امروز دوشنبه 15 مهر 1387
Monday 6 October 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

در جستجوی شعار انتخاباتی برای مجلس هشتم؛

... و «عدالت» زنده به گور می شود!

مرجع : وبلاگ عصر تدبير 30 بهمن 1386 ساعت 23:42
مي دانيم» عدالت چيست. راستي مگر «عدالت» دانستني است؟ يعني چه كه «مي دانيم عدالت چيست»؟ نتيجه ي «دانستنِ» عدالت بهتر از اين نمي شود. مثل همه ي «دانستني»هاي ديگر كه هيچگاه به درد نمي خورند و تنها زينت «مدرك» دانشگاهي هستند و بس. عجب استدلالی!
... و «عدالت» زنده به گور می شود!
روح الله رشيدي

همه بدنبال «شعار انتخاباتي» هستند. چيزي كه چشم نواز و دلفريب باشد. ضمناً فقط به درد همين چند روز تبليغات بخورد. بعدش را بي خيال. جلسه ی «هم اندیشی» تشکیل می شود. همه به مشورت فرا خوانده شده اند. برجستگان جمع، با تعارفات اخلاقی شروع جلسه را اعلام می کنند. «ما اینجا گرد آمده ایم تا به تکلیف عمل کنیم. ما عاشق خدمتیم. دلمان به حال جامعه می سوزد. باید با راهیابی به مجلس، اندکی از آلام مردم بکاهیم. این میسر نمی شود مگر با همفکری و همکاری شما دلسوزان. لطفاً نظرات سازنده ی خود را درباره ی «شعار انتخاباتی» دریغ نفرمایید...».

هر كس چيزي مي گويد و پیشنهادی می دهد. از «فرداي بهتر» گرفته تا «شهري آباد» و... در اين اثنا، يكي هم «عدالت» را پيشنهاد می دهد و ادامه می دهد كه مردم تشنه ي «عدالت» هستند. نياز جامعه هم بيش از هر چيز به «عدالت» است. ضمناً برازنده ي «شما» هم هست. چرا كه عدالت يك «ارزش ديني» است و چه کسی بهتر از شما برای طرح این شعار... تا اينجا همه چيز به خوبي و خوشي مي گذشت. ولي به محض طرح اين پيشنهاد، حال همه گرفته شد. انگار كه آب سردي بر فرق حاضرين ريخته باشي! پيشنهاد دهنده، با مشاهده ي اين وضعيت، خيال مي كند كه حضرات به ياد علي(ع) و چاهش افتاده و از فرط تشيع، غصه ناك شدند.
اساساً معتقدیم که علي(ع) را عدالتش کشت. ولي راستش را بخواهي، احساس دوستان اين است كه شعار «عدالت» ديگر مصرف انتخاباتي ندارد. «كليشه» شده. مي ترسيم شعار «عدالت» را بدهيم و ببازيم. مي فهمي كه؟ اينجا صحنه ي «مبارزه ي سياسي» است
دلشان به درد آمد و غيرت ديني شان گل كرد. ولي نه. اينها تنها يك خيال بود. يكي از برجستگان لب به سخن گشود تا عيان كند آنچه را كه در دل نهان كرده اند:

ببين عزيزم! ما همگي «مي دانيم» كه جامعه از بي عدالتي رنج مي برد، همه ي ما «عدالت» را دوست داريم. اصلاً ما خودمان براي «عدالت» مقاله نوشته ايم. سخنراني كرده ايم. جلسه گذاشته ايم. پول خرج كرده ايم. دعوا کرده ایم. شعار داده ایم و كلاً معتقديم كه «عدالت» چيز «بد»ي نيست! اساساً معتقدیم که علي(ع) را عدالتش کشت. ولي راستش را بخواهي، احساس دوستان اين است كه شعار «عدالت» ديگر مصرف انتخاباتي ندارد. «كليشه» شده. مي ترسيم شعار «عدالت» را بدهيم و ببازيم. مي فهمي كه؟ اينجا صحنه ي «مبارزه ي سياسي» است. بايد حرفي زد و شعاري داد كه رقبا را خلع سلاح كند. جمع بندي ما هم اين است كه در اين دوره، شعار «عدالت» نمي تواند «راي آوري» داشته باشد. ولی اگر انشاءالله به مجلس رفتيم، حتماً اين موضوع را با جديت پيگيري خواهيم كرد. چرا كه هر چه باشد ما آدم هاي خوبي هستيم و «تكليف» هم ايجاب مي كند كه «عدالت» را تنها نگذاريم...
 
خلاصه شعار عدالت «تصويب نشد». نوبت يكي ديگر بود: «ميشه از فقر گفت؟». هر چه باشد الآن خيلي ها هستند كه در سر و صداي مرفهين گم شده اند و صدايشان به گوش هيچ كس نمي رسد. شما مي توانيد تريبون اين جماعت فراموش شده در مجلس باشيد. ضمناً اينها جمعيت انبوهي هستند كه مي توانند حركت بزرگي را شكل دهند... باز هم حال حضرات گرفته شد. فكر نمي كردند «مشاورين شان» اين گونه بزنند توي ذقّشان. اينبار ديگر طاقت شان طاق شده بود: اصلاً شما چه «مي دانيد» فقر چيست؟ شما فقط بلديد «شعار»هاي آرمانگرايانه بدهيد. «واقع بين» نيستيد. نمي فهميد كه ما براي چه اينجا
«عدالت» كليشه شده. مثل «رنگ ديوار». دِمده شده و بايد عوضش كرد. مثل مبلمان منزل حضرات. كهنه شده. مثل لباس زير. بايد كَند و دورش انداخت! بيچاره «عدالت». طفل نارسي را كه هنوز زبان باز نكرده تا دردش را بگويد، مي خواهند كفنش كنند و بدست نعش كش بسپارندش.
جمع شده ايم. ما بهتر از شما مي دانيم كه فقر چيست. اصلاً خود ما «فقيريم». همين ديروز بود كه براي تغيير مبلمان خانه ام از دوستان قرض گرفتم. همين الآن ماشينم احتياج به صافكاري دارد و جيبم خالي است و... عزيز من! اين حرفها ديگر براي مردم خوش نمي آيد. باور نمي كنند. چرا نمي فهميد؟ لابد مي خواهيد از «تبعيض» و «فساد» هم بگوييم. ما نبايد با اين حرفها وقت را تلف كنيم. رقبا دارند كار مي كنند آنوقت ما نشسته ايم و به «آرمان»ها فكر مي كنيم. ول كنيد اين حرفها را. 
                                                                                                                               ***

«مي دانيم» عدالت چيست. راستي مگر «عدالت» دانستني است؟ يعني چه كه «مي دانيم عدالت چيست»؟ نتيجه ي «دانستنِ» عدالت بهتر از اين نمي شود. مثل همه ي «دانستني»هاي ديگر كه هيچگاه به درد نمي خورند و تنها زينت «مدرك» دانشگاهي هستند و بس. عجب استدلالی! «عدالت» كليشه شده. مثل «رنگ ديوار». دِمده شده و بايد عوضش كرد. مثل مبلمان منزل حضرات. كهنه شده. مثل لباس زير. بايد كَند و دورش انداخت! بيچاره «عدالت». طفل نارسي را كه هنوز زبان باز نكرده تا دردش را بگويد، مي خواهند كفنش كنند و بدست نعش كش بسپارندش.

مي گويند: «مي دانيم» فقر چيست. خيلي مسخره است. «دانش فقر»! ما كه نفهميديم چطور مي شود «طعم تلخ فقر» را «دانست»! فقر را بايد «فهميد». بايد «چشيد» تا دردش را «دانست». 



کد مطلب : 1406
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-12-01 21:30

با سلام : دوست عزيزي كه نوشته بالا را قلم زده است و دوستان ديگر: انچه در غرب در دوره انتخابات مطرح مي شود اين نكات است كه از اوضاع خانواده و فقر اجتماعي و عدالت صحبتي نشود چرا؟ بخاطر اينكه كانديدها از منافع طبقه خاص مشخص حمايت مي كنند وبراي تصويب قوانيي هستند كه به ان طبقه متعلق مي باشند. مثال در كانادا و امريكا كانديدها به مسايل جنسي و ازادي ازدواج ميان زن با زن و مرد با مردم و مسايل از اين قبيل كه مردم را به راي دهي تشويق مي كند شعار انتخاب مي كنند. تعجب نكنيد كه در كشورما بدنبال انتخاب شعارهايي هستند كه مردم را به راي دهي تشويق دهد. گرچه مرمان كشورما با هوش وصبور هستند ولي دوست را از دشمن خوب تشخيص مي دهند و در انتخابات گذشته رياست جمهوري اين مردم امتحان خوبي پس داده اند. مشكل كجاست چرا ان عده اي كه شما از انها گزارش داده ايد انگونه فكر مي كنند؟ در ده سال گذشته مخصوصا در دوره هشت ساله مشاركتيها كه در قدرت بودند در كشورما سعي شد روش ها و انديشه ليبراليسم غربي جا بيافتد البته اين افكار غربي و نهادينه كردن ان بخاطر اين بود كه مردم دنبال عدالت اجتماعي بودند و هستند از ديدگاه اقتصادي و اين عده در صددهستند اين درخاست مردم را گم كنند. چرا؟ اصولا نظام سرمايه داري با اجراي عدالت اجتماعي در تضاد است. منظور از اجراي عدالت اجتماعي اين است خدااقل مردم بتوانند ازانكانات كشور بطور عادلانه بهره مند شوند. يا در كشورما مردم ديگر بفكر نان وشب يا قروض فردا نباشند يك قدم به جلو حركت كرده باشند. غرب از روز بعد انقلاب اسلامي سعي كرد انقلاب اسلامي را يك تحول فرهنگي تبليغ كند و از اين ديدگاه بود كه دگرگوني اقتصادي در كشور ما انجام نشده است ومشكلات ناشي از همين جاست وكساني كه حاميان نظام كلان سرمايه داري هستند اين شعار را ميدهند كه عدالت خواهي كار سوسياليستي است و اين يك خيانت برزگ است و تحريف حقايق. دشمنان عدالت اجتماعي روش ها و شعارهاي مخصوصي را بكار گرفته اند در چند دهه گذشته كه اشاره به انها در اين جا مقدور نيست. گرچه امام ره و ديگر رهبران انقلاب اسلامي عدالت اجتماعي را زير بناي اقتصاد اسلامي مي دانند ولي عده اي ههستند كه با مطرح كردن اين شعار شديدا مخلفند انها دنبال شعارهايي مي كردند كه مردم را تشويق به راي دهي كند مثلا به طيف جوان شايد ازادي پوشش را مطرح كنند و شعارهاي ديگر و به نظر انها كارساز. اما بايد به اين سوال پاسخ دهيم كه چرا اينگونه مي شود: دليلش روش است دريك نظام اقتصادي سرمايه داري شعار عدالخواهي جايي ندارد زيرا زير بناي نظام سرمايه داري و زر سالاري بر اساس سود و بهره كشي گذاشته شده است . من با نظام سرمايه داري كوچك موافقم ولي نظام سرمايه انحصاري در اقتصاد اسلامي جايي ندارد. منظور از اينكه نوشتم جايي ندارد به اين دليل است كه نظام سرمايه انحصراي يعني نظام سلطه كه بر اساس توليد بخاطر سود عمل مي كند ولي اقتصا د اسلامي توليد بر اساس نياز جامعه تعريف شده است كه اين درست است. انتخاب هر شعاري زماني موفق خاطر بود كه به نيازهاي روزانه مردم جواب دهد يعني هر فرد به عنوان نماينده به مجلس راه مي بايد بايد نيازهاي مردم و كل جامعه را مورد بررسي قراردهد نه اينكه انتخاب شود بخاطر نماينده بودن و استفاده از جايگاه نمايندگي و مسايلي كه در گذشته وحل اتفاق مي افتد. در اين صورت و انتخاب شعارهاي غربي گرا فريب مردم است و مشكل را حل نخواهد كرد. به نظر مي رسد انگونه كه نويسنده محترم در بالا اعلام كرده است بايد يك نفر نميانده هم از قشر طبقه محرم و فقير به مجلس راه يابد يا نمايند هاي هم از طبقه زحمتكش كارگران و يك نماينده هم از طيف محترم مهلمان وفرهنگيان و نمايند هاي هم از همه طبقات وقشرهاي مردم به مجلس راه يابند تا مشكلات اساسي مردم حل شود. و الا هر فرد با انتخاب شعاري غرب گرا وبه مجلس را ه مي يابند و وقتي وارد مجلس شدند گويا اماده معامله هستند ومجلسرا به بازار تجارت و معامله تبديل مي كنند و وعده ها شروع مي شود اين وام براي شما به اين لايحه راي دهيد و اين زمين مال شما به ان لايحه راي دهيد اين نوع رفتار نوعي تبديل مجلس به تجارت خانه است نه مجلسي كه نماينده هاي واقعي مردم باشند. احد اسدي

1386-12-02 16:19

باسلام. به اعتقاد بنده براي حل شدن تمامي مشكلات و بالاخص آنهايي كه در متن بالا مطرح شد بايد يك چيز اصلاح شود و آن فضاي احساسي و حرف بجاي عمل در كشور است. مردم ما در آستانه انتخابات نياز به فضاي آرام و منطقي دارند تا بتوانند فرد متخصص و متعهد را شناسايي كنند و بازي كردن با احساسات نتيجه اي جز راهيابي غير اصلح به مجلس ندارد. چه بسا همين احساسات منشا اختلافات مجلس و شوراي نگهبان است. پس شايسته بود در مقاله تان به جاي نگاه احساسي> از ديد منطقي به قضيه نگاه مي كرديد.

1386-12-01 11:32

در اين دنياي فاني با وجود اين همه اغراءات و لذتهاي گوناگون و ظاهر شدن گرگها به لباس ميشها و با استفاده از تملقها و ظاهرسازي هاي فريبنده ديگر جايي براي ظهور عدالت امكان ندارد مگر با سختي و با تحمل مشقت و سختيهاي بسيار زياد كه اين هم فقط توسط مردان الهي و معتقدان به روز قيامت امكان دارد . هر انسان اگر يك لحظه به خودش برگردد به راحتي حقيقت را در جلو چشم خود بخ خوبي مي بيند فطرت پاك انسانها بهترين كمك براي كساني به دنبال حقيقت و عدالت هستند اگر در گرداب لذتهاي اين دنيا سقوط نكنند .

1386-12-01 03:16

سلام علیکم. یکی از جان-سوز-ترین وَ ماندگارترین حرفها در فیلم « آژانس شیشه-ای »که در واقع از لگد-مال شدن آرمانهای انقلاب وَ عدالت حاکی بود ، این جملهء حاج کاظم خطاب به مرفهین بی-درد وَ غفلت-زده-ها بود : « حالام اگه وجود ما خیلی ناراحت-تون میکنه ، چطوره برا همیشه بریم تو موزه »!!! ... به این آقا-زاده-های عروسک-گردان پشت پرده هم باید گفت : « اگه تحمل آثار انقلاب ، پیروان وُ محبین امام (ره) را ندارین ؛ وَ فکر هم میکنین که وجود اینها در موزه هم خطرناک است ، به بهانهء بیماریهای لاعلاج ، بفرستیدشان جائی مثل خانهء سالمندان کهریزک! چون کمتر کسی آنجا به دیدارشان میرود »! ... بعد از سلام وُ صلوات ، ادرکنی یا ابا صالح ، عـبـــد عـا صـی.