امروز چهارشنبه 30 مرداد 1387
Wednesday 20 August 2008
داخلی  »  خبر  »  نگاه ويژه

یادداشتی از استاد حیدر رحیم پور؛

كمدي "تراژدی كمبود زمين مسكن"

مرجع : عدالتخانه 21 خرداد 1387 ساعت 17:02
مشكل ما از اينجاست كه سناريوي اعطاء زمين به بي خانمانان را كه بزرگترین حماسه این انقلاب بود خرفتان نوشتند و خائناني با دستكاري هاي رندانه داستاني آنچنان حماسی را تبدیل به كمدي تراژدي مسخره اي گرداند.
كمدي "تراژدی كمبود زمين مسكن"

دانشمند اقتصادداني كه در متن فرهنگ غربی، دكتراي خود را دريافته، از تلويزيون مي فرمود: «نقدينگي بر قدرت خريد افزوده و تورم می آفریند و دولت ها براي مبارزه، به واردات مي پردازند، ليكن زمين و ساختمان را كه نمي شود وارد كرد لذا وضع زمین و ساختمان چنين می گردد». سه سال پيش پس از انتشار مقاله «ما در قاره ايران كمبود زمين مسكن نداريم» به قلم نويسنده منتقد حيدررحيم پور، خبرنگار آرمان به سراغ نويسنده رفت و از ايشان خواست توضيح دهند چگونه با چنین مسئله حادي به اين سادگي برخورد مي كنند؟ و شنيد ما مسئله اي نداريم تا چه رسد که حاد و حل آن مشکل باشد و مصاحبه اي نكردند

خبرنگار ما امروز كه مسئله زمين به حدّ انفجار رسيده دوباره به سراغ ایشان رفت و نخستين سخنش اين بود: حال بفرماييد داشتيم يا نداشتيم و داريم يا نداريم؟! و نويسنده كه گوئي در همان مجلس به سخن ادامه مي دهد، پاسخ داد عرض كردم نداريم! و بر شگفت ما افزود و پرسيديم با اينكه در ظرف سه سال بهاء زمين مسكن سه برابر شده بازهم چنين مسئله اي را نداريم؟! و مصاحبه آغاز شد: 

عزیزم بحث زمين جدا و بهاء مصالح ساختمان بستگی به عرضه و تقاضا دارد. مشکل توليد هم در ایران مشکل ساختار اداراتی است که استعمار آغاز قرن 19 برای ما ساخته،

كمبود زمين مسكن آن هم فقط برای اسکان 5 میلیون خانه وار در قاره ای که می تواند مردم جهان را اسکان دهد حماسه ای است که دونكيشوت اداري ما نقش آن را بازی می کند.
زیرا هر تولیدی حرکتی مثبت است و ساختار اداری ما منفی و ثمره منفی در مثبت هم منفي. لذا هركس در ایران به تولیدی بپردازد اگر زمین تولیدی از خودش نباشد چندی بعد ورشکست می گردد و اگر باشد با رشد بهاء زمین و پرداخت اندکی از پول زمین بدهی هایی را که تولید برایش آفریده، پرداخته و سرمايه دار هم مي شود زیرا خرید و فروش زمین، کاری منفی و در برخورد با سیاست های منفی ادارات نتیجه مثبت می دهد و از این روست که هر لحظه توليد مصالح كمتر و گرانتر مي گردد. 

ليكن كمبود زمين مسكن آن هم فقط برای اسکان 5 میلیون خانه وار در قاره ای که می تواند مردم جهان را اسکان دهد حماسه ای است که دونكيشوت اداري ما نقش آن را بازی می کند. چرا اگر ما هم در جزيره زندگي مي كرديم و مجبور بوديم براي تأمين زمين بخشي از دريا را خشك كنيم چنانچه مي كنند و رفع نياز مي شود و يا كشورمان چون كشورهايي كه به مدیریتشان مشكلی به نام كمبود زمين مسكن ندارند يك وجب بود شما حق داشتيد كمبود زمين مسكن را مسئله بدانيد ولي ما در قاره ایران زمین، چنین مسئله ای را نداریم بلكه مشكل ما از اينجاست كه سناريوي اعطاء زمين به بي خانمانان را كه بزرگترین حماسه این انقلاب بود خرفتان نوشتند و خائناني با دستكاري هاي رندانه داستاني آنچنان حماسی را تبدیل به كمدي تراژدي مسخره اي گرداند

از چرچيل سياستمرد انگلستان پرسیدند : آیا این صحیح است که شما برای استثمار ایران برنامه صدساله در آستین دارید؟ و او پاسخ داد: من غلط مي كنم در جهاني پر از دمكراسي و با حاكميت مردم بوسيله نمايندگان منتخب خود در كشوري مستقل و شاهنشاهي مقتدر و مردمی به اين رشيدي،
مشكل ما از اينجاست كه سناريوي اعطاء زمين به بي خانمانان را كه بزرگترین حماسه این انقلاب بود خرفتان نوشتند و خائناني با دستكاري هاي رندانه داستاني آنچنان حماسی را تبدیل به كمدي تراژدي مسخره اي گرداند.
نقشه صدساله در آستين داشته باشم نه اين دروغ است، آری، اگر ما بتوانيم از مسير خواسته هاي مردم وارد مدار سیاست شویم و يا به ياري دوستانمان چند كرسي كليدي را به دست آوریم کارهایی می کنیم ولی اگر نتوانیم از پي مصوبه ها راه مي افتيم و خوشه چيني مي كنیم. زيرا او مي دانست ساختار دمكراسي مردمي بر پايه آراء كمي بگونه اي است كه ريخت و پاش محصول از آنچه به انبار بيت المال مي ريزد بيشتر است

سروران! آخر اعطاء چند متر زمين ملكي به صاحبان کشور چه ارزشی داشت كه آنان را 99 ساله مستأجر گردانید و همه را بترسانید و در نتیجه بهاء زمین های ملکی رانتخواران را به آسمان برسانید، چرا، اگر زمین وقفی باشد بهترين شيوه واگذاري آن به شکل استیجاری 99 ساله می باشد

آري در توزيع زمين مسكن، نفوذی ها و یا نوچه های فرهنگ چرچيلی با چند گره افكني در طرح واگذاری زمین بگونه اي سناريوي اعطاءزمين را تهوع آور ساختند که رانت خواران بتوانند زمین هایی را که به ريالی خریده اند و در رنگرزي ادارات و بخصوص شهرداري ها رنگ كردند به هزاران برابر بفروشند، قطعاً مشکل زمین لاینحل است. ولی اگر مديريت ها هوشيار بودند مي توانستند در چنین فرصتی رانتخواران زمین را با يك توزيع تاكتيكي ورشكست كنند. زيرا اقتصاددانان هرگز نگفته اند، بود يا نبود اجناس تأثیر در كمبود و بهاء متاع دارد بلكه مي گويند آنچه بازار را دگرگون می سازد عدم تعادل عرضه و تقاضاست زيرا اگر در سيلوي شهري به اندازه خوراك صد سال مردم گندم ذخيره باشد و سیاست هميشه گندم راكمتر و دیرتر از تقاضاي مردم به بازار عرضه دارد، قحطي و گراني هميشگي است. 

همين دلیل اسلام، احتكار را حرام دانسته و زمين را هم مِلک عمران گر می داند ليكن نفوذي هاي رانتخواران
سروران! آخر اعطاء چند متر زمين ملكي به صاحبان کشور چه ارزشی داشت كه آنان را 99 ساله مستأجر گردانید و همه را بترسانید و در نتیجه بهاء زمین های ملکی رانتخواران را به آسمان برسانید، چرا، اگر زمین وقفی باشد بهترين شيوه واگذاري آن به شکل استیجاری 99 ساله می باشد.
در هر اداره گره اي را در كار توزيع زمین مسكن افکندند و نفوذشان تا آنجا که همین دیروز قانون گذاران مؤمن ما با قانون « وضع ماليات بر مسكوني هاي احتکار شده» مخالفت کردند!
با آنکه نگهداری مسکن خالی برای فروش، از هر تجارت و صنعتی سودآورتر است و متأسفانه این همان مجلسی است که چون به آنجا نوشتم دارایی مشهد از دختران یتیم کشاورز که روزی سه هزار تومان حقوق می گیرند مالیات حقوق را با جریمه می گیرد و مدارک را هم برایشان فرستادم اعتنایی نکردند؟! 

به راه حل ها بپردازم: 

1- قطعاً از مسکونی های خالی، مالیاتی مناسب رشد بهاء آنها گرفته شود زیرا اینک مسکن سازی تجارت است نه خدمت. 

2- اعلان كنند که در فقه اسلام مالكيت زمين به عمران يا ارث عمران گر و يا خريد از این گونه مالکان مي باشد. بنابراين مالكان زمينهاي افتاده مناسب ساخت و ساز، یا آنها را بسازند، یا بسازنده ای بفروشند و يا مشكل تعطیل زمین را گزارش كنند تا رفع مشکل شود. ببینید با همین اخطاریه اگر چون اخطاریه دارایی مشهد جدی و به اجراء گذاشته شود در بهاء زمین چه افتی حاصل می گردد. 

3- شهرسازان مي دانند ميانگين ارتفاع ساختمان در شهرهاي بزرگ جهان متمدن حدود 18 متر است ليكن در ایران ما از چند برج و بارو و ساختمانهای مرتفع رانتخواران که بگذریم ميانگين ارتفاع ساختمان شهرهاي بزرگ به جبر شهرداري ها 9 متر هم نمي رسد زيرا با نفوذ رانتخواران در شهرداری ها براي ايجاد مصنوعي كمبود مسكن مالكيت مردم از سقف خانه هايشان به بالاتر تا خراجی چنگیزی نپردازند میسر نیست. 

4- پيش از پرداختنم به بند 4 این داستان را بخوانيد. 

حكايت است كه يكي از ياران علي به شام رفت و زانوي اشترش بر بست و به بازار شد و چون برگشت كسي را بر ناقه خود سوار ديد. به او گفت چرا زانوي ناقه(شتر نر) مرا باز كرده و بر او سوار شده اي؟ او گفت اين جمل است(شتر ماده) نه ناقه! خود
نفوذي هاي رانتخواران در هر اداره گره اي را در كار توزيع زمین مسكن افکندند و نفوذشان تا آنجا که همین دیروز قانون گذاران مؤمن ما با قانون « وضع ماليات بر مسكوني هاي احتکار شده» مخالفت کردند!
او را بزرگ کرده ام. مالك ناقه به او گفت احمق نمي بيني كه اشتر ناقه است و به شكايت پيش قاضي رفت. قاضي براي رفع مرافعه همچون دادگستري ما از بي دينان شهادت خواست و چهل نفر شهادت دادند كه اشتر جمل است نه ناقه. مرد از ترس اينكه ديوانه نگردد پياده راه كوفه را پيش گرفت ليكن يكي از عمّال معاویه دستش را گرفت و او را براي دادخواهي به پيش معاويه برد. معاويه به او خوش آمد گفت و از او خواست برود به علي بگويد كه معاويه لشگري دارد كه مي توانند در روز روشن و در انظار خلق، همگان شهادت دهند كه ناقه جمل است. اینک ناقه ات دم خانه عدل ما منتظر توست برو او را گرفته به كوفه برگرد و پیام ما را به علی برسان. 

آري تا تسلط رانتخواران معاويه صفت بر ادارات ما باشد وضع بی مسکنان، همچون یار علی است و تا رانت خواران وجب به وجب زمین های کشور را در خم رنگرزی ادارات خود رنگ نکنند، مردم به چند متر زمین مسکن نمی رسند و همگان شهادت مي دهند كه ناقه جمل است.
 
من در نامه اي نوشته بودم،كه اگر در مشهد فقط از زمين هاي متروکه اطراف بلوار سوم طبرسي، به هر زن یا مردی فقط 5/12متر یا به هر زوجی 50 متر زمین اعطاء و اگر موقوفه 99 ساله به اجاره داده شود و با اسلوبي مناسب ساختمان های چهار طبقه ای بسازند هر زوجي داراي آپارتماني 100 متري مي گردد و مشكل مسكن نداريم و فاصلۀ محل کار و خوابگاهشان چند صد متر می باشد نه چندین فرسنگ، و نه هم رانتخواران مي توانند اینچنین مردم را مستثمره خود قراردهند ولی آقاي سعيدي كيا كه به پاكي و فداكاري ایشان ايمان دارم به من زنگ زدند كه آن زمينها زراعي است! این گزارش را بخوانید و خون گریه کنید و ببینید اميرمؤمنان حق داشت كه بگويد من توانمردی هر نفر از سربازان معاویه
تا تسلط رانتخواران معاويه صفت بر ادارات ما باشد وضع بی مسکنان، همچون یار علی است و تا رانت خواران وجب به وجب زمین های کشور را در خم رنگرزی ادارات خود رنگ نکنند، مردم به چند متر زمین مسکن نمی رسند
را از ده نفر از یاران خود بیشتر میدانم. 

همه باغداران کشور مي دانند که نهال کاران سر آسیای شاندیز از بهترين توليدکنندگان نهال كشورند. سال 57 گروهی از آنان که می پنداشتند منع حفر چاه به ستم شاه است در زمین های خود چاهی را حفرکردند. «من مسئول و شاهد بودم كه در آن ایام 3800 چاه بی پروانه در خراسان حفر شد که درآمد و اشتغال سازی و خدمات این یک چاه از 100 چاهِ با پروانه سوری و بی پروانه بیشتر است». لیکن پارسال مجموعه نمایندگان ادارات استان خراسان با مجوز دادگستری و فرمان استاندار به آن نهالستان هجوم بردند و چاه را پرکرده و از چند صد میلیون اصله نهال مثمر فقط همان هایی برای فروش پاییز، زنده ماند که صاحبانشان توانستند تانک آبی بخرند و از شهر برای آبیاری نهالستانشان آب تسویه شده ببرند. 

اکنون به وضع زمینهای اطراف بلوار بپردازیم این زمینها از هنگامی که کشف رود بی آب و بندی برای استحصال آب، بسته نشد زراعتی را به خود ندیده. بخصوص پس از اصلاحات اراضی شاه، یعنی 45 سال پیش که آن اراضی سهمی هم از چاهها و قنوات ندارند. حال ببینید کشاورزی خواندن این اراضی خشك که در محاصره بلوارها و جاده ها و میلانها قراردارد و آبی هم نداشته و ندارد و بهترین نهالستان را بخاطر کم آبی شهر نابود می سازد دشوارتر یا ناقه را جمل اعلان کردن. 

سرورم آقای سعیدی کیا از آنکه گزارش داد این اراضی کشاورزی است بپرسید در اين اراضي از کی کشاورزی نشده و آب آنها از کجا تأمین می شود و اگر مغالطه کردند بر حاکمیت رانتخواران زمین بر کلیه ادارات کشور ایمان کامل آورید زیرا اعطاء 100 متر زمین به 8 نفر و هر زوجی را دارای آپارتمانی 100متری ساختند کار دشواری نبود كه اين همه تأخير و ايجاد فرصت براي دشمن.

ولاحول ولا قوه الابالله العلی العظیم.

کد مطلب : 1875
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-03-21 22:00

من ديدم در شهرستان ما تنكابن براي ايجاد كمبود زمين ساخا واحد آپارتماني زير 70 متر را ممنوع كرده اند بهانه آن ممانعت از مهاجرا روستاييان به شهر مي باشد من 2 سوال دارم : 1.با توجه به قيمت پايه يك ميليون و صد هزارتوماني براي شهرستان جوان شهر نشين غير سرمايه دار چگونه مبلغ 1100000 70 = هفتاد و هفت ميليون تومان را بپردازد؟ لابد با تسهيلات مالي بانك پارسيان و موسسات مالي و اعتباري!تا آخر عمرش به بانك قصد با بهره سنگين بده. 2.روستايي كه بخواد شهر بياد بلاخره مياد منتها به جاي اينكه معادل 40 ميليون از زمين هاشو بفروشه معادل 77 ميليون رو به دوستان شهرك ساز در مافياي مسكن مي فروشه و كسي كه كلي تر ميفروشه بهاي كمتري بابت هر متر مربع دريافت مي كنه.