نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي جذب در بدنه قدرت و تبديل شدن به ابزار استيلا و هژموني دولت را از بزرگترين آفات جنبش دانشجويي برشمرد.
دکتر عماد افروغ در همايش " جنبش دانشجويي، رسالت کنوني" که به همت تشکل دانشجويي مصباح دانشگاه آزاد اسلامي کرمانشاه برگزار شد سخن ميگفت، با تبريک روز دانشجو به جامعه دانشگاهي کشور، آرمانطلبي و حقيقتگرا بودن را از اصليترين خصوصيات جنبش دانشجويي برشمرد و با بررسي مفهوم جنبش از زواياي مختلف اظهار داشت: مفهوم جنبش در مقاطع مختلف دستخوش تغيير و تحولات زيادي شده به طوري که يک اجماع نظر قطعي در مورد آن نميتوان ارائه کرد.
وي کاربرد مفهوم جنبش از سوي جامعهشناسان سياسي در مورد برخي از شورشها، تحت تاثير قرار داشتن مفهوم شناسي جنبش از تئوريهاي مختلف و تاثير تحولات سياسي و اجتماعي بر تعريف اين واژه را از دلايل تغييرات موجود در مفهوم جنبش برشمرد و افزود: تا قبل از فروپاشي بلوک شرق و رواج مفاهيمي چون جهاني شدن، جنبشها عمدتا ايدئولوژيک، طبقاتي و سازمان يافته بودند که بعد از آن و در
جنبش دانشجويي بايد داراي مسلک و ايدئولوژي مشخص و برگرفته از يک فلسفه سياسي مدون باشد که با لحاظ کردن همه اين خصوصيات ميتوان گفت که جنبش دانشجويي يک فعاليت از سر تفنن نيست
جريان تحولات اخير جنبشهاي اجتماعي از حالت کلاسيک فاصله و به نوعي فرهنگيتر، سيالتر و از لحاظ سازماندهي سستتر شدهاند و از سويي نيز عضويت متداخل طبقاتي را در خود دارند که باعث شده عضويت در آنها منوط به يک گرايش و طبقه خاص نباشد.
وي با لحاظ کردن تفاوت بين جنبش دانشجويي در قبل و بعد از انقلاب اسلامي ايران تصريح کرد: در پيش از پيروزي انقلاب اصلي ترين هدف جنبش، دنبال کردن موضوع سرنگوني حاکميت مستقر بود که در نهايت به استقرار نظام جمهوري اسلامي انجاميد.
افروغ با تاکيد بر اينکه نوع هدفگذاري جنبش دانشجويي بايد با توجه به اين مسئله و شرايط روز تغيير يابد، افزود: کساني که امروز به دنبال سازمان دادن بحث جنبش دانشجويي ند بايد به طور حتم فهم عميقي از انقلاب داشته باشند؛ چرا که در غير اينصورت کار آنها هزينهدار خواهد بود.
افروغ غير رسمي بودن، داشتن هدف، ايدئولوژي، مسلک و مرام، سازماندهي، رهبري، دارا بودن منابع مالي و خودجوش بودن را از مهمترين خصوصيات جنبشهاي دانشجويي و اجتماعي برشمرد و خاطر نشان ساخت: يک جنبش دانشجويي هرگز تحت تاثير قدرت قرار نگرفته و در عرصه عمومي و مردمي به طور غير رسمي فعاليت ميکند.
وي افزود: جنبش دانشجويي بايد داراي مسلک و ايدئولوژي مشخص و برگرفته از يک فلسفه سياسي مدون باشد که با لحاظ کردن همه اين خصوصيات ميتوان گفت که جنبش دانشجويي يک فعاليت از سر تفنن نيست.
وي از 16 آذر 1332 و 13 آبان 1358 به عنوان دو اتفاق سرنوشتساز در جنبش دانشجويي
دانشجويان فاتح سفارت آمريکا در آن روز تنها به سرچشمه حقيقتگرايي وصل بودند و به تنها چيزي که فکر ميکردند، اهداف و آرمانهاي انقلابي بود
ياد و تصريح کرد: اين رخدادها از نقاط عطف تاريخ مبارزاتي جنبش دانشجويي است که آنها را بايد از ساير فعاليتهاي در اين راستا جدا دانست.
وي ضمن بررسي ابعاد مختلف واقع 16 آذر، نگاه سطحي به اين رخداد را اشتباه خواند و گفت: واقعه 16 آذر جرقهاي بود که يخ خفقان بعد از کودتاي 28 مرداد را شکست و ايجاد اميدي در بقيه مبارزان به وجود آورد، به طوريکه همه جنبشها و حرکتهاي بعد که به نام دانشجو رقم خورد تحت تاثير اين واقعه و شهداي آن بود.
نماينده مردم تهران در خانه ملت گفت: شايد 16 آذر خصوصيات ذکر شده در مورد يک جنبش را در درون خود نداشته باشد، اما يک اعتراض خودجوش در جهت مخالفت با عرصه سياسي و گروههاي سياسي آن روزها بود که توانست نقش به سزايي در تحولات آتي ايفا کند که در اين راستا نميتوان پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 57 را بي تاثير از آن دانست.
وي از حرکت دانشجويي در 13 آبان 58 نيز به عنوان يک حرکت سرنوشتساز جنبش دانشجويي ياد کرد و عنوان داشت: دانشجويان فاتح سفارت آمريکا در آن روز تنها به سرچشمه حقيقتگرايي وصل بودند و به تنها چيزي که فکر ميکردند، اهداف و آرمانهاي انقلابي بود.
وي افزود: نبايد مساله را محدود به تسخير سفارت و قطع رابطه با آمريکا دانست؛ بلکه بحث احياي گفتمان حقيقتيابي و کنار زدن مصلحتگرايي اصليترين پيام اين واقعه بود.
افروغ با اشاره به نقش واقعي 13 آبان در تغيير سير سياسي و تاريخي ايران
در مقطعي نيز بار ديگر جنبش عدالتخواهانه و آرمانگرايانه حماسه ديگر را خلق کرد و جنبش سوم دانشجويي را رقم زد، اما از هشدار و تجربه دوره گذشته عبرت لازم را نگرفت و بار ديگر به واسطه وصل شدن به قدرت به عنصري توجيه گر تبديل گرديد به طوريکه همان جنبشي که تا ديروز نقد گرا بود بعد از مدتي خود نيز به موضوع نقد تبديل شد
و احياء گفتمان انقلابي اظهار داشت: اگر 13 آبان نبود ما در جنگ هشت ساله نيز توفيق نداشتيم.
اين فعال سياسي گفت: جنبش دانشجويي در بسياري از مواقع بايد جلوتر از همه حرکت کند، چرا که دانشجويان بايد به نقش خود در ايجاد شرايط مساعدت براي حقيقتيابي و آرمان گرايي عمل کنند و اين وظيفه علاوه بر دانشجويان به عهده روشنفکران است که متاسفانه توقعات را برآورده نکردهاند.
وي ابراز عقيده كرد: بخشي از کساني که 13 آبان را خلق کردند، متاسفانه به دليل ارتباط تنگاتنگ با دولت جذب قدرت و گاها مانع ظهور و بروز فعاليتهاي ديگر دانشجويي شدهاند و آزاد بودن فعاليت دانشجويان را با محدوديت مواجه ساختند.
افروغ افزود: در مقطعي نيز بار ديگر جنبش عدالتخواهانه و آرمانگرايانه حماسه ديگر را خلق کرد و جنبش سوم دانشجويي را رقم زد، اما از هشدار و تجربه دوره گذشته عبرت لازم را نگرفت و بار ديگر به واسطه وصل شدن به قدرت به عنصري توجيه گر تبديل گرديد به طوريکه همان جنبشي که تا ديروز نقد گرا بود بعد از مدتي خود نيز به موضوع نقد تبديل شد.
وي جذب در بدنه قدرت و تبديل شدن به ابزار استيلا و هژموني دولت را از بزرگترين آفات جنبش دانشجويي برشمرد و خاطر نشان ساخت: همين موضوع عامل تبديل جنبش دانشجويي به جنبش محافظه کار بوده است.
رييس سابق کميسيون فرهنگي مجلس تسلط دانشجويان بر تئوريهاي دانش شناسي را در فهم جنبش نرم افزاري مهم توصيف کرد و گفت: دانشجويان نبايد در مقابل هر ديکته علمي سکوت اختيار کنند و فعاليتهاي جنبش دانشجويي ارتباط تنگاتنگي با آزادي تفکر و انديشه داشته و لاينفک از يکديگرند.
به گزارش ايسنا وي خطاب به دانشجويان حاضر در اين مراسم داشتن يک نظريه مبارزاتي روشن را از مهمترين فاکتورهاي مورد نياز براي فعاليت دانشجويي برشمرد و با تاکيد بر لزوم در پيش گرفتن گفتمان انقلاب
اين نماينده مجلس هفتم پرهيز از ماکياوليزم و تفکر منشعب از آن که هدف وسيله را توجيه ميکند را خواستار شد و گفت: از اصول طلايي اخلاق ما اين است که هدف هرگز وسيله را توجيه نميکند.
اسلامي در اين راستا افزود: انقلاب اسلامي تنها يک حادثه سياسي نيست؛ بلکه ريشه آنرا در تفکرات و نگرشهاي عميق فلسفي ميتوان جستجو کرد.
وي افزود: دانشجويان بايد بدانند که کورکورانه و روزمره حرکت کردن آنها در فضاي فعلي جواب نخواهد داد و لذا بارور کردن انديشهها از مهمترين اولويتهاي موجود در اين زمينه است.
وي درک عميق از ضرورت نقد را از ديگر اولويتها دانست و خطاب به دانشجويان گفت: نبايد هيچگاه فعاليت دانشجويي که داراي پيوند با روشنفکري است را با حرکت يک گروه سياسي خلط کنيم، زيرا همين عامل باعث مصلحتگرا و محافظهکار شدن جنبش دانشجويي خواهد شد و لذا دانشجو بايد روشنفکر و پاسدار آرمانهاي خود باشد.
وي عدم وابستگي به گروههاي خارج از دانشگاه را از ديگر الزامات موجود در اين زمينه برشمرد و گفت: نبايد به قدرت اعتماد مطلق داشت و بايد در نظر داشت که معيارها مقدستر از فرد هستند.
اين نماينده مجلس هفتم پرهيز از ماکياوليزم و تفکر منشعب از آن که هدف وسيله را توجيه ميکند را خواستار شد و گفت: از اصول طلايي اخلاق ما اين است که هدف هرگز وسيله را توجيه نميکند.
وي نقد از درون، تحمل عقايد يکديگر و حفظ پيوند با مردم را از ديگر خصوصيات جنبش دانشجويي عنوان کرد و گفت: دانشجويان نبايد از نابودي و يا برخورد با گروه سياسي مقابل خود خوشحال شوند و بايد به طور کامل حقيقتگرايي را در دستور کار خود قرار دهند.
افروغ تصريح کرد: دانشجويان بايد زبان توده مردم باشند و بين دانش نظري و عملي پيوند لازم را ايجاد کنند