عدالتخانه - گروه زبان های خارجی
برگردان: المیرا مرادی
توضیح مترجم: در سال های اخیر، بدلیل عدم همراهی روسیه با آمریکا و ناتو در بسیاری از وقایع بین المللی، آمریکا بطور علنی جنگ سرد جدیدی را علیه این کشور آغاز کرده است. گرچه این بار دولت های اروپای شرقی عمدتا و برخلاف میل اکثریت افکار عمومی خود در طرف آمریکا قرار دارند، اما در عین حال بنظر می رسد که دولت های اروپای غربی عضو ناتو، چندان رغبتی به امیال آمریکا برای شروع یک جنگ سرد جدید ندارند. نظیر تفکرات مندرج در این مصاحبه از یکی از مقتدرترین رهبران سابق اروپا، در میان دولتمردان اروپای غربی کم نیستند که علاوه بر احتساب منافع اقتصادی خود با روسیه و احتیاج به واردات نفت و گاز این کشور به اروپای غربی، اما با توجه به سوابق تنش های جنگ سرد اول، دیگر به این راحتی تن به امیال نظامی گری آمریکا و ناتو نمی دهند. گرهارد شرویدر، صدراعظم سابق آلمان، درباره جنگ در قفقاز و امکان میانجیگری آلمان در این درگیری و نظراتش در مورد نقش موثر روسیه صحبت می کند.
اشپیگل: آقای شرویدر، چه کسی در جنگ قفقاز مقصر است؟
گرهارد شرویدر: یقینا مناقشات دلایل تاریخی خود را دارند، حتی این جنگ هم زمینه و پیش درآمدهای مختص خود را داشته است. اما زمانی ماشه مناقشه مسلحانه کنونی کشیده شد، که گرجستان اوستیای جنوبی را تسخیر کرد. بر این مسئله نباید چشم پوشید.
اشپیگل: شما هیچ تقصیری را متوجه مسکو نمی بینید، حتی بطور نسبی در عملیات ارتش روسیه؟
شرویدر: این چیزیست که من نه قادرم و نه مایلم که در موردش قضاوت کنم، گرچه معتقدم که مناقشات نظامی محرکه های خود را داراست. اما موضوع تعیین کننده در حال حاضر اینست که تمامی طرفین درگیر طرح شش ماده ای رئیس جمهور فرانسه را مغتنم شمرند.
اشپیگل: آیا شما بر این باورید که مستشاران نظامی آمریکائی که در تفلیس مستقرند، گرجستان را به چنین حمله ای تشویق کرده اند؟
شرویدر:
به نظر من، در سیاست های غرب در مورد روسیه اشتباهات بسیار جدی و خطرناک وجود داشته است. پس آیا نمی شود نتیجه گرفت که برخی روابط تا وقایع اخیر در قفقاز، هنگامی که روسیه به عمل تحریک آمیز گرجستان عکس العمل نشان داد، همگی نتیجه آن سیاست ها هستند؟
من تا آن حد نمی روم. اما همه می دانند که این مستشاران نظامی آمریکائی در گرجستان وجود دارند. یک آرایش و صف آرائی که من علی الخصوص هرگز آنرا هوشمندانه و ذی شعور نمی دانم. و بسیار عجیب است اگر این کارشناسان هیچگونه اطلاعی [از حمله گرجستان] نداشته اند. یا اینها قویا غیرحرفه ای و بی تجربه بوده اند یا در غیر این صورت می بایستی حقیقتا احمق بوده اند، چیزی که تصورش دشوار است.
اشپیگل: دولت آمریکا ادعا می کند که به میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهور گرجستان، علیه عملیات نظامی هشدار داده است. به این ترتیب، آیا همه ماجرا برای نخست وزیر روسیه، ولادیمیر پوتین، خیلی بی دردسر نبود؟ شرویدر: اینها مسائل عمیقی هستند که من مایل نیستم به آنها وارد شوم. اما تلقی من اینست که هیچ رهبری در مسکو به مناقشات نظامی تمایلی ندارد. به اندازه کافی مشکلات داخلی در روسیه هست که محتاج گره گشایی باشند. برای مثال، می شود از رشوه خواری و سوء استفاده ها در سطوح دولتی نام برد. روسیه مقادیری کسری موازنه دارد، موضوعی که من بارها به آن اشاره کرده ام. پرزیدنت دیمتری میدویدیوف و ولادیمیر پوتین، نخست وزیر نیز هر دو بارها به این مشکلات اشاره داشته اند، ضمنا، آنها در یک محیط دوستانه و بدور از رقابت به حل این مشکلات می پردازند.
اشپیگل: ممکن است اینطور باشد، اما هم اکنون چیز دیگری در معرض خطر است: روسیه هرگز بر از دست دادن موقعیت ابرقدرتی خود فائق نیامده است و در سال های اخیر این احساس را دارد که توسط ناتو در حاشیه قرار گرفته و تحقیر می شود. در طول جنگ بالکان، اشغال عراق توسط ائتلافِ مشتاق و علاقمندِ تحت رهبری واشنگتن، اعلام استقلال کوزوو..... شرویدر: ..... در ضمن موضوع گسترش سیستم موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک را هم فراموش نکنید....
اشپیگل: .....کرملین وادار شده بود که نظاره گر باشد. آیا ممکن است که موقعیت قوی اقتصادی و نظامی مسکو اینک آنان را قادر ساخته تا ببینند که ساکاشویلی، دوست آمریکا، بهترین فرصت ممکن برای انتقام جویی از غرب است؟ و آیا پوتین می خواهد بر مطالبات بیشتری پافشاری کند؟ شرویدر: به نظر من، در سیاست های غرب در مورد روسیه اشتباهات بسیار جدی و خطرناک وجود داشته است. پس آیا نمی شود نتیجه گرفت که برخی روابط تا وقایع اخیر در قفقاز، هنگامی که روسیه به عمل تحریک آمیز گرجستان عکس العمل نشان داد، همگی نتیجه آن سیاست ها هستند؟ من فکر می کنم این اشتباه است اگر ما این دو مفهوم [رابطه میان توان نظامی- اقتصادی روسیه و فرصت
من باور ندارم که روسیه یک سیاست «ضمیمه سازی» را دنبال می کند. و من همچنین باور ندارم که وضعیت در اوستیای جنوبی یا آبخازیا بتواند به شرایط قبل از جنگ بازگشت نماید. اصلا جای سوال نیست. بعقیده من، این خیلی بیشتر به تمایلات مردم آن مناطق بستگی دارد تا به منافعِ فرضی توسعه طلبانه روس ها.
برای انتقام جویی از غرب] را با یکدیگر مخلوط نمائیم.
اشپیگل: شما از این هراسی که اخیرا در میان بسیاری در غرب بعنوان "تهدید روسی" شایع شده است، صحبت نمی کنید؟
شرویدر: نه به هیچ وجه. در غرب یک درکی از روسیه وجود دارد که با واقعیت چندان ربطی ندارد.
اشپیگل: آیا رهبری نوین و دو نفرهِ متکی بنفسی که اینک در مسکو وجود دارد اینطور احساس می کند که غرب به آنها بیش از آنکه آنها به غرب نیاز داشته باشند، نیاز دارد؟
شرویدر: این یک نیازمندی دو طرفه است. در دنیای سیاست و یا در اقتصاد جهانی، هیچ معضل و مشکل جدی بدون روسیه قابل حل نیست، چه در مسئله هسته ای با ایران، یا مشکل کره شمالی و مطمئنا مسئله صلح در خاورمیانه. همچنین مشکلات مربوط به گرمایش کره زمین نیز تنها می تواند در ابعاد جهانی به رفع آن اقدام شود که اتفاقا در حالی که مسکو پروتکل کیوتو جهت مقابله با گرمایش کره زمین را امضا کرده است، درهمان حال، اما ما همچنان منتظریم که واشنگتن نیز همین عمل را انجام دهد. و زمانی که به مسئله سیاست های انرژی می رسیم، تنها انسان های رویایی این فکر را دنبال می کنند که اروپای غربی می تواند به نفت و گاز روسیه وابستگی نداشته باشد. از سوی دیگر، روس ها نیز برای فروش نفت و گاز خود به خریداران قابل اطمینانی نیازمند هستند.
اشپیگل: با چنین عملیات سنگینی در قفقاز، شما هیچ دلیلی نمی بینید که همکاری و مشارکت ویژه استراتژیک آلمان – روسیه متوقف، یا حداقل منجمد شود؟
شرویدر: خیر. من متوجه نیستم چرا به خاطر گرجستان، می بایستی این روابط به خطر بیفتد. احتیاج دوجانبه، امنیت دو جانبه نیز ایجاد می کند. من همچنین مخالف انتقادها به سرمایه گذاری های روس ها در آلمان هستم. چه کسی باید با سرمایه گذاری آلکسی مورداشوف در TUI ( کمپانی توریستی)، اولگ دریپاسکا ، صاحب 10 درصد از کمپانی ساختمانی Hochtief یا سرمایه گذاری دیگر در صنعت مد Escada مسئله داشته باشد؟ من مایلم که بیشتر از این سرمایه گذاری در اقتصاد آلمان ببینم. از نقطه نظر تاریخی، چنین تلفیق اقتصادی نشان داده است که فواید سیاسی ببار می آورد.
اشپیگل: نظرات شما اینک همانند هنری کیسینجر (وزیر امور خارجه سابق آمریکا) است. آیا همیشه اینگونه فکر می کردید؟ شرویدر: مطمئنا نه در دوران جوانی و سوسیالیستی ام. اما از زمانی که به شکل حرفه ای بعنوان صدر اعظم در سیاست خارجی درگیر شدم ، این رویکرد جدی همیشه اولویت من بوده است و مطمئنا عاقلانه و منطقی ترین دلیل است.
اشپیگل: با توجه به سیاست زور در آرامش، آیا اینک ما نمی بایستی که خط قرمزی را با مسکو ترسیم نمائیم، خطی که در صورتی که مسکو
تصور کنید که به ما فشار وارد می شد که در پشتیبانی از گرجستان بعنوان یک عضو ناتو، و در پشتیبانی از یک «قمارباز»، که بی گمان بهترین توصیف از شخصیت ساکاشویلی است، دخالت نظامی می کردیم. گرجستان و اکرائین در وهله اول می بایستی مشکلات سیاسی داخلی خود را حل نمایند، که تا آن مرحله راه طولانی در پیش دارند.
از آن عبور کند، دیگر نمی تواند به نقش خود در نهادهای بین المللی و یا بعنوان شریک غرب، ادامه دهد؟ برای مثال، خروج فوری همه نیروها از گرجستان، و شناسائی تمامیت و یکپارچگی این کشور، آن گونه که رایس وزیر امورخارجه آمریکا با قاطعیت از آن صحبت کرده است؟ شرویدر: من باور ندارم که روسیه یک سیاست «ضمیمه سازی» را دنبال می کند. و من همچنین باور ندارم که وضعیت در اوستیای جنوبی یا آبخازیا بتواند به شرایط قبل از جنگ بازگشت نماید. اصلا جای سوال نیست. بعقیده من، این خیلی بیشتر به تمایلات مردم آن مناطق بستگی دارد تا به منافعِ فرضی توسعه طلبانه روس ها.
اشپیگل: آیا نباید آلمان در یک ماموریت نظامی بعنوان نیروی پاسدار صلح در قفقاز مشارکت نماید؟
شرویدر: وزیر امور خارجه آلمان از مدتها پیش در جستجوی راه حل های سیاسی از طریق روش های دیپلماتیک بوده است و او زیرکانه گفته است که اگر سازمان "امنیت و همکاری اروپا" (OSCE) مجبور به ایفای نقشی در ارتباط با همه طرف های درگیر [درقفقاز] باشد، آلمان نمی تواند از این قضییه برکنار بماند. به هر صورت، اگر در آنجا ماموریتی برای نیروهای آلمانی باشد، این بدون رضایت صریح روس ها نمی تواند باشد، من نمی خواهم شاهد باشم که حتی یک سرباز آلمانی در آنجا مستقر باشد. خیلی ساده ، این صرفا بدلیل گذشته و تاریخ مشترک ماست.
اشپیگل: آیا گرجستان بخشی از ناتو می باشد؟ شرویدر: من فکر می کردم که دولت آلمان و من ، مطمئنا مایلیم که با توجه به این جنبه، به خانم مرکل و آقای اشتاین مایر تبریک بگوئیم که همراه با دولت فرانسه، در نشست ناتو در ماه آپریل در بوخارست قدم هوشمندانه ای برداشتند ....
اشپیگل: .... بر اینکه آنها با حرص و ولع آمریکائی ها و دولت های اروپای شرقی برای سریع به عضویت درآمدن گرجستان واکرائین به ناتو مخالفت کردند، و در عوض با به تاخیر انداختن این موضوع وعده های مبهم داده شد. شرویدر: تصور کنید که به ما فشار وارد می شد که در پشتیبانی از گرجستان بعنوان یک عضو ناتو، و در پشتیبانی از یک «قمارباز»، که بی گمان بهترین توصیف از شخصیت ساکاشویلی است، دخالت نظامی می کردیم. گرجستان و اکرائین در وهله اول می بایستی مشکلات سیاسی داخلی خود را حل نمایند، که تا آن مرحله راه طولانی در پیش دارند. من با توجه به وقایع اخیر در قفقاز معتقدم که شانس الحاق گرجستان [به ناتو] حتی کمتر و کمتر می شود و در این رابطه من با وعده های مبالغه آمیزی که دبیرکل ناتو چند روز پیش داد، به شدت مشکل دارم.
اشپیگل: کاندیدای جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا، جان مک کین در دنباله آن وعده ها اعلام کرد که : "امروز همه ما گرجی هستیم" ؟
شرویدر: نه! من نیستم.
.