امروز چهارشنبه 13 آذر 1387
Wednesday 3 December 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

نقدي بر سندروم مستضعف گريزي در ايران؛

مرده باد مستضعفين و پا برهنگان انقلاب اسلامي

14 مرداد 1387 ساعت 13:46
شخصي كه خود را به عنوان سهامدار 36 شركت بورس معرفي كرده بود در حمايت از جابريان چنين نگاشته شده بود: "خودم شخصا بارها با افرادي مواجه شده ام كه نفرت خود را از سرمايه داري پنهان نكرده اند. معمولا اين جمله آنها اين بوده است كه از كجا آورده اي؟ و بعدها گفته اند هيچ برجي ساخته نمي شود مگر روي شانه مستضعفان يا هيچ حساب بانكي كار مي كند مگر با زحمت آدم هاي بيچاره."
مرده باد مستضعفين و پا برهنگان انقلاب اسلامي
سال ها پيش در جايي خوانده بودم كه تهران چهار راهي دارد كه چهارسوي آن به چهار كاخ ختم مي شود: كاخ رياست جمهوري، كاخ رياست قوه قضاييه، كاخ هيات دولت و كاخ مجمع تشخيص مصلحت نظام ساختمان قدس يعني همان كاخ مرمر.

از قضا اراك هم داراي خياباني است كه ساختمان نهادهاي انقلابي و حساس در آن قرار دارد. خيابان قائم مقام اراك در درون خود ساختمان هاي نهادها و ادارات انقلابي همچون سپاه پاسداران، اداره اطلاعات، هيات نظارت و كميته امداد و شوراي شهر را در خود جاي داده است. اين نهادها و ادارات همگي از جمله سازمان هايي هستند كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي پا به عرصه حيات گذاشتند تا بتوانند حافظ آرمان ها، ارزش ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي باشند. قطعا يكي از مهمترين و اصلي ترين آرمان ها و ارزش هاي انقلاب توجه جدي به اقشار مستضعف و محروم جامعه است. چنانچه حضرت امام (ره)بارها ضمن گوشزد به مسوولين در خصوص غافل نشدن از اين قشر زحمتكش و بي ياور بيان كرده بودند:

"خدا نياورد آن روزي را كه سياست ها و سياست مسوولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار شوند. معاذ الله كه اين با سيره و روش انبيا و امير المومنين و ائمه معصومين عليهم السلام ) سازگار نيست. اين حرمت و پاك روحانيت منزه از آن است... اين از افتخارات انقلاب و روحانيت است كه به حمايت از پا برهنگان برخاسته و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است".    (امام خميني 1366/5/6)

همه اين مقدمات را بيان كردم تا به اين نكته اشاره كنم كه در هياهو روزگار گاهي مواقع چنان با بي خيالي و بي تفاوتي از كنار برخ مسائل رد مي شويم كه در جايگاه يك شهروند و يا يك مسوول بارها شعار گونه بر طبل آن مي زنيم. از آن جمله در ابتداي خيابان قائم مقام دو سالي است كه كساني كه از آن مسير رفت و آمد مي كنند پيرمردي را ديده اند كه در اوايل با بدني سالم چند بسته دستمال كاغذي در يك دست مي گرفت و در دستي ديگر با لنگ حمام شيشه هاي ماشين ها را پاك مي كرد و به اين صورت لقمه نان حلالي هر چند بخور و نمير براي خانواده خود فراهم مي كرد. ولي چند ماهي است كه وي با ماشين تريلي 10 چرخ تصادف كرده است و از ناحيه كمر، چشم ها و دهان مورد آسيب جدي قرار گرفته است. بينايي يكي ازچشمانش را از دست داده و به دليل صدمه جدي مهره هاي كمر، به سختي قادر به راه رفتن مي باشد. دهانش نيز از سه ناحيه شكسته است كه با مساعدت مالي يكي از اقوامش توانسته عمل جراحي انجام دهد و اندكي بهبود يابد. راستش را بخواهید هر روز كه از منزل به قصد رفتن به سركار خارج مي شوم با چهره و اندام نحيف و معلول وي روبرو مي شوم و شب ها نيز كه گاها ساعت 24 شب مي خواهم به منزل مراجعت كنم كماكان وي را مشاهده مي كنم كه در ابتداي خيابان قائم مقام تا پاسي از نيمه شب با بدني معلول كه حتي قادر به روي پاي خود ايستادن نيست مشغول شيشه پاك كردن خودروها و كسب پول حلال برای 4 فرزند و همسرش مي باشد. همه ي اين اتفاقات در حالي روي مي دهد كه اين مسير از پر رفت و آمد ترين مسير هاي شهر اراك است و معمولا نيز كساني يا مسوولين از اين خيابان عبور مي منند كه در نهادهاي انقلابي همچون كميته امداد، سپاه، اطلاعات و شوراي شهر ... مشغول به كار هستند. وقتي از وي سوال مي كنم كه آيا در اين مدت كسي از مسوولين از شما جوياي احوال شده اند؟ با لبخندي تلخ و در عين حال تمسخر آميز سرش را به بالا حركت مي دهد يعني اينكه نه!

اين نه به معناي آن است كه جامعه متدينين و حزب الهي ما كم كم دارد نسبت به امور بي تفاوت مي شود؟

اين نه به معناي آن است كه مسوولين ما پا برهنگان و مستضعفين انقلاب را در آسياب سرمايه داري رها كرده اند؟

اين نه به معناي آن است كه مسوولين ما به درد بي دردي دچار شده اند و اين نه...

وقتي اين صحنه ها را مشاهده مي كنم در مقابل ياد تيتر چند روز پيش برخي رسانه ها مي افتم كه در ضمن مسابقه براي گرفتن مصاحبه با محمد جابريان مرد ۱۳۶۴ میلیارد توماني در گزارشات خود با چنان آب و تابي بيان كرده بودند كه وي چگونه توانسته سي در صد از سهام شركت فولاد خوزستان را در بورس تهران به مالكيت خويش در آورد؟

در يكي از اين ياداشت ها و گزارشات به نقل از شخصي كه خود را به عنوان سهامدار 36 شركت بورس معرفي كرده بود در حمايت از جابريان چنين نگاشته شده بود: "خودم شخصا بارها با افرادي مواجه شده ام كه نفرت خود را از سرمايه داري پنهان نكرده اند. معمولا اين جمله آنها اين بوده است كه از كجا آورده اي؟ و بعدها گفته اند هيچ برجي ساخته نمي شود مگر روي شانه مستضعفان يا هيچ حساب بانكي كار مي كند مگر با زحمت آدم هاي بيچاره." (شهروند امروز-شماره 54-پرويز گيلاني)

نكته جالب اين اينكه در انتهاي ياداشت وي علت پولدار شدن خود را اين گونه شرح و توصيف می كند: "خدا بيامرزد پدر مرحوم را، اگر روزي با خيامي بزرگ روبرو نمي شد و براي نگهداري از باغ گل زيباي او به خانه اش قدم نمي گذاشت سهامدار شركت ايران ناسيونال نمي شد... من هم به جايي نمي رسيدم كه سهامدار 36 شركت بورس باشم و خانه اي در زعفرانيه داشته باشم"(همان منبع)

از قديم گفته اند، آدم دروغگو(!) كم حافظه است. جناب سهامدار 36 شركت، خود معترفند كه با باز شدن پاي پدرشان به خانه از ما بهتران توانستند از فرش به عرش برسند بدون آنكه زحمتي به خود داده باشند.

حقيقتا قصه ي سرمايه دار شدن خيلي ها در كشور ما جزء با استفاده از رانت و فساد اقتصادي راه به جايي نمي برد!

همه ي اينها را كه در كنار هم قرار مي دهم از يك سو با قشر مستضعف و محرومي هر روز سرو كار دارم كه متاسفانه هيچ گونه تريبون و رسانه هاي در اختيار ندارد تا به بيان خواسته ها و نيازها و مطالبات خود بپردازد. از سويي ديگر نيز با قشر بسيار اندكي از سوي رسانه هاي كشور مواجه مي شوم كه سوار بر امواج صدا و سيما همه جا را به تسخير خود درآورده اند و انواع و اقسام رسانه هاي الكترونيكي، مكتوب، شنيداري را اشغال كرده اند.

در كشوري كه انقلابش بر شانه هاي مستضعين و محرومين شكل گرفته است كار به جايي رسيده است كه حتي يك رسانه هم در اختيار آنها قرار ندارد ولي از سويي ديگر قشري كه كمترين زحمت را براي انقلاب كشيده است با كمال وقاحت عرصه را بر روي اقشار ديگر جامعه تنگ مي كند و همچون كودكي لوس و پر، سهم و امكانات بقيه فرزندان خانواده را نيز طلب مي كند. از همه اينها جالبتر و تاسف بارتر زماني است كه مسوولين ما درهاي اتاقشان در هر ساعت شبانه روز بر روي عزيزان سرمايه دار باز است ولي هنگامي كه نوبت مستضعفين مي رسد به يكباره وقت ها فشرده مي شود و ديگر مجالي براي شنيدن سخنان اينان باقي نمي ماند: "اگر چه نگارنده معتقد است در نظام مطلوب اسلام همه ي اقشار بايد مورد توجه باشند (از جمله بازرگانان و سرمايه داران) ولي تقسيم امكانات و امتيازات جامعه و توجه مسوولين به اين اقشار بايد عادلانه باشد".

زماني در اين مملكت خدمت كردن به محرومين و مستضعفان از طريق كاركردن در دستگاه هاي همچون كميته امداد و بهزيستي افتخار بود ولي در برهه اي ديگر همچون لكه ننگي است كه هر كس سعي دارد به وزارتخانه هاي لوكس همچون نفت، صنايع و معادن رحل هجرت گزيند. روزگاري فقرا را با واژه هاي همچون مستضعفين مخاطب قرار مي دادند ولي با گذشت زمان واژه هاي نامانوسي همچون اقشارآسيب پذير پا به عرصه گذاشتند كه در ادامه آن حتي سياست هاي كه در حمايت از فقرا به كار برده مي شود را به سياست هاي گدا پروري قلمداد مي نمايند.

بهر حال در اين فضا مناسب ديديم همان طور كه رسانه هاي سرمايه داري براي به تصور كشيدن تحفه ي مطلوب خود سر و دست مي شكنند ما نيز در حد وسع خود مصاحبه اي با يكي از ميليون ها ياران مستضعف و محروم انقلاب اسلامي انجام دهيم. يكي از همين مستضعفيني كه با وجود درآمد روزانه 5 هزار تومان بايستي از يك طرف ماهيانه صد هزار تومان كرايه خانه بدهد و از سويي ديگر به فكر تامين لقمه ناني هر چند اندك براي زنده ماندن باشد و اينكه اصولا در خانه دختري بزرگ و دم بخت دارد وتهيه جهيزيه پيشكش!

به راستي كه اگر كمي سكوت كنيد و خوب گوش كنيد صداي له شدن استخوان مستضعفين را خواهيد شنيد. اين شما و اين گفت و گوي با پيرمردي كه تنها افتخارش بردن يك تكه لقمه نان حلال براي زن و بچه اش مي باشد!


اسمت چیه عمو؟

مشتاق صمدي- 50 ساله

اهل كجا هستي؟

روستاي انمارلوي شازند

چند تا فرزند داري ؟

چهار فرزند ، 2 دختر و 2 پسر

خانه داري؟

بله! در ميدان انقلاب مستاجر هستم

چقدر اجاره خانه مي دهي؟

100 هزار تومان كرايه ويك ميليون تومان پيش

از چه مدتي سر خيابان كار ي مي كني ؟

2 الي 3 ماه

قبلا به چه كاري مشغول بودي ؟

تا 3 - 2 سال پيش به كشاورزي مشغول بودم.

چقدر درآمد داري ؟

روزي 5 الي 6 هزار تومان

از چه ساعتي مشغول به كار مي شوي ؟

از 8 الي 9 صبح تا 12 شب مشغول كار هستم.

قبلا سر حال تر بودي ؟

با ماشين تصادف كردم!

چطور اين اتفاق افتاد؟

منتظر ماشين بودم كه برم خانه و ناگهان زير ماشين تريلر 10 چرخ رفتم.


اين اتفاق چه زماني افتاد؟

دو سال پیش!

راننده ماشين را گرفتند؟

بله - الان زندان است و 10 ميليون ديه برايش بريده اند ولي او پرداخت نمي كند!

ماشين مال چه كسي بود ؟

براي خود راننده بود.

چه آسيبي ديدی؟

دهانم از 3 جا شكست و كمرم آسيب جدي ديد و يك چشمم هم نا بينا شد.

براي عمل كمرت چه مقدار پول لازم است ؟

نمي دانم.

دهانت كه شكسته بود چه كار كردي ؟

عمل كردم و 50 هزار تومان از هزينه ي آن را خواهرزاده ام پرداخت كرد.


الان چه مشكلاتي داري ؟

درآمدم كافي نيست.

از مسوولان كسي به شما كمك مي كند ؟

نه هيچ كس!

كميته امداد به شما كمكي مي كند ؟

نه!

به كميته امداد رفتي ؟

دو تا سه دفعه رفتم ولي مي گويند ما به كساني كمك مي كنيم كه پا، دست و چشم ندارند!

براي مشكلي كه داري كسي كمكت مي كنه؟

نه هيچ كس كمكم نمي كند!


منبع: هفته نامه مجنون استان مرکزی
کد مطلب : 2171
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-05-15 12:40

روزگار عجيبي شده همه چيز برعكس و هر كسي كه بايد در جايگاه خودش باشه تو جاي ديگه قرار گرفته، وقتي همه چيز برعكس باشه دين خدا هم دچار تغيير و تحول و استحاله از سوي كساني واقع ميشه. بايد در نظر داشت كه دين خدا هميشه و همه وقت يكسان بوده و هيچگاه تغييري در اصول و مباني اون پديد نمياد. وقتي تغييري رخ ميده در دين خدا نيست بلكه اين تغيير در رفتاريه كه ما به اسم دين به خورد مردم داده ايم. شما اگر تمام متون ديني رو بگرديد چيزي نميتونيد پيدا كنيد به اسم كميته امداد يا بنياد هاي خيريه و يا از اين دست. اما اگر تو متون ديني بگرديد بسيار خواهيد يافت كه كمك كردن به محرومان و بيچارگان و از همه مهمتر صله رحم. بايد در نظر داشت كه دين خدا براي مردم به درستي تبيين بشه و هر كسي بدونه كه چه وظايفي داره هيچ گاه گول كميته امداد و از اين حرفا رو نخواهد خورد. مرحوم امام راحل اگر دستور تشكيل كميته امداد رو دادن به خاطر اين بود كه مستضعفان براي حل مشكلشون راحتتر باشن و اگر اشخاص به اونا كمك نميكننن اونا از اين طريق بتونن مشكل خودشون رو حل كنند. اما حالا همين كميته امداد رو نگاه كنيد كه چگونه عمل ميكنه و رفتارش بر چه اساسيه. يه نمونه براي شما ميگم دقت كنيد. يكي از دوستان من تو مشهد تعريف ميكرد كه يك پيرزني در حدود هفتاد و خورده ي سن داشت. اين بنده خدا جان راه رفتن رو نداشت چه برسه به اينكه بخواد تو خونه مردم كار كنه و پولي بگيره اما از بد روزگار اون به اين كار مجبور شده بود و تقريبا همه ايام خودش رو براي اينكار گذاشته بود. چون اون يه پسر داشت كه در اثر تصادف از كار افتاده شده بود و ديگه تنها او بود كه بايد هم خرج خودش رو در مي آورد هم امورات پسرش و خانواده او رو كه چهار نفر بودن اداره ميكرد. خانم اين دوست من به او گفته بود كه شما به كميته امداد سري زدي چون اونجا كمك ميكنن و دنبال امور محرومين هستن؟ اون جواب داده بود : خانم جان چي ميگي من رفتم اونجا به من گفتن كه مادر تو كه داري ميميري اين پول براي ديگرانه خلاصه با هزار دفعه رفتن و اومدن تونسته بود ده هزار تومن از اونجابگيره. بعد خانم دوستم از او پرسيده بود كه اين هدايا و از اين چيزا چي به شما ميدن يا نه؟ گفته بود كه خدا بگم اينا رو چكار كنه اگر يه دفعه بخوان كمكي از اين جور بكنن يه سري مغازه ها رو به ما معرفي ميكنن كه ما بريم اونجا از اونجا خريد كنيم اونم با قيمت ارزانتر و معمولا اين مغازه ها همون اجناس رو با قيمت ارزانتر به ما ميدن. البته بايد بگم كه شايد اون خانم پير اشتباه كرده بود ولي اينجور بيان داشته بود. كميته امدادي كه به جاي رسيدن به امور مستضعفين شده سرمايه گذار اونم با چي؟ با پولي كه مردم تو صندوقها ميريزن به اميد اينكه اين پول به دست محرومين ميرسه!! و هر روز هم ساختمان جديد و قسمتهاي جديد براي اين كميته به وجود مياد و عده اي هم به عنوان كارمند اونجا مشغول ارتزاق هستند حالا از كجا اين مخارج مياد نميدونم!! ولي بايد دقت داشت كه اصل تشكيل اين كميته رسيدگي به امور محرومين بوده ولي حالا شده يه پا مشكل براي محرومين. البته شايد يه عده بگن اين حرفا شانتاژه و از اين حرفا ولي دقت كنيد به اين موضوع: اميرالمومنين و ائمه اطهار عليهم السلام وقتي ميخواستن كمك كنن به محرومين شبانه ميرفتن به گونه اي كه او خجالت نكشه و شرمندگي نداشته باشه پيش بقيه مردم ولي كميته امداد مياد ازشون فيلم ميگيره و تو بوق ميكنه كه اي مردم بدونيد اين بدبختا رو من دارم سرپرستي ميكنم و همه بشناسيد اين بيچاره ها رو. آهاي مردم اينا رو بشناسيد. اين شده روش اين كميته در كمك به محرومين. حالا بر گرديم به دين خدا. تو دين خدا گونه اي ديگر دستور داده شده و بايد اجرا بشه هر كسي موظفه خودش كمك كنه اول به اطرافيان به خواهر و مادر و برادر و خلاصه همينجور از نزديكان خودش شروع كنه. و اينو بايد دونست كه صدقه دادن اول به كساني بايد باشه كه نزديكترين افراد هستند و مستحق دريافت ميباشند يعني خرج سالانه كه بماند روزانه خودشون رو ندارند. و تو همه خانواده ها و فاميل از اين جور افراد زياده. بعد اين صله رحم كه اين همه به آن تاكيد شده يكي از جهاتش رفع نياز افراد رحم و خانواده است كه به اين طريق با بهترين شكل و بدون منت به اونا كمك كرده بشه. بايد در نظر داشت ثروت مند بودن و سرمايه دار بودن گناه نيست كما اينكه بسياري از بزرگان از ثروتمندان و متمولان بوده اند. نقل كرده اند كه سيد بحرالعلوم فهميد كه يكي از همسايگانش در مشقت به سر ميبره وقتي اينو فهميد سريع دستور داد براي او وسايل ببرند بعد به اونا گفت كه اگر خبر داشتيم يهودي بوديم. بايد دقت كرد كه دين خدا بر اساس اصول صحيح الهي ابلاغ شده و لي از اونجايي كه بايد ما در اون دخالت داشته باشيم همه چيز جا بجا ميشه. شايد باور نكنيد اگر درست به دين خدا در امر رسيدن به محرومين جامعه عمل بشه اصلا احتياجي به اين همه دفتر و دستك و كميته امداد و اينا نيست بلكه خود مردم و خود خانواده ها به بهترين شكل ميتونن مشكلات رو برطرف كنند اما از اونجايي كه بايد همه دين خدا اون جور باشه كه ما ميخواهيم اين امر ميسر نشده. بايد دست فقير به دست ثروت مند بخوره كه ثروت مند متوجه امور فقرا باشه . يكي ديگه از مسايلي كه در اين امور هست خرج وجوهات شرعيه است كه الآن به يه نحو از اون استفاده ميشه. بحث خمس و زكاه. اين دو در واقه دو راهي است كه خداي عالم قرار داده. باز محل مصرف زكات هم اول به خانواده هاي اطرافيان ادم ميرسه كه محتاج هستند بعد همين جور دايره باز تر ميشه و اصلا حق نداره كسي به كميته امدادبده ولي از اونجايي كه بايد دين مطابق نظر ما باشه بايد همه اين پولها يكجا جمع بشه و بعد به صورت سرمايه در بانك قرار داده بشه و بعد از سود اون به محرومان يه پول بخور و نمير بدن كه هميشه گدا باشن و هميشه دستشون جلوي اونا دراز باشه و اونا هم بتونن ازشون فيلم بگيرن كه آهاي ببينين ماايم كه اين كارو ميكنيم و اين همه بدبخت تو اين مملكت هست. بعد ميريم سر موضوع خمس بايد در نظر داشت كه اين قسمت از مال هر كسي در واقع براي پاك شدن اون قرار داده شده و هر كسي بايد خودش رو موظف بدونه كه به اين طريق اموال خودش رو پاك كنه. طريق مصرف اون رو هم دين خدا مشخص كرده و راه اون رو بيان كرده. اينجور كه ميگويند نصف اون سهم مبارك امام عليه السلام است و نصف ديگه از اون سهم سادات. اين سهم سادات هيچ كسي حق نداره براش تعيين تكليف كنه و بايد به سادات برسه و اونم اون ساداتي كه احيتاج دارند و بايد به اون برسه و سهم امام رو علما در اختيار گرفتن. اما چگونه عمل ميشه وقتي كه كسي اين وجوه رو براي يكي از علما ميبره اول خودش يك درصدي از اون رو به عنوان حق العمل برمي داره كه تا پنجاه درصد هم ميشه بعد بقيه رو خدمت مرجع تقديم ميكنه. سادات كه اگر از نزديكان باشن خوب شايد به نون و نوايي برسن والا اگر از افراد عادي جامعه باشند واي به احوالشون كه اگر بخوان سهم خودشون رو دريافت كنند كه شايد اصلا به اونا نرسه. بايد در نظر داشت كه امام راحل در كتاب حكومت اسلامي خودشون بيان ميكنند كه وجوهات بازار بغداد براي اين امورات كفايت ميكنه چه برسه به وجوهات بازار تهران و جاهاي ديگه. حالا در نظر بگيريد كه چگونه عمل ميشه. اين وجوهات صرف چه اموراتي ميشه و در چه راههايي خرج ميشه. وقتي شيعيان در عصر و حرج هستند و محتاج نون شب خودشون آيا بايد براي اونا مسجد ساخت به اسم فلان مرجع؟ وقتي شيعيان محتاج يه سر پناه هستند ايا بايد بازار ساخته بشه با اين پول؟ آيا مصرف اين پول بايد صرف ساخت عتبات عاليات بشه؟ خداي نكرده كسي نگه كه مخالفت با دين خدا داره ميشه و ميخوان به اهل بيت توهين كنند!! خدا مرگ رو به من و هر كسي كه بخواد توهيني نسبت به اونهاداشته باشه مسلط كنه و از روي زمين نسلش رو برداره. اين طور نيست بلكه راهي رو كه خداي عالم قرار داده دارم بيان ميكنم. راه مصرف سهم سادات رسيدن اون به دست خود ساداته حالا اين سادات هر كسي كه ميخواد باشه . در هيچ جاي دين خدا نيامده كه بايد اين پول به سادات روحاني داده بشه و اونا ميتونن اين پول رو خرج كنند ولي از اونجايي كه همه چيز برعكس شده اينهم برعكس شده و سادات ديگه محتاج و بدبخت بايد دنبال صدقه گرفتن باشن در حالي كه صدقه گرفتن براي اونا از مردم حرامه. اگر دقت كنيد مي بينيد كه همه امور برعكسه حرف زياده ولي ميترسم كه براي شما مشكل ايجاد بشه و بايد در نظر داشت كه اگر امور همونطوري كه اسلام قرار داده انجام بشه بسياري مشكلات از دوش دولت برداشته ميشه و دولت به كارهاي خودش ميرسه اينهمه صرف كمك به محرومان و ايناهم صرف امور ديگه اي خواهد شد. بايد برگشت كرد به اسلام و رفتار اسلامي كه قبل از انقلاب در بين مردم رواج داشت و الآن متاسفانه كمرنگ شده و اصلا به اون توجه نميشه. و اگر چيزي گفته بشه صدا بلند ميشه كه اي واي اسلام را ميخوان نابود كنند. در حالي كه اين نيست رفتار ماست كه باعث شده اين وضع به وجود بياد حالا نميدونم شما ميتونيد اين مطلب رو قرار بديد يا نه به هر حال بد نيست كه مردم هم بخونند ومتوجه باشند

1387-05-14 16:13

فرق سرمايه دار 1361 ميلياردي با رفسنجاني رو بيش از تفاوت گوشي سوني اريكسون با نوكيا نمي بينم. 2 مارك تجارتي رقيب يكي مصلح به سلاح پايبندي به اصول و آن يكي اعتدال و خوشنفكري. من كه هر كدوم رو بهتر باشه مي خرم چون همشون دزدن!