امروز پنجشنبه 20 بهمن 1390
Thursday 9 February 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

"نهضت" و "نظام" در گفتاری از اميرحسين تركش دوز؛

التزام به اولویت «نهضت» به «نظام» برای تعالی

مرجع : احیا 3 بهمن 1386 ساعت 10:22
صرف نظر از اين دو ديدگاه ديگراني هم هستند كه تمايز اين دو را مي‌پذيرند منتها از اين موضع كه راه دادن به موجودي به نام" نهضت "به "مصلحت نظام" است و مي‌تواند نقش عمق استراتژيك را براي نظام ايفا كند .
التزام به اولویت «نهضت» به «نظام» برای تعالی
امیر حسین ترکش دور

"نظام جمهوري اسلامي" از پي يك" نهضت" پا به عرصة وجود نهاده است و لذا هر ديدگاه يا قضاوتي كه دربارة ماهيت اين دو داشته باشيم نمي‌توانيم به رابطة اين دو نيانديشيم. 

در نظر برخي، "تأسيس نظام و تمكين به لوازم اين تأسيس" لحظة "مرگ يك جنبش يا نهضت انقلابي" است. آنچه از مرحوم شريعتي در كتاب تشيع علوي- تشيع صفوي آمده، نمونه‌اي است از اين طرز نگرش. آن مرحوم با تقابل افكندن ميان جنبش و نهاد، بر اين عقيده بود كه سازمان يافتن تشيع در قالب حكومت صفويه به استحاله ماهيت آن مسلك انقلابي انجاميده است. شايد اين رأي در وهله نخست ذهن مبتديان خاصه آنكه داراي گرايش هاي تند و تيز باشند را به خود جلب كند اما واقعيت آن است كه رأي مزبور ، رأي سنجيده‌اي نيست. 

شكل گيري نهاد و مؤسسه در حيات اجتماعي انسان، در سلسله‌اي از ضرورت هاي عيني ريشه دارد و پسند و ناپسند اين و آن در بقا يا از ميان رفتن اين ضرورت ها مؤثر نيست. احيانا" به جهت وجود همين ضرورت ها است كه قائلين به اين ديدگاه به رغم تقابل افكندن ميان جنبش و نهاد خود نيز خارج از گردونة حكومت داري گاه به تأسيس سازمان يا سازمان هايي دست يازيده‌اند كه روي هر حكومتي را در حاكم كردن واقع نگري بر آرمان خواهي سپيد ساخته است. بگذريم از آنكه اين رأي از جنبه‌اي ديگر نيز مخدوش است يعني از آن رو كه بسياري از آرمان ها و اهداف نهضت جز با نفوذ در "سازمان ها و ساختارهاي از پيش موجود در زندگي بشر "نمي‌توانند عينيت يابند. 

در نقطه مقابل ديدگاه نخست، جماعتي ديگر بر اين اعتقادند كه با برآمدن يك نظام سياسي از دل نهضت سخن گفتن از دو پديدة متمايز با عنوان" نهضت" و "نظام" خطرناك و حداقل بيهوده است. به زعم اين جماعت قائل شدن به تمايز نهضت از نظام خطرناك است از آن رو كه كانوني خواهد بود براي تكوين و رشد گرايشات تخريبي در نظام تازه تأسيس! به زعم ايشان طرح "موجوديتي مستقل ازنظام "با عنوان "نهضت" نه تنها رشته‌هاي بافته شده "نظام "در جهت ايجاد" امنيت" و "ثبات" را پنبه خواهد كرد بلكه براي نظام رقيبان بالفعل يا مقدري خواهد تراشيد كه متكي به همان سرمايه مشروعيتي اند كه نظام از آن، بهره‌مند است. در چارچوب همين ديدگاه، برخي نيز بر اين باورند كه تأسيس يك نظام سياسي نهايي‌ترين هدف" نهضت پيش از آن" بوده است و پس از پيروزي سخن گفتن از" تمايز اين دو "حداقل لغو و بيهوده است.
 
در اين ديدگاه رابطه "نهضت "و "نظام "آنچنان مكانيكي تصور مي‌شود كه مي توان آنها را به راحتي از هم جدا كرد و همچنان "نظام"
هيچ گاه نمي توان "پرونده تزكيه و تكامل يك محصول بشري" و من جمله نظام جمهوري اسلامي را بسته شده دانست. در مورد اين نظام تزكيه و تكامل هنگامي تحقق خواهد يافت كه نه تنها به تمايز" نهضت "از "نظام "ملتزم باشيم بلكه "اولويت "را در اين ميان به "نهضت" بخشيم؛ بدين معنا كه "اولويت" متعلق به عرصه‌اي باشد كه بستر و مظهر آرمان ها و جهت‌گيري هاي تكاملي است
همان بماند كه پيش از اين بود. صاحبان اين ديدگاه از اين معنا غافلند كه وضعيت يك "نظام برآمده از نهضت" با ديگر نظام هاي سياسي متفاوت است و اين چنين نظامي نه تنها در "حدوث" كه در "بقاء" نيز نيازمند آن است كه براي تداوم بخشيدن به مشروعيت اوليه خود" سرمايه نهضت" را در كنار خود داشته باشد. 

صرف نظر از اين دو ديدگاه ديگراني هم هستند كه تمايز اين دو را مي‌پذيرند منتها از اين موضع كه راه دادن به موجودي به نام" نهضت "به "مصلحت نظام" است و مي‌تواند نقش عمق استراتژيك را براي نظام ايفا كند . علاوه بر اينكه براي آن در حوزه‌هايي راه گشايي كند كه يا دست نظام از دخل و تصرف در آنجا كوتاه است يا به ميان آمدن اقتدار نظام در مواضع مزبور به گونه‌اي صريح و آشكار مفسده خيز جلوه مي‌كند. اين ديدگاه اگرچه يكسره نامقبول نيست اما ثمرة اصلي قائل شدن به تمايز ميان نهضت و نظام را مغفول مي‌گذارد و حتي با اصالت بخشيدن به يكي از ثمرات فرعي اين تمايز سرانجام آن از "غفلت" به "تقابل" با آن ثمره(يعني تقابل با نقش تكامل بخش نهضت)، خواهد انجاميد. 

هر نظم اجتماعي و هر نظام سياسي به هر تقدير محصولي بشري است و به حكم بشري بودن هيچ گاه خالي از عيب و نقص و خطا نخواهد بود و لذا همواره نيازمند چون و چرا و سنجش يا به اصطلاح روز "نقد "است. از اين رو است كه هيچ گاه نمي توان "پرونده تزكيه و تكامل يك محصول بشري" و من جمله نظام جمهوري اسلامي را بسته شده دانست. در مورد اين نظام تزكيه و تكامل هنگامي تحقق خواهد يافت كه نه تنها به تمايز" نهضت "از "نظام "ملتزم باشيم بلكه "اولويت "را در اين ميان به "نهضت" بخشيم؛ بدين معنا كه "اولويت" متعلق به عرصه‌اي باشد كه بستر و مظهر آرمان ها و جهت‌گيري هاي تكاملي است (آرمان ها و جهت‌گيري هايي كه سازگاري نظام با آن را همواره مي‌بايد موضوع بررسي و سنجش قرار داد).(1)

اگر اين "اولويت "مدنظر ما باشد كوشش نخواهد شد كه همه سرمايه‌هاي نهضت اعم از مراجع ديني / جريان ها و گروه ها يا شخصيت هاي معتقد به آرمان هاي نهضت اما احيانا" منتقد نظم موجود (كه نظام براي تكامل خود به آنها نيازمند است) طفيلي نظام و ترتيبات و نهادهاي آن باشند. بلكه تلاش خواهد شد كه به تكوين و رشد چنين نيروهائي مدد نيز رسانده شود. 

همچنين با عنايت به اولويت منطق نهضت است كه، سياست هاي فرهنگي نظام به عوض آن كه كساد كردن بازار رسانه‌هاي بيگانه و رونق بخشيدن به رسانه‌هاي خودي و "حفظ مزعوم نظام "را ولو با" تشبه جستن به بيگانگان " هدف قرار داده باشد، آن دسته از اهداف تربيتي و تكاملي را تعقيب خواهد نمود كه نهضت براي تحقق بخشيدن به آنها سامان يافته است. 

پر پيدا است كه ثمرات اولويت قائل شدن به "منطق نهضت و تكامل" در مقابل" منطق نظام و ثبات" منحصر به موارد مذكور نيست و همچنان مي‌توان به اين سياهه افزود. 


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت:
1-لازم به ذكر است كه از مجموعه فرمايشات امام نيز مي‌توان "تقدم منطق نهضت بر منطق نظام "را استنباط كرد . چه در نظر ايشان حفظ نظامي از اوجب واجبات است كه موصوف به وصف اسلاميت باشد. اسلاميتي كه ايشان در يكي از بندهاي وصيت نامه خود درباره امر به معروف و نهي از منكر، از مردم مي‌خواهند كه حتي به رغم نا پيگيري مسئولان پيگير آن باشند.



کد مطلب : 1225
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-11-03 11:55

من با مصلحت انديشي موافقم ولي براي مصلحت نهضت بايد اهميت قايل شد.