امروز جمعه 29 ارديبهشت 1391
Friday 18 May 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

برداشت حسین درخشان از مصاحبه تلویزیونی احمدی نژاد؛

ساختمان سازی با دستان نرم یا دستان زمخت و لباس خاکی؟

مرجع : وبلاگ حسین درخشان 7 مرداد 1387 ساعت 0:49
فرق احمدی‌نژاد و خاتمی فرق دستان احتمالا زبر و زمخت او با دست‌های نرم و لطیف خاتمی و رفسنجانی است. من یکی که حاضر نیستم در ساختمان کسی که دستهایش (مثل خودم) از برگ گل لطیف‌تر است زندگی کنم. این آقای مهندس پای کار بدون شک دور بعد هم برنده خواهد شد.
ساختمان سازی با دستان نرم یا دستان زمخت و لباس خاکی؟

- به نظر من بزرگترین اشکال احمدی‌نژاد این است که اغراق می‌کند. نقاط قوت را بسیار بزرگ می‌کند و نقاط ضعف را هم بسیار کوچک. البته این کاری است که کم و بیش همه‌ی مدیران اجرایی در همه جای دنیا می‌کنند و طبیعی هم هست. چون ضعف نشان دادن در این سطح از مدیریت باعث تضعیف مدیریت‌های میانی می‌شود و چیزی که به لایه‌های پایین‌تر می‌رسد آن وقت تنها ناامیدی و افسردگی است. رفسنجانی و خاتمی هم همیشه همین کار را کرده‌اند. ولی احمدی‌نژاد که از هر نظری با این‌ها فرق دارد نباید زیاد اغراق کند. چون اولا خودش را ناآگاه از تجربه‌ی روزمره‌ی مردم نشان خواهد داد و دوم هم اینکه تفاوت‌اش را با دولت‌های قبلی در ذهن مردم کم‌رنگ خواهد کرد. بخصوص که از نظر عملی، احمدی‌نژاد با عزل و نصب‌های بی‌تعارف و پرتعدادش نشان داده که نقاط ضعف دولت خودش را قبول دارد و می‌بیند و برای رفع آن هم با کسی تعارف ندارد. ولی باید کمی در گفتارش هم این حس را بیشتر به مردم بدهد، مثل کاری که راجع به رییس سازمان ترتیب بدنی علی‌آبادی یک بار کرده بود. اظهار آگاهی از

الآن واقعا رییس جمهور هیچ تقدسی ندارد و حتی در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی هم خبرنگاران هرچیزی را بخواهند به او می‌گویند و او هم پاسخ می‌دهد. این خیلی به نفع حکومت است که کسی خود را بالاتر از نقد صریح نداند و مردم هم این تفاوت را که البته از زمان خاتمی شروع شد و احمدی‌نژاد این را بسیار فراتر برده می‌فهمند
نقاط ضعف خیلی وقتها برعکس چیزی که به نظر می‌رسد به اعتماد بیشتر مردم منجر خواهد شد. البته نه همیشه و بخصوص درباره‌ی مسایل اساسی و سیاست خارجی باید با اعتماد به نفس بیشتر حرف زد.

- سطح بحث و زبانی که گفتگوگران با آن رییس جمهور را به چالش می‌گیرند واقعا قابل مقایسه با زمان خاتمی و رفسنجانی نیست. الآن واقعا رییس جمهور هیچ تقدسی ندارد و حتی در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی هم خبرنگاران هرچیزی را بخواهند به او می‌گویند و او هم پاسخ می‌دهد. این خیلی به نفع حکومت است که کسی خود را بالاتر از نقد صریح نداند و مردم هم این تفاوت را که البته از زمان خاتمی شروع شد و احمدی‌نژاد این را بسیار فراتر برده می‌فهمند. مصاحبه‌های هاشمی رفسنجانی را به یاد بیاورید. اصلا فکر می‌کردی شاهنشاه است و چیزی جز تعریف و تمجید نمی شنید. آن دوران تمام شد و جمهوری اسلامی واقعا پس از سی سال می‌‌تواند ادعا کند که زمین تا آسمان با سیستم دیکتاتوری قبل از انقلاب فرق کرده است. این ویدیو را بدهید به ایرانیانی که سالهاست از ایران دور بوده‌اند و ببینید چقدر شوکه می‌شوند از چالشی که رییس جمهور ممکلت در تلویزیون زنده‌ی خود حکومت توسط دو خبرنگار عادی می‌شود. شوخی نمی‌کنم. امتحان کنید!

- حرف زدن احمدی‌نژاد یک حسی را به آدم می دهد که واقعا در خاتمی و رفسنجانی نبود. این حس که این آدم رییس اجرایی یک مملکت بزرگ با ۷۰ میلیون نان‌خور است و به جزییات کارهای زیردستانش بخصوص در مسایل زیربنایی وارد است و دقت می‌کند و نظر دارد. مثل خاتمی و رفسنجانی نیست که می‌نشستند و قشنگ معلوم بود که یک سری عدد و رقم حفظ کرده‌اند که با آن بیایند و مثلا نشان دهند که روی کار تسلط دارند. البته خاتمی که حتی همین را هم نداشت و فقط می‌نشست و حرفهای یک مدرس فلسفه‌ یا سیاسی را برای
فرق احمدی‌نژاد و خاتمی فرق دستان احتمالا زبر و زمخت او با دست‌های نرم و لطیف خاتمی و رفسنجانی است. من یکی که حاضر نیستم در ساختمان کسی که دستهایش (مثل خودم) از برگ گل لطیف‌تر است زندگی کنم. این آقای مهندس پای کار بدون شک دور بعد هم برنده خواهد شد.
سال اول لیسانس را در مقام ریاست جمهوری تکرار می‌کرد.

- حرف زدن احمدی‌نژاد شبیه مهندسی است که پای ساختمان ایستاده و با لباس خاکی و آستین و پاچه‌ی بالا زده دارد کار می‌کند و ساختمان را بر اساس نقشه‌‌های قبلی آرام آرام بالا می‌برد، از کارگرانش کار می‌کشد و آنها هم از او حساب می‌برند و گاهی آنقدر کار می‌کند که شبها هم همان جا در ساختمان نیمه‌کاره و کنار کارگرانش می‌خوابد. ولی خاتمی و رفسنجانی بیشتر شبیه به سرمایه‌گذاران یک ساختمان حرف می‌زدند که هر ازگاهی با بنز متالیک‌شان به بغل پای ساختمان می‌آیند و چند دقیقه گپی با مهندس می‌زنند و چایی‌ای می‌خورند و یک سری امر و نهی کلی درباره‌ی رنگ آینده‌ی سرویسها و پارکت می‌کنند و می‌روند؛ و آنقدر نگران تیپ و قیافه‌شان هستند که حتی با مهندس خاکی بینوا حتی دست درست و حسابی هم نمی‌دهند که خدانکرده عبایشان خاکی نشود یا نوه‌شان حساسیت پوستی نگیرد. این را آدم پنج دقیقه که به حرفهای احمدی‌نژاد گوش می‌دهد می‌فهمد و یکهو نگران می‌شود که نکند ساختمانی را که رفسنجانی و خاتمی ساختند با این همه بی‌مبالاتی و بی‌مسوولیتی آنها الان است که با یک میهمانی بیست نفره بریزد پایین. فرق احمدی‌نژاد و خاتمی فرق دستان احتمالا زبر و زمخت او با دست‌های نرم و لطیف خاتمی و رفسنجانی است. من یکی که حاضر نیستم در ساختمان کسی که دستهایش (مثل خودم) از برگ گل لطیف‌تر است زندگی کنم. این آقای مهندس پای کار بدون شک دور بعد هم برنده خواهد شد. مردم تفاوت این دو دست و این دو ساختمان را می‌فهمند و دلشان می‌خواهد مملکتشان دست کسی باشد که برایش پاچه بالا بزند و کار کند.

کد مطلب : 2151
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-05-07 10:01

دمتون گرم خيلي باحال بوديد

12