محسن مقصودیسه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران مي گذرد، مرور خاطرات آن سال ها براي همه مردمي که در آن حماسه جانفشاني کرده اند جذاب و غرور آفرين است. اما به نظر مي رسد برخي دوست دارند، انقلاب اسلامي در همان سالها خلاصه شود و شعارها و آرمان هايش در 22 بهمن 57 پايان پذيرد! بدون تعارف، کم نيستند از انقلابيون ديروز که امروز چرب و شيرين دنيا و رفاه طلبي، آنها را چنان استحاله کرده که قلبا اعتقاد دارند، آن شعارها و آرمان هاي جهاني مخصوص همان سال هاي اول انقلاب بوده و آن آرمانهاي احساسي(!) و ايده آل بايد امروز تعديل و تلطيف گردد!
در اين ايام خيلي از انقلابيون ديروز سعي دارند از خاطراتشان بگويند و از نقش مهم شان در پيروزي ملت! برخي بدشان نمي آيد، ده روز از سال (دهه فجر) را انقلابي باشند و از مبارزه سخن بگويند، اما بشرط آنکه اين حرف ها فقط براي همين ده روز باشد. بعضي ها مرور خاطرات جبهه و جنگ را هم دوست دارند، اگر آن آرمانها فقط در هفته دفاع مقدس خلاصه شود، البته همان ها از «عاشورا» دم زدن را هم دوست دارند و البته کربلا رفتن را، فقط به شرط آنکه کسي نگويد «کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا» و خلاصه برخي، هم انقلاب را دوست دارند هم اسلام را به شرط آنکه همه اين ها بي خطر و بي هزينه باشد! و با منافع آنها تضاد پيدا نکند.
بگذريم، انقلابي بودن فضيلت است،
يقينا عواملي همچون گسترش و رواج فرهنگ سرمايه داري، رفاه طلبي مسوولان و به تبع آن جامعه، تبليغ تجملات و دنياگرايي و سرانجام طغيان مرفهين بي درد و خرد شدن روحي و فيزيکي مستضعفين (صاحبان اصلي انقلاب) در اثر افزايش فاصله طبقاتي از جمله عوامل اصلي بودند که موجب شدند، فرهنگ انقلاب اسلامي فراموش شود
به شرط آنکه انقلابي بمانيم، و گرنه تاريخ پر است از طلحه و زبيرها و انقلابيوني که پس از پيروزي، آنچنان اسير قدرت و ثروت شدند که عليه آرمان هاي انقلاب شان تاختند و بر امام شان شوريدند.
چقدر انقلابي هستيم؟
چقدر خوب است که اين روزها تک تک مردم و علي الخصوص مسوولان و مديران حکومتي، روحيات امروزشان را با روحيات سال هاي اول انقلاب مقايسه کنند. کمي در مورد نحوه زندگي، روحيه ايثار و فداکاري، کار براي خدا، اهميت ندادن به ماديات، ساده زيستي، خدمت به محرومان و ... فکر کنيم ، چقدر امروزمان به آن سال ها مي ماند؟ چند در صد از ما حاضريم براي خدا و بدون چشم داشت مالي باري را از دوش مردم و انقلاب برداريم؟ رنج و فقر و استضعاف بخشي از جامعه چقدر آزارمان مي دهد؟ چقدر نفع ديگران و جامعه را بر نفع خود ترجيح مي دهيم؟ چقدر با تجملات و مصرف زدگي مبارزه مي کنيم؟ چقدر نسبت به تبعيض و بي عدالتي و فساد در جامعه فرياد مي زنيم؟ چقدر با فقر و تکاثر مبارزه مي کنيم؟ وضعيت مسلمانان و ملت هاي مستضعف جهان چه سهمي از دغده هاي روزمره ما را تشکيل مي دهد؟ چقدر به ايتام و مساکين سرکشي مي کنيم؟ و ...
اگر تک تک ما به سوالات فوق پاسخ دهيم، عيار انقلابي بودنمان مشخص مي شود. متاسفانه بايد بپذيريم که دشمنان داخلي و خارجي انقلاب اسلامي در کاهش تدريجي روحيه انقلابي و فرهنگ انقلاب اسلامي در بخش هايي از جامعه و مسوولان موفق بوده اند.
بدون شک دشمنان انقلاب در برنامه اي مدون و در يک شبيه خون فرهنگي درصددند تا جامعه انقلابي ما را به جامعه اي بي تفاوت و خودباخته تبديل کنند، که همواره در حسرت غرب و فرهنگ ليبرال فرو رود.
يقينا عواملي همچون گسترش و رواج فرهنگ سرمايه داري، رفاه طلبي مسوولان و به تبع آن جامعه، تبليغ تجملات و دنياگرايي و سرانجام طغيان مرفهين بي درد و خرد شدن روحي و فيزيکي مستضعفين (صاحبان اصلي انقلاب) در اثر افزايش فاصله طبقاتي از جمله عوامل اصلي بودند که موجب شدند، فرهنگ انقلاب اسلامي فراموش شود و «استمرار روح اسلام انقلابي» که حضرت امام(ره)
در منطق انقلاب اسلامي، انقلاب و مبارزه را پاياني نيست و آرمان هاي انقلاب بسيار فراتر از سقوط رژيم ستم شاهي بوده و خواهد بود:« ما مي گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم...
به عنوان بزرگترين دستاورد دوران دفاع مقدس از آن ياد مي کرد، دچار مرگ تدريجي شود. چرا که حضرت روح الله به ما آموخته بود: « ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقي و راستين ارزش هاي اسلامي هستند، به خوبي دريافته اند كه مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست، و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند... بحث مبارزه و رفاه و سرمايه ، بحث قيام و راحت طلبي ، بحث دنياخواهي و آخرت جويي دو مقوله اي است كه هرگز با هم جمع نمي شوند. و تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند.»
انقلاب را پاياني نيست در منطق انقلاب اسلامي، انقلاب و مبارزه را پاياني نيست و آرمان هاي انقلاب بسيار فراتر از سقوط رژيم ستم شاهي بوده و خواهد بود:« ما مي گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم... من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزونطلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد.... ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم و اين را بايد از اصول سياست خارجي خود بدانيم. ما اعلام مي كنيم كه جمهوري اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامي و آسيبناپذير نياز سربازان اسلام را تامين و آنان را به مباني عقيدتي و تربيتي اسلام و همچنين به اصول و روشهاي مبارزه عليه نظامهاي كفر و شرك
«اصول و آرمان هاي انقلاب اسلامي بايد همواره ملاک نقد و ارزيابي جمهوري اسلامي باشد» در غير اين صورت آن اصول و آرمان ها به مرور و در پيچ و خم تبديل نهضت به نظام فراموش شده و مصلحت ها و محافظه کاريها به تدريج به قلب و تغيير آرمان ها و الگوها مي انجامد و لذا همواره بايد هوشيار بود، چرا که حفظ و تداوم يک انقلاب به مراتب مهم تر و سخت تر از ايجاد آن است
آشنا مي سازد». (بخش هايي از پيام قبول قطعنامه)
براستي اين اصول سياست خارجي انقلاب اسلامي امروز چقدر براي مسوولان موضوعيت دارد؟ حمايت عملي از جنبش هاي مقاومت و نهضت هاي اسلامي در ساير کشورها از مصر و يمن گرفته تا عربستان و بحرين و لبنان و فلسطين و .... چقدر در برنامه ريزها اولويت داشته اند؟
همان طور که برخي انديشمندان گفته اند «اصول و آرمان هاي انقلاب اسلامي بايد همواره ملاک نقد و ارزيابي جمهوري اسلامي باشد» در غير اين صورت آن اصول و آرمان ها به مرور و در پيچ و خم تبديل نهضت به نظام فراموش شده و مصلحت ها و محافظه کاريها به تدريج به قلب و تغيير آرمان ها و الگوها مي انجامد و لذا همواره بايد هوشيار بود، چرا که حفظ و تداوم يک انقلاب به مراتب مهم تر و سخت تر از ايجاد آن است. تاکيدات مکرر رهبر معظم انقلاب بر لزوم آرمان گرايي دانشجويان و حفظ اصول انقلاب به همين دليل است. ايشان حتي تاکيد مي کنند سرنوشتي که پس از پنجاه سال بر سر انقلاب پيامبر (ص) آمد در صورت عدم هوشياري و دنياطلبي خواص و غفلت مردم ممکن است براي هر انقلابي تکرار شود.
فرزندان انقلاب و ناوهاي شيطان اما مردم ايران امروز هم علي رغم همه هجمه هاي فرهنگي و تلاش دشمنان براي قلب ارزش هاي انقلاب و تخريب روحيه «اسلام انقلابي»، نبض هايشان با نداي حسين(ع) مي تپد و هر لحظه که مجال بروز و شکوفايي روحيه انقلابي فراهم شده است، ثابت کرده اند که فرزندان انقلابند. امروز هم دشمنان انقلاب از احياي همين روحيه در هراسند و مي دانند که بسيجيان خميني، امروز گوش به فرمان رهبر فرزانه شان در کمين آمريکا و طرفداران «اسلام آمريکايي» نشسته اند و در صورت حماقت مستکبران دير يا زود وعده آن پير جماران محقق خواهد شد که فرزندان انقلاب ناوهاي متجاوز شيطان را به قعر آبهاي خليج فارس بفرستند: « و اينجانب به نظام هاي امريكايي و اروپايي اخطار مي كنم كه تا دير نشده و در باتلاق مرگ فرو نرفته ايد، از خليج فارس بيرون رويد. و هميشه اين گونه نيست كه هواپيماهاي مسافربري ما توسط ناوهاي جنگي شما سرنگون شود، كه ممكن است فرزندان انقلاب ناوهاي جنگي شما را به قعر آب هاي خليج فارس بفرستند.»
ان شاءالله