فرازهايي از نيايش امام حسين عليه السلام در صحراي عرفات |
| مرجع : وبلاگ کوکب هدایت |
29 آذر 1386 ساعت 10:11 |
روز عرفه یکی ازبرترین عیدها برای بندگان است هرچند به عنوان روز عید معروف نیست. زیرا گفته شدکه این روز روز فرخند ای است که خداوند بندگان را به ستایش وثنا گویی خود فرا خوانده وبه آن ها نوید جود وبخشش عمومی وبرآوردن وعده ها و آمرزش گناهان و پنهان داشتن عیوب و برطرف ساختن ناراحتی ها داده و به روی آورندگان به خود اذن ورود و به روی برگردانندگان اجازه درخواست داده است
فضیلت روز عرفه به صورت اجمال:
روز عرفه یکی ازبرترین عیدها برای بندگان است هرچند به عنوان روز عید معروف نیست. زیرا گفته شدکه این روز روز فرخند ای است که خداوند بندگان را به ستایش وثنا گویی خود فرا خوانده وبه آن ها نوید جود وبخشش عمومی وبرآوردن وعده ها و آمرزش گناهان و پنهان داشتن عیوب و برطرف ساختن ناراحتی ها داده و به روی آورندگان به خود اذن ورود و به روی برگردانندگان اجازه درخواست داده است و نیز گذشت که هر زمانی که خداوند آن را برای مناجات با خود و بخشش مواهب و پاداش های خود برگزیده باشد، شایسته است که عظمت ارزش آن شناخته شود و هر اندازه که بنده توان دارد به ستایش و سپاس گزاری از خداوند بپردازد .
فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه
امام صادق علیه السلام فرمود :
خداوند تبارک وتعالی پیش از اهل عرفات برای زائران امام حسین علیه السلام تجلی نموده وحوائج آنها را برآورده وگناهانشان را می آمرزد ودر مورد خواسته هایشان شفاعت می کند ،آن گاه به سراغ اهل عرفات میرود و این عنایت را به آنها می کند.
فراز هایی از دعای شریف عرفه ي امام حسین علیه السلام:
«اِلهي حققنِي بِحقايٍق اَهلِ القُربِ وَ اسْلُكْ بي مَسْلَكَ اَهلِ الَجذْبِ»
خداوندا ! وجودم را با حقايق اهل تقرب مزين فرما و روش اهل گرايش به سويت را به من بياموز.
آنان كه به درگاه تو تقرب جستند و در اين جستجو به مراد خود نائل آمدند ثابت ترين حقايق براي آنان كشف شده و از نوسانات اضطراب آور شك و ترديد رهايي يافته، به آرامش يقين رسيدند، آنان با وصول به يقين به سوي تو جذب شدند.
البته ما موجودات انساني كوچكتر از آن هستيم كه با وجود دبوبي خداوند اتحادي پيدا كنيم، چنين تصوري امكان ناپذير است يعني هرگز واقعيت نخواهد داشت اما ميدانيم كه انسانها در نتيجه توجهات صحيح و كوششها و مجاهدتهاي عالي در دوران زندگي ميتوانند عظمت روحي خود را دريابند، اين عظمت روحي آن چنان است كه ميتوان آن را به عنوان نور خداوندي معرفي نمود. انجذاب به سوي خداوند تخلق به اخلاق اوست.
در آن هنگام كه انسان به سوي بي نهايت جذب ميشود، كاملا درمييابد كه وجودضعيف و ناچيزش عظمتي به خود گرفته است كه اين الفاظ معمولي قدرت ارائه آنرا ندارد، لذتي بالاتر از اين حالت جذبه وجود ندارد.
«الهي اَغْنِني بِتَدبيرِكَ عَنْ تَدبيري وَ بِاختيارِكَ عِن اِختياري»
خداوندا! با تدبير خود از تدبيرهاي ناقصم بي نيازم فرما و از اختيار خود بهرهمندم ساز.
مقداري از حقايق نسبي را با عقول و مشاعر خود درك ميكنيم ولي تدبير نهايي امور هيچ گاه براي ما دست نميدهد. به همين جهت هميشه تدبيرهاي ما ناقص(است) و ارادههاي ما كامل اگر در اين حالت تسليم شگفت انگيز كوچكترين مسامحهاي روا بداريم، به حيرت و اضطرار مبتلا خواهيم گشت و اگر اين تسليم را نديده بگيريم به ورطهي احساس استقلال سقوط خواهيم كرد.
پس بايد در اين مورد تأمل بيشتري نمائيم و ببينيم خداوند بي چون در امور ما چه مقدار دخالت دارد ؟ جاي ترديد نيست كه عوامل قاهره و علل پيروز از هر سو ما را احاطه نموده است، درون و برون ما پرواز شرايط و مقتضياتي است كه استقلال تفكرات و تدبيرهاي ما را منتفي ميسازد.مانند اين است كه :
پر كاهـم در مــــصاف تند باد خود ندانم در كجا خواهم فتاد
پيش چوگانهاي حكم كن فكان ميــدويــم انــدر مكــان و لـامكان
ولي در همين سيستم هماهنگ موجودات جهان طبيعت كه ما موجودات انساني هم يكي از تشكيل دهندگان آن ميباشيم، اختيار و كوشش و فعاليت ما نيز پيش بيني شده است، اين مائيم كه در سيستم قابل انعطاف طبيعت واحدهاي مربوط را ايجاد ميكنيم. اين مائيم كه در پهنهي بيكران طبيعت موجهاي كوچكي كه همگي در تشكّل كل، دخالت دارند، به وجود ميآوريم. پس معناي اين كه خداوند ما را با تدبير خود از تدبير نمودن بي نياز فرمايد، چنين ميشود كه عوامل فعاليت ما را كه از آن جمله تدبير و اختيار است، تنظيم فرمايد، و ما بتوانيم از اين عوامل حداكثر بهرهبرداري را بنماييم نه اينكه ما هيچگونه تدبير و اختياري نداشته باشيم.
«عَمِيتْ عَين لاتَراکَ عَلَيها رَقيباً»
کور است آن چشم که نظارت تو را بر خود درک نمی کند. از بامدادان تا شبگیر ظلمانی دیدگانم بر این صحنه بی کران طبیعت باز است.اشکال والوان را می بینم، کوچک وبزرگ و حرکات و سکنات و زشت و زیباها را نظاره می کنم.
همه چیز را می بینم و این نظاره را با تمام جرئت بینایی می نمایم، خداوندا! آیا حقیقتا دیدگان من باز است و می بینم؟ اگر دیدگان من باز است چرا نظارت تو را از همین بود و نمودها که بر دیدگانم می تابد مشاهده نمی کنم؟ پس چرا آن گاه که احاطه وجودی تو را بر تمام موجودات به یاد می آورم پلک های چشم های برونی ودرونی ام روی هم می افتد و شبپره وار خورشید فروزان را نادیده می گیرم؟ اما وقتی درست می نگرم و می اندیشم می بینم:
قافیه اندیشم و دلدار من گویدم مندیش جز دیدار من
ای روشنی بخش دیده ها ! دست عنایتی فرود آر و با مهر خداوندیت نوری فرا راه این چشمان خیره بیفشان تا نظارت تو را بر تمام کائنات و اشراق نور تو را بر دیدگانم درک کنم.
«و بجَنابِكَ اَنْتَسِبَ فَلا تُبْعِدني ،وِ ببابِكَ اَقِفُ فَلا تَطرُدني»
خداوندا به تو منسوبم، مرا از خود دور مگردان و به درگاهت ايستادهام، طردم مفرما!
پاك پروردگارا! مهربان خداوندا! من به تو منسوبم، از بارگاهت دورم مفرما، اگر چه قطره پشيزي در اقيانوس بي كران جهان هستي باشم، اما بالاخره آن دره بي مقدارم كه به آفتاب فروزان وجود تو منسوبم.و به همين جهت به تمام موجودات جهان هستي مي بالم، زيرا كه قطره اي درآن اقيانوسم، كه از تو و به سوي توست.و آن ذره بي مقدارم كه در فضاي بيكران، به هواي مهر درخشان سرمديت در جنبش و حركتم.
آفتاب مهرت ار بر ذره تابيدن بگيرد ذره بر رقص آيد و بر چرخ باليدن بگيرد
پروردگارا! در امتداد زدكاني، به طمع وصول به مقصد راههاي پيموده و هزاران درها زدهام، ولي هيچ گونه صداي آرامش بخشي به گوشم نرسيده است. هر دري كه ميزدم جوابي نميشنيدم، گمان ميكردم اگر در ديگري را بزنم به منزلگه مقصود راه خواهم يافت ولي هر دري كه به رويم باز شد در مقابل خود بيابان هولناكي ديدم و جنگل سحر آميزي. تا آنگاه كه در بارگاه تو را زدم. ديگر از اين ور به سوي ديگر رهسپار نخواهم گشت.اينجا مقصد نهايي من است و تمام راههاي حق و حقيقت به اين بارگاه ميپيوندد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع:
۱- اقبال الاعمال از سيدبن طاووس
۲- نيايش امام حسين عليه السلام در صحراي عرفات از علامه محمد تقي جعفري
کد مطلب : 1046