امروز چهارشنبه 13 آذر 1387
Wednesday 3 December 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

با خطاب قرار دادن قوه قضائیه و حسین موسویان؛

دعوت عماد افروغ برای لغو حکم مدیر مسوول عدالتخانه

21 مهر 1387 ساعت 2:42
چه مي‌شود كه شاكي به ريشه نمي‌پردازد؟ چرا از عوامل اصلي و مقامات زيربط شكايت نمي‌كند؟ آيا نگران رسيدگي نكردن قوه قضائيه است؟ آيا در جرأت خود ترديد دارد؟ آيا از پيامدهاي اين كار نگران است؟ آيا با شكايت از مديرمسئول پايگاه «عدالتخانه»، قصد اطلاع‌رساني نسبت به علل ماجرا و اشاعه بيگناهي خود و كشاندن ماجرا به ريشه‌ها و عوامل اصلي را دارد؟
دعوت عماد افروغ برای لغو حکم مدیر مسوول عدالتخانه

دکتر عماد افروغ
سایت تابناک

آدمي حيران و مبهوت مي‌ماند. مقام يا مقاماتي، خبر از جاسوسي و ارتباط با بيگانه فردي مي‌دهند. پايگاهي ضمن بازتاب دادن اصل خبر، درباره كذب احتمالي اين خبر اظهار اميدواري و حتي عذرخواهي مشروط مي‌كند اما فرد مورد نظر به جاي شكايت از مقام يا مقامات، ضعيف‌كشي مي‌كند و مديرمسئول آن را به دادگاه فرا مي‌خواند و به نظر مي‌رسد قوه قضائيه نيز در اين ضعيف‌كشي مهر صحت زده است.

بعيد مي‌دانم مقامات زيربط قضائي دفاعيات مدیر مسوول «عدالتخانه» را شنيده باشند؛ اگر شنيده‌اند چرا پاي مقامات را به ميان نكشيده‌اند؟ اين مقامات بالاتر از علي(ع) كه نيستند. علي(ع) به راحتي فرا خوانده و به راحتي وارد محكمه مي‌شود.

به راستي، چرا شاكي در مقام شكايت، اصحاب قدرت در مقام برخورد، قوه قضائيه در پيگيري و ريشه‌يابي‌ها، به ندرت به ريشه‌ها و عوامل اصلي مي‌پردازند؟ آيا منش علي(ع) در چشم‌پوشي و گذشت از خطاهاي مردم و سخت گرفتن بر خطاهاي كوچك مسئولان و كارگزاران حكومتي نمي‌تواند براي ما عبرت‌آموز باشد؟ 

از كي ضعيف‌كشي در جامعه اسلامي و انقلابي ما باب شده است؟ علت يا علل اين ضعيف‌كشي‌ها و بي‌توجهي به ريشه‌ها و عوامل اصلي كاستي‌ها و نارسايي‌ها به كجا برمي‌گردد؟

به فرافكني‌ها و اغواها، به قانون، به ترس، يا به مصلحت و يا ...؟! قانون كه به اندازه كافي روشن و قاطع و برنده است و اما ترس؛ ترس از چه چيزي؟ از دست دادن مقام خود؟ از مقابله به مثل‌ها؟ از روبه‌رو شدن با اعوان و انصار افراد مرتبط و يا مصلحت‌انديشي‌هاي دروغين، جناحي و به اميد فضاسازي‌هاي سياسي براي دستيابي به پست و مقام يا ثروت

چه مي‌شود كه شاكي به ريشه نمي‌پردازد؟ چرا از عوامل اصلي و مقامات زيربط شكايت نمي‌كند؟ آيا نگران رسيدگي نكردن قوه قضائيه است؟ آيا در جرأت خود ترديد دارد؟ آيا از پيامدهاي اين كار نگران است؟ آيا با شكايت از مديرمسئول پايگاه «عدالتخانه»، قصد اطلاع‌رساني نسبت به علل ماجرا و اشاعه بيگناهي خود و كشاندن ماجرا به ريشه‌ها و عوامل اصلي را دارد؟
و مكنتي؟! و خدا نكند كه ريشه‌هاي ماجرا به فرافكني‌ها و فريب‌ها برگردد كه سرآغاز ماجرايي غمبار و جانكاه است.

و اما ماجراي مدیر مسوول «عدالتخانه»! 

چه مي‌شود كه شاكي به ريشه نمي‌پردازد؟ چرا از عوامل اصلي و مقامات زيربط شكايت نمي‌كند؟ آيا نگران رسيدگي نكردن قوه قضائيه است؟ آيا در جرأت خود ترديد دارد؟ آيا از پيامدهاي اين كار نگران است؟ آيا با شكايت از مديرمسئول پايگاه «عدالتخانه»، قصد اطلاع‌رساني نسبت به علل ماجرا و اشاعه بيگناهي خود و كشاندن ماجرا به ريشه‌ها و عوامل اصلي را دارد؟

به هر دليل كه اين شكايت شده باشد، بر همگان مشخص شده است كه نخست پاي مقامات اجرايي به ميان كشيده نشده است، دوم آن‌كه اين آقايان هيچ دفاعي از مدعيات خود و به دنبال آن مديرمسئول اين پايگاه نكرده و حسب قراين موجود، نخواهند كرد و سوم آن‌كه به اندازه كافي اطلاع‌رساني شده است.

توصيه مكرر اينجانب به آقاي موسويان اين بوده و هست كه با رخدادهاي پيش‌آمده روش و منش مصالحه را پيش گرفته و اگر دستش نمي‌رسد از عوامل اصلي شكايت كند، ضعيف‌كشي نكرده و از شكايت خود صرف‌نظر كند. به يقين، اين امر به اخلاق و منش و بزرگواري و گذشت نزديكتر است و كشور ما بيش از هر زمان ديگر به اخلاق و گذشت براي تلطيف فضاي سياست‌زده نيازمند است.

به طور قطع، اگر به ريشه‌ها و عوامل اصلي اين ماجرا توجه كنيم، اين حكم تنها از باب جايگاه بالاي قوه قضائيه در نظام جمهوري اسلامي قابل توجه است و يقين دارم در فرجام‌خواهي، قضيه به اين‌گونه باقي نخواهد ماند. اگر در اين ميان، به لحاظ قوانين جزايي كشور، خطايي متوجه مدیر مسوول «عدالتخانه» باشد، اين خطا در كنار خطاي عوامل اصلي قابل پذيرش و تحمل بوده و اعتبار دارد.

از سوي ديگر، همان گونه كه بارها در اوج اين مساله به عزيزان جنبش‌هاي دانشجويي از جمله جنبش عدالتخواه عرض كرده‌ام، در اين گونه موارد بايد با دقت و هشياري بيشتري عمل كنند. نخست اين‌كه وارد بازي‌هاي مصداقي سياسي نشوند و دوم آن‌كه چشمشان تنها متوجه احكام قضائي صادره به رغم همه كاستي‌ها و محدودنگري‌هايش باشد و اگر در اين بين، ضعف يا كوتاهي مي‌بينند، با تحليل‌هاي مفهومي و ريشه‌يابي‌هاي خود به مقابله با اين ضعف‌ها و كاستي‌ها بپردازند.

به اميد نشر و گسترش هرچه بيشتر حقيقت‌گرايي و توجه به ريشه‌هاي اصلي، شجاعت، صداقت، حفظ حرمت و آبروي مؤمن، اخلاق و گذشت و تيزهوشي و هشياري در جامعه اسلامي. 

.

کد مطلب : 2441
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-07-24 09:27

در خصوص دوستي كه از تنهايي احمدي نژاد! گله كرده بايد عرض كرد كه اي كاش به جاي تداوم اين سياست بازي ها و جناح گرايي ها كمي هم به فكر مدير اين سايت باشيد كه قرار حبس بكشد و شلاق بخورد. مظلوم مدير عدلروم است و نه احمدي نژاد! اين دانشجويان عدالتخواه بيچاره هستند كه با نقل سخنان احمدي نژاد بايد شلاق بخورند. با اين حال مظلوم كيست؟ كيه كه به فرياد اين نگون بختها برسه؟ احمدي نژاد كجاست كه فرياد حمايت از اينها سر بده؟ ايشون قرار بود كه شهر به شهر و كوچه به كوچه بره فرياد بزنه و خاينان به منافع ملت ايران را رسوا كنه! پس چي شد؟ الان يك روزنامه نگار به خاطر حمايت از منافع ملت و رسوا كردن يك خاين قراره شلاق بخوره. حالا آنهايي كه شما دم ازشان ميزنيد كجايند كه از اين فرد حمايت كنند؟! بازهم گلي به جمال امثال افروغ كه آمدند و حمايت ميكنند.

1387-07-23 23:42

آقاي افروغ چرا از آب گل آلود ماهي ميگيري؟ چرا آب به آسياب دشمن ميريزي؟ چرا از مجرم به شاكي تعبير كرده و از شاكي حمايت مي كني؟ چرا از اصل به حاشيه ميروي؟ چرا؟!... كاش احمدي نژاد اينقدر تنها نبود ...

1387-07-23 04:07

جناب( daneshm_andejavan@gmail ), جنابعالي يا محمد هاشمي هستيد و يا رضا خاتمي و يا ابطحي و يا شخصي از نزديكان اين دو گروه , كه با استفاده از كلك هاي صهيونيستي, اقدام به ماهي گرفتن از آب گل آلود كرده ايد.

1387-07-23 12:46

از نيت آقاي افروغ كه بگذريم اتفاقا پيشنهاد بدي هم نيست به شرط اينكه محاكمه وزير اطلاعات علني باشد و همگان بتوانند دفاعيات را بشنوند و مداركي كه ارايه ميشود را ببينند . اگر بيست سال پيش موسويان اين جرم را مرتكب ميشد حكمش اعدام بود ولي متاسفانه روز بروز شعله انقلاب ضعيفتر ميشود و سكوت و تسامح ما در برابر افتضاحات قوه قضاييه در روزهاي اخير نشانگر اين واقعيت است

1387-07-23 07:52

به رغم همه كاستي هاي قوه قضاييه بايد اصل تفكيك قوا را پاس داشت.هنوز قتلهاي زنجير ه اي پيش چشممان رژه مي رود كه چگونه بريدند و دوختند وچه آبرويي از نظام بردند.به علاوه چرا مدعيان اصلي هيچ دفاعي از تفرشي نمي كنند.چرا انها نيز حداقل در حد شما قوه قضاييه را زير سوال نمي برند.شما اگر سندي محكمه پسند داريد چرا رو نمي كنيد.درغير اين صورت توصيه حقير به شما برادر بزرگوار اين است كه اولا با آبروي مردم بازي نكنيد.ثانيا براي خود جهنم نذري نخريد.در ضمن فراموش نكنيد كه اين عزيزان تاكنون تاوان زيادي بابت حق طلبي هاي خود پس داده اند.اكر قدر انها را نمي دانيم حداقل نمك به زخم انها نپاشيم.

12