگاهی به زندگی سراسر مبارزه «هوگو چاوز» بياندازد و با تفكر انسانی و برنامههای سياسی، اجتماعی او آشنا شود، ناخودآگاه مكثی میكند و انگشت تحير به دندان میگيرد.
رييس جمهور ونزوئلا مردی است كه تاريخ میخواند، از ادبا شاهد مثال میآورد و برای تحقق آرزوی «سميون بوليوار» -آزاديخواهی كه به دنبال متحد كردن آمريكای لاتين بود- تلاش میكند، خواستار برقراری توازن در كشورش و جهان میشود و مردم را به آزادی، صلح، مساوات، عدالت و حفظ كرامت انسان دعوت میكند.
«هوگو چاوز» متولد 28 ژوئيه 1954 در شهر «سابتينيا»، فارغالتحصيل دانشكده افسری ونزوئلا و دارندهی گواهينامه علوم و فنون نظامی و مدرك كارشناسی علوم سياسی است.
بسياری او را نمونهی مشابهی از «سيمون بوليوار» میدانند فردی كه مبانی افكار او در سخنرانیهای سياسی و گفتارهای اجتماعی «چاوز» بازخوانی میشود، اين مسأله واقعيتی است كه بدون در نظر گرفتن آن نمیتوان به درك شخصيت «چاوز» نائل آمد.
«سيمون بوليوار» (1783- 1830) متولد «كاراكاس»، ژنرال و سياستمدار آزاديخواه آمريكای لاتين بود و برای اتحاد آن مبارزه میكرد. او جمهوری كلمبيا (متشكل از كلمبيا، ونزوئلا و اكوادور) را تأسيس كرد و رييسجمهور آن شد. قصد «بوليوار» از تأسيس اين جمهوری مبارزه با توسعهطلبی و نفوذ ايالات متحده بود و در اين راه تمام تلاش خويش را مصروف خدمت به ملت و مردمش كرد.
او تمام مشكلات و مصايب را به جان خريد و دائماً بر اين نكته تأكيد داشت كه: «معرفت و آزاد انديشی لازمه حكومت و فعاليتهای سياسی است و نه پشتوانههای مالی و… » و اينكه: «حاكم مطلوب حاكمی است كه بر مردان با شرافت تكيه داشته باشد حتی اگر آنها مخالفان و دشمنانش باشند».
زمانی كه «جيمس مونرو» رييسجمهور وقت ايالات متحده اعلام كرد كه: «آمريكا متعلق آمريكايی هاست» بوليوار با اين سخن كه: «آمريكای جنوبی متعلق آمريكای جنوبی هاست» واكنش نشان داد.
«چاوز» میگويد: «بوليوار برای اقليت حاكم بر كاخ سفيد و نفوذ رو به افزايشی كه همواره با آن مخالفت میكرد، خطری جدی محسوب میشد». بوليوار در نامهای به دوستش كه حوالی سال 1825 نوشته شده، آورده است: «ايالات متحده در آمريكای شمالی جريانی را آغاز كرده تا به اسم آزادی تمام آمريكا را پر از نكبت كند».
امروز «چاوز» با تحريك احساسات ملیگرايانه مردم آمريكای لاتين و يادآوری هويت، فرهنگ و ريشه آنها در قالب ذكر اين مسأله كه استعمارگران تاريخ و هويتی بيگانه را بر آنها تحميل كردهاند، در واقع ادامه دهندهی راه بوليوار
«استعمارگران ما را به اجداد و فرهنگهای بيگانه فروختهاند» و «من معتقدم كه ما آمريكای لاتينیها ناگزير از به ياد آوردن حافظه تاريخی خود هستيم زيرا آنها ما را مانند اعداد و رقم يك ماشين حساب پاك كردهاند و مجبور كردهاند كه مفتخر كسانی باشيم كه درگذشته لگدمالمان كردهاند». بنابراين «كريستف كلمب نه يك پيشرو بلكه رهبر بزرگترين كشتار تاريخ بوده است»
است.
او میگويد: «استعمارگران ما را به اجداد و فرهنگهای بيگانه فروختهاند» و «من معتقدم كه ما آمريكای لاتينیها ناگزير از به ياد آوردن حافظه تاريخی خود هستيم زيرا آنها ما را مانند اعداد و رقم يك ماشين حساب پاك كردهاند و مجبور كردهاند كه مفتخر كسانی باشيم كه درگذشته لگدمالمان كردهاند». بنابراين «كريستف كلمب نه يك پيشرو بلكه رهبر بزرگترين كشتار تاريخ بوده است».
«چاوز» در سخنانش با ياد كردن از بوليوار، حافظه تاريخی ميليونها تن را به چالش میگيرد و با اطلاق نام «جمهوری بولیواری ونزوئلا» به كشورش در پی زنده نگه داشتن خاطره وی در ذهن شهروندان ونزوئلايی است ضمن آنكه اين اقدام نام اين مرد آزاديبخش را در كنار يكی از فرزندان «چاوز» كه پرچم ونزوئلا را به نشان تأكيدی بر ريشهها و هويت بومی خود در دست گرفته است، در سراسر جهان پراكنده میسازد.
«چاوز» با نامگذاری روز دوازدهم اكتبر –تاريخ كشف آمريكا- به روز «مقاومت مردمی» مناسبت اين روز را تغيير داده است چرا كه به اعتقاد او: «اجداد و پدران ما در آن روزگار مردانه مقاومت كردند».
«چاوز» زمانی كه در دانشكده افسری به تحصيل مشغول بود با افكار بوليوار آشنا شد. او در سال 1990 به درجهی سرهنگ دومی رسيد، مسؤوليتهای متعددی را برعهده گرفت و با گروههای مختلفی حشر و نشر پيدا كرد.
اين شرايط و نشست و برخاستها به تدريج باعث شد تا وی با نارسايیهای سياسی و اجتماعی وطنش آشنا شود، توجه به مسايلی چون حاكميت اقليت 20 درصدی سرمايهدار، نظام آكنده از تبعيض، فساد، ظلم و استثمار در كشور 23 ميليونی ونزوئلا كه 60 درصد از شهروندان آن زير خطر فقرند، باعث شد كه او بيش از پيش به عمق فاجعه پی ببرد.
از زندان تا رياست جمهوری «چاوز» كه عهدهدار رهبری جنبش «افسران جوان معتقد به بوليوار» بود، در زمان رياست جمهوری «آندرس پرز» و به دنبال يك كودتای نافرجام (4 فوريه 1992) زندانی شد و دو سال را در زندان سپری كرد تا اينكه «رافائل کالدرا» به رياست جمهوری رسيد و به مردم، آزادی زندانيان را وعده داد.
چاوز پس از آزادی برای فضای باز سياسی، عدالت و تأسيس جمهوری پنجم از طريق اجماع ملی تأسيسی، مبارزات خود را ادامه داد و در اين راه با تأييد گستردهی مردمی روبرو شد كه در نهايت چهار سال بعد او را در رسيدن به منصب رياست جمهوری ياری دادند.
«چاوز» به شكل دموكراتيك، انتخاب شد و در 6 دسامبر 1998 با كسب 60 درصد از آرای رأیدهندگان به پيروزی رسيد و در دوم فوريه سال 1999 برای آنكه كشور را به «شيوهای جديد» پيش ببرد زمام امور را در دست گرفت.
زمانی كه «چاوز» به رياست جمهوری رسيد
چاوز نگرش و رويكرد شفافی در برنامههای سياسی – اجتماعی خود داشت. او در برنامهی خود به دنبال برقراری توزان در معيشت شهروندان، اتحاد كشورهای آمريكای لاتين، ريشهكن كردن فقر و بیسوادی و برقراری نظم داخلی بود و اين برنامهها را طی يك سخنرانی در دومين اجلاس سازمان اوپك به جهانيان اعلام كرد. (1)
«چاوز» در حضور شخصيتهای عربی و اسلامی ذي نفوذ و مسؤول اعلام كرد كه: «جهان با دگرگونی و تحولات عميقی روبرو شده است و او خود را بر سر دو راهی میبيند كه بررسی موشكافانه اين تحولات و اتخاذ موضعی روشن برای انقلابی همهجانبه را ناگزير يافته است، انقلابی كه افقهای جديدی را فراروی ونزوئلا و جهانيان میگشايد».
طی دومين دوره اجلاس اوپك، چاوز موفق به تحقق قسمت كوچكی از برنامههای جهانیاش شد و دامنه «دعوت
چاوز نگرش و رويكرد شفافی در برنامههای سياسی – اجتماعی خود داشت. او در برنامهی خود به دنبال برقراری توزان در معيشت شهروندان، اتحاد كشورهای آمريكای لاتين، ريشهكن كردن فقر و بیسوادی و برقراری نظم داخلی بود و اين برنامهها را طی يك سخنرانی در دومين اجلاس سازمان اوپك به جهانيان اعلام كرد
به جهانی متوازنتر و عادلانهتر» را از كاراكاس به سراسر جهان گسترش داد.
به دليل تلاشهای چاوز برنامه كاری دوره اجلاس اوپك صرفاً به بحث و مذاكره درمورد قيمت نفت محدود نشد بلكه دعوت به توجه بيشتر به موضوعات مهم معاصر از قبيل فقر، مساوات، بدهیهای خارجی و حق حاكميت مردم نيز در دستور كار قرار گرفت و شركتكنندگان با اتخاذ مواضع يكسان در قبال فروش عادلانه توانستند توازن را به بازار نفت بازگردانند در نتيجه قيمت هر بشكه نفت از رقم 13 دلار به 21 دلار رسيد و بدين ترتيب اندوخته ارزی اوپك افزايش يافت و بالطبع اين مسأله نقش مؤثری در رشد و توسعه بسياری از پروژههای عمرانی كشورهای عضو داشت؛ با وجود موفقيت چاوز در سياست بازگرداندن توازن به بازار نفت و اهميت بالای آن، او اين اقدام را تنها اولويت خود نمیدانست و كار برای او تمام شده نبود.
چاوز و فضای سياسی ونزوئلا طی چهل سال گذشته قدرت در ونزوئلا در دست دو حزب «عمل دموكراتيك» و «سوسيال- مسيحی» دست به دست شده است. اين دو حزب كه در اختيار نخبگان اقتصادی و سرمايهدار است اكثر مؤسسات و نهادهای مهم را در دست داشته و نفوذ بالايی در رسانههای گروهی دارند.
مهمترين اين مؤسسات، مؤسسه «فيديكاماراس» است كه تجارت ونزوئلا را در انحصار دارد و سنديكاهای كارگری را به نفع خود جهت میدهد. اين مؤسسه چهار ايستگاه تلويزيونی به نامهای "ونهبیسیونيون»، «راديو تلويزيون كاراكاس»، «گلوب ويزيون» و «تله ون» را در اختيار دارد.
اين رسانهها هر آنچه را كه امتيازات و منافع سرمايهداران مسلط بر كشور را به خطر میاندازد مورد تهاجم جدی خود قرار میدهند. ذكر اين نكته ضروری است كه صاحبان سرمايه در اين كشور مخالف سرسخت آزادیاند و نظام استثماری شديدی را بر طبقه كارگر اعمال كرده و منافعشان در بسياری از موارد در عدم توسعهيافتگی بخشهای وسيعی از ونزوئلاست.
ليبرالها، انبوهی از مشكلات، آشوبها و تخلفات را برای دولت چاوز به ارث گذاشتهاند. چاوز به محض قدرت يافتن با اعلام برنامههای خويش، به شكل جدی واقعيتهای سلبی چهل ساله را كه در كشور ريشه دوانيده، به چالش گرفته بود.
چاوز در راستای اهداف خويش مدت زمان كوتاهی بعد از به قدرت رسيدن برای تأسيس جمهوری پنجم خواستار تجديدنظر در قانون اساسی شد. پس از تدوين قانون اساسی جديد –كه در نشريات سراسری نيز به چاپ رسيد- طی يك رفراندوم و با موافقت 70 درصد از مردم، قانون اساسی جديد به تصويب رسيد.
متن قانون اساسی جديد ونزوئلا مبتنی بر لزوم برقراری جامعه دموكراتيك، چندقومی، چند فرهنگی و در قالب دولت عادل، فدرال و غيرمتمركزی است كه به مبانی آزادی، صلح، همبستگی و امور عامالمنفعه تعهد دارد و ضمن آن به حق حيات و فعاليت، فرهنگ، تربيت، عدالت اجتماعی و مساوات بدون تبعيض توجهی خاص شده است. از جمله اهداف جمهوری پنجم، همكاری مسالمتآميز با ديگر ملتها، متحد كردن كشورهای آمريكای لاتين و دموكراتيك عمل كردن در جامعه بينالمللی است.
بندهای مندرج در قانون اساسی جديد در واقع كودتايی آرام بود كه براساس واقعيتهای موجود ارايه شده بود. دولت دموكراتيك جديد طی عمر 5 سالهی خود موفقيتهای فراوانی را كسب كرده است و كشور در اين مدت به كارگاهی فعال در زمينهی فعاليتهای سياسی، اقتصادی، اجتماعی، تربيتی و بهداشتی تبديل شده است.
در زمينهی تغييرات سياسی، ماده سوم از قانون
اين رسانهها هر آنچه را كه امتيازات و منافع سرمايهداران مسلط بر كشور را به خطر میاندازد مورد تهاجم جدی خود قرار میدهند. ذكر اين نكته ضروری است كه صاحبان سرمايه در اين كشور مخالف سرسخت آزادیاند و نظام استثماری شديدی را بر طبقه كارگر اعمال كرده و منافعشان در بسياری از موارد در عدم توسعهيافتگی بخشهای وسيعی از ونزوئلاست
اساسی جديد بر ضرورت همهپرسی در مسايل مهم ملی تأكيد كرده است تا تصميمگيری از دست اقليت حاكم به اكثريتی منتقل شود كه فاقد قدرت و توانايی لازمند و با اين راهكار ديگر امكان اعمال اراده يك نفر بر سرنوشت ميليونها تن از شهروندان امكانپذير نيست.
دولت چاوز اقدامات بسياری را در جهت تشويق مردم به مشاركت و ابراز نظر در مسايل كلان كشور انجام داده است تا جايی كه به هنگام برگزاری دومين دوره اجلاس اوپك حتی كودكان ونزوئليايی نيز در مدارس از نفت سخن میگفتند.
دولت ونزوئلا تلاش بسياری را مصروف تقويت نهادهای دموكراتيك و تحكيم مبانی آزادی كرده است كه به مدد اين امر تا حدود زيادی سياستهای سركوبگرانه كمرنگ شده و آمار زندانيان سياسی به ميزان زيادی پايين آمده است، آزادیهای عمومی مورد احترام قرار گرفته و آزادی بيان و برگزاری تجمعات قانونی رعايت میشود، حتی آن دسته از ايستگاههای تلويزيونی مخالف كه به هنگام كودتا عليه چاوز (آوريل 2002) با تشويق كودتاچيان به چاوز حمله میكردند نيز بدون آنكه تعطيل يا توقيف شوند به شكل طبيعی برنامههای خود را ادامه میدهند.
از جمله بندهای قانون اساسی جديد در زمينهی تحقق عدالت اجتماعی، هفت ماده قانونی (119- 126) است كه به مسألهی حق مردم و گروههای بومی –به عنوان ساكنين اصلی كشور- و نيز لزوم حفظ هويت ويژه، سنن، زبان مادری، ساختارهای اجتماعی، سياسی و اقتصادی آنان اشاره شده است در اين مواد قانونی، همچنين حقوق اين عده از شهروندان در مالكيت اراضی موروثی و بهرهمندی از همه خدماتی كه ديگر شهروندان ونزوئلائی از آن برخوردارند نيز لحاظ شده و در تاريخ ونزوئلا اين اولين بار است كه به شكل ريشهای به مشكلات بوميان اين كشور –كه همواره مورد محروميت و آزار قرار میگرفتند- پرداخته شده است.
در اصلاحات مجددی که به پیشنهاد چاوز و با موافقت پارلمان ونزوئلا در ابتدای ماه جاری(دسامبر 2007) برگزار شد، به واسطه عدم شرکت بیش از سه میلیون از طرفداران چاوز در رفراندوم، مخالفان با یک درصد اختلاف به پیروزی رسیدند.
در این رابطه، تحلیلگران دلیل عدم شرکت در انتخابات 3 میلیون نفر طرفداران چاوز که علت اصلی پیروزی مخالفان می باشد را در عدم اختصاص زمان کافی برای آگاه سازی مردم در مورد مفاد اصلاحات 64 بندی قانون اساسی و البته تبلیغات منفی رسانه ای مخالفان در ارتباط با این اصلاحات از جمله ترساندن مردم با ترویج مفاهیم نادرست از تعریف جدید ملکیت خصوصی در آن دانستند.
در این ارتباط، هر چند سرتیتر روزنامه ها و عناوین برنامه های تلویزیونی مخالفان بر شکست سنگین(!!) چاوز در این همه پرسی تاکید داشت ولی خود مخالفان می دانند که این چنین نبوده و حتی با برگزاری این همه پرسی پیروزی هائی نیز نصیب چاوز شده است.
از جمله این پیروزی ها که اهمیت و ارزش آنها کمتر از پیروزی در همه پرسی نیست، می توان به "رد اتهام دیکتاتوری در ونزوئلا" و همچنین "تایید قانون اساسی فعلی ونزوئلا توسط مخالفان" اشاره کرد.(همان طور که پیش از این اشاره شد قانون اساسی فعلی ونزوئلا قانون تهیه شده به دستور چاوز پس از به ریاست جمهوری رسیدن وی در سال 1999 می باشد که هیچ گاه - تا الآن - مورد تایید مخالفان قرار نگرفته بود.
ثروتها، رانتها و گروهها برقراری توازن علاوه بر زمينههای سياسی در زمينههای اقتصادی و اجتماعی نيز به واسطهی ارتباط تنگاتنگی كه با يكديگر دارند، دنبال شده است. در ليبرالهای حاكم بر ونزوئلا كه همواره از پرداخت ماليات شانه خالی كردهاند، اين تصور به وجود
از جمله این پیروزی ها که اهمیت و ارزش آنها کمتر از پیروزی در همه پرسی نیست، می توان به "رد اتهام دیکتاتوری در ونزوئلا" و همچنین "تایید قانون اساسی فعلی ونزوئلا توسط مخالفان" اشاره کرد.(همان طور که پیش از این اشاره شد قانون اساسی فعلی ونزوئلا قانون تهیه شده به دستور چاوز پس از به ریاست جمهوری رسیدن وی در سال 1999 می باشد که هیچ گاه - تا الآن - مورد تایید مخالفان قرار نگرفته بود
آمده است كه نبايستی همچون ديگر شهروندان در نظر گرفته شوند زيرا سرمايه و امكانات آنهاست كه قادر به ايجاد فرصت اقتصادی مطلوب و رشد و توسعه اجتماعی در كشور است.
بنابراين قطببندی گستردهای در زمينهی اقتصادی و اجتماعی به وجود آمده و اختلاف طبقاتی شدت بيشتری يافته است به نحوی كه قشر سرمايهدار در صدر، طبقه متوسط در ميانه و طبقه فقير –كه اكثريت را تشكيل میدهند- با مشاغل سخت و سطح درآمد بسيار كم در ذيل قرار میگيرند.
دولت ليبرال قبل از «چاوز» از دو سال پيش از به قدرت رسيدن وی دستمزدهای كارگران را به بهانه كاهش بهای حمل و نقل و موادغذايی نمیپرداخت و يا از آن كم میكرد، اين در حالی بود كه اين امر هيچ كمكی به بهبود وضعيت كارگران خصوصاً بازنشستهها و خانوادههايشان نمیكرد، از سوی ديگر حكومت اقليت با همكاری مؤسسه «فيديكاماراس» قانون جديدی را به تصويب رسانيدند كه «نظام بدهیهای بانكی» را لغو و آن را به گونهای جهت میداد كه صرفاً برای صاحبان سرمايه قابل استفاده باشد در نتيجه به تدريج عرصه بر مردم تنگ و فشار اقتصادی رفته رفته بيشتر میشد.
دولت چاوز اصلاحات اقتصادی را با صدور قانون «منع خصوصی سازی نفت» آغاز و تجارت نفت را رقابتی و با افزايش ماليات بر تجارت نفت و «قانون ماليات بر درآمد نخبگان اقتصادی» را بار ديگر احياء كرد. صنايع نساجی و لوازم يدكی در جهت تشويق صنايع داخلی حمايت شد و امور «پرداخت موظفی» بار ديگر به دولت محول شد. (2)
با دولتی كردن شركت آهن و فولاد «دياتكا» نيز كه مبالغ هنگفتی را نصيب سرمايهداران كرده بود، ضمن كمك به خزينه دولت برای صدها تن از كارگران فرصت شغلی فراهم آمده است.
دولت «چاوز» مبالغ عمدهای از بودجهی عمومی را به پروژههای اجتماعی تخصيص داده و امكان مشاركت شهروندان و مؤسسات كوچك و بزرگ را در سهام بانكها فراهم آورده و بدين ترتيب روند تدريجی به حركت درآمدن چرخهای اقتصادی و ايجاد فرصتهای شغلی كاملاً محسوس است، زندگی مردم روند رو به ثباتی يافته و سياستهای اقتصادی دولت تا حدی از تورم كاسته است.
دولت در كنار موارد ياد شده طی برنامهای موسوم به «اقدام عاجل» اقدام به ساخت منازل مسكونی كرده است كه در اين راستا تاكنون 150 هزار منزل مسكونی و 3 هزار مدرسه به بهرهبرداری رسيده است.
سيستم اداره مدارس نيز تغيير يافته و شيوه قبلی كنار گذاشته شده است ضمن آنكه در مدارس ونزوئلا -كه ميليونها دانشآموز را در خود جای داده است- علاوه بر منع اخذ شهريه –كه قبلاً به شكل مبالغ هنگفت دريافت میشد- به اين دانشآموزان كه بيشتر آنها از طبقه فقير هستند روزانه در سه نوبت غذا داده میشود.
پس از اينكه چاوز طی نطقی در كاخ رياست جمهوری برنامه «مبارزه با بیسوادی و فقر» را اعلام كرد، نظاميان و شهروندان اين كشور عهدهدار اجرای آن گرديدند و دولت نيز دهها مركز فنی و حرفهای، صدها پرورشگاه، مراكز هنری و فرهنگسرا افتتاح و به بهرهبرداری رساند و در زمينهی بهداشتی نيز 15 مركز ارايه شير برای كمك به تغذيه بهتر نوزادان و نير مراكزی با استعداد درمان رايگان 13 هزار بيمار معتاد به الكل به بهرهبرداری رسيد و صدها مركز امدادرسانی با امكانات آمبولانس و خدمات درمانی راهاندازی شد.
كشاورزان و نظاميان به دليل بیاعتنايی حكومت قبلی به رشد متوازن اقتصادی- اجتماعی، مناطق گستردهای از كشور محروم ماند در نتيجه كشاورزان عوايد ناچيزی از كشاورزی به دست میآوردند و كار خود را زير نظر رهبران محلی ادامه میدادند.
با روی كار آمدن دولت
دولت چاوز اصلاحات اقتصادی را با صدور قانون «منع خصوصی سازی نفت» آغاز و تجارت نفت را رقابتی و با افزايش ماليات بر تجارت نفت و «قانون ماليات بر درآمد نخبگان اقتصادی» را بار ديگر احياء كرد. صنايع نساجی و لوازم يدكی در جهت تشويق صنايع داخلی حمايت شد و امور «پرداخت موظفی» بار ديگر به دولت محول شد
چاوز تسهيلات ويژهای در اختيار كشاورزان گذاشته و از نفوذ رهبران محلی كاسته شد تا ضمن تحكيم وحدت ملی، دولت و مؤسسات وابسته از طريق نمايندگان خود در مناطق مختلف حضور داشته باشند و در راستای تحقق امر فوق راههای ارتباطی متعددی جهت ايجاد ارتباط ميان مناطق مذكور با پايتخت احداث شده است.
با نگاهی گذرا به اقدامات چاوز تا حدود زيادی میتوان دريافت كه چرا كودتای نظامی عليه وی بيش از 48 دوام نياورد. در اين كودتا ميليونها تن از مردم ونزوئلا در حمايت از چاوز به خيابانها ريختند و تلاش كودتاچيان را ناكام گذاشتند.
هدف كودتاچيان سيطره بر مؤسسات نفتی، بیثبات كردن امنيت كشور، ايجاد بحران اجتماعی، فلج كردن صنايع توليدی بود و با تخريب پالايشگاهها، خطوط نفتی و بهم زدن سيستم توليد و توزيع موادغذايی و در نتيجه ايجاد نارضايتی عمومی سعی داشتند، دولت چاوز را مسؤول نابسامانیهای به وجود آمده نشان دهند و بدين طريق او را وادار به كنارهگيری از قدرت كنند.
با اين وجود چاوز بار ديگر به قدرت رسيد و حكومت با مشكلات عديدهای كه مخالفان مسبب آن بودند مواجه شد زيرا میبايستی ضمن در اختيار گرفتن مؤسسات نفتی، برای 17 هزار كارگر تحريك شده از سوی صاحبان سرمايه، ميليونها دلار بودجه بلوكه شده، فساد ريشهدار در اين مؤسسات و كاهش 20 درصدی توليد نفت نيز فكری میكرد.
سرانجام در اواخر سال 2002 و اوايل 2003 و طی برنامهريزیهايی كه در جهت كاستن از مشكلات شهروندان اجرا شده بود، دولت توانست اوضاع را بهبود بخشد.
مخالفان ليبرال چاوز برای رسيدن به اهداف خود در تازهترين اقدام به نظرسنجی مردم روی آورده و با جمعآوری امضای 2 ميليون و چهارصد هزار تن از شهروندان و ارايهی آن به مجلس ملی خواهان كنارهگيری چاوز از قدرت شدند.
اما مجلس منتخب ملی صحت اين امضاء را مورد ترديد قرار داد و اين در حالی بود كه عليرغم آنكه مخالفان ادعا میكردند تعداد اين امضاها تا آغاز سال 2003 به سه ميليون میرسد اين امر هيچ گاه تحقق نيافت و چاوز در واكنش به اين ادعا گفت: «آنها اكنون به فكر آب و لعاب دادن اسامی هستند» و بدين گونه نشان داد كه هراسی از مخالفان ليبرال و همپيمانان خارجی آنها به دل راه نداده است ضمن آنكه به دليل ادعای دروغين مخالفان به فكر اقدامات تلافیجويانه نيز نيست.
چاوز همكاری با مقامات همسايگان جنوبی نظير «اوانتيو لولاداسيلوا» رييسجمهور برزيل درصدد تحقق اهداف مشترك برآمد و در اين راه «ارنستو كرشنر» رييس جمهور آرژانتين نيز به عضويت محور سهگانهای درآمد كه به فكر همكاری و گفتگو ميان شمال و جنوبند. (3)
چاوز تلاش میكند تا هرچه زودتر «صندوق بينالمللی انسانی» را برای كمك به پيشرفت و توسعه ملتهای آسيايی، آفريقايی و آمريكای لاتين و نجات آنها از سياستهای استعمارگرانه «صندوق بينالمللی پول» راهاندازی كند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضيحات:
1- دومين دوره اجلاس اوپك در 27 دسامبر 2000، بنا به دعوت چاوز و با شركت كشورهای توليدكننده نفت نظير ايران، عراق و عربستان سعودی برگزار شد.
2- ديون خارجی دولت در جمهوری چهارم مبلغ 25 بليون دلار است.
3- شمال، اصطلاحاً به كشورهای صنعتی و پيشرفته و جنوب به كشورهای توسعه نيافته يا در حال توسعه اطلاق میشود.
4- اين كشورها متشكل از 15 كشور میباشند كه در جهت تحقق همكاریهای بيشتر حول محور توسعه گردهم آمدهاند.