عضو کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه، در هفتههاي اخير سير و سفري تاريخي را آغاز کرده و سخنرانيهاي افشاگرانه مهمي در مجامع دانشجويي برخي شهرها، از جمله تبريز و همدان و شيراز و اصفهان، ايراد نموده است. فيلم سخنراني او در تالار دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه شيراز را ديدم. صادقانه سخن ميگفت و آگاهانه نوعي از شهادت يا «انتحار» را برگزيده بود. راهي را آغاز کرده که ميتواند سرآغاز حرکتي بزرگ باشد.
سخنان وی در جمع دانشجويان همدان (شنبه، 14 ارديبهشت 1387)، شهري که
مرتضي قهرماني، دبير «جبهه پيروان خط امام» و دبير «حزب مؤتلفه اسلامي» استان همدان، گفت: «امثال دکتر عباس پاليزار ميخواهند پر و بال مقام معظم رهبري را بزنند تا نظام جمهوري اسلامي از بين برود.»
قريب به دو دهه در چنبره اقتدار بلامنازع کانون و خانواده و فرد معيني بوده است[3،2،1]، بازتاب گسترده يافت. اين سخنراني منجر به تعطيل فعاليت جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان شد [
4] و مرتضي قهرماني، دبير «جبهه پيروان خط امام» و دبير «حزب مؤتلفه اسلامي» استان همدان، گفت: «امثال دکتر عباس پاليزار ميخواهند
پر و بال مقام معظم رهبري را بزنند تا نظام جمهوري اسلامي از بين برود.» [
5]
من پيشتر درباره برخي موارد عمده مندرج در گزارش کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه و سخنان دکتر پاليزار سخن گفته بودم؛ يکي «
مافياي سنگ ايران» است [
6] و ديگري ماجراي
واگذاري انحصار قلعوقمع قريب به سه هزار کيلومتر مربع از جنگلهاي هيرکاني شمال ايران به پسر رئيس وقت قوه قضائيه و تبديل آن به کاغذ. [
7] معهذا، در هر دو مورد «جسارت» بيان نام افراد فوق را نداشتم. شادم که اينک فردي باشهامت پديد شد که «پيشگام» و «صف شکن» شود. اميد
بدون مقابله با کانونهاي مافيايي، جنبش عدالتخواهي حرکتي است «مهار شده» و «بي خطر» که چند صباحي دانشجويان و جوانان دلبسته به آرمانهاي انقلاب را سرگرم ميکند تا موج کنوني از سر بگذرد!
که تکاپوي کانونهاي مافيايي در سه حوزه مهم نفت و گاز [
8]، مواد مخدر [
9] و قاچاق آثار باستاني [
10] نيز مورد توجه جدّي جنبش عدالتخواهي قرار گيرد.
بدون افشا و مبارزه با شبکههاي مافيايي شکل گرفته در دو دهه اخير، جنبش عدالتخواهي شير بي يال و دم و اشکمي است که کانونهاي فاسد زراندوز خواستار آناند. بدون مقابله با کانونهاي مافيايي، جنبش عدالتخواهي حرکتي است «مهار شده» و «بي خطر» که چند صباحي دانشجويان و جوانان دلبسته به آرمانهاي انقلاب را سرگرم ميکند تا موج کنوني از سر بگذرد! براي مهار اين جنبش و جلوگيري از ورود آن به «
عرصههاي ممنوعه» قطعاً تاکنون عوامل خود را به درون آن وارد کردهاند. جنبشي فاقد استراتژي روشن و شناخت اولويتها، که به دنبال موجهاي جنجالي، ولي مقطعي و زودگذر، و سرابهاي بيحاصل به هر سو کشيده شود، قطعاً محکوم به شکست است.
برخلاف گفته مدعيان همداني،
ارتقاء جنبش عدالتخواهي
ارتقاء جنبش عدالتخواهي به مرحله مقابله صريح و بي مجامله با کانونهاي فاسد و زراندوز قدرت ضرورت رشد و اعتلاي انقلاب اسلامي و شرط بقا و تداوم نظام جمهوري اسلامي ايران است.
به مرحله مقابله صريح و بي مجامله با کانونهاي فاسد و زراندوز قدرت ضرورت رشد و اعتلاي انقلاب اسلامي و شرط بقا و تداوم نظام جمهوري اسلامي ايران است. اين جنبشي است ناگزير که
بايد بسيار زودتر از اين آغاز ميشد. دير آغاز شد ولي بهرروي آغاز شد. زماني آغاز شد که
دلسوختگان انقلاب و آرمانهاي خميني ديگر تاب شان به پايان رسيده بود.
اينک، «صاحبان انقلاب»، طبق تعريفي که رهبري به دست دادهاند، بر سر دو راهي سرنوشت سازي قرار دارند:
حفظ و تداوم «وضع موجود» (status quo)، که لاجرم به تبديل ايران به «
جمهوري اسلامي پاکستان دوّم» خواهد انجاميد، يا «
نوسازي جمهوري اسلامي». راهي جز انتخاب ميان اين دو گزينه نيست:
مماشات با فساد نهادينه شده و فاسدان قدرتمند به بهانه «مصلحت نظام» يا مبارزه براي ريشه کن کردن آن و تحقق ارزشهاي انقلاب و آرمانهاي امام خميني (ره). بهگفته شکسپير، «بودن يا نبودن؛ مسئله اين است.»
.