عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
محسن مقصودیدر سال هاي اخير سايتهاي خبري، تحليلي يكي از اثرگذارترين رسانهها در فضاي سياسي كشور بودهاند و به همين دليل اكثر گروهها و جريانات سياسي سعي نمودهاند تا با راهاندازي يك سايت قوي در فضاي رسانهاي و تبليغاتي اثرگذار بوده و حتي بسياري از شخصيتهاي معروف سياسي نيز سعي نمودند تا بسياري از ناگفتههاي خود را كه نميتواند به صورت رسمي و علني بيان كنند در قالب مطالب همين سايتها عنوان نمايند.
سايتهاي خبري بدليل ضعفهاي قانوني و حقوقي موجود معمولا پشت پردهاي مجهول و نامشخص دارند و در انتخاب مطالب و موضعگيريها، راحتتر و آزادتر از مطبوعات عمل ميكنند و از اين روست كه با تحليل فضاي سياسي آنها، راحتتر ميتوان به مقاصد سياسي و حتي مواضع پنهاني و پشت پرده شخصيتهاي سياسي كه در پشت اين سايتها قرار دارند، پي برد.
براي نمونه در ميان سايتهاي خبري تحليلي منتسب به اردوگاه اصولگرايان، بررسي رويكردهاي سياسي دو سايت، «بازتاب» و «رجانيوز» كه هر يك به عنوان نماينده يك خط سياسي شناخته ميشوند، جالب و درسآموز است. «رجانيوز» و «بازتاب» دو روي يك سكهاند، هر دو از عدالتخواهي و اصولگرايي دم ميزنند، اما اسير سياستبازي و «شخصمحوري» گشته اند. «رجانيوز» احمدينژاد را «محور حق و عدالت» ميانگارد و بازتاب نظرات هر آنكس را كه در جبهه مخالف احمدينژاد قرار گيرد، با برجستهسازي فراوان بازتاب ميدهد! هر دو در جهتگيريهاي كلي «عدالت و حقيقت» را فداي «مصلحتهاي سياسي» و قدرتطلبيهاي برخي دستهاي پشت پرده خود كردهاند.
براي واكاوي بهتر اين دو جريان رسانهاي كه تنها نمونهاي از ساير جريانات و نگاههاي سياستزده در عرصه رسانه است، مروري كوتاه بر مواضع اين دو سايت مياندازيم:
الف) رجانيوز: پيدايش سايت رجا با دوران رياست جمهوري محمود احمدينژاد همزمان است در واقع علت
«رجانيوز» و «بازتاب» دو روي يك سكهاند، هر دو از عدالتخواهي و اصولگرايي دم ميزنند، اما اسير سياستبازي و «شخصمحوري» گشته اند. «رجانيوز» احمدينژاد را «محور حق و عدالت» ميانگارد و بازتاب نظرات هر آنكس را كه در جبهه مخالف احمدينژاد قرار گيرد، با برجستهسازي فراوان بازتاب ميدهد!
پيدايش آن نيز همان است. جهت گيري سياسي اين سايت خبري كه حاميان افراطي دولت نهم آن را اداره ميكنند به راحتي قابل تحليل است.
اگرچه رجانيوز هم مثل بازتاب، پشتوانه مالي، سياسي مجهولي دارد اما بدون شك با اتصال به بخشي از قدرت، حداقل از رانتهاي خبري فراواني سود ميبرد.
اما آنچه رجانيوز را از دايره سايتهاي منصف و عدالتگرا خارج ميكند، به نوع نگاه افراطي اين سايت به دولت نهم و عليالخصوص شخص رئيسجمهور محترم باز ميگردد. در نگاه «رجانيوز» احمدينژاد، كاشف و مبدع «عدالت وعدالتخواهي» است! و تعريف و معيار عدالت و اصول بايد با احمدينژاد محك بخورد. با همين نگاه است كه همه مخالفان و منتقدان احمدينژاد ـ حتي در جبهه اصولگرايان ـ يا خود از رانتخواران و مفسدان اقتصادي بودهاند(!) يا اگر نتوان چنين انگهايي به آنها زد، بايد آنها را به سهمخواهي و عقدهگشايي متهم كرد و يا حتي آنها را ضد ولايت فقيه ناميد و از دايره اصولگرايي خارج كرد(!) در اين نگاه به جاي آنكه، عملكرد دولت محترم و شخص رئيسجمهور با معيارهاي حق و عدالت و اصول انقلاب سنجيده شوند، همه افراد و گروهها بايد با معيارهاي رئيسجمهور سنجيده شوند و هر كس با ماست حق است والا عليه حق! با اين نگاه، «اخلاق» هم مثل «عدالت» قرباني «سياست» و «قدرت» ميشود و هر وسيلهاي براي رسيدن به هدف كه ظاهرا «استمرار خدمت به مردم» است(!) توجيه ميگردد و لذا به راحتي ميتوان همه را متهم كرد و مخالفان و منتقدان را با انگ سياسي و اخلاقي ازميدان به در كرد. نوع برخورد اين سايت با منتقدين مستقلي كه البته همگي شان از حاميان اصول انقلاب و دولت نهم بودهاند ـ نيز در نوع خود بينظير است.
امثال دكتر افروغ، دكتر خوشچهره، دكتر حسن سبحاني و هر شخص ديگري كه به دولت نهم، انتقاد داشته باشد و يا رقيب سياسي، احمدينژاد پيشبيني گردد، بايد به سرعت تخريب گردد، بدون آنكه به سابقه او نگريسته شود. همين گونه است كه بسياري از اساتيد و نخبگان عرصه عدالتخواهي كه 16 سال عليه جريان ليبرال سرمايهداري مبارزه كرده بودند، در اين سايت مورد هجمه قرار ميگيرند و به هر كدام انگ و برچسبي زده ميشود. عملكرد اين حاميان جوان و افراطي دولت نهم و غرور و تنگنظريشان به جايي رسيد كه حتي در انتخابات شوراهاي شهر سوم، مهندس مهدي چمران نيز بايد از فهرست عدالتخواهان و حاميان دولت كنار گذاشته ميشد و البته اين چنين شد و نتيجه انتخابات نشان داد كه اين دوستان، با عملكرد انحصارطلبانه خويش، چگونه دولت نهم را با مشكل مواجه ساختند. نگارنده معتقد است اگرچه دوستان سايت رجا و ساير رسانههاي منتسب به اين جريان خود را حامي
اما آنچه رجانيوز را از دايره سايتهاي منصف و عدالتگرا خارج ميكند، به نوع نگاه افراطي اين سايت به دولت نهم و عليالخصوص شخص رئيسجمهور محترم باز ميگردد. در نگاه «رجانيوز» احمدينژاد، كاشف و مبدع «عدالت وعدالتخواهي» است! و تعريف و معيار عدالت و اصول بايد با احمدينژاد محك بخورد.
دولت ميدانند، اما عملكرد آنها در مجموع به ضرر دولت محترم بوده و باعث شده است بسياري از مردم، دانشجويان و نخبگان از حلقه طرفداران دولت كنارهگيري كنند.
در اين سايت محترم، احترام و اهميت افراد و كارشناسان به نظرشان درخصوص دولت و شخص احمدينژاد بستگي دارد، هر مسئولي كه از دولت تعريف كند، با احترام با او برخورد ميشود، حال او ميخواهد سيدمحمد خاتمي باشد يا سيد محمود شاهرودي يا ... و هر كس انتقادي از دولت نمايد بايد تخريب شود و ... و جالب آنكه بااين نگاه برخي افراد و مسئولين يك روز مورد احتراماند و دو روز ديگر بواسطه انتقادشان از دولت تخريب ميشوند و اين بازي بارها ادامه مي يابد... چرا كه اين جا اشخاص، محور حق شدهاند و حق مهجور مانده...
ب) سايت بازتاب: اما درست در آن سوي سكه رجانيوز، سايت بازتاب قرار دارد، بازتاب البته قدمت و قوام بيشتري دارد و سابقهاي بيش از 5 يا 6 سال. همين قدمت و تاريخچه است كه نگارنده را از اين همه سياستبازي و چرخش در مواضع متحير كرده است! بازتاب در سال هاي ابتدايي با منشي عدالتخواهانه و با اخباري از پشت پرده مفاسد اقتصادي و ... به سرعت در بين جوانان مخاطب يافت. در سال هاي ابتدايي به سختي ميتوانستي از مقاصد پشت پرده شكلگيري اين سايت آگاهييابي. اكثر مواضع اصولي، انقلابي و عدالتخواهانه بود و رويكردي انتقادي و جذاب داشت اما به مرور و عليالخصوص پس از آغاز رياست جمهوري محمود احمدينژاد، مقاصد سياسي اين «عدالتخواهان مصلحتي»(!) نيز آشكار شد. پس از انتخاب احمدينژاد و حماسه سوم تير، سايت بازتاب ابتدا رويكرد «حمايت منتقدانه» را برگزيد، اما پس از چندي با چرخشي آشكار و با تلفيق تخريب و انتقاد، دولت نهم را مورد هجمه قرار داد و جالب آنكه اين نگرش مصلحتگرا و سياستباز تا آنجا ادامه يافت كه، نقاط قوت دولت نهم نيز كه مورد حمايت جدي رهبر انقلاب نيز واقع شدهاند، در معرض هجمههاي فراوان اين سايت قرار گرفت. مسائلي همچون رويكرد تهاجمي و انقلابي دولت نهم در سياست خارجه، مواضع انقلابي دولت در حفظ حقوق هستهاي، رويكرد مثبت دولت در اتحاد با كشورهاي مستقل و مبارز آمريكاي لاتين در راستاي تشكيل جبهه مقاومت جهاني و حتي سفرهاي استاني دولت نهم براي رفع محروميت از نقاط محروم كه همگي مورد حمايت رهبر انقلاب بوده است، مورد هجمه سايت بازتاب واقع شده است و اين سايت حتي در مواردي به استهزاء اقدامات انقلابي و عدالتخواهانه دولت و رئيسجمهور محترم پرداخته است.
اگرچه نگارنده معتقد است، نقد دولتها و عليالخصوص نقد دولت نهم، كه پرچم و شعار عدالت را برافراشته است بر همگان واجب است و بهترين هديه به دولت همين انتقادها وتذكر نقاط ضعف است اما متاسفانه نوع انتقادات
پس از انتخاب احمدينژاد و حماسه سوم تير، سايت بازتاب ابتدا رويكرد «حمايت منتقدانه» را برگزيد، اما پس از چندي با چرخشي آشكار و با تلفيق تخريب و انتقاد، دولت نهم را مورد هجمه قرار داد و جالب آنكه اين نگرش مصلحتگرا و سياستباز تا آنجا ادامه يافت كه، نقاط قوت دولت نهم نيز كه مورد حمايت جدي رهبر انقلاب نيز واقع شدهاند، در معرض هجمههاي فراوان اين سايت قرار گرفت
سايت بازتاب نشان ميدهد كه عزيزان پشت صحنه اين سايت، با اغراضي سياسي به اين انتقادات دست ميزنند و اين چنين است كه حتي نقاط قوت دولت از ديدگاه رهبري نيز، با هجمههاي سايت بازتاب مواجه ميشود. اين نوع نگاه تا آنجا ادامه مييابد كه ظاهرا «مخالفت با احمدينژاد» براي بازتابيها معيار و محور حق ميشود و اين بار هر كسي منتقد و يا مخالف احمدينژاد باشد، مورد احترام و مهم جلوه ميكند! براي ذكر مثالي از اين چرخشها بهتر است نوع مواضع سايت بازتاب را در سالهاي آغازين و حتي تا دوسال پيش نسبت به عملكرد دستگاه قضايي و مبارزه با مفاسد اقتصادي و نسبت به شخص آيتا...شاهرودي به ياد آورده و با مواضع امروزي آن مقايسه كنيم. نگارنده هنوز تيترهاي انتقادي و تند بازتاب را در خصوص ضعف دستگاه قضا درچند سال گذشته فراموش نكرده است: تيترهايي مانند «سانسور بيسابقه بيانات رهبر انقلاب در سيما» كه اشاره به عدم پخش سخنان انتقادي رهبر انقلاب در خصوص عملكرد دستگاه قضايي در ديدار با مسئولان اين قوه در هفته قوه قضائيه (سال گذشته) داشت و يا تيتر «افعيها در قوه قضائيه لانه كردهاند» كه به مصاحبه خانم آجرلو در خصوص ضعف دستگاه قضايي در مبارزه با فساداشاره داشت و دهها خبر و گزارش ديگر در اين خصوص كه همگي به انتقاد صريح از دستگاه قضايي، خصوصا در بحث مبارزه با فساد اقتصادي اختصاص داشت هنوز در حافطه ها مانده است، اما از آنجا كه «مصلحت» و «سياستبازي»، «عدالت» را ذبح ميكند، پس از سخنان انتقادي آيتا... شاهرودي نسبت به دولت نهم به يكباره ايشان محبوب سايت بازتاب ميشوند و گزارش هاي متعدد در مدح ايشان و ذم مخالفان و منتقدانشان رويكرد اصلي سايت بازتاب مي گردد.البته ظاهرا دوستان بازتابي پس از انتخابات شوراي شهر سوم براي انتخابات مجلس هشتم نيز خواب و خيالها ديدهاند كه بازي با 1+5 و 6+5 و مدح و ذم ائتلافهاي سياسي و ... كه اين روزها در اين سايت شاهد آن هستيم، نشان ميدهد كه دوستان پشت پرده اين سايت هم ميخواهند مزد سالها تلاش رسانهاي خود را از مردم و اصولگرايان بستانند!
اما نكته مهم و پاياني اينكه، مطالب ذكر شده در اين يادداشت قصد تخطئه و زير سئوال بردن همه عزيزان و دستاندركاران اين دو سايت را نداشته و همچنين قصد نفي همه مطالب ذكر شده دراين سايتها را نيز نداد.
چه بسا مطالب انتقادي بسيار به جا و دلسوزانه نسبت به دولت نهم كه در سايت بازتاب درج شده اند و چه بسا ذكر نقاط قوت دولت نهم و ذكر زواياي نهفته خادمين ملت در سايت رجا كه بسيار مفيد بوده است اما آنچه بدان انتقاد شد رويكرد و نگاه كلي و دخالت اغراض سياسي در نقدها و تمجيدهاست كه موجب شده است به مطالب مفيد اين سايتها نيز با ديدي ديگر نگريسته شود. اميدواريم از اين پس دوستان اصولگراي جوان ما در اين سايتها بيشتر به آرمانها و اصول انقلاب باينديشند تا اشخاص و گروههاي سياسي.