امروز سه شنبه 12 آذر 1387
Tuesday 2 December 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

مدرک و جایگاه اخلاقیات در مبارزه عدالتخواهانه؛

حکم دادگاه علیه طلبه سیرجانی اخلاقی تر از جعل مدرک است؟

مرجع : عدالتخانه 28 مرداد 1387 ساعت 2:46
کوشش و پشتکار بی سابقه آقای توکلی جهت گرفتن استعلام از دانشگاه آکسفورد و افشای "تمام و کمال" مدرک جعلی آقای کردان این شبهه را ایجاد می کند که عملکرد غلط و غیراخلاقی آقای کردان به دسیسه ای برای یک مبارزه سیاسی تبدیل شده است.
حکم دادگاه علیه طلبه سیرجانی اخلاقی تر از جعل مدرک است؟

 عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
مهوش ناصحی


«جایگاه مدرک در اجتماع و جایگاه اخلاقیات در مبارزه عدالتخواهانه»

یکی از ویژگی های جوامع عقب نگه داشته، درد مدرک گرائی است تا جائی که ارزش و مقام اجتماعی انسان ها نه برمبنای لیاقت، سخت کوشی و آرمان های عدالتخواهانه، بلکه بر مبنای مدرک و رتبه آنها تعیین می شود.
 
در جوامع "پیشرفته" غرب اگر چه با مساله مدرک گرائی بعنوان منزلت اجتماعی روبرو نیستیم، ولی علم، مدرک و دانشمندان در چنان بستری پرورش پیدا می کنند که تحت شرایط خاص و پیچیده، نه در خدمت معضلات بشری بلکه در خدمت تثبیت نظام های غیرعادلانه سلطه گری و سرمایه سالاری قرار می گیرند. بسیاری از دانشمندان آگاه شده غربی بارها اذعان کرده اند که در صورت آگاهی به این حقیقت که از کشفیات آنها در خدمت به اهداف ضد بشری استفاده خواهد شد، ترجیح می دادند در جهل بمانند. به قول مولانا:   علم اگر از تو به نستاند          جهل از آن علم به بود بسیار

در ایران با تسلط چندین هزار ساله شاهان فئودال و سپس شاهان نوکر غرب، مقام اجتماعی انسان ایرانی، هم تحت تاثیر عناوین، القاب و رتبه های بی پایه سرسپردگان دربار قرار گرفت و هم نوعی غرب پرستی و مدرک گرائی رایج شد که محصول نفوذ فرهنگ سلطه در جامعه ما بود. حتی مدارک جعلی غرب می توانست روشنفکر ایرانی را در مقام ویژه اجتماعی قرار دهد. بعبارت دیگر اهمیت اجتماعی روشنفکر ایرانی یا بر مبنای عنوان، مقام و مدرک تعیین می شد یا بر مبنای درجه نزدیکی او به غرب "پیشرفته". این هویت کاذب سدی بود در مقابل بخش عظیمی از نیروهای ارزنده جامعه که قادر بودند با بهره برداری از آموزش بومی، پشتکار، تلاش و تقوا در جایگاه مدیریت، تولید، ادارات دولتی و کارخانه ها قرار گیرند. میلیونها انسان می توانستند به جای آرزوی کسب مقام از طریق مدرک با آموزش کوتاه مدت و موثر، دارای ارزش اجتماعی واقعی شوند و به نیروی عمده در توسعه و پیشرفت جامعه تبدیل گردند.

اگر چه انقلاب بزرگ ما ضربه اساسی به هر دو فرهنگ زده است، ولی به نظر می رسد که بقایای نامطلوب آن هنوز با قدرت به مقاومت خود ادامه می دهد. در ماجرای آقای کردان بروز هر دو فرهنگ کاملا مشاهده می شود. چرا؟ 

چنانچه مدرک آقای کردان جعلی باشد و عمل خلاف و غیراخلاقی ایشان در دادگاه صالحه ثابت شود، نشان دهنده این واقعیت است که هم شرایط و قوانین اجتماعی و هم خود آقای کردان حاملین فرهنگ گذشته هستند. تسلیم به فرهنگ ارزش گذاری بر مبنای مدرک دکترا از یک دانشگاه معتبر غربی باعث شده که آقای کردان برای خدمت به جامعه و اهداف خود به یک عمل غیراخلاقی متوسل شود. در عوض ایشان می باید با اتکاء به نفس و با پشتکار ضمن خدمت به مردم با این گونه ارزش گذاری ها مبارزه می کردند، حتی اگر پست وزارت و مقام های ادرای به عنوان هزینه چنین مبارزه ای پرداخت می شد. 

اما از این مساله که بگذریم، سوال این است که واقعا جنجال بر سر مدرک جعلی و عملکرد غیراخلاقی آقای کردان است یا چیز دیگری؟

شواهد، مباحث و داده های موجود حول و حوش این جریان، خلاف این ادعا را ثابت می کند. به نظر می رسد عملی نادرست و غیراخلاقی با شیوه غیراخلاقی تر و غیراصولی تر به چالش کشیده شده است. گرچه افراد زیادی در این مورد نوشته و ابراز نظر کرده اند ولی کوشش و پشتکار بی سابقه آقای توکلی جهت گرفتن استعلام از دانشگاه آکسفورد و افشای "تمام و کمال" مدرک جعلی آقای کردان این شبهه را ایجاد می کند که عملکرد غلط و غیراخلاقی آقای کردان به دسیسه ای برای یک مبارزه سیاسی تبدیل شده است

ای کاش ما در جامعه ای زندگی می کردیم که با متخلفین اخلاقی با همین شدت و سرعت برخورد می شد، اما متاسفانه چنین جامعه ای هنوز بوجود نیامده و واقعیت در داخل ایران

توقع از آقای توکلی به عنوان نماینده مردم تهران این است که مردم را قانع کنند چرا حکم دادگاه علیه طلبه سیرجانی اخلاقی تر از جعل مدرک است؟ کوشش و پشتکار بی سابقه آقای توکلی جهت گرفتن استعلام از دانشگاه آکسفورد و افشای "تمام و کمال" مدرک جعلی آقای کردان این شبهه را ایجاد می کند که عملکرد غلط و غیراخلاقی آقای کردان به دسیسه ای برای یک مبارزه سیاسی تبدیل شده است.
هم خلاف این خواسته را ثابت می کند. 

کافی است به برج های خالی و سربه فلک کشیده نگاه کنید تا متوجه شوید چگونه چهره شهر تهران به شکل بی قواره و بی ضابطه تغییر کرده است. نه تنها قیمت مسکن را به طور سرسام آور بالا برده، بلکه محیط زیست و هوای سابقا نه چندان خوب تهران را صدها برابر بدتر کرده است. آیا کاری غیراخلاقی تر از ریزش سرمایه سرمایه سالاران در ارقام نجومی به بخش مسکن وجود دارد؟ مسوولیت اخلاقی عدم رسیدگی، نبودن ضوابط درست، بازگشتن رانت خواران و سودجویان با چه کسی است؟ مجوز این کارها را چه کسانی صادر کرده اند؟ چرا سرمایه ها در راه ایجاد شهرهای جدید، ایجاد کارخانه و تولید کار برای ساکنین شهرهای جدید جهت امکانات رفاهی وانتقال مردم به خارج از تهران صرف نشد؟

جواب واضح و روشن است. مسلما نیروی فشار، رانت خوارانی بودند که هدفشان رسیدن به ثروت های افسانه ای بدون زحمت در کمترین مدت زمانی بوده است. دیگر بماند که چگونه می توان انتقال سرمایه های کشور در حال محاصره ایران را برای رشد اقتصاد دبی و کانادا اخلاقی دانست!

توقع از آقای توکلی به عنوان نماینده مردم تهران این است که مردم را قانع کنند چرا حکم دادگاه علیه طلبه سیرجانی اخلاقی تر از جعل مدرک است؟ چرا به جز جنبش دانشجویان عدالتخواه، هیچ یک از معلمین اخلاقیات به این حکم انتقاد و یا اعتراض نکردند.

بنابراین از آقای توکلی و دوستان دیگر می باید انتظار داشت مسائل را بیشتر باز کرده و دلیل اصلی مخالفت با انتصاب آقای کردان در پست وزارت کشور را توضیح دهند که مسلما یکی از آن دلائل هم می توانست جعل مدرک باشد. پنهان کردن اختلاف سیاسی و تنها برجسته کردن مدرک جعلی به عنوان مشکل اصلی عملی غیر عادلانه تر می باشد. 

در آمریکا، به ویژه در مواقع انتخابات، استفاده از "اخلاقیات" به یک وسیله برای مبارزه سیاسی و نابود کردن حریف تبدیل می شود. مثلا اگر سناتوری از حزب دمکرات موضعی بر خلاف هیات حاکمه آمریکا بگیرد، جمهوریخواهان معتقد به بازار آزاد او را به علت ارتکاب به کار غیراخلاقیِ پرداختن چهارصد دلار برای اصلاح موی سر و یا رابطه نامشروع با زنان افشا و محکوم می کنند تا اهداف سیاسی خاصی را به پیش برند. در حالی که سوء استفاده های میلیارد دلاری بنگاه های عظیم در دادگاه های عالی ایالات متحده در تحلیل نهائی به نفع سرمایه داران بزرگ حل می شود، هزاران دادگاه محلی در آمریکا، هزاران جوان سیاه پوست و رنگین پوست را به علت دزدیدن یک بلوز و یا تعدادی شکلات تحت عنوان زیرپا گذاشتن "اخلاقیات" روانه زندانها می کنند. آیا این چیزی به جز حاکمیت اخلاقیات سرمایه سالاری است؟ 

آیا آموزه های حضرت مسیح که آقای بوش و حزبش خود را وارث بلامنازع او می دانند چنین اخلاقیاتی را ترویج و به فرهنگ جامعه آمریکا تبدیل کرده است؟ البته خیر. در موقع سیل "کاترینا" در آمریکا که مردم گرسنه به فروشگاه ها هجوم برده بودند و اجساد به روی آب برای روزها مانده بود، صحبت از "دزدی از فروشگاه ها" مطرح بود. حفاظت از اجناس فروشگاه های سرمایه داران اولویت داشت تا جمع کردن اجساد

بنابراین معادله درست از آب در نمی آید. از این جهت که معلوم نیست اصل ماجرا و اختلاف اصلی بر سر چیست؟ باید نقش اجتماعی، سیاسی بویژه برخورد آقای کردان با عدالتخواهی برای ما روشن گردد. 

در اینجا می باید تاکید شود که هدف این مقاله، نه زیر سوال بردن ارزش بسیار مهم مدرکی است که دانش پژوهان با کار سخت بدان دست پیدا می کنند و نه دفاع از کار کاملا غیراخلاقی جعل مدرک می باشد. بلکه ماجرای آقای کردان باعث شد که جایگاه مدرک و جایگاه اخلاقیات در جوامع بررسی شود و بر نقش رعایت عدالت در چنین مواردی تاکید گردد.

جامعه عدالتخواه تلاش دارد با ایجاد فرهنگ فکری متفاوت، استفاده از علم و دانش را در خدمت بشریت و برای رفع معضلات بشری هدایت کند، نه وسیله ای برای خود پسندی و برتری طلبی. مسلما اخلاقیات در جامعه مهم است، اما در جامعه ناعادلانه اخلاقیات نیز مثل هر واژه دیگری به وسیله ای برای اعمال بی عدالتی تبدیل می شود.

امید است کسانی که در مورد جعل مدرک آقای کردان حساسیت به خرج می دهند به این کار ادامه دهند، ولی جایگاه مبارزه سیاسی و عدالتخواهی را تا سطح اخلاقیات و جعل مدرک تنزل ندهند و موارد متعدد غیراخلاقی به مراتب زیان بارتر از این مورد را نیز مطرح کنند. در عین حال برای رعایت یکی دیگر از اصول اخلاقی صداقت به خرج دهند و مشکل اساسی شان را با آقای کردان با مردم در میان بگذارند تا مردم نیز بر مبنای مواضع سیاسی آقای کردان بتوانند صلاحیت و یا عدم صلاحیت ایشان را مورد قضاوت قرار دهند

.

کد مطلب : 2242
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-05-30 06:41

اينها مهم نيست مهم اينه كه كردان و امثال كردان ها سالها در پستهاي مختلف بر گرده مردم سوارند و با حمايت هاي باند هاي سياسي همه گونه مصونيت دارند و در صورت رسواپي اينگونه اي و ارتكاب جرم محاكمه نمي شوند و هميشه هم به ريش مردم مي خندند . و در عين حال آدم هاي با تقوا و كاردان به حساب مي آيند در حالي كه همه ارزش ها را به لجن كشيده اند . واز طرفي اگر كسي افشاگري كند و به مردم آگاهي بدهد 23 ماه كه سهل است تا زنده است بايد تاوان پاپوشهایي را بدهد كه ....

1387-05-29 16:18

قبل از هر اصلي حتي توحيد براي آقاي توكلي مبارزه با دولت نهم است!!! در 2 -3 سال اخير هيچ حرفي جز انتقاد از دولت چه بحق و چه ناحق از ايشان شنيده نشده است 62 نامه و بيانيه و نطق ايشان در مخالفت با دولت بوده انگار مجلس تنها وظيفه اش همين است حالا شما ناراحت نشويد از اينكه ايشان درباره طلبه سيرجاني كار خاصي نكرده است.

1387-05-29 03:00

سلام مطلب بسيار عالي و منطقي است. دست حق با شما

1387-05-28 12:11

اقدام آقاي توكلي شجاعانه و در خور تقدير است . ايشان هم مي توانستند حداقل به اعتبار همولايتي بودن با آقاي كردان خيلي ساده از كنار آن بگذرند و آب هم از آب تكان نخورد. اما سينه سپر كردن در برابر اين عمل زشت و قبيح يك عضو كابينه را بايستي تقدير كرد و تشويق نه اينكه گناه تمام كوتاهي ها در برخورد با بي عدالتي ها را به گردن يك فرد گذاشت . اگر آقاي توكلي مي خواست اين كار را بكند كه الان در خوش بينانه ترين حالت بايستي هم سلولي پاليز دار بود و كسي هم به دادش نمي رسيد. قدري منصف باشيم .