امروز يكشنبه 21 مهر 1387
Sunday 12 October 2008
داخلی  »  گزارش  »  نگاه ويژه

دکتر افروغ در جلسه نقد وبگاه "در راه مدرس"؛

قدرت در پاستور و بهارستان محدود نمی شود / هنوز از رای به احمدی نژاد پشیمان نیستم

1 ارديبهشت 1387 ساعت 13:26
بنده از راي دادن به احمدي نژاد در مقابل رقيبش به هيچ وجه پشيمان نيستم و هنوز هم نيستم! اما اگر من با شناخت امروز که عملا آن زمان براي من امکان پذير نبود و با تجربه اي که امروز به دست آورده ام به همان دوران بر مي گشتم، مطمئن باشيد به رقيب ايشان راي نمي دادم...
قدرت در پاستور و بهارستان محدود نمی شود / هنوز از رای به احمدی نژاد پشیمان نیستم

عماد افروغ در جلسه نقد وبلاگ "در راه مدرس" ناگفته هاي بسياري را پس از چهار سال نمايندگي در مجلس شوراي اسلامي ايراد کرد که جاي مطرح کردن آن در بسياري از رسانه ها خالي ماند!

بنا بر اين گزارش اين جلسه طبق روال معمول بايد به شکل پرسش و پاسخ درباره وبلاگي که با سخنان و مصاحبه ها و گفته هاي عماد افروغ توسط یک دانشجو شکل گرفته بود، انجام مي شد، اما روند اين جلسه کمي متفاوت شد و در ابتداي جلسه افروغ درباره دوران نمايندگي و علت کانديدا نشدن خود در هشتم مجلس شوراي اسلامي سخناني را ايراد کرد و پس از آن سوالاتي مطرح شد که پاسخ هاي جالبي از افروغ را دربر داشت. آنچه مي خوانيد مشروح سخنان نماينده مردم تهران در مجلس هفتم مجلس شوراي اسلامي است که باشگاه جواني خبرگزاري برنا آن را منتشر کرده است؛ اگرچه جاي خالي برگزارکنندگان در انتقال رسانه اي اين رويداد همچنان تامل انگيز است.

"قدرت" منحصر به پاستور و بهارستان نيست

افروغ در ابتداي جلسه با تاکيد بر اين نکته که مي خواهم در ابتدا درد دلي را بعد از دوران نمايندگي مجلس شوراي اسلامي، با حضار داشته باشم" سخنان خود را آغاز کرد: فضاي جامعه ناگزير به سمتي مي رود يا بايد برود که توجه به عرصه عمومي و عرصه نقد و حقيقت و روشنفکري و روشنگري بايد پر رنگ تر شود. عمر کوتاه من در مجلس به عنوان يک معلم به من ثابت کرد که ما بيش از حد به قدرت نگاه متمرکز داريم. بنده احساس مي کنم که يک جاي کار در سياست ورزي ما مي لنگد. قدرت آن چنان که ما انتظار داشتيم در انقلاب اسلامي پخش و منتشر نشده است. قدرت عمومي ناديده انگاشته شده است. در نظام جمهوري اسلامي با شناختي که از قابليت ها و مباني آن دارم، نمي توانم خودم را توجيه کنم که قدرت منحصر در پاستور و بهارستان باشد. چون مردم يعني که آن هايي که پاستور نشينان و بهارستان نشينان را انتخاب کرده اند منحصر به اين دو خيابان نيستند.

عرصه قدرت بايد از عرصه نقد حساب ببرد

افروغ در ادامه افزود: توجه به اين مسئله نشان مي دهد که ما بايد عرصه عمومي و عرصه نقد و روشنفکري و عرصه اجتماعي را بهاي بيشتري دهيم و نبايد از عرصه نقد که متعلق به عموم جامعه است غافل شد. بنده جدا به اين نتيجه رسيدم که اگر نخواستم وارد عرصه مبارزات انتخاباتي شوم به اين دليل بود که حس کردم عرصه نقد اهميت و فضيلت بيشتري دارد. بسياري از انتظارات و آرزو ها در عرصه نقد شکل مي گيرد نه عرصه قدرت.

نماينده مردم تهران در مجلس هفتم اذعان داشت: کسي که عرصه نقد را داشته باشد عرصه قدرت را هم خواه ناخواه در اختيار خواهد داشت؛ بايد کاري کنيم که عرصه قدرت از عرصه نقد حساب ببرد. به نظر مي رسد عرصه عمومي و نقد و عرصه مدني ما آن چنان قوت و شدت و حدت ندارد؛ ضعيف است و کسي نمي تواند با دستور العمل اين ضعف را به قوت تبديل کند و اين بر مي گردد به نيروهاي اجتماعي که در عرصه نقد هستند و البته برمي گردد به انواع و اقسام تعاريف و مفاهيم و تشکل ها و نهادهايي که در عرصه قدرت عمومي قابل رديابي است که يا در قالب يک انجمن است و يا يک صنف يا يک روزنامه و يک سايت و...

وي ادامه داد: زماني را به ياد مي آورم که وقتي مي گفتند "وبلاگ نويسان" ديدگاهي منفي و تيره پشت آن قرار داشت اما امروز اين مسئله جا افتاده است و مثل چند سال پيش چنان ديدگاهي با آن پيش زمينه در افکار تداعي نمي شود.

با بحران اخلاق در بيفتيد

افروغ با تاکيد بر اين که اخلاقيات امروز کمتر در اجتماع ما رعايت مي شود، افزود: دراينجا موضوع مهم ديگري مطرح است و آن اين است که ما بايد از طريق اين امکانات رسانه اي توجه به اخلاق داشته باشيم به دو معنا؛ اول اين که خودمان بايد اخلاقيات را در جامعه رعايت کنيم و دوم اين که با بحران اخلاق در بيفتيم و سوالي که مطرح مي شود اين است که آيا ما اين وظيفه را داريم يا نه؟! آيا مي توانيم با توجه به تسلطي که به اين امکانات داريم نگاه ماکياوليستي و نگاه ابزار گرا داشته باشيم و بگوييم حالا که ما اين امکان را داريم بدون توجه به اخلاقيات هر کسي را که خواستيم خراب کنيم و به هر که خواستيم تهمت بزنيم و افترا ببنديم؛ آيا ما اين اختيار را داريم ؟ آيا اخلاق رسانه

قدرت آن چنان که ما انتظار داشتيم در انقلاب اسلامي پخش و منتشر نشده است. قدرت عمومي ناديده انگاشته شده است. در نظام جمهوري اسلامي با شناختي که از قابليت ها و مباني آن دارم، نمي توانم خودم را توجيه کنم که قدرت منحصر در پاستور و بهارستان باشد
اي اين اجازه را به ما مي دهد ؟

افروغ در ادامه تصريح کرد: ما انقلابات مخملي را محکوم مي کنيم، کودتاي نرم را محکوم مي کنيم؛ اما آيا خودمان مي توانيم با همين روش ها کشور را اداره کنيم؟ آيا مي توان با تخريب چهره ها و شايعه پراکني و جو سازي و با بي توجهي به اخلاقيات بر صرير قدرت تکيه زد و قدرت بيشتري کسب کرد؟ اگر مجازيم کجا اين جواز براي ما صادر شده است؟ کدام بنيان فکري و هستي شناختي و عقيدتي به ما اين اجازه را مي دهد که پا به روي اخلاقيات بگذاريم؟

ما دچار بحران اخلاقيم

وي با تاکيد بر عدم رعايت اخلاقيات در کشور گفت: من احساس مي کنم کشور ما دچار بحران اخلاق شده است. اخلاق و فرهنگ که بايد به اقتصاد و سياست خط بدهند، متاسفانه دارند خط مي گيرند؛ فضا بيش از حد اقتصاد زده و سياست زده شده است. قرار است ما عظمت خود را به رخ بکشيم، حالا به هر قيمتي! حتي به قيمت ناديده انگاشتن مباني فرهنگي و اخلاقي؛ چه کسي اين اجازه را براي ما صادر کرد؟ و چه کسي بايد با اين مسئله مقابله کند؟!

وي در ادامه اظهار داشت: وظيفه سنگين قدرت عمومي اين است که هم اخلاق را رعايت کند و از امکاناتي که در اختيار دارد براي تخريب افراد استفاده نکند و هم با بحران اخلاق در جامعه در گير شود. نگاه کميت گرا، نگاه اقتصاد زده و سياست زده و يا سود گرايانه و اقتدار گرايانه يکي از آفات جامعه ما شده است. متاسفانه آن چيزي که روزي در کشور حرام بود امروز به راحتي مباح شده است.

افشاگري ها را مستند و معتبر کنيد 

اين نماينده مجلس هفتم شوراي اسلامي در ادامه گفت: بايد کارکرد اجتماعي خودتان را دقيق تعريف کنيد و کمک کنيد تا جامعه اخلاقي تر شود. امروز معتقدم جنبش دانشجويي بايد توجه و هدف اصلي خود را معطوف به همين معضل کند. امروز نه تنها جامعه ما بلکه اکثر جوامع دچار بحران اخلاق هستند که ريشه يابي هر جامعه اي متفاوت با جامعه ديگر خواهد بود. به عنوان يک برادر کوچکتر مي خواهم که به ارتقاء فرهنگ تحقيق در کشور کمک کنيد، اگر قرار است افشاگري صورت بگيرد، اين افشاگري بايد مستند صورت بگيرد و معتبر باشد، اگر مستند و معتبر باشد به پويايي فرهنگ تحقيق در کشور کمک مي کند و در غير اين صورت نه تنها بر بحران اخلاق مي افزايد بلکه همان فرهنگ تحقيق مورد لزوم را نيز مخدوش خواهد کرد. اين درد دلي بود که به عنوان يکي از اهداف اصلي بسياري از سايت هاي اينترنتي که سخت مورد حمله قرار گرفتم و به من تهاجم و بي حرمتي شد، داشتم و البته کفايت هم نکرد؛ زيرا معتقدم بايد اين فضا را پاس داشت؛ بالاخره روزي اين پرده دري ها و اين ابزار هژموني اصحاب قدرت شدن ها به پايان مي رسد.

در ادامه جلسه نقد وبلاگ "در راه مدرس" پس از سخنراني افروغ، حضار سوالات خود را مطرح مي کردند. در ادامه پاسخ هاي عماد افروغ به سوالات حضار را مي خوانيد:

افروغ در آخرين عنوان پست وبلاگ "در راه مدرس"، گفته است "اجازه نمي دهم آب خوش از گلوي اصحاب قدرت و ثروت پايين برود" اين پست حاوي مطلبي درباره تهمت هاي اطلاق شده به وي بود که بر طبق مطالب قرار گرفته در پست در نهايت مشخص شد که اين تهمت ها از چه جرياني خط مي گرفته است.

افروغ در پاسخ به اين سوال که، "شما براي چنين موارد چه پاسخي داريد و کساني که با عقايد و آرمان هاي خودشان اين نظام را تشکيل دادند و در حال حاضر نيز از اصحاب قدرت محسوب مي شوند، مورد صلاحيت چه کساني قرار گرفته اند که باقي ماندند و دست هاي پشت پرده قدرت که موجب مي شود بسياري از افراد براي مصلحت بر همين مسند باقي بمانند مورد تاييد چه مرجعي قرار مي گيرند؟" اين گونه پاسخ داد: اين سوال کوتاه اما پيچيده است و به نوعي حتي سوال خود ما هم هست. اما پاسخي طولاني دارد. اين نظام بر اساس مباني خاصي شکل گرفته است و قرار هم تحقق اين مباني و شعارهاي ارزشمند بوده که با فرهنگ و تاريخ ما نيز نسبت دارد اما به دليل عدم نقادي به دليل سکوت روشنفکران اعم از عالمان ديني و غير عالمان ديني کار به جايي رسيده است که کانون هاي قدرت و ثروت امروز به صورت شبکه هايي در هم تنيده و پيچيده در آمده اند که به راحتي و با حرکت هاي فردي نمي توان با آن ها مقابله کرد.

متاسفانه آفتي که به سراغ همه حکومت ها و انقلاب ها مي آيد همين مصلحت گرايي است. به دليل عدم تفکيک انقلاب از يک نظام، اين مصلحت گرايي عمدتا تشديد مي شود. اما اگر مي آمديم تفکيک ظريفي بين معيارها و ملاک هاي انقلاب اسلامي و عملکرد و سياست دولتمردان قائل مي شديم و هر جا اين انطباق بود آن را تاييد مي کرديم و هر جا نبود فرياد مي زديم شايد امروز شاهد اين شبکه هاي در هم تنيده، پيچيده و متراکم قدرت و ثروت نبوديم. بايد تلاش کرد قدرت عمومي، اين قدرت ناقد را ارتقاء داد و نقادي را بالا
احساس مي کنم کشور ما دچار بحران اخلاق شده است. اخلاق و فرهنگ که بايد به اقتصاد و سياست خط بدهند، متاسفانه دارند خط مي گيرند؛ فضا بيش از حد اقتصاد زده و سياست زده شده است. قرار است ما عظمت خود را به رخ بکشيم، حالا به هر قيمتي!
برد و فشار آورد تا آن ها که اين چنين شبکه هايي دارند در تنگنا قرار بگيرند و آن هايي که در نظام دغدغه آرمان ها و ارزش ها را کماکان دارند بتوانند در اثر اين فشار ها راحت تر عمل کنند.

افروغ در ادامه سخنان خود ادامه داد: صحبت اخير من در آخرين پست "در راه مدرس" بر مي گردد به گفتگويي که اخيرا داشتم ولي تمام اين گفتگو به دليل همين مصلحت گرايي ها منعکس نشد. هر چند قسمت اعظم حرف هاي من مطرح شد اما اگر درباره آن توضيح دهم بد نيست؛ از من دعوت مي شود در بابل که در جلسه مشاهير استان شرکت کنم و صحبتي داشته باشيم. من در باب توسعه فرهنگي و تفاوت آن با فرهنگ توسعه صحبت کردم، در باب نخبه شناسي بحث کردم که نخبه ها را با ملاک ها و شاخص هاي صرفا رسمي شناسايي نکنيم. نخبه تک درخت محکم و استواري در يک بيابان لم يزرع است که بدون امکانات رشد کرده است؛ نه کسي که همه امکانات در اختيارش قرار داشته است و به خاطر انطباقش با وضعيت رسمي و کنوني کشور به گونه اي نخبه شناخته شده است. وي تصريح کرد:بايد عينک را عوض کرد و با دانش عملي به دنبال اين چهره هاي گشت.

عرصه نقد را بر عرصه مصلحت ترجيح مي دهم

افروغ درباره اينکه چرا در اين دوره از انتخابات مجلس شوراي اسلامي کانديدا نشده است، گفت: گفتند چرا کانديدا نشدي و من گفتم عرصه نقد را بر عرصه مصلحت ترجيح مي دهم و حتي نام فردي که درباره من بدگويي کرده بود و مرا مورد توهين قرار داده بود را هم گفتم و همه را براي حاضران آن جلسه شرح دادم ولي حتي وبلاگ "در راه مدرس" نيز نوشت يک مقام نظارتي و در واقع هيچ نامي از آن شخص نبرد و الا من هيچ گاه هيچ ابايي ندارم که بخواهم به صورت شفاف حرفي داشته باشم و نام آن فرد را ذکر کنم زيرا معتقدم شجاعت و انديشيدن و نقد، فيلسوفي کردن و صداقت عناصر مرتبط با يکديگر هستند. در جايي که شفافيت و صداقت نباشد بدانيد انديشه هم نيست. اگر به همين اصل که آرزوي ماست توجه شود و براي احقاق آن در جامعه تلاش شود بسياري از اين مسائل حل مي شود. اگر بخواهم در يک کلام پاسخ شما را بدهم بايد بگويم: اگر ما بر اساس معيارهاي انقلاب اسلامي و نه سياست ها و رفتارهاي جاري در جمهوري اسلامي، جمهوري اسلامي را از همان ابتدا نقد مي کرديم امروز شاهد اين قضايا نبوديم!

افروغ با تاکيد بر نقد فضاي امروز، افزود: چاره کار و حل مشکلات اينچنيني بازگشتن به عرصه نقد و نقادي است؛ شايد بتوان گفت در دهه نخست انقلاب ما شاهد نقد درون گفتماني پر رنگي بوديم.

دولتمردان ما بايد سعه صدر داشته باشند

عماد افروغ در پاسخ به اين که در چنين اوضاعي چه طور مي توان در عرصه نقد و نقادي فعال بود و در واقع عرصه نقد براي روشنفکران کجاست، اظهار داشت: ما انتظار داريم که دولتمردان ما سعه صدر لازم را داشته باشند. کسي که سعه صدر ندارد اسير نوعي جهالت است، و اين قاعده اي اصيل محسوب مي شود؛ اگر جهالت نباشد و بصيرت باشد و بدانيد که بصيرت نسبت مستقيمي با سعه صدر دارد. اين را من نمي گويم که بسياري از فلاسفه و حکماي ما نيز به آن اشاره داشته اند. اگر سعه صدر لازم را نداريم و برخورد تنگ نظرانه داريم، (مي دانم که اين مسئله يک وجه و يک بعد خطرناک هم دارد) ممکن است همه نقد ها زير برود و اگر نقدي زير رفت معلوم نيست چگونه رو بيايد!

افروغ تصريح کرد: ما بايد به سمت نظامي برويم که همه حرف هاي آن شفاف زده شود و وقتي مي خواهيم شفاف حرف بزنيم بايد همه چيز آشکار شود اما اگر غير علني باشد در اين صورت نقدهاي وارد بر آن به زير مي رود آن وقت ممکن است که به شکل انواع و اقسام حرکات مخرب اجتماعي نمود پيدا کند و مطرح شود.

نظام جمهوري اسلامي منقبض نيست

نماينده مجلس هفتم شوراي اسلامي تاکيد کرد: بنده شخصا معتقدم اين نظام قابليت هايي دارد که بعضا به فعليت رسيده است و مانع از اين شده است که يک صدايي مفرط حاکم باشد؛ درست زماني که ما شاهد اين سياست انقباضي رسانه اي دولت هستيم مي بينيم که تعداد بسياري از نمايندگان (نمايندگان کميسيون فرهنگي) اعتراض مي کنند و بيانيه مي دهند و لايحه دو فوريتي دولت را تصويب نمي کنند، بنابراين مي توان اين طور تبيين کرد که نظام ما کاملا منقبض نيست و راه هاي انبساط فکري و انبساط خبري و رسانه اي در آن فراوان است اما اگر در حد همين امکانات موجود نيز مقاومتي صورت نگيرد نمي توان عاقبت خوشي را براي عرصه عمومي متصور شد؛ بنابراين فکر مي کنم راه آن نظريه پردازي و تئوريزه کردن عرصه عمومي و عرصه نقد و مقابله از طريق همين کانال هاي تعريف شده است. مطمئن هستم که جواب مي دهد.

افروغ افزود: معتقدم هم روزنه هايي براي برخورد هست و هم مي شود با ارتقاء عرصه عمومي قدرت مقابله مسالمت آميز و غير مخربي داشت و کماکان
به دليل عدم تفکيک انقلاب از يک نظام، اين مصلحت گرايي عمدتا تشديد مي شود. اما اگر مي آمديم تفکيک ظريفي بين معيارها و ملاک هاي انقلاب اسلامي و عملکرد و سياست دولتمردان قائل مي شديم و هر جا اين انطباق بود آن را تاييد مي کرديم و هر جا نبود فرياد مي زديم شايد امروز شاهد اين شبکه هاي در هم تنيده، پيچيده و متراکم قدرت و ثروت نبوديم
من بر اين حرفم اميد دارم.

نماينده بايد وکيل مردم باشد نه دولت!

افروغ در پاسخ به اين که آيا نماينده شجاعي بوده است و اين که مجلس هفتم براي فرهنگ مردم ايران چه کارهاي فرهنگي انجام داده است، گفت: اين وبلاگ به صورت سند در اختيار بنده و شما است، که نشان مي دهد ما به اندازه کافي اداي انجام وظيفه کرديم يا خير. نطق هاي پيش از دستور، تذکراتي که داديم و بيانيه هايي که صادر مي کرديم، مجراي خوبي براي قضاوت شما محسوب مي شود که ببينيد آيا من نماينده شجاعي بوده ام يا خير.

عضو کميسيون فرهنگي مجلس افزود: مفهوما معتقدم که نماينده بايد شجاع و مستقل باشد و نبايد وکيل دولت باشد. نماينده بايد وکيل ملت باشد. اگر نمايند وکيل ملت نيست پس در فرآيند شکل گيري مجلس يک اتفاقي افتاده است؛ يا فرد شجاع و بصيري خودش را کانديدا نکرده است و يا خط دهي ها مردم را به سمت و سوي ديگري برده است و يا در احراز و تاييد صلاحيت ها اشتباهي رخ داده است. بنده شخصا معتقدم که مجلس بايد معرف جامعه باشد، اگر جامعه تکثر دارد مجلس نيز بايد تکثر داشته باشد و اگر جامعه تفاوت، تغاير و وحدت دارد بايد مجلس هم بايد معرف اين جامعه باشد.

وي اظهار داشت: بسياري از موضع گيري هاي ما بر مي گردد به مفهوم تعامل گرايي يک سويه و يا دولت گرايي پارلماني. افرادي از دولت وزير گرفتند و مجلس را فروختند. درست بعد از استقرار دولت نهم اين اتفاق افتاد که برخي از نمايندگان در لابي هايي که تشکيل مي دادند به ويژه برخي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس و برخي از چهره هاي تاثيرگذار فراکسيون اصولگرا که فعلا اکثريت و غلبه با آن ها است، در اين رايزني ها وزير گرفتند اما در ازاي آن شان مجلس را تقليل دادند و مجلس را از در راس امور بودن، انداختند.

وي اذعان داشت: نسبتي است بين فعاليت هاي مردمي و اين که مجلس در راس امور باشد، اگر مجلس در راس امور باشد يعني اين که شما موثر بوده ايد؛ چون اين تاثير گذاري و اين در راس بودن بر مي گردد به آن کساني که اين نمايندگان را انتخاب کردند. ما متاسفانه به دليل سابقه استبدادي که داريم هنوز نتوانسته ايم مجلس را در راس امور بنشانيم.

رسانه ها ما را حمايت نمي کردند

افروغ در ادامه گفت: من شاهد بودم که بسياري از نمايندگان در مقابل لوايح پيشنهادي سکوت پيشه کردند و کوتاه آمدند. خيلي ها در اين مجلس فرياد زدند، اما اگر قدرت نقادي در اين جامعه جا افتاده بود امروز برادري مانند آقاي دکتر سبحاني راي آورده بود کسي که در زمينه هاي اقتصادي بحث هاي مستقل و شجاعانه و کارشناسانه خوبي را مطرح کرده بود.

وي تصريح کرد: اگر از سوي رسانه ها پشتيباني و فضاسازي بود امثال آقاي سبحاني راي مي آوردند؛ در مجلس چند نفر جمع مي شديم و موضع مي گرفتيم اما هيچ حمايتي نمي شديم و تنها برخی گروه های دانشجویی بودند که اين گونه و با وبلاگ و سايت از ما حمايت مي کردند که حتي اين ها نيز فيلتر شدند! در حالي که بسياري از منتقدان و صاحب نظران خارج از کشور اين سايت را يک رسانه عاقلانه و منتقد و سالم ارزيابي کردند، بر خلاف برخي از سايت ها که متاسفانه هتاکي را پيشه خود کردند.

عضو کميسيون فرهنگي مجلس در ادامه تاکيد کرد: بايد فرهنگ سازي کرد. کشور ما به شدت اقتصاد زده و سياست زده شده است و به ويژه بعد از جنگ؛ اصلا صبغه فرهنگي انقلاب و جامعه ما دستخوش اين اقتصاد زدگي و سياست زدگي شده است. کميسيون فرهنگي در طول فعاليت خود يازده طرح فرهنگي تدوين کرد و اين در حالي است که تاکنون دولت هيچ طرح فرهنگي به مجلس تسليم نکرده است و نه تنها اين دولت که حتي دولت هاي پيشين و به ويژه دولت قبل نيز هيچ لايحه‌ي مصوب فرهنگي از مجلس بيرون نداد! چند طرح فرهنگي بود که در پايان عمر مجلس ششم رسيده بود که يکي از آن ها، انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات بود و ما آن را در دستور کار قرار داديم؛ شور اول آن در صحن علني مجلس تصويب شد و شور دوم آن در صحن هيئت رئيسه هنوز در دستور کار قرار نگرفته است.

افروغ در ادامه تصريح کرد: بحث دفاع از حريم خصوصي نيز لايحه ديگري بود که از دولت قبل در مجلس مانده بود که آن را نيز مطرح کرديم و دولت فعلي آن را پس گرفت و مجددا آن را مطرح کرديم، که در کميسيون فرهنگي اين طرح تصويب شد. طرح هاي ما يکي ساماندهي مد و لباس بود که طراح اصلي آن خود من بودم و از آن به شدت دفاع مي کنم که دفاعي اصولي است و دفاع از نمادهاي ايراني است که فکر مي کنم در دراز مدت اتفاقاتي بيفتد.

هيئت رئيسه از شان مجلس دفاع نمي کرد

عماد افروغ با يادآوري طرح تسهيل "ازدواج براي جوانان" از سوي کميسيون فرهنگي که دو سال براي تکميل آن وقت صرف شده بود، گفت: هر گاه اين نکته به يادم مي آيد آه از نهادم بلند مي شود. دو سال مجلس هفتم روي طرحي کار کرد به نام تسهيل ازدواج جوانان. اين طرح بسيار جامع بود؛ از احداث مسکن جوانان، وديعه و اجاره مسکن جوانان بهره مند بود تا مباحث اخلاقي و خانوادگي و ... که نشان مي داد به شکلي کامل
بنده از راي دادن به احمدي نژاد در مقابل رقيبش به هيچ وجه پشيمان نيستم و هنوز هم نيستم! اما اگر من با شناخت امروز که عملا آن زمان براي من امکان پذير نبود و با تجربه اي که امروز به دست آورده ام به همان دوران بر مي گشتم، مطمئن باشيد به رقيب ايشان راي نمي دادم، يک راي سفيد داخل صندوق مي انداختم
به بحث خانواده از ابتداي تشکيل تا بقاء آن در نظر گرفته بود، متاسفانه دولت، به رغم اين که از سوي شوراي نگهبان نيز تاييد شده بود اين طرح را اجرايي نکرد زيرا دولت خودش متولي امر ازدواج از طريق اعطاي وام ازدواج بود؛ اما به دليل اين که هيئت رئيسه از شان مجلس به خوبي دفاع نکرد اين طرح در اين دولت، بايگاني شد.

وي افزود: اميدواريم که در همين دولت، سر عقل بيايند و اين طرح اجرايي شود که اگر اين طرح اجرايي مي شد، چندين فقره مسکن موقت در اختيار زوج هاي جوان قرار مي گرفت. چه کسي مي تواند با اين مصيبتي که در بحث مسکن رخ داده است ازدواج سهلي داشته باشد؟ و با اين حال از طرفي بحث بحران هاي اخلاقي و اجتماعي را مطرح مي کنند و از طرف ديگر تن نمي دهند به ملزومات مبارزه با بحران هاي مذکور.

افروغ در ادامه اظهار داشت: بحث حقوق و مسئوليت هاي زنان که يک منشور مترقي بود و روي آن در سطح کشورهاي اسلامي و حتي آسيايي کار بسياري صورت گرفته بود، طرح آن در کميسيون فرهنگي تصويب شد. مقابله با کساني که به توليد و تکثير فيلم هاي مستهجن مي پردازند و همچنين مقابله با کساني که به صورت غير قانوني مبادرت به تکثير نرم افزارها و نوارهاي مجاز مي کنند که آن را نيز در کميسيون تصويب کرديم. در مورد تحقيق و تفحص ها نيز ما کارهاي خوبي انجام داديم که در زمان ما نتيجه دو فقره از اين تحقيق و تفحص هاي قرائت شد و سومين مورد به دست مجلس آينده سپرده مي شود و ما پاسخگو نيستيم زيرا بعد از مصاحبه اي که من در شب شيشه اي داشتم و منجر به آفسايد شدنم شد، در واقع سرنگون شدم. زيرا در آن برنامه مستقيما از من درباره برخي از اشخاص سوالاتي شد و من هم نظر خودم را مستقيم و بي پرده گفتم و همچنين بعد از اين که در سالگرد ارتحال امام(ره) صحبتي راجع به حق و مصلحت کردم که در حال خاضر نيز در کتاب مناقشه حق و مصلحت نيز به چاپ رسيده است. بسياري از افراد به اصطلاح ولايت مدار که امروز فقط از ولايت نامي ياد مي کنند من را ضد ولايت فقيه معرفي کردند.

افروغ در ادامه سخنان خود اظهار داشت: من به قصد کانديداتوري با هدف رياست در مجلس نرفتم؛ يک تئوري داشتم و آن اين بود که در بزرخ کانديدا شدن و نشدن، اگر اقبالي بود خود را عرضه کنم؛ اقبال صورت گرفت و خودم را عرضه کردم و اين گونه شد. در اين يک سال آخر بعد از آن وقايعي که براي من پيش آمد و چيزهايي که ديدم، خيالم راحت شد که ديگر کاري ندارم و توانستم با فراغ بال به مطالعه بپردازم و 9 کتاب عرضه کردم. بسياري از اين کتاب هايي که تصميم داشتم ورق بزنم و فرصتي دست نمي داد، در اين يک سال مطالعه کردم و در اين يک سال خيلي برايم راحت گذشت و در واقع سال آخر نمايندگي مجلس، فرصت مطالعاتي من بود. حالا ممکن است بپرسند پس نمايندگيت در اين يک سال چه مي شود که بايد گفت در اين يک سال ديگر نه فرصتي بود و نه ارجاعي و نه اقبالي و به هر حال بايد از اين وقت به نحوي استفاده شود.

صدا و سيما معطوف به قطبي شدگي است

افروغ در ادامه جلسه نقد وبلاگ ها، درباره نقد اصولگرايان اظهار داشت: من تئوري براي نقادي زياد دارم. رويکردم انتقادي و روش شناسي من رئاليسم تعالي گرا است و يا رئاليسم انتقادي است و نگاه خاصي به عليت دارم، من مشاهده گرا نيستم. نفس نقادي و اصلاح در ذات روش شناسي من قرار گرفته است.

وي افزود: بر اساس اين پيش فرض که هميشه گفته ام روشنفکر هميشه نقد حال مي کند نه نقد گذشته! من ديروز منتقد خيلي ها بوده ام، امروز منتقد آن ها نيستم. من نبش قبر نمي کنم. امروز هدف اصلي انتقاد من کساني هستند که حاکميت مي کنند. من اصلا فرافکني هم بلد نيستم و اتفاقا يکي از بحث هايي که من دارم اين است که چرا شما مدام فرافکنانه برخورد مي کنيد، آيا براي اين است که مردم به شما اقبال نشان بدهند دائما زشتي هاي گذشتگان را به رخ مي کشيد؟ و چرا زشتي هاي خودتان را در نظر نمي گيريد؟

نماينده مردم تهران افزود: بنده با همان نقد درون گفتماني به اندازه کافي نقد حال کرده ام؛ چه در نقد نسبت به دولت و چه در نقد نسبت به مجلس. نقد ما از اصولگرايان جدي بوده است. اصولگرايي جديد با اصولگرايي قديم، فرق جدي دارد. اصولگرايي نو ظهور يکي از ويژگي هايش بحث نقد درون گفتماني است.

وي افزود: من در جريان انتخابات درباره اصولگرايان هيچ صحبتي نداشتم و فقط اعتراضي کردم به صدا و سيما که مدام وانمود مي کند که جبهه اي متحد دارد اما از منظر برنامه هاي صدا و سيما اصلاح طلبان چهره هايي متضاد هستند و اعتراض من به همين حرکت صدا و سيما بود که چرا معطوف به قطبي شدگي ناموجهي است؛ در دل اين جبهه متحد کم اختلاف نبود و حتي اين جبهه متحد نمايانگر اصولگرايان هم نبود.

داشتيم جامعه را از يک شکلي در مي آورديم

افروغ در ادامه درباره طرح ساماندهي حجاب گفت: ما گفتيم در جامعه هيچ قانون ايجابي نداريم، همه قوانين ما سلبي است، يعني اين گونه قانون
بعد از استقرار دولت نهم و در فرآيند شکل گيري دولت نهم به دليل آن سهم خواهي هايي که از سوي نمايندگان صورت گرفت، به تدريج عده اي در مجلس تلاش کردند تا مجلس را به انفعال بکشانند و تا حدي هم موفق بودند اما نمي توان گفت کاملا موفق بودند
تصويب مي کنيم که اگر اين کار را انجام ندهيد اين گونه مي شود در حالي که در مقابل اجراي اين قوانين هيچ الگويي ارائه نکرده ايم و بر اساس ذائقه ايراني و المان هاي نهفته در هويت او، حتي هويت هاي محلي و منطقه اي الگويي مناسب را در اختيارش قرار دهيم. توجه من اين بود که توسط بخش خصوصي(تاکيد مي کنم) و نه دولت، که دولت فقط بايد امکانات لازم و بازارهاي خريد و فروش و برپايي جشنواره ها براي اجرا را در اختيار بگذارد، يک نگاه ايجابي نسبت به نمادهاي ايراني به وجود بياوريم.

نماينده مجلس هفتم گفت: اين بحث فقط در مورد پوشش هم مطرح نيست. من دغدغه فرهنگ و هويت ايراني و به ويژه نمادهاي ايراني را داشتم. اين جا يک حلقه مفقوده وجود دارد، از يک طرف ارزشي به نام حجاب هست که ربطي هم به اسلام ندارد و يک ارزش تاريخي محسوب مي شود و از طرف ديگر هيچ الگوي به روزي به جامعه عرضه نمي شود! ما بايد بتوانيم با توجه به شرايط روز و همين آدابي که در مناطق ما هست (مانند زيبايي در لباس گيلکي و مازندراني و ترک و کرد و بلوچ و ...) الگوي خوب ارائه دهيم. آنهايي که مي گفتند ما داشتيم با اين طرح جامعه را يک شکل مي کرديم بايد بگويم خير، ما داشتيم آن را از يک شکلي در مي آورديم. ما معتقديم که مدرنيته و سرمايه داري نسبتي با تکثر در نماد ندارد. من هم دلم نمي خواست که با اين جريان برخورد قضايي و انتظامي شود و الا وقتي برخي کارها زمين مانده است توجيه دارد!

از راي دادن به احمدي نژاد در مقابل رقببش هنوز پشيمان نيستم!

در جلسه نقد سوالي مطرح شد با اين مضمون که، برخي از نشريات در کوچکترين کارها نيز به دولت منتقد بودند و هم آن ها و هم مجلس در کارهاي دولت دخالت مي کردند. شما از کساني بوديد که مي گفتيد اگر من باز هم به راي گيري دوره نهم رياست جمهوري باز گردم به احمدي نژاد راي مي دهم، آيا هنوز بر حرف خودتان مصر هستيد؟

بنا براين گزارش عماد افروغ در پاسخ به اين سوال گفت: اگر هزار بار ديگر، انتخابات آن دوره با شرايط سياسي آن دوره تکرار شود و برگردم به آن زمان، من همان انتخاب را خواهم داشت اما کاري نکنيد که شرايط تغيير کند. پس جمله من باز مي گردد به انتخاب درست خودم در همان شرايط زماني و مکاني و عطف به همان آرايش سياسي. بنده از راي دادن به احمدي نژاد در مقابل رقيبش به هيچ وجه پشيمان نيستم و هنوز هم نيستم! اما اگر من با شناخت امروز که عملا آن زمان براي من امکان پذير نبود و با تجربه اي که امروز به دست آورده ام به همان دوران بر مي گشتم، مطمئن باشيد به رقيب ايشان راي نمي دادم، يک راي سفيد داخل صندوق مي انداختم؛ بنابراين کماکان تحليل هايي درباره اين تغيير نظر من وجود دارد.

وي در ادامه تصريح کرد: درباره دخالت هاي مجلس در کار دولت بايد بگويم که ممکن است مجلس يک جاهايي در امور جزئي دولت دخالت کرده باشد مثل تغيير ساعت اما اين ها کارهاي کوچکي هستند. اي کاش مجلس در مسائل کلان هم دخالت مي کرد و مي ايستاد.

مجلس در دو سال اول افتخار آميز بود

عضو کميسيون فرهنگي مجلس درباره منفعل بودن مجلس هفتم نيز اظهار داشت: وقتي ما مي گوييم مجلس منفعلانه عمل کرده است اين طور نيست که کاملا رگه هايي از انفعال در تمام مصوبات آن ديده شود. بنده معتقدم دو سال اول مجلس هفتم با افتخار بود و بارها اين مسئله را مطرح کرده ام. اما بعد از استقرار دولت نهم و در فرآيند شکل گيري دولت نهم به دليل آن سهم خواهي هايي که از سوي نمايندگان صورت گرفت، به تدريج عده اي در مجلس تلاش کردند تا مجلس را به انفعال بکشانند و تا حدي هم موفق بودند اما نمي توان گفت کاملا موفق بودند؛ به هر حال مقاومت هايي از سوي نمايندگان صورت مي گرفت.

افروغ درباره طرح مهندسي فرهنگي که از سوي مقام معظم رهبري بر تحقق آن تاکيد شده است، گفت: خود من به مهندسي فرهنگي حساسيت دارم و مرا ياد مهندسي اجتماعي مي اندازد. در فرهنگ اعتقاد به مهندسي و اعداد و ارقام ندارم؛ نگاه ادبي هم ندارم. شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايستي چالش هاي دنياي بشريت را رصد، نظريه پردازي و پاسخ دهد. ولي متاسفانه به کارهاي روزمره مشغول است. من انتظار يک اتاق فکر را داشتم. فکر مي کنم در تحقق مهندسي فرهنگي اين مد نظر نباشد که مثل خمير با مردم رفتار شود. مهندسي فرهنگي در خصوص نهادهاي رسمي فرهنگي اجتناب ناپذير است. ما نهادهاي ديني و فرهنگي متعددي داريم که کارهاي متداولي انجام مي دهند. نهادهاي فرهنگي و ديني متعدد ما توسط يک نهاد سازمان دهي مي شوند. با مهندسي فرهنگي مي توانيم به مردم آنچنان که مي خواهيم خط و ربط بدهيم. نبايد نگاه عددي و رقمي به فرهنگ داشت. البته من فکر مي کنم در صحبت مقام معظم رهبري بيشتر توجه ايشان به شوراي عالي انقلاب فرهنگي معطوف بود و از آن ها مي خواستند که اين موضوع را طرح کنند.

.

کد مطلب : 1658
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :