داخلی » يادداشت » مذاکره با عموسام
کالبد شکافی طرح لاریجانی (بخش دوم)
آمریکایی ها از ما چه می خواهند؟
12 مرداد 1386 ساعت 0:11
در بخش اول به نکاتی درباره طرح لاریجانی اشاره شد. پیش از آن با بررسی خاستگاه فکری لاریجانی در حوزه سیاست خارجی، اصول اصلی این طرح را بررسی کردیم و به برخی از نقاط ابهامی که بدون توضیح در این طرح مطرح شده بود، اشاره شد.حال باید دید تاثیر برخی از این نقاط ابهام در نتایج این طرح چیست. آیا آنقدر بی اهمیت بوده اند که لاریجانی بدون توجه به آنها از کنارشان گذشته و یا اینکه توجه به این نکات صورت مساله را با چالش رو برو می کند؟
در بخش اول به نکاتی درباره طرح لاریجانی اشاره شد. پیش از آن با بررسی خاستگاه فکری لاریجانی در حوزه سیاست خارجی، اصول اصلی این طرح را بررسی کردیم و به برخی از نقاط ابهامی که بدون توضیح در این طرح مطرح شده بود، اشاره شد.حال باید دید تاثیر برخی از این نقاط ابهام در نتایج این طرح چیست. آیا آنقدر بی اهمیت بوده اند که لاریجانی بدون توجه به آنها از کنارشان گذشته و یا اینکه توجه به این نکات صورت مساله را با چالش رو برو می کند؟
این بار به بررسی نتایج نکته اول که در یادداشت پیشین به آن اشاره شد، خواهیم پرداخت. و ان شاء الله در بخش پایانی مساله اسرائیل و طرح لاریجانی را بررسی خواهیم کرد.
پیش از این گفته شد برای ارائه یک طرح جدید در حوزه سیاست خارجی و تنظیم روابط با دول دیگر همواره علاوه بر بررسی نیازها و ظرفیتهای داخلی باید به بررسی محیط نیز پرداخت. بررسی محیط یعنی چه؟ پیش از پاسخ به این سوال لازم است یک مثال ساده به کار برد.
در علم شیمی بسیاری از واکنش های شیمیایی تا زمانی که بر روی کاغذ هستند به صورت کامل انجام شده و به نتایج مورد نظر می رسند. تا به اینجا همه چیز کاملا تئوریک است. البته در این فاز نیز یک رشته عوامل محیطی قابل اندازه گیری در نظر گرفته شده و واکنش بر روی کاغذ تصحیح می شود. در فاز تجربی همه چیز متفاوت است. عوامل محیطی حتی اگر بسیار ناچیز باشند بر روی واکنش تاثیر می گذارند، گاه نمی توان از این تاثیرات چشم پوشی کرد و از سوی دیگر بسیاری از این عوامل امکان اندازه گیری دقیق و قطعی ندارند. بنابراین واکنش با تمام پیش بینی ها گاه به صورت کامل به نتایج مورد نظر محقق نخواهد رسید.
حال بیاییم همین مدل سازی ساده را به حوزه روابط بین الملل انتقال دهیم. معمولا طراحی هر فرآیند، در روند روابط بین الملل، از طرف کارشناسان، پس از بررسی های اولیه منافع ،نیازها و ظرفیت های داخلی – آن طور که لاریجانی از آن به عنوان لیست کردن منافع یاد می کند- بر روی بررسی شرایط موجود محیط متمرکز می شود. حال باید به سوال ابتدایی پاسخ داد؛ منظورمان از شرایط محیطی چیست؟
شرایط محیط بین المللی در حقیقت بررسی وزن هریک از طرفین در معادلات منطقه و بین المللی و در عین حال بررسی نقاط قوت و ضعف هر دو طرف و مقایسه آنها با هم است. همچنین یک نکته هیچ گاه از چشم کارشناسان روابط بین الملل پنهان نمی ماند و آن انتظارات طرف مقابل در فرآیند تنظیم روابط است. اگر چه گاه این فاکتور اساسی نادیده گرفته می شود و این اتفاق معمولا زمانی می افتد که طرف دیگر معادله یعنی کشوری که قرار است روابط با آن تنظیم شود، از نظر تولید قدرت، توانایی ها و ظرفیت ها غیر قابل مقایسه با کشور خودی بوده و امکان هیچ گونه تاثیر گذاری بر روی معادله را نداشته باشد. درست مانند زمانی که در یک معادله شیمیایی یکی از عوامل محیطی آن قدر تاثیرش در معادله کم باشد که بتوان از آن صرف نظر کرد. جالب اینجاست که در چنین شرایطی اساسا اهمیت فرآیند از بین می رود. چرا که تنظیم روابط با چنین دولتی نمی تواند در راس توجهات یک دولت قدرتمند قرار گیرد.
تمام آنچه که گفته شد در مقایسه با واکنش شیمیایی بر روی کاغذ انجام می شود. به عبارت دیگر و از دیدگاه روابط بین الملل این بررسی ها به پیش از آغاز تلاش های عملی دیپلماتیک انجام شده و در تدوین طرح موثر هستند. حال بهتر است بازگردیم به طرح لاریجانی؛ عجیب است که محمد جواد لاریجانی در طرح خود به هیچ وجه به هیچ کدام از عوامل محیطی که می توانند در فرایند پیشنهادی اش دخالت داشته باشند اشاره نکرده است و عجیب تر این که عامل اصلی محیطی که در حقیقت شرایط طرف دیگر معادله یا همان ایالات متحده آمریکاست توجهی نداشته است. لاریجانی تنها اشاره ای مبهم آن هم در حد این که "آنها به ما نیاز دارند و ما هم به دنبال این هستیم که برای ما مشکل ایجاد نکنند"، اکتفا می کند. او هیچ سخنی در این باره که آمریکایی ها از این فرآیند چه انتظاراتی دارند و چه منافعی را می خواهند تامین کنند و اصولا تا چه حد می توانند در این معادله تاثیر گذار باشند؛ به میان نمی آورد. به عبارتی او تنها خواسته هایش را از محیط واکنش ارائه می کند و همین!
حدود یک سال پیش دانشگاه علامه طباطبایی میزبان یکی از اساتید دانشگاه کالیفرنیا در حوزه امنیت بود. پرفسور محی الدین مصباحی به دعوت یکی از اساتید دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه از ایتالیا برای دیدار از سرزمین مادری به ایران آمده بود. در جلسه ای که در حضور دانشجویان این دانشگاه برگزار شد مصباحی چشم اندازی را از نگاه "نئوکانی1" به امنیت جهانی و آنچه می بایست از نگاه این جریان سیاسی در جهان محقق باشد ارائه داد، که به نظر می رسد گزارس کوتاهی از این چشم انداز تا حدودی مفید باشد.
مصباحی در گام اول با ارائه تعریفی از هژمونی، وضعیت فعلی دولت آمریکا را ارزیابی کرد. هژمونی زمانی شکل می گیرد که یک دولت مسلط بر معادلات سیاسی جهان سیستم های قانونی و نهادهای فراملیتی را به گونه ای با خود همراه سازد که منویات و منافعش از طریق قوانین بین المللی و نهادهای جهانی تامین شود. به اعتقاد مصباحی نئوکان ها امروز به این نتیجه رسیده اند که دیگر هژمونی تامین کننده منافع آمریکایی ها نبوده و قادر نیست امنیت این ابرقدرت را تامین کند. لذا برنامه ریزان آمریکایی در فضای فعلی هژمونی موجود را بلااستفاده و غیر قابل مصرف می دانند. بهانه این اجرای این نظریه نیز با ظهور قطبهای تروریستی چون القاعده – برای توجیه افکار عمومی – به دست آمد.بنابراین عبور از نهادهای بین المللی در سالهای پس از 11 سپتامبر که به وفور در عملکرد ایالات متحده آمریکا مشاهده می شود، قابل توجیه است. مصباحی در گام دوم به این سوال پاسخ داد؛ راه حل نئوکان ها در این زمینه چه بود؟ نئوکان ها معتقدند یک بار دیگر باید قدرت عریان را که در دوره سیطره هژمونیک در پشت پرده قرار داشت به صحنه آورد تا از این راه هم خود قدرت تقویت و ارتقاء یابد و هم با حذف موانع و سنگرهای مقاومت زمینه برای طراحی یک نظم نوین یا حکومت نوی هژمونیک در سطح جهانی فراهم آید. وی تصریح می کرد؛ البته آمریکایی ها بیشتر می خواهند تنها هیبت این قدرت موانع را از پیش پای آنها بر دارد با این حال عملکرد چندساله اخیر دولت آمریکا نشان می دهد که ابایی هم از استفاده مستقیم از زور عریان ندارند.
در جمع بندی نیز مصباحی به این نکته اشاره می کرد که معیارهای چند گانه روابط بین الملل نیز یکی دیگر ابزار های نظم جدید است. البته این معیارهای چند گانه که سیالیت فراوانی را به دستگاه سیاست خارجی آمریکا داده است، بیشتر کارکرد توجیه افکار عمومی را بر عهده دارد.
حال باید دید پروژه جدید ایالات متحده آمریکا برای حذف همه موانعی که امنیت جهانی ابرقدرت را به خطر می اندازد چه نسبتی با تنظیم روابط با یک قدرت منطقه ای برقرار خواهد کرد. و آمریکا چه نگاهی به چنین فرآیندی دارد و چه انتظاراتی.
همانطور که اشاره شد آمریکا برای نوسازی هژمونی جهانی خود نیازمند رفع هر گونه مقاومتی است که باعث اخلال در سیستم جهانی او می شود. بنابراین در این فرآیند سرآغاز همه توقعات ایالات متحده حذف مقاومتها است و در این زمینه از هر ابزاری استفاده خواهد کرد.حال مشخص است که طرح لاریجانی با عنایت به نکات دیگری که درباره طرح پیش از این و در قسمت قبلی یادداشت گفتیم، جز با همراهی و هماهنگ شدن با معیارهای نظم جدید آمریکایی و هژمونی جدید عملی نخواهد بود، چرا که آمریکایی ها نخواهند پذیرفت که اصول برنامه جهانی شان به خاطر جزئی از این برنامه تغییر کند.
اما از سوی دیگر صرف نظر از موانع ایدئولوژیک برای همراهی با طرح جهانی آمریکا، از بعد تامین قدرت ملی، نکاتی غیر قابل اغماض وجود دارد. استقلال در تصمیم گیری و عدم تعهد شاخصه های اصلی ارزشگذاری سیاسی یرای کشورهایی مانند ایران در سطح جهانی است و از همین رهگذر است که چنین کشورهایی در معادلات جهانی اهمیت پیدا می کنند.
همواره یک اردوگاه سیاسی را با مهم ترین قدرت آن اردوگاه خواهند شناخت و دیگر قدرت های چنین اردوگاهی به هر میزان که قدرتمند نیز باشند تاثیر چندانی در معادلات جهانی قدرت نخواهند داشت. اما یک کشور غیر متعهد به هر میزان هم که کوچک باشد به دلیل استقلال سیاسی تاثیر گذار خواهد بود. بگذریم از این که ایران نه یک ریز قدرت که در حد یک قدرت منطقه ای بوده و توانایی بالایی از طریق گسترش روابط اش با قدرتهایی همگون در جهت تاثیر گذاری جهانی خواهد داشت. بنابراین همراهی با نظم جدید برای تامین منافع ملی و داخلی به شدت در کاهش نقش جهانی جمهوری اسلامی تاثیر گذار خواهد بود. این نکته ای است که آقای لاریجانی ترجیح داده اند از کنار آن با سکوت بگذرند.
۱- نئو کانها نسل جدیدی از نظریه پردازان جمهوریخواه هستند که با به قدرت رسیدن بوش پسر زمام امور را در ایالات متحده آمریکا به دست گرفتند.