امروز پنجشنبه 20 بهمن 1390
Thursday 9 February 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

يادداشت دريافتي؛

چند سوال درباره مقاله "حمايت IMF" و واكنش‌ها به آن

18 اسفند 1388 ساعت 21:40
همان طور که آقای مهدیان اشاره کردند مسلما نمی توان منکر نقش استعماری بانک تجارت جهانی و صندوق بین المللی پول بود و در کتاب "جنایتکاران اقتصادی" نیز به آن کاملا اشاره شده است، اما از طرف دیگر می باید به نقش و نفوذ این ارگانها در شرائط کنونی نیز بیشتر به بحث گذاشته شود تا بتوان به راه حل مناسب دست یافت. به همین دلیل امید است با طرح سوالات زیر به پیشبرد بحث کمک شود.
چند سوال درباره مقاله "حمايت IMF" و واكنش‌ها به آن
اشاره: پيروي نقد سايت رجانيوز به يادداشت اخير "محسن مهديان" و پاسخ وي به نقد مورد اشاره، يكي از خوانندگان عدالتخانه با ارسال يادداشتي در اين خصوص ابراز عقيده كرده است كه از در ادامه مي‌آيد.

بحثی که بین آقای "مهدیان" و "تهرانی" شروع شده بنا به اهمیت موضوع نیاز به بررسی دقیق تری دارد. مهمترین نقطه ضعف مقاله، همان طور که دوستان دیگر هم اشاره کرده اند مقایسه دو مورد مختلف با یکدیگر است. حمایت "مدونا" از "سبز"ها را نمی توان با مسئله پیچیده و بغرنج اقتصادی در کفه یک ترازو قرار داد و نتیجه گیری کرد.
مسلما هر دو آنها می توانند بخشی مهمی از اهداف امپریالیسم را با شیوه متفاوت در راه مقاصد آنها مشخص کنند، اما مسلما کنار گذاشتن این دو پدیده کار علمی نیست.

همان طور که آقای مهدیان اشاره کردند مسلما نمی توان منکر نقش استعماری بانک تجارت جهانی و صندوق بین المللی پول بود و در کتاب "جنایتکاران اقتصادی" نیز به آن کاملا اشاره شده است، اما از طرف دیگر می باید به نقش و نفوذ این ارگانها در شرائط کنونی نیز بیشتر به بحث گذاشته شود تا بتوان به راه حل مناسب دست یافت. به همین دلیل امید است با طرح سوالات زیر به پیشبرد بحث کمک شود.

1- در شرایط کنونی جهان و واقعیتی که ارگان های بین المللی اینچنینی وجود دارند، راه حل چیست؟

2- آیا باید از آنها کناره‌گیری کرد تا همچنان به شیوه استعماری خود ادامه دهند؟ یا باید سعی کرد با شرکت آگاهانه در این مجامع از امکانات موجود و غیر قابل کتمان به نحو مطلوب و در جهت اهداف عدالتخواهانه استفاده کرد، یا به عبارت دیگر در جهت تغییر توازن قوا قدم برداشت؟

3- آیا باید نگران بود که دوباره کشورها و از جمله ایران به همان شیوه مرسوم و افشا شده هنوز "فریب" بخورد و آنها به زور به ایران وام داده و کشور را مقروض کنند؟ و یا در صدد این بود که نیروهای انقلابی و آگاه بتوانند وارد میدان مبارزه شوند؟

4- آیا شیوه و عملکرد این ارگانها موفق بوده؟ اگر نه نقش نیروهای انقلابی و عدالتخواه کشورهای مختلف چه بوده است؟ به عبارت دیگر آیا می توان این بعد را نیز در نظر گرفت که آنها نیز به نوعی استیصال رسیده اند و شاید به دنبال راه حلی متفاوت می گردند و به همین دلیل از برخی سیاست های اقتصادی دولت دهم حمایت می کنند. ( در مقاله آقای مهدیان نیز اشاره شده است که "برخی" از سیاستها، که باید دقیق‌تر گفته شود کدام قسمت مورد توجه صندوق بین المللی پول است.)

5- از سوی دیگر، اگر شیوه عملکرد این ارگانها همچنان با موفقیت پیش می رود، آیا کناره گیری از آنها برای ایران جایز است؟ به چه دلیل؟ آیا باید همچنان میدان عرصه تاخت و تاز را برای آنها خالی گذاشت یا آنها را مجبور به قبول کشورهایی نظیر ایران با تفکری متفاوت کرد؟

نتیجتا به نظر می رسد نقاط ضعف موجود در مقاله آقای مهدیان این است که برخوردی بیشتر لغوی شده تا پرداختن واقع بینانه‌تری نسبت به اوضاع و شرايط موجود در جهان تا بتوان در راه پیشبرد حل مسئله بغرنج اقتصادی در ایران قدمی برداشته شود.
نگاهی به مقالات گذشته ایشان نیز حاکی از این است که آقای مهدیان تا آنجا که به بخش "فرهنگ فکری" که یکی از ابزارهای مهم دیگر امپریالیسم است می شود موضوع را دقیق‌تر باز می کنند، اما وقتی به بحث جنبه اقتصادی یا به قول خودشان ابزار دیگر استعمار پرداخته می شود، بحث مخدوش شده است. به این مفهوم که مسلما نمی توان منکر عواقب خصوصی‌سازی‌ها و بازار آزاد بود و انتقاد به آن شیوه، حتی دیگر در بین موافقین این شیوه اقتصادی با شدت و ضعف وجود دارد. اما باز در این قسمت نیز جای راه‌حل خالی است که نیاز به بحث دقیق‌تر دارد تا پیوندی بین تاثیر "فرهنگ فکری" متفاوت در راه "توسعه" و "رشد اقتصادی" را نیز مشخص کرد. شاید با مسلح شدن به این سلاح و یافتن فرمول مناسب دیگر نگران کلمات و واژه ها نبود و بیشتر به محتوی پرداخت.

از طرف دیگر، سایت آقای توکلی نیز که بنظر می رسد همواره به دنبال استقبال بی‌چون و چرا از انتقاد نسبت به دولت دهم است، همان شیوه را دنبال می کند تا جائی که مقاله را سانسور کرده و به "بحث" می گذارد. به نظر می رسد ایشان همچنان به دنبال "محبوب‌القلوب" بودن هستند که این شیوه نه انقلابی است و نه عدالتخواهانه. امید است با همکاری دوستان این بحث مهم و اساسی برای حصول نتیجه بهتر پیش برده شود.
م.ن
انتهاي پيام/.
کد مطلب : 3035
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :