امروز جمعه 8 شهريور 1387
Friday 29 August 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

پیش گفتار عماد افروغ بر مجموعه جدید کتاب هایش؛

تن دادن به وضع موجود، هيچ تناسبي با نگرش انتقادي ندارد

مرجع : عدالتخانه 18 دي 1386 ساعت 17:19
سعي بر اين بوده است تا با قلمي كردن مقاله‌اي، ايراد يك سخنراني و يا انجام گفت‌وگويي، تا حدودي ولو ناچيز ضمن نظريه‌پردازي و كمك به عمومي كردن برخي موضوعات مورد بررسي، ابعاد و لايه‌هاي اين موضوعات روشن‌تر و مسير و بستر براي فهم و داوري هموارتر گردد.
تن دادن به وضع موجود، هيچ تناسبي با نگرش انتقادي ندارد
اي عاشقان! اي عاشقان! پيمانه را گم کرده‌ام
زان مي که در پيمانه‌ها اندر نگنجد، خورده‌ام

«شک نبايد کرد که انقلاب اسلامي ايران از همه انقلاب‌ها جدا است. هم در پيدايش و هم در کيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديد نيست که اين يک تحفه الهي و هديه غيبي بوده که از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم و غارت‌زده عنايت شده است.»
                                                                                     وصيت نامه سياسي الهي امام (ره) 

نزديك به دو دهه است كه دوشادوش پي گرفتن مطالبات آكادميك و حوزه‌هاي نسبتاً تخصصي‌تر، به دليل نقدمحور بودن نگرش خود و با توجه به مباني هستي‌شناسي، رويكرد روش‌شناسي، حوزه مطالعاتي و تحقيقاتي و بسط آن و به‌طور عمده با مفهوم‌شناسي و واكاوي عقلي ‌ـ نظري، در حد بضاعت مزجاي خود كوشيده‌ام تا در خصوص مباحث و چالش‌هاي معاصر و به روز اجتماعي ايران و در مواردي فراتر از آن، ‌مطلب و انديشه‌اي در
در اين آثار تلاش شده است تا ضمن پاي‌بندي حتي‌الامكان به دغدغه‌ها و ظرايف علمي و نظري مربوط، با طرح پرسش‌هاي مفهومي و پاسخ‌هاي محتمل، معاني مورد نظر با مفاهيم و زباني نسبتاً ساده به مخاطبان ارجمند منتقل و از ورود تفصيلي به چالش‌هاي تخصصي و همچنين به كارگيري الفاظ دهن‌پركن و مغلق پرهيز شود
قالب‌هاي مختلف ارائه و در معرض داوري قرار دهم. 

سعي بر اين بوده است تا با قلمي كردن مقاله‌اي، ايراد يك سخنراني و يا انجام گفت‌وگويي، تا حدودي ولو ناچيز ضمن نظريه‌پردازي و كمك به عمومي كردن برخي موضوعات مورد بررسي، ابعاد و لايه‌هاي اين موضوعات روشن‌تر و مسير و بستر براي فهم و داوري هموارتر گردد. حاصل تلاش فوق تاكنون چاپ مجموعه‌هاي موضوعي و غيرموضوعي مختلفي از قبيل نگرشي ديني و انتقادي به مفاهيم عمده سياسي، فرهنگ‌شناسي و حقوق فرهنگي، چالش‌هاي كنوني ايران، رنسانسي ديگر و گفتارهاي انتقادي بوده است. 

با توجه به موضوعات مبتلا به، سه سال اخير و گفتارهاي متناظر و موجود نبودن آثار فوق در بازار و درخواست عزيزان علاقه‌مند به چاپ مجدد، تصميم گرفته شد تا با كمال ميل و مسرت پذيراي پيشنهاد بزرگوارانه و اهتمام ويژه نشر سوره مبني بر چاپ موضوعي گفتارهاي منتشر نشده، به‌علاوه برخي از آثار منتشر شده مرتبط، در نه مجلد با عناوين انقلاب اسلامي و مباني بازتوليد آن؛ حقوق شهروندي و عدالت؛ هويت ايراني و حقوق فرهنگي؛ مطهري و انبساط روشنفكري؛ محتواگرايي و توليد علم؛ مناقشه حق و مصلحت و بن‌بست جنبش دانشجويي؛ ما و جهاني شدن؛ گفت‌وگو، ابزار يا گفتمان و گفت‌وگوهاي سياسي باشم. 

همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود، در اين آثار تلاش شده است تا ضمن پاي‌بندي حتي‌الامكان به دغدغه‌ها و ظرايف علمي و نظري مربوط، با طرح پرسش‌هاي مفهومي و پاسخ‌هاي محتمل، معاني مورد نظر با مفاهيم و زباني نسبتاً ساده به مخاطبان ارجمند منتقل و از ورود تفصيلي به چالش‌هاي تخصصي و همچنين به كارگيري الفاظ دهن‌پركن و مغلق پرهيز شود. 

نگارنده به هيچ‌وجه مدعي ارائه آثاري منسجم با فصول مرتبط و مبتني بر طرح از پيش طراحي شده مرتبط با موضوعات فوق نيست، تنها اميد نگارنده آن است كه با ارائه اين مباحث، ضمن ارتقاء آگاهي به عنوان زمينه‌ساز
لازمه حقيقت‌جويي، قالب‌شكني و محتواگرايي، آگاهي‌بخشي و اصلاح جامعه از برخي پندارهاي واهي؛ برخورداري از نوعي نگرش انتقادي به پديده‌ها و رخدادهاي اجتماعي است
اصلاح جامعه از برخي پندارهاي ناصواب، بتواند با طرح چالش‌هاي عمده سرنخ‌هايي براي مطالعات و تحقيقات بعدي خود و ديگران به دست دهد. عناوين مذكور نيز يا بر اساس ارتباط موضوعي و يا بر اساس برجسته كردن يك گفتار از ميان گفتارهاي مرتبط انتخاب شده است.
 
اما آن‌چه آثار فوق را به يكديگر پيوند مي‌دهد، علاوه بر مسأله محور و اجتماعي بودن آنها و گره خوردن شان با سرنوشت و حيات روزمره سياسي و اجتماعي ما، برخاسته بودن آنها از دل مشغولي‌ها و حقيقت‌جويي‌هاي متصور روشنفكري است.
 
اگر از نويسنده سؤال شود كه وجه بارز و خاص آثار فوق چيست؟ فروتنانه مي‌گويم با اين انگيزه و توسط فردي به نگارش درآمده است كه همه افتخارش آن است تا با توجه به مباني هستي‌شناسي و روش‌شناسي خود و اهميت مفهوم‌شناسي و تجريد، نگاهي تازه به مفاهيم داشته باشد و پرسشي نو درافكند و بدون ادعايي مبني بر "خود" بودن مطلق در زندگي اجتماعي بكوشد تا خودش باشد، خودش فكر كند، ‌تصميم بگيرد و عمل كند. به سهم خود قالب‌شكني و نوآوري كند و به ديگري نيز بياموزد كه بايد قالب‌ها را شكست. 

طبيعي است كه لازمه حقيقت‌جويي، قالب‌شكني و محتواگرايي، آگاهي‌بخشي و اصلاح جامعه از برخي پندارهاي واهي؛ برخورداري از نوعي نگرش انتقادي به پديده‌ها و رخدادهاي اجتماعي است. بي مسأله بودن، بي‌جهت بودن و آشفتگي ذهني، ‌از خود بيگانگي، پرتاب‌شدگي و رهاشدگي در ميان انبوهي از رخدادهاي اجتماعي، مفروض گرفتن واقعيات اجتماعي و اعتبار و اصالت بخشيدن به آنها، تن دادن به وضع موجود و وادادگي در برابر آن، هيچ
آن‌چه در آثار فوق به وضوح نمايان است حضور و وجود يك بينش و نگرش انتقادي به اميد ارتقاء آگاهي در بستر نقد و نقدپذيري به ويژه نقد درون‌گفتماني است كه معنايش در خلال مباحث محتوايي روشن خواهد شد
تناسبي با نگرش انتقادي و مواجهه اصلاح‌گرانه با واقعيات اجتماعي ندارد. 

بدون آن‌كه بخواهم وارد مباحث تخصصي بشوم، اجمالاً تعريف ما از عليّت، رابطه بين ايده و عمل و بازتاب آن روي واقعيات؛ جوهرگرايي و مفهوم‌محور بودن هستي اجتماعي از عوامل عمده توجه به نگرش انتقادي به جامعه و حوادث آن است. 

نگاه غيرضروري به موضوعات و فرايندهاي اجتماعي و تقليل آنها به حوادث قابل مشاهده و محدود كردن عليّت به نظم‌هاي رفتاري قابل مشاهده، ‌بي‌توجهي به رابطه ايده و عمل و ايده و واقعيات و طبعاً‌ بي‌توجهي به امكان ايده غلط و به دليل بازتابش بر واقعيات، ‌بي‌توجهي به واقعيات غلط و در نتيجه اعتبار بخشيدن به آنها، نسبي‌گرايي در هستي‌شناسي و روش‌شناسي و عدم توجه به اجتناب‌ناپذير بودن موضع اصلاح‌گرانه محقق اجتماعي به دليل مفهوم‌محور بودنش، از موانع يك نگرش انتقادي به مفاهيم و رخدادهاي اجتماعي است. 

بر اين اساس، آن‌چه در آثار فوق به وضوح نمايان است حضور و وجود يك بينش و نگرش انتقادي به اميد ارتقاء آگاهي در بستر نقد و نقدپذيري به ويژه نقد درون‌گفتماني است كه معنايش در خلال مباحث محتوايي روشن خواهد شد. به فراخور موضوع مورد بررسي و شرايط اجتماعي تلاش شده است تا ضرورت و مولفه‌هاي اساسي نقد درون‌گفتماني و آسيب‌هاي حضور نقدهاي برون‌گفتماني و عواقب آن براي جامعه آشكار و تبيين گردد. 

به نظر مي‌رسد در كنار ساير عوامل كه اين آثار وظيفه پرداختن به آنها را دارند، ‌تنها با عقل‌گرايي، ‌ارتقاء بينش عمومي و مقابله با احساسات‌گرايي و عاطفه‌گرايي مفرط است كه مي‌توان به گسترش فرهنگ نقد و نقادي در جامعه اميدوار بود. 



کد مطلب : 1144
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :