امروز جمعه 29 ارديبهشت 1391
Friday 18 May 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

"عدالتخانه" بررسی می کند:

نگاهی آسیب شناسانه به پدیده "مشاوران جوان"

مرجع : عدالتخانه 6 شهريور 1386 ساعت 2:05
مشاوران جوان، یکی از ابداعات دکتر احمدی نژاد نه دوران ریاست جمهوری که در دوران شهرداری تهران بوده است که البته در دولت نیز در سطح وسیع تری به اجرا در آمد. این سمت، و پافشاری بر جا افتادن آن در ساختار مدیریتی کشور با یک هدف ارزشمند دنبال می شد که بطور خلاصه، "شکستن حلقه بسته مدیران قدیمی و ایجاد نسل جدیدی از مدیران جوان با انگیزه و کارآمد" برای نظام بود. اما نکته مهم این است که آیا طراحی این جایگاه برای نیل به این هدف مقدس، درست بوده و آیا این راه کار توانسته است چنین هدف سترگی را محقق کند؟
نگاهی آسیب شناسانه به پدیده "مشاوران جوان"
عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
مجید عبدالهی

مشاوران جوان، یکی از ابداعات دکتر احمدی نژاد نه دوران ریاست جمهوری که در دوران شهرداری تهران بوده است که البته در دولت نیز در سطح وسیع تری به اجرا در آمد. این سمت، و پافشاری بر جا افتادن آن در ساختار مدیریتی کشور با یک هدف ارزشمند دنبال می شد که بطور خلاصه، "شکستن حلقه بسته مدیران قدیمی و ایجاد نسل جدیدی از مدیران جوان با انگیزه و کارآمد" برای نظام بود.
اما نکته مهم این است که آیا طراحی این جایگاه برای نیل به این هدف مقدس، درست بوده و آیا این راه کار توانسته است چنین هدف سترگی را محقق کند؟ به نظر می رسد پاسخ به این سوال منفی است و این نفی نیز تا حدودی به مشکلات ذاتی این راه کار و البته مقداری نیز به ضعف و انحراف در اجرای آن و مشکلات عارضی اش بر می گردد که به آنها اشاره خواهیم کرد:

نقایص ذاتی
1- رشد قارچی و اسراف بیت المال
هر نیروی انسانی در هر سطحی می بایست برای کسب مهارت های لازم برای جایگاه خود و ایفای درست نقش در آن جایگاه، آموزش های لازم را دیده و مهارت های مورد نیاز را فراگیرد. در طراحی جایگاه مشاوران جوان، هیچ مکانیزمی برای تربیت آنانی که قرار است این جایگاه را در اختیار بگیرند دیده نشده و منصوبین در یک چنین جایگاه مدیریتی بالایی، آن هم اگر به اهمیت و ضرورت آن پی ببرند دوره حداقل میان مدتی را باید صرف اطلاع یابی، مشاهده و احیانا فراگیری نمایند. این دوره فراگیری احتمالا با آزمون و خطاهایی از سوی کارآموز همراه است و حالا که این آزمون و خطا در رده های بالای مدیریتی و در تصمیم گیری های کلان سیاست گذاری و حتی مالی صورت می پذیرد، می تواند خسارت های فراوانی را به دنبال داشته باشد که البته در برخی از موارد داشته است.
2- رشد قارچی و مدیران پرتوقع و ناپخته
ایجاد شان و منزلت اعتباری و اعطای جایگاهی بالاتر از ظرفیت های یک فرد به صورت یک باره به وی، خود مانعی برای تربیت و اصلاح اوست. این ارتقاء بی معیار، مدیرانی را ایجاد خواهد کرد که نه تنها آموزش لازم را ندیده اند و مهارت های لازم را برای یک مدیریت صحیح و موثر نمی دانند، بلکه از فراگیری آن نیز ابا خواهند داشت. چرا که حالا آنها خود را بسیار فراتر از آن می دانند که گوش به آموزش هایی فرا دهند که زیر دستان آنها نیز آن را طی کرده و برای فراگیریش اکراه دارند.
3- رشد قارچی و نقض شایسته سالاری و عدالت اجتماعی
به راستی اعطای جایگاهی در حد مشاور وزیر و یا مشاور یک مدیر کل به جوانی که تا دیروز حتی یک ساعت سابقه فعالیت در آن نهاد یا سازمان را نداشته است، درحالی که بسیاری در همان نهادها و سازمان ها پس از سال ها تلاش و فعالیت صادقانه از ارتقاء محروم بوده اند، چه معنایی می تواند داشته باشد؟ آیا در این حالت نقض شایسته سالاری و عدالت اجتماعی یک شائبه است و یا یک واقعیت غیر قابل انکار؟ 

مشکلات عارضی
1- عدم وجود ساز و کار برای انتخاب اصلح
به طور قطع می توان گفت هیچ ساز و کار نظام مندی برای انتخاب آنانی که قرار است پست مهمی چون مشاور جوان یک وزارت خانه، نهاد و یا سازمان دولتی را بر عهده بگیرند، وجود ندارد. این انتخاب ها صرفا بر اطلاعات شخصی مسوول مربوطه و یا در نهایت رایزنی وی با افراد مورد اعتمادش بنا نهاده شده است. برای شفافیت بیشتر، اگر بخواهیم ملاک های انتخاب های شخص مبدع محترم این مقوله در دوران شهرداری تهران را برشماریم شامل موارد ذیل خواهد بود: 
                - شناخت فردی از اشخاص 
                - مشورت با مرتبطین قابل اعتماد 
                - عضویت و فعالیت در بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه های تهران
در حالی که شاید بسیاری از گزینه های اصلح برای تصدی این پست قابل فرض بودند که به هیچ وجه حائز هیچ کدام از شاخصه های فوق نبوده اند و به این ترتیب به راحتی این افراد کنار گذاشته می شدند. نتیجه منطقی این نقص فاحش، نقض شایسته سالاری و عدالت در انتخاب است.
2- تشدید مدیریت رابطه ای به جای مدیریت کارآمد و تحول گرا
به دلایل پیش گفته، عمده فعالیت هایی که توسط بخش گسترده ای از مشاورین جوان در حال انجام است، در سالم ترین حالت، برقراری روابطی برای اشخاص، مجموعه ها و موسسات خصوصی – و البته این بار نیز مثل همیشه، با ملاک ها و گرایش های خاصّ مورد نظر مجموعه دولت – در سازمان های مربوطه برای تسهیل امورات آنهاست. یعنی به تعبیر قدری تند و بی مهابا، اکثریت مشاورین جوان، امروز تبدیل به کارچاق کن های جدید و به تعبیر محترمانه تر روغن هایی برای نرم تر کردن چرخ های بروکراسی دولتی برای همفکران خویش شده اند. چرا که آنها اگر هم به دنبال فعالیت های تحول گرا در سازمان خود باشند، نه توانایی و مهارت لازم را برای آن دارند و نه اطلاع و شناخت کافی از بدنه و کلیت مجموعه ای که قرار است در آن تحول بیافرینند و بدین صورت است که ناگزیر برای اینکه لااقل "کاری" توسط آنها صورت گرفته باشد روی به امور سطحی و اقدامات رو بنایی از این دست می آورند.
3- پرداختن به امور سطحی و گریز از تحولات زیر بنایی
باز هم به دلیل شناخت ناکافی و عدم پختگی و توانایی فردی و گروهی، مشاوران جوان متاسفانه نوعا به امور سطحی به جای فعالیت های زیربنایی روی می آورند. زود بازده بودن، بیشتر به چشم آمدن، و نموداری و بیلانی تر بودن امور روبنایی نسبت به فعالیت های زیرساختی نیز از دیگر عوامل موثر در انحراف به سمت امور سطحی است.
4- عدم تعهد بلند مدت به کار و استفاده از سمت به عنوان پله ترقی
نوعا مشاوران جوان ایجاد نشده اند تا مشکلی از مشکلات مردم را حل کنند، بلکه مقامی تشریفاتی اند برای ورود عده ای جوان به بدنه مدیریتی کشور! به بیان دیگر یکی از پیش زمینه های فعالیت موثر کاری و خدمت رسانی به مردم که تعهد بلند مدت به کار است در بین مشاوران جوان دیده نمی شود.
عمدتا آنها آمده اند تا با پستی که می گیرند به جامعه مدیریتی کشور معرفی شوند و به احتمال قریب به یقین، متاسفانه همانند اکثر مدیریت های کشور، دجار تغییر و تحول شوند و چه بسا همانند مواردی که دیده ایم، امروز سمتی را عهده دار شوند. که ذاتا با سمت پیشین شان نه تنها متفاوت که متضاد باشد.
مجموعه مشکلات و مواردی که به آنها اشاره شد در صورت تداوم، می رود تا پدیده مشاوران جوان را نه تنها به عنوان یک مجرای مطمئن برای دستیابی به هدف ارزشمندی چون شکستن حلقه بسته مدیریتی کشور تبدیل نکند، بلکه آسیب های بزرگی چون ایجاد طبقه جدیدی از مدیران ناکار آمد، پر توقع و البته این بار جوان را به وجود آورد که خسارات فراوانی برای نظام به همراه خواهد داشت.
کد مطلب : 457
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-06-06 20:14

معلوم است شما بخيل هستيد و گر از مزاياي آن هم مي گفتيد .آدم اگر منصف باشد همه را مي گويد من هم انتفاداتي دارم و برخي از آن مشاوران را مي شناسم و واجد شرايط نميدانم .

1386-06-06 13:39

مشاوران جوان ، هنوز اميدي هست... «جوان حق را آسان مي پذيرد. راحت و صادقانه اعتراض مي كند، طبيعت اش مقابله با زورگويي و بي عدالتي است، بدون دغدغه و مصلحت انديشي كليشه اي طالب اصلاح است و ...» با علم به همين عبارات بود كه رئيس جمهور عزيزمان با اعتمادي مثال زدني به نسل جوان، براي نخستين بار سياست استفاده از جوانان در لايه هاي مختلف مديريتي از وزارت تا مشاوره را عملي كرد، حسن اعتمادي كه نتيجه اش در عملكرد خوب برخي وزراي كابينه به خوبي نمايان است. اما سوالي كه ذهن مرا به عنوان يك جوان نسل سوم انقلاب به خود مشغول كرده، خروجي و نوع فعاليت گروه مشاوران جوان رئيس جمهور در دو سال گذشته است. اينكه اين گروه چرا تا به حال رو در روي رسانه هاي خبري گزارشي از عملكرد 2 ساله اش ندارد، اينكه مي خواهد در پايان كار دولت نهم چه كارنامه اي از خود ارائه دهد؟ اينكه چرا بسياري ازمشاوران جوان وزرا، حتي نامشان نيز براي من نسل سومي ناآشناست، چه رسد به راه هاي دسترسي به او و مبادله افكار خود با او كه نماينده من در كابينه است! و اما چند نكته ... 1- با آنكه شخص رئيس جمهور حمايت هاي بي دريغي از اين گروه داشته، اما اين گروه با گذشت دو سال از عمر خود هنوز هيچ ساختار مشخص و اعلام شده اي ندارد يا لااقل ما نمي دانيم! كه اين يكي از بزرگترين ضعف هاي فعلي اين گروه به شمار مي آيد. از آنجا كه نفس تشكيل گروه مشاوران جوان بسيار ارزنده است، تدوين ساختار مشخص، اين گروه را در آينده از برخوردهاي سياسي مصون مي دارد، چه آنكه پس از اتمام دوران خدمتگزاري دولت نهم، با چه برخوردهايي روبرو شود و آيا اصلاً اميدي به ادامه حيات داشته باشد يا خير؟ 2- گروه مشاوران جوان نيازبه تدوين يك استراتژي مشخص دارد تا از حالا كه در ابتداي راه است طبق برنامه ريزي حركت كند تا در مرحله اول بتواند به ارائه گزارش عملكرد خود بپردازد و در مرحله دوم نيز به ارزيابي عملكرد اعضاي خود و بازتاب خروجي گروه بپردازد. همچنين برنامه ريزي اين فرصت را دراختيار آن گروه قرار مي دهد تا طبق زمانبندي مشخص به اهداف تعيين شده برسد. براي مثال يكي از اقدامات گروه مشاوران جوان طرح «بانك ايده» بود كه در جاي خود مي توانست تحولي شگرف در نظام مديريتي كشور ايجاد كند. گام هاي اوليه براي تاسيس بانك ايده و بخصوص بخش هاي مرتبط با فناوري ارتباطات، هزينه هاي بسياري را دربرداشت. انتظار طبيعي اين بود كه متناسب با اهميت موضوع بانك ايده و نيز متناسب با تلاش هاي به عمل آمده براي راه اندازي آن، خروجي مناسب و ملموسي براي بخش هاي تصميم ساز و تصميم گير دولتي توليد شود كه نشد! 3- ضعف اطلاع رساني همان طور كه در دولت وجود دارد گريبان اين گروه را نيز گرفته است، نسل سوم انقلاب متوقع است و خود را محق مي داند تا از آنچه در اين دو سال در آن مجموعه پويا و جوان گذشته، مطلع شود، مگر اينكه روحيه جوان و انگيزه پيدايش اين گروه در پيچ و خم هاي اداري و بوروكراسي و حضور در جلسات متعدد و متنوع بر باد رفته باشد!به نظر نگارنده شايد بهتر آن بود كه گروه مشاوران جوان نيز ميثاق نامه اي امضا مي كرد تا پاسخگوي عملكرد خود باشد؛ تا نه تنها در پايان دوره خدمتگزاري دولت نهم بلكه در دوره هاي بعد نيز براساس و مبناي آن، حضور جمعي جوان و خلاق در كابينه دولت جمهوري اسلامي ايران به عنوان عضوي موثر و كاربردي شناخته شده و تثبيت شود. نكته آخر آنكه نسل من، نسل كار و تلاش و خلاقيت است، و اگر قرار است حضور جدي و ملموس در كابينه و وزارتخانه ها با سكوت و مصلحت انديشي و كار ساعتي همراه شود، ترجيح بر آن است كه همان راه قديمي تلاش هاي فرد محور را ادامه دهد تا حضور در ساختار خسته كننده اداري... آن هم به نام جوان اما به كام ديگران... يادمان نرفته و نمي رود كه هدف، تسريع در امور، تحول در فعاليت ها و استفاده از استعداد نخبگان بود و نه تشكيل يك كار گروه صوري و تشريفاتي در گوشه اي از ساختمان يك وزارتخانه ... علي مرتضوي شريف التماس دعا

1386-06-06 13:44

سلام. بحث مشاوران جوان در اجرا دچار اشكالاتي است وانتقاداتي به آن وارد مي باشد . اما انتقاداتي كه نگارنده سطرهاي فوق به آن وارد كرده است انتقاداتي برون ساختاري است و مي رساند كه نويسنده از نزديك مسايل و مشكلات دستگاه هاي دولتي را لمس ننموده است. مسؤلان و كارمندان يك دستگاه دولتي به علت حل شدن در بروكراسي و سيستم هاي اداري اغلب از خلاقيت و نگاه محتوايي جامعي برخوردار نيستند و تزريق فكر جوان و انتقادي تازه فارغ التحصيل حتي اگر تجربه عملي در آن اداره نيز نداشته باشد مي تواند منشا تحول باشد. البته جاي ترديدي نيست كه متاسفانه هنوز ساز و كار مناسبي براي انتخاب اين افراد ايجاد نشده و روابط ملاك اصلي انتخاب اين سمت هاست اما حضور اين افراد در ادارات مختلف منشا بركات زيادي نيز بوده است و برگزاري جلساتي با خود اين افراد و شنيدن واقعيتها و نقد و بررسي فعاليتهاي آنها بهترين روش براي اصلاح اين حركت است. در مجموع از نويسنده مي خواهم كه در مواردي كه به عنوان نقايص ذاتي از آن نام برده اند به علت اينكه از تناقض دروني رنج مي برد تجديد نظر فرمايند . .( نويسنده را به ياد آوري داستان اسامه 19 ساله فرمانده انتصابي پيامبر در سپاهي كه بسياري از صحابه و شيوخ بزرگ صدر اسلام در آن عضويت داشتند و قرار بود به سمت رم حركت كند متذكر مي شوم.)

1386-06-06 14:20

آفرين بر مجيد عبداللهي و تحليل واقع نگرانه اش . مجيد جان كمي همي از خران و ماچه خران و غيره مي نوشتي پسر ! نادرنيا

12