امروز جمعه 29 ارديبهشت 1391
Friday 18 May 2012
داخلی  »  گزارش  »  اخبار دانشجويی

بیانیه تفصیلی در باب عادی سازی روابط با آمریکا؛

هشدار جدی دانشجویان ایرانی به دیپلمات های آمریکایی

مرجع : عدالتخانه 7 مرداد 1387 ساعت 1:37
ترسوها و وابستگانی که از تهدیدات آمریکا ترسیده اند بدانند که ملت ایران در صورت تهدید آمریکا اول تکلیف خود را با عروسک های خیمه شب بازی آن در داخل کشور که به دنبال شکستن مقاومت مردمی هستند، مشخص خواهد نمود.
هشدار جدی دانشجویان ایرانی به دیپلمات های آمریکایی

به گزارش عدالتخانه، تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه صنعتي اصفهان به نمایندگی از دانشجویان اصفهانی با انتشار بیانیه ی شدید لحنی، نسبت به عادی سازی روابط جمهوری اسلامی با دولت ایالات متحده آمریکا هشدار داده و با اشاره به زمزمه های تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران، خطاب به دیپلمات های آمریکایی و مسوولان ایران عنوان نمود: "با تأسيس اين دفتر يقيناً بايد در انتظار وقوع انقلاب سوم و تسخير مجدد لانه جاسوسي شيطان بزرگ توسط فرزندان نسل سوم انقلاب اسلامي باشيد". 

مطابق این گزارش، متن کامل این بیانیه تفصیلی به شرح ذیل است:

برائة من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین 

سیاست خارجی دولت نهم با تغییر ادبیات در سیاست خارجی درمواردی نظیر دفاع از حقوق ملت ابران در زمینه انرژی هسته ای، حمله به مبانی دروغین تشکیل رژیم اشغال گر قدس(هولوکاست)، تکرار سخن حضرت امام پیرامون محو اسرائیل از روی نقشه، در ابتدای عمر خود موجی از بیداری در سراسر جهان اسلام ایجاد کرد. البته در اين مسير اتخاذ ديپلماسي فعال و تهاجمي از سوي دولت موفقيت هاي چشمگيري نيز به همراه داشت كه ثابت مي كرد هر كجا مسئولان كشور ديپلماسي فعال و انقلابي را جايگزين ديپلماسي انفعالي كرده اند، علي رغم هياهوي رسانه‏هاي استكباري دستاورد جمهوري اسلامي بسيار چشمگير بوده است. 

اما امروز با نهايت تاسف بايد سوال نمود كه اكنون كه ملت و مسئولان ديپلماسي كشور ارزش و كارايي ديپلماسي عزتمندانه و مقاومت در برابر زورگويان جهاني را به خوبي لمس كرده اند چرا هر از چند گاهي بار ديگر زمزمه هاي بازگشت به ديپلماسي انفعالي و غربگرا شنيده مي شود؟! اين روزها تاکیدات مکرر مبنی بر شکستن قطع رابطه 30 ساله با امریکا و مذاکره ملت ایران با آمریکا نگرانی های جدی برای فرزندان انقلاب به وجود آورده است. حتی این امر برای کاسه لیسان آمریکا فرصتی

نه این است که رهبری داشتن نمایندگی آمریکا در ایران را تنها محل سازماندهی اقدام علیه ما و رفت و آمد آزادانه و بی دغدغه ی جاسوس ها خواندند؟ نکند که آقایان با انگیزه‏های خیر خواهانه و از روی ساده‏لوحی آب به آسیاب دشمن بریزند و ایجاد پایگاهی را برای مدیریت انقلاب مخملی در داخل ایران پایه گذاری کنند؟
را فراهم کرده که بگویند می توان موضع گیری تند علیه امریکا داشت، در عین حال هم با او رابطه برقرار کرد. اخیراً نیز زمزمه‏های گشایش دفتر حفاظت منافع آمریکا در تهران به گوش می‏رسد، که بررسی انگیزه‏های مختلف تفکرات وجریان‏های مختلف کشور از طرح این مسئله می‏تواند زوایای مختلف آن را آشکار سازد: 

1) عده‏ای از این باب بر طبل افتتاح دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران می‏کوبند که به این دفتر به شکل روزنه‏ای برای ارتباط دو ملت ایران و آمریکا می‏نگرند. این عده که با انگیزه‏های متعالی در قبال مردم آمریکا احساس تکلیف می‏کنند، ساده ‏انگارانه، برقراری این سطح از رابطه را در راستای آشنایی ملت آمریکا با اسلام ناب محمدی (ص) و گامی در جهت ضربه زدن به آمریکا از طریق ساماندهی مخالفین داخلی آمریکا می‏دانند. طرفداران این اندیشه باید پاسخ دهند که جمهوری اسلامی تا به حال از این امکان در کشورهایی که حتی در آنها سفارت هم دارد- نظیر اروپا و یا حتی کشورهای جهان اسلام – تا چه اندازه بهره برده است؟ این در حالی است که دشمنان انقلاب اسلامی همواره ثابت کرده‏اند که در بهره‏گیری از ساز و کارهای دو جانبه‏ی این چنینی همواره پیش قدم بوده‏اند و گوی سبقت را از آقایان وزارت خارجه ربوده‏اند. 

مذاکرات ایران و آمریکا بر سر مسئله‏ی عراق گواه روشنی بر این مدعاست. به هر حال به جاست که مروجان این طرز تفکر که به نظر می‏رسد از همفکران رئیس‏جمهور هم به شمار می‏آیند، راه‏حل‏های معقولتری برای تحقق چنین انگیزه‏هایی برگزینند. مگر نه این است که رهبری داشتن نمایندگی آمریکا در ایران را تنها محل سازماندهی اقدام علیه ما و رفت و آمد آزادانه و بی دغدغه ی جاسوس ها خواندند؟ نکند که آقایان با انگیزه‏های خیر خواهانه و از روی ساده‏لوحی آب به آسیاب دشمن بریزند و ایجاد پایگاهی را برای مدیریت انقلاب مخملی در داخل ایران پایه گذاری کنند؟ 

2) اما گروهی دیگر که ظاهراً از دلسوزان نظام و مدعیان اصولگرایی شمرده می‏شوند، چون به نسبت واقعی ایران و آمریکا واقف نیستند، گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا را بابی در جهت رقابت ایران و آمریکا بر سر منافع خود و مدیریت دشمنی طرفین در راستای ایجاد رضایت دو جانبه بلند مدت ارزیابی می‏کنند، غافل از آنکه انقلاب اسلامی که تجلی حاکمیت خدا در زمین را دنبال می‏کند، در ذات خود نفی استکبار و تمامی مظاهر آن را به همراه دارد. به این معنا که بر اساس مبانی توحیدی، همزیستی انقلاب اسلامی ایران و شیطان بزرگ عملاً غیر ممکن و نشدنی است. متأسفانه این باور غلط که سعی دارد رابطه ایران و
به فرض هم که حمله نظامی قطعی باشد، راه جلوگیری از آن ایستادگی و تزریق روحیه مقاومت نظیر حزب الله لبنان است یا عقب نشینی؟ آقايان بايد بدانند كه همين ترس از امريكا، خودش از هزار بار مردن بدتر است و آنها قبل از مرگ از ترس از مرگ مرده اند. چرا که با توهمات ساخته‏ي آمريكا به سر مي برند و نه با شور وشعور حسيني.
شیطان بزرگ را به رابطه دو ابر قدرت مثل آمریکا و شوروی تنزل دهد
، به شدت در حال گسترش است. غافل از آنکه رابطه ایران و استکبار بر اساس رقابت بر سر منافع نیست، این رابطه همانند رابطه نور و ظلمت است، که بود یکی منجر به نبود دیگری است و رویارویی متقابل این دو برای حذف یکدیگر اجتناب ناپذیر است، مگر زمانی که یکی از طرفین از هویت الهی و یا شیطانی خود دست بردارد. 

اینان که سعی دارند با یکسان شمردن رفتار خصمانه اروپا و آمریکا در قبال ایران، و با شاهد گرفتن رابطه‏ی ایران و اروپا، رابطه ایران و آمریکا - در تمامی سطوح- را نیز تئوریزه کنند، باید بدانند که انقلاب اسلامی در سطح ایدئولوژیک، همان قدر که به نابودی شیطان بزرگ می اندیشد، حذف و نابودی ایادی آن مثل انگلیس، آلمان و یا فرانسه را نیز دنبال می کند و علت برقراری رابطه با اروپا در سطوح دولتی از این بابت است که از یک سو این کشورها همچون ایالات متحده به عنوان تجلی تمام عیار استکبار شناخته نمی شوند، و از سوی دیگر اگرچه این کشورها به هر نحو که بتوانند به ایران ضربه می زنند، ولی این ضربات صبغه رسمی و علنی ندارد. بنابراین حتی مذاکرات با اروپا نیز تنها زمانی سودمند خواهد بود که در جهت ضربه زدن هر چه بیشتر به آنها پیش رود. 

اگر این عزیزان علیرغم شعارهای انقلابی‏شان هنوز در اسارت تحلیل‏های ناتوان سیاسی درمانده‏اند، و توان فهم عمق انقلاب را ندارند، به جاست که رهنمود‏های رهبری را نصب العین قرار دهند، تا لااقل از باب ولایت پذیری هم که شده ناآگاهانه به این انقلاب الهی خیانت نکنند. به راستی کدام یک از شروط 22 گانه رهبر معظم انقلاب در باب رابطه با آمریکا تغییر کرده است؟ «نشانه های قلدری و سلطه ی ناحق» به خاموشی گراییده است؟ آمریکا دیگر «مظهر ستم به ملت های ضعیف عالم» نیست؟ «دخالت در کار دولت ها و کشورها» را ترک کرده است؟ «حمایت از رژیم‏های نامشروع و فاسد» را رها نموده است؟ به «ستیزه با نهضت های آزادی خواهانه و بیداری ملت ها» پایان داده است؟ «دشمنی با ملت مسلمان ایران و ملت های به پا خواسته ی مسلمان» را از دستور کار خود خارج کرده است؟ «سیاست های مبنی بر زور و ظلم و فشار و خشونت با جمهوری اسلامی» را قطع کرده است؟ «پشتیبانی از رژیم صهیونیستی » را ترک کرده است؟ «به اصلاح روش-های غلط» خود مبادرت ورزیده است و به تعبیر امام راحل«آدم شده است؟» دیگر «خود را قیم دنیا» نمی داند؟ «دروغ» و «فریب» و «جنایت» را کنار نهاده است؟ «خاطرات جنایت ها در مورد مردم ایران و بالاخص
در میان جریان طرفدار انقلاب با طرح شبهاتی عملا این جریان را فلج نموده‏اند و از عمل به تکلیف انقلابی‏اش بازداشته اند؟ شبهاتی نظیر اینکه گفتمان این دولت با دولت های قبلی تفاوت کرده است؟ سوال این جاست آیا دولت آمریکا فرقی کرده است؟ آیا ما با آمریکا کف مشترکی یافته ایم؟ و آیا این خطر که دلال رابطه با امریکا هم به آن تصریح کرده بود، یعنی "ادبیات تند ضمن سازش با آمریکا"، جدی نشده است؟
زدن هواپیمای مسافربری و مسدود کردن دارایی هایی ایران را جبران کرده است؟
» «توبه» نموده است؟ «فاجعه آفرینی برای دنیا» را ترک کرده است؟ «رابطه گرگ و میش»ای او با ما از بین رفته است؟ دیگر «خصومت وقیحانه و آشکار»، علیه ما به اجرا در نمی آید؟ «ارتباط برابر، متوازن، دوستانه و همراه با احترام متقابل» شکل گرفته است؟ «دخالت در امور داخلی و اعمال نفوذ» را کنار گذاشته شده است؟ جمهوری اسلامی «جهاز تبلیغاتی برای خنثی کردن تبلیغات امریکا» یافته است؟ 

3) اما دسته سوم که دو دهه سخن از حل تمام مشکلات از طریق مذاکره ی با امریکا می زدند، شادمانه تبلیغ به سکوت می‏کنند که مبادا سخنانشان اعتراض انقلابی‏ها را برانگیزد، و پروژه‏ی ارتباط با آمریکا ناکام رها شود. این عده که اساساً به دشمنی ایران و آمریکا معتقد نیستند، و سعی دارند با نهادینه سازی گفتمان لیبرال دمکراسی راه را برای تعاملات جدی با آمریکا باز کنند، باید دریابند که حتی اگر رقبای آنها در جناح مقابل به حاکمیت تمام عیار اسلام در جامعه ایمان نداشته باشند، ملت ایران این مهم را پذیرفته‏اند و دیروز برای تحقق آن شهید داده‏اند و امروز نیز ابایی از جهاد و شهادت ندارند. 

می گویند که ما در تحریم و تحت فشاریم، نشنیده اند سخن امام راحل را که «اگر درهای تمام دنیا به روی ما بسته شود، باب رحمت الهی باز است.» و این که «ما این انزوا را با آغوش باز استقبال می کنیم... ما باید منزوی شویم تا مستقل بشویم تا آزاد شویم. ما از انزوای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ابداً باک نداریم، برای اینکه میزان، ملت ها هستند و ملت ها با ما هستند.» نشنیده اند سخن رهبر فرزانه انقلاب را که «اینطور نیست که وقتی رابطه نباشد همه ی راه ها به روی ما بسته است» و این روشنگری که «دادن وام آمریکا به کشورها برای خرید محصولات کمپانی های اوست».

گفته می شود حمله ی امریکا جدی است، به تعبیر رهبری حضرات یا الفبای سیاست را نمی‏دانند یا الفبای غیرت را که نمایش قدرت مانع تهدید دشمن و باعث عقب نشینی اوست! نشنیده اند کلام رهبری را که آمریکا به بسیاری از کسانی که با او رابطه دارند بدترین خیانت ها را کرده است؟ ندیده اند عراقی را که با امریکا رابطه داشت و اشغال هم شد؟ نشنیده اند سخن رهبری را که دشمنی با مذاکره حل نمی شود، آمریکا به دنبال منافع خود در ایران است و کلام دیگر ایشان که مذاکره در شرایط تهدید اعلام ضعف با صدای بلند است را نشنیده اند؟ نخوانده اند سخن ایشان را که روابط، مانع سخت گیری و ظلم کردن و بد کردن ابرقدرت ها نمی شود، رابطه برای تحمیل منافع امریکا است آمریکا اگر می توانست نظام ما را سرنگون بکند، تا کنون می کرد چه آن که عمل کرد. گذشته او به ویژه در پاناما نشان داده وقتی
حتی بعضی از نیروهای مومن، ساده لوحانه درخواست مذاکره ی امریکا از ایران در مورد عراق و مسائل اخیر را نشانه ی ضعف امریکا اعلام می کنند. مذاکره تنها دامی است در دست جمهوری‏خواهان تا دمکرات‏‏ها را به بی ثمر بودن آن متقاعد سازند، و افکار عمومی آمریکا را به سمت برخوردهای رادیکال با ایران که معادل انتخاب مجدد کاندیدای جمهوری‏خواه در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکاست، سوق دهند.
بتواند لحظه -ای فروگذار نخواهد کرد. به فرض هم که حمله ی نظامی قطعی باشد، راه جلوگیری از آن ایستادگی و تزریق روحیه مقاومت نظیر حزب الله لبنان است یا عقب نشینی؟ آقايان بايد بدانند كه همين ترس از امريكا، خودش از هزار بار مردن بدتر است و آنها قبل از مرگ از ترس از مرگ مرده اند. چرا که با توهمات ساخته‏ي آمريكا به سر مي برند و نه با شور وشعور حسيني. 

و اما در میان جریان طرفدار انقلاب با طرح شبهاتی عملا این جریان را فلج نموده‏اند و از عمل به تکلیف انقلابی‏اش بازداشته اند؟ شبهاتی نظیر اینکه گفتمان این دولت با دولت های قبلی تفاوت کرده است؟ سوال این جاست آیا دولت آمریکا فرقی کرده است؟ آیا ما با آمریکا کف مشترکی یافته ایم؟ و آیا این خطر که دلال رابطه با امریکا هم به آن تصریح کرده بود، یعنی "ادبیات تند ضمن سازش با آمریکا"، جدی نشده است؟ ادبیات جدید در سیاست خارجی که به مدد چند موضع گیری شخصی رییس جمهور و یکی دو چهره انقلابی در دستگاه سیاست خارجی ایجاد شده است، آیا این چنین رنگ نمی بازد؟ 

حتی بعضی از نیروهای مومن، ساده لوحانه درخواست مذاکره ی امریکا از ایران در مورد عراق و مسائل اخیر را نشانه ی ضعف امریکا اعلام می کنند، و احمقانه تر، آن ها که با درس نگرفتن از عدم تفاوت موضع مسئولان آمریکایی سخن از نرم تر بودن دموکرات ها از جمهوری-خواهان و امکان مصالحه ی با آنان می رانند! مگر این تصریحات مکرر در زمان بوش پدر و بیل کلینتون تکرار نشده بود و رهبر معظم انقلاب همه ی آنها را فتنه نخوانده بودند؟! مذاکره تنها دامی است در دست جمهوری‏خواهان تا دمکرات‏‏ها را به بی ثمر بودن آن متقاعد سازند، و افکار عمومی آمریکا را به سمت برخوردهای رادیکال با ایران که معادل انتخاب مجدد کاندیدای جمهوری‏خواه در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکاست، سوق دهند. 

گفته می شود رهبری بر این مسئله نظارت دارند، سؤال این جاست که مگر رهبری در زمان دولت اصلاحات و تعلیق فعالیت های هسته ای ایران نظارت نداشتند؟ آیا سیره ی عملی امام و رهبری که - برپایه ی دیدگاه فقهی و دینی- تصمیم گیری بر اساس ظرفیت موجود در جامعه و استفاده از نظر کارشناسی است، هنوز درک نشده است؟ تصمیم به پایان جنگ به دلیل خالی بودن جبهه از نیرو و نظر کارشناسی فرماندهان سیاسی و نظامی جنگ علیرغم نظر امام به جنگ تا رفع فتنه از عالم را ندیده اند؟ توصیه ی امام به زدن اولین ناو جنگی وارد شونده به خلیج فارس و منوط کردن اجرای آن به نظر کارشناسی فرماندهان که به خاطر آن نیز لغو شد را ندیده اند؟ سخنان رهبری در مورد آرمان گرایی بدون مصلحت‏اندیشی و محافظه کاری نسل جوان و حزب اللهی را نشنیده اند؟ چرا نمی خواهند که از خود هزینه کنند و سکوت و عافیت طلبی خویش را نشانه ی ولایت پذیری خویش اعلام می کنند و به جای
ترسوها و وابستگانی که از تهدیدات آمریکا ترسیده اند بدانند که ملت ایران در صورت تهدید آمریکا اول تکلیف خود را با عروسک های خیمه شب بازی آن در داخل کشور که به دنبال شکستن مقاومت مردمی هستند، مشخص خواهد نمود.
فدایی ولایت شدن، ولی را سپر سلامت و عافیت خود می نمایند؟ 

تشکل دانشجویی آرمان که در روزهای اخیر به دست با کفایت دانشجویان عدالتخواه شیرازی – ادامه دهندگان راه طلبه سیرجانی- بازگشایی شده، به نمایندگی از دلسوزان انقلاب و فرزندان حضرت روح الله اعلام می دارد که: 

1- تا عدم تحقق شرایط 22گانه ی رهبر معظم انقلاب هرگونه مذاکره و رابطه با مظهر دشمنی به ملت ایران و استکبار جهانی یعنی آمریکای جنایت کار محکوم است و جوانان غیور مسلمان ساکت نخواهند ماند که عده ای ختم انقلاب را با زدن تیر خلاص به تفکر انقلاب و خواست ملت ایران در جشن 30 سالگی انقلاب تحقق بخشند. 

2- برخی اصول گرایانی که با شعار مرگ بر آمریکا و تکرار اصول انقلاب قدرت را در دست گرفته اند، از سرنوشت مدعیان پیروی از خط امام که به دامان استکبار پناه بردند و ملت ایران مانند تفاله آنان را از حاکمیت به دور انداخت درس عبرت بگیرند که به فرموده ی رهبر معظم انقلاب «اگر احساس کردید که نسبت به این دشمن در دلتان بغض و کینه کم شده است، نشانه-ی خطر شخصی برای شماست، باید احساس کنید مثل این که درجه ی ایمان تان در حال تنزل استنهضت ما وابسته به اشخاص نبوده و کما این که مردم پیمودن راه آمریکا را از مدعیان خط امام برنتافتند، اصول گریزی برخي مدعیان اصول گرایی را برنخواهند تافت

3- ترسوها و وابستگانی که از تهدیدات آمریکا ترسیده اند بدانند که ملت ایران در صورت تهدید آمریکا اول تکلیف خود را با عروسک های خیمه شب بازی آن در داخل کشور که به دنبال شکستن مقاومت مردمی هستند، مشخص خواهد نمود. 

4-
اگر با هر انگیزه‏ای چه از روی "ساده‏اندیشی"، "ناآگاهی از مبانی انقلاب" و یا "غرض‏ورزی و دشمنی با مبانی انقلاب" قرار به تشکیل دفتر حافظ منافع شیطان بزرگ باشد، بدانند که جوانان مسلمان بر اساس بند "م" وصیت نامه ی امام خمینی به وظیفه ی انقلابی خویش عمل نموده و با تمام وجود و بهره‏گیری از تمامی پتانسیل‏ها و اقدام‏های انقلابی از گسترش باج‏خواهی کارگزاران آمریکایی جلوگیری خواهند کرد. دانشجويان انقلابي به ديپلمات‏هاي آمريكايي و مسئولان ايراني صراحتآ هشدار مي دهند كه با تأسيس اين دفتر يقيناً بايد در انتظار وقوع انقلاب سوم و تسخير مجدد لانه جاسوسي شيطان بزرگ توسط فرزندان نسل سوم انقلاب اسلامي باشيد

والسلام علی من اتبع الهدی
تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه صنعتي اصفهان

کد مطلب : 2152
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-05-10 10:59

يه چيزي مهمه و اونم اينه كه از اول انقلاب عده اي بودن كه از توي لجن براي خودشون دنبال غذا بودن و اونا متاسفانه قيافه انقلابي به خودشون ميگرفتن و تو اين قيافه گرفتن تا حدي پيش رفتن كه شدن دبير شوراي امنيت كشور و خلاصه ماجراي هشت شهريور رو به وجود آوردن همون تفكر و عملكرد بعد شد اصلاحات و خلاصه همه رو سر كار گذاشت. جالبه بدونيد كه دانشجويان پيرو خط امام اون موقع اكثرشون تازه فهميدن چه اشتباهي رو مرتكب شدن درسته كه امام گفت انقلاب دوم ولي اين حرف امام هيچ منافاتي نداره با ادامه اون عملكرد. انقلاب دوم تو خودش بايد سازندگي داشته باشه و انقلابي زنده و پوياست به قول رهبر معظم انقلاب كه تحرك و نشاط و نوآوري و اصلاح رو در خودش داشته باشه والا برگشت به عقب كه نشد انقلاب و انقلابي گري بلكه برگشت به عقب ميشه تحجر و ارتجاع و از اين حرفا. كساني كه حرف امام و راه امام رو اصلا نميشناسند و نميدونن اون چي ميگفت الآن ميخوان اداي انقلابي گري رو در بيازن يادتون رفته موقعي كه مك فارلين اومد ايران حضرت امام مخالفتي نداشت. يا يادتون رفته كه مرحوم امام تو پيام خودشون راجع به كشتار حجاج چي فرمود. من براي ياد آوري خدمت شما عرض ميكنم ايشون تو قسمتي از اين پيام فرمود كه ما اگر از امريكا و اسرائيل و صدام بگذريم از خاندان آل سعود كه اين هتك حرمت رو مرتكب شدند نمي توانيم بگذريم و ادامه ماجرا. خوب چي شد راه امام آيا رفتن به عربستان و شركت در مجالس و محافل اونا راه امام رو نشون ميده يا نه اقتضاي امروز اينه كه بايد با عربستان ساخت و خلاصه ديگه مابقي ماجرا. اون چيزي كه مهم بوده كه الآن سران مملكت به اين امر رضايت دادند خطري بوده كه بايد دفع ميشده و به واسطه اين عمل دفع شده و يا كمرنگ شده در حالي كه اين طور هم نبوده. اون چيزي كه مسلمه اينه كه كشورهاي عربي حوزه خليج فارس اينقدر از موضوع ايران و امريكا تابو ساختن براي داخل ايران كه حساب نداره اينقدر كه اونا تبليغ ميكنن كه نزديكي ايران و امريكا محاله كه حساب نداره ميدونيد براي چي براي اينكه اگر اين اتفاق بيفته دقيقا چيزي شده كه بايد ميشده و اونا ديگه حنايي ندارن كه بخوان رنگ كنن كسي رو و بايد قبول كنند همه چيز رو . دوست عزيز و محترم نه من كاسه ليس امريكام نه تو كاسه ليس شوروي ولي اگر نگاه كني به رفتار سياسيوني كه دور و بر امام رو گرفته بودن و امام هم تو نامه عزل منتظري به اون اشاره كرده و به خيانت اونا مردم رو رهنمون ساخته متوجه ميشيد كه هميشه اونايي كه دور و بر قرار ميگيرند توشون خائن زياد ميتونه باشه و اونه كه همه چيز رو عوض ميكنه. ناراحت نشيد ولي مطمئن باشيد كه اينقدر شناخت به آقاي موسوي خوئينيها و محتشمي پور و كروبي و هاشمي و خاتمي دارم كه شايد شما باورتون نشه ولي اين شناخت باعث نميشه كه حقيقت رو بيان نكنه و خواسته بشه از جون به واسطه عواطف و احساساتش سوء استفاده بشه. يادتون نره كه رهبر معظم از همه ماها انقلابي تر و تو خط امام تره ولي ميدونيد كه اين رفتار و طرز فكر غلط موجب ميشه چقدر فشار رو ايشون تحمل كنه. انقلابي بودن به كشتن و گرفتن و زدن و بستن از اين ادا و اطوارا نيست بلكه به رفتار درست بر اساس اصوليه كه خدا قرار داده و جامعه از اون دوري ميكنه و اين ميشه انقلابي گري و انقلابي بودن و اين رفتار تو خودش پويايي و نشاط و همه چيز رو قرار ميده. تو اين رفتار مال و جان و ناموس مردم بسيار اهميت داره و رفتار كسي كه ميخواد انقلابي صحيح باشه بايد بر اساس اصول اسلام قرار داشته باشه و الا ميشه طالبان و اون عملي كه اونا با مردم انجام ميدادن. فرق كساني كه معتقد به ولايت اميرالمومنين هستند با كساني كه به اين ولايت اعتقاد ندارند تو اينه كه نميتونن بدون مجوز دين كاري رو انجام بدن و خودشون رو مقيد به اصول و قواعد الهي ميدونند. هيچ انساني به اندازه ابامحمد امام مجتبي عليه السلام نميتونه انقلابي باشه و خداترس و بنده خاص خدا براي او فقط رضاي خدا مد نظر بوده و عين امر الهي رو به منصه ظهور ميرسوندن. اين طرز تفكري كه شما از اون بيان ميكنيد به اين امام ايراد ميگيره و ميشه كسي كه نقشه قتل براي امام كشيد. البته من به شما جسارت نميكنم ولي انسان بايد خودش رو در چارجوبي قرار بده كه اون چارچوب قواعد الهي برش جاري باشه والا اگر در چارچوبي باشه كه قواعد بشري اونو ساخته باشه نميتونه جامع نگر باشه. توجه بايد داشت كه انقلابي بودن جنگيدن با امريكا نيست و يا اينكه مرگ بر امريكا بگيم و اين حرفايي كه شما بيان كرديد نشون انقلابي بودن نيست اتفاقا برعكس نشان از ترس و زبوني ادمه كه اينگونه فكر ميكنه بلكه انسان عاقل هميشه همه راهها رو براي خودش باز ميبينه و براي هر راهي چاره اي رو در نظر ميگيره و به عاقبت اون كار هم فكر ميكنه كه اين كار چه نتايجي رو براي ديگران داره و آيا ديگران از اين عمل سود ميبرن يا مشكلاتشون بيشتر ميشه. ما تو خانواده خودمون حواسمون هست كاري نكنيم كه يه دفعه مشكلي براي خواهر و مادرمون پيش بياد اون موقع ميخواهيم با يه عمل تشنجي رو تو جامعه به بار بياريم كه معلوم نيست چه عواقبي داره؟؟؟ اگر انسان عاقل باشه و رفتارش بر اساس اصول خدايي قرار داشته باشه وجودش براي خودش اول و بعد براي خانواده و جامعه مفيده نه اينكه باعث خسران و ضرر و مشقت و فشار و مصيبت باشه. شما اگر در رفتار تو خانواده خودتون اين گونه عمل ميكنيد كه هر چي ديديد بر خلاف ميلتونه از بين ميبريد و نابود ميكنيد و خلاصه به اسم انقلابي بودن همش درگير هستيد اين كار رو هم تو جامعه انجام بديد ولي اينو بدونيد تو خانواده وقتي عملي برخلاف مصالح خانواده باشه اول از همه پدر خانواده جلوي اين عمل مي ايسته و بعد هم ديگران و الآن پدر خانواده در جامعه ايراني رهبري است كه مسلم بدونيد محكم جلوي اين عمل نسنجيده خواهد ايستاد و نخواهد گذاشت مردم از قبال اين عمل صدمه ببينند. منظورم از عمل هم اگر ايجاد دفتر مشكل داشته باشه و يا اينكه اون مشكلي نداشته باشه و بلكه عمل شما و كساني كه با طرز تفكر شما هستند مشكل ساز باشه مطمئنا مقابله خواهند كرد. مگر تونستيد با اين طرز تفكر به سفارت انگلستان راه پيدا كنيد و خلاصه اونجا كه مطمئنا يكي از مراكز جاسوسي است رو بر بندازيد؟ اگر يه زماني خواستيد اعتراض كنيد بگيد كه چرا انگلستان كه اينهمه سابقه جنايتش تو ايران از امريكا بيشتره هنوز باهاش رابطه هست و به اين رابطه ايراد بگيريد و بخواهيد اين موضوع مشخص بشه. خلاصه كلام كه اين بازيها كهنه شده و هميشه اين اعمال خريدار نداره و مطمئن باشيد كه اكثريت كساني كه انقلابي دو آتيشه هم هستند با اين عمل مخالف خواهند بود چرا؟ براي اينكه هنوز انگلستان هست و در حال جنايت در ايران و كسي هم به او كاري نداره حواسمون باشه زياد داريم بازي ميخوريم از سياسيون

1387-05-10 19:13

دوستان منتقد اولا ادب نقد رعايت شود . ثانيا از مطالبات صريح رهيري از دانشجويان آرمان خواهي مطلق است و البته دانشجويان به لزوم مصلحت سنجي مسئولين در مواقع ضروري معتقدند ( لطفا به واژه ضروري توجه كنيد) و نيز نگاه جبهه اي و فعاليت دست جمعي به نياز هاي آينده انقلاب دانشجويان را به عنوان قشر بي نياز به مصلحت سنجي - در حد مسئولين به عنوان نهاد نهايي تصميم گيري - ملزم به آرمان خواهي مي كند . كه ديد بلند رهبري هم بر همين است . اين حدود پايه تئوريك صدور همچين بيانيه هاييست . باز توجه داشته باشيد كه فعاليت هاي سياسي دانشجويان هنوز همان محيط آزمايشگاهي خود را دارد و برخورد هايي از نوع برخورد هاي شما از اين منظر مستبدانه است . در مورد خط تحجر و عقب ماندگي در دانشگاه هم فكر مي كنم گراد توپخونتون اشتباه است . اگر در باره مباني و تاريخچه ورود همچنين جريان هايي در دانشگاه مي خواهيد روشن شويد به صحيت هاي مقام معظم رهبري در چند سال اخير خطاب به دانشجويان مراجعه كنيد . هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به كيش جاهليت مرده است . مرگ حقه . التماس دعا بچه هاي شيراز

1387-05-12 10:12

اول اينكه چرا جواب كامنتي كه براي نوشته بنده آمده بود را شما حذف كرديد و منتشر نساختيد اگر عدالتخانه اينجاست واي به حال ظلمتكده. اما در جواب دوستي كه اينجا به شدت به اين موضوع تاخته است بايد بيان كنم كه افراط از هر طرفي مضموم است و اگر كسي هم كه داعيه دفاع از حق را دارد نيز باشد مضموم تر زيرا عناويني چون منافق بسيار خطرناك و در واقع برهم زننده اتحاد و وحدت ملي است. اينجا جاي تهمت زدن نيست، اگر در كامنتي كه نوشتم عنون كردم كه دانشجويان پيرو خط امام داراي گرايشات چپگرايانه بودند اين بنا بر شواهد و شناختي است كه در اين طول مدت به دست آمده و مباني رفتاري آنان كاملا آشكار شده است. نفاق در مورد آناني است كه به دنبال نابود كردن همه چيز هستند و در واقع كساني كه به بازي دادن افراد در جامعه مبادرت ميورزند بيشتر لايق اين كلمه هستند. شايد بسياري از آنان چهره هايي بسيار ذي نفوذ هم در جامعه داشته باشند و به عنوان استوانه هاي انقلاب و ياوران رهبري هم به مردم معرفي شوند ولي منافق دقيقا برازنده آنان است. اين بيانيه در واقع نوعي نظر سنجي است كه ميزان دقت مردم را به اين موضوع بررسي ميكند تا بعد بر اساس آن نظرات ديگر عنوان شود . بايد در نظر داشت كه ساختن كشور از مهمترين كارهايي است كه بايد انجام پذيرد و ورود كشور به ورطه جنگي ديگر باعث عقب ماندگي كشور به ميزان صد سال خواهد شد و اين براي هيچ وطن دوستي قابل پذيرش نخواهد بود. هر كسي كه كمترين عرق ملي و وطني داشته باشد بدور از تعصب ديني و مذهبي به هيچ عنوان به خود جرأت نمي دهد كه كشور را در معرض جنگ قرار دهد. در كلمات و سخنان حاكمان جامعه اين موضوع را به دقت ميتوان يافت كه در مقابل هاي طرف مقابل هوي است و در مقابل عربده كشي آنان صداي بلند و نهيب. و اين روشي است كه عده اي اصلا به آن توجه ندارند و ميخواهند كه كشور را به ورطه جنگي ديگر وارد سازند. آنچه كه مهم است رشد يافتن در همه زمينه هاست و پيشرفت كردن در همه اموري است كه ميخواهند ما عقب باشيم و ساختن كشور در همه زمينه هاست. و در كلامي مقام معظم رهبري بيان كردند كه بهترين راه مقابله با دشمن ساختن كشور به بهترين شكل است و بايد به آن سو حركت كرد و خطرات را به فرصت تبديل كرد و از آن به بهترين شكل بهره برد

1387-05-09 14:10

خطاب به كامنت قبلي بايد گفت كه گذشت اون دوراني كه تا يكي ميخواست حرف بزنه بهش تهمت كمونيست مي زديد! امثال اين آقايي كه در زير كامنت طولاني گذاشتن به امام هم مي گفتند و ميگن كمونيست! از نظر اين آقايون امام هم در تفكرات اقتصادي و سياسي تحت تاثير كمونيست ها و سوسياليستها بوده! از نظر اين آقايون هر كي جلوي امريكا و سياستهاي استعماريش وايسته كمونيسته! با اين ترفند ميخواند همه مخالفان خودشون رو از ميدن به در كنن! دست برداريد! دست شما نفوذي هاي آمريكا برا همه رو شده! واقعا امام شما رو خوب ميشناخت و تا زنده بود صداتون در نميومد ولي تا رفت يكي يكي سر و كلتون ژيدا شد. هم به خود امام گفتيد تحت تاثير كونيستها و سوسياليستها بوده و هم اونايي كه تفكر انقلابي امام رو دنبال كردن و ميكنن با اين انگها مي خواهيد از ميدون به در كنيد. دست بچه هاي انقلابي و عدالتخواه اصفهان درد نكنه كه با تكيه بر كلام و ادبيات حضرت روح الله(رفع الله درجاته) لرزه به تن امريكايي ها و كاسه ليسهاي داخلي شون انداختند. الله اكبر... الله اكبر ... الله اكبر!

1387-05-09 11:11

شايد باور كردن بعضي از حقايق براي ما آدمها سخت باشه چون احساس ميكنيم كه اون چيزي رو كه باور كرديم عين حقيقته. ولي بايد در نظر داشت حقيقت اونيه كه از سوي خداي عالم براي بشريت قرار داده شده و هميشه و همه وقت در همه زمانها ثابت مانده و ثابت خواهد ماند. و اونم دين خدا و ما انزل اللهي ايست كه به وسيله پيامبر براي خلق بيان شده و بعد از ان نيز در گرو اطاعت امام معصوم و جانشين و خليفه خدا در زمين قراد داده شده. اما بقيه امور وابسته به يك سري از اسباب و وسايل ديگري هستند كه شايد به چشم نيان ولي بايد دقت كرد تا اونا رو ديد و از اون براي راه آينده پند گرفت و عبرت و اون چراغي بشه براي اينكه اون اشتباه تكرار نشه و اگر هم خواست تكرار بشه عواقب اون سنجيده بشه. شايد كساني كه در سال 58 به اسم دانشجويان پيرو خط امام به سفارت امريكا حمله كردند رو اسمشون رو شنيده باشيد. اين دانشجويان يه ليدر فكري دارن به اسم آقاي محمد موسوي خوئينيها ايشون تمايلات چپ گرايانه بسيار شديدي رو داشته البته الآن شايد به لحاظ كهولت سن و نزديك بودن مرگ به خودش شايد تغييراتي رو در شيوه عقل گرايي خودش داده باشه ولي اصول و مباني خودش رو كه بر اساس اصول و مباني كمونيستي بوده براي خودش حفظ كرده. خداي نكرده كسي نگه كه ايشون كمونيست و از اين حرفاست. نخير بلكه ايشان مومن شيعه اثنا عشري است منتها مباني حركتي انقلابي و سياسي خودش رو از بلوك شوروي اقتباس كرده و اونو پذيرفته والا ايشون معتقد به همه اصول و قواعد ديني هست. اما مباني علمي خودش رو اينگونه انتخاب كرده. اين فرد بر اين اساس مباني فكري و به علت نزديكي اون زمان با حزب توده و با تحريك اونا به سفارت امريكا حمله شد و اين يكي از اموري بود كه با تحريك حزب توده اتفاق افتاد يكي ديگه از اين امور كودتاي نوژه بود كه حزب توده با دشمني تمام اكثر متخصصان رو بازيچه كرد و در آخر هم اونو لو داد و خلاصه باعث شد كه يك سري از متخصصان نيروي هوايي كه اولين نيرويي بود كه به انقلاب پيوست از جلوي خط دفاعي نظامي ايران دور بشن و راه براي نفوذ شوروي و احيانا تحركات اونا بازتر بشه. اين موضوعات بحث طولاني داره كه اگر درست نگاه كرده بشه در ادامه همين كودتاي نوژه و اين تسويه در ارتش جنگ عراق بر عليه ايران شروع ميشه و خلاصه ادامه ماجرا. اما در جريان سفارت تسخير سفارت امريكا بايد در نظر داشت كه شور انقلابي و تحريكي كه از سوي حزب توده بر عليه امريكا به عنوان پرچمدار كاپيتاليسم در دنيا و كسي كه خون محرومان رو در شيشه كرده و خلاصه از اين شعارهايي كه اون موقع مدبود باعث شد كه اون امري رو كه امام راحل گفته بود كمرنگ كنه زيرا او فرموده بود امريكا از شوروي بدتر و خلاصه هر كدوم از اون يكي بدتره . اما اگر درست نگاه كرده بشه ديده ميشه كه سياست و رفتاري كه در ايران شكل گرفت نگاه سوسياليستي و كمونيستي بود كه در بين سردمداران وجود داشت و اگر هم كسي با اين نظر مخالف بود بايد سكوت ميكرد و خلاصه بقيه ماجرا. در جريان گرفتن سفارت امريكا اگر به ادامه ماجراش نگاه كرده بشه كاملا روشن ميشه كه كسي كه از اين ماجرا بيشترين نفع رو برد شوروي بود كه راه خودش رو در ايران باز كرد و جا پاي محكمي رو به وسيله ايادي و يا كساني كه اصول اونو قبول داشتند رو در ايران پيدا كرد. شما به نظرات اون دانشجويان در حكومت اصلاحات نگاه كنيد متوجه ميشيد كه همه اونا به اشتباه خودشون اعتراف كردند چون ميشد اون كار رو با كمي تعقل به نحوي انجام داد كه براي مملكت هزينه كمتري داشته باشه. همين كاري كه الآن ميخواد بشه و داره ميشه بايد توجه داشت كه وقتي انسان از حالت طبيعي خارج باشه نميتونه درست تصميم بگيره و اون موقع حالت شور انقلابي و تحريك و از اين امور بود كه جوانان رو به جلو هدايت ميكرد ولي الآن امكان داره اين امور باشه ولي تعقل و تدبير بر اين روش چربش پيدا كرده و نگاه به آينده و نتايجي كه در آينده اين عمل داره در تصميم گيريها به چشم ميخوره. شايد يكي از عواملي كه باعث شده تا سياست خارجي اين دولت رو به جلو باشه تصميمات صحيح بر اساس اصول تهاجمي و شناخت صحيح از طرف مقابل باشه كه تا به حال تونسته نتيجه داشته باشه و موفق عمل كرده باشه. اما اگر بخواهيم احساسات و عواطف رو به جاي عقل بشونيم بايد تا به حال وارد جنگ با امريكا و خلاصه هر كشور ديگه اي شده باشيم به خاطر هيچ و پوچ و جان و مال و همه چيز اين مردم رو به خطر انداخته باشيم ولي مشاهده ميكنيد كه در جواب هاي اونها هوي ماست در جواب مانور اونا مانور ماست و خلاصه اين تحريكات باعث نشده كه خويشتنداري ما از دست خارج بشه و خساراتي به بار بياره كه شايد ده ها سال طول ميكشيد كه اون خسارات جبران ميشد. كما اينكه اگر با كمي تعقل با امور برخورد ميشد در همون آغاز انقلاب هم جنگ بر ايران تحميل نمي شد و خلاصه ماجرا. به هر حال اين طريق نوشتن مقاله و تهديد كردن ناشي از ضعف در مباني و عقلانيت نشأت ميگيره و اين همان چيزي است كه گروههاي سياسي با مباني چپ به دنبال اون هستند شايد كمونيست نباشيد ولي اين مباني مباني كمونيستي و از سويي هم همسو با سياستهاي انگلستان هست . بايد در نظر داشت به گونه اي هشيارانه حرف زد و عمل كرد كه كسي نه بتواند به قدرت ما خدشه وارد كنه و نه به امنيت مسائل ما سياستي كه احمدي نژاد در حال اجراست چون نشانه قدرت و اقتدار رو در خودش داره بايد با همكاري همديگه اجرا بشه و الا مطمئن باشيد كه دولت هيچ موقع اجازه همچين كاري رو به كسي نخواهد داد زيرا متوجه هست كه رفتار غير عقلايي نتايجي بسيار وحشتناك در بر خواهد داشت و كل كشور از اون صدمه خواهند ديد. بايد رفتار رو عقلايي تنظيم كرد و عاقلانه حركت كرد در عين شجاعت و آينده نگري

123