امروز پنجشنبه 25 مهر 1387
Thursday 16 October 2008
داخلی  »  مصاحبه  »  نگاه ويژه

گفتگوی هشت ساعته عدالتخانه با دکتر برزو بیطرف/ قسمت اول

عدالتِ جهانشمولِ ساختارمندِ راهبردیِ گفتمان محور

مرجع : عدالتخانه 5 شهريور 1386 ساعت 10:08
عدالتخانه: در پی استقبال شایان خوانندگان سایت از گفتگوی کوتاه مان با دکتر برزو بیطرف، محقق، مدرس دانشگاه و از مسوولین نظام، بر آن شدیم تا ضمن انجام گفتگویی مفصل با ایشان پیرامون مسائل مربوطه، نظراتشان را در مورد اهم موضوعات خواستار شویم. ایشان نیز به رغم ضیق وقت با بزرگواری ما را در دفتر کارشان واقع در زعفرانیه به حضور پذیرفتند و طی گفتگویی هشت ساعته کلیه نظراتشان را به ما منتقل کردند که از امروز به تدریج و به مناسبت های مربوطه در "عدالتخانه" منتشر خواهد شد. با این توضیح که ما با تمامی نظرات ایشان موافق نیستیم، اما به جهت اینکه مواضع جناب دکتر بیطرف لااقل با مواضع بخشی از مسوولین نظام در تماس است، انتشار این مواضع و نظرات خالی از فایده نخواهد بود. توضیح این نکته نیز ضروری است که این گفتگو طبق خواسته دکتر برزو بیطرف بدون هیچگونه حذف و اصلاح منتشر می شود، و تنها چیزی که از نوار گفتگوی ما با ایشان حذف شده، صدای خش خش نوار است.
عدالتِ جهانشمولِ ساختارمندِ راهبردیِ گفتمان محور
عدالتخانه - گروه اجتماعی(بخش طنز)

جناب دکتر! همان طور که می دانید به نیمه شعبان و سالروز میلاد حضرت امام زمان نزدیک می شویم. لطف کنید بفرمایید به نظر شما یک منتظر واقعی امام زمان در دوره غیبت چه وظیفه ای بر عهده دارد؟
سؤال خوبی پرسیدید. ببینید ما الان در یک دوره فترت به سر می بریم. فترت با ت دونقطه. از طرف دیگر امام زمان که ظهور کنند عدل را در اجتماع برقرار می کنند. به طوری که در روایت آمده گرگ و میش از یک جا آب می خورند. یعنی توجه کنید که امام زمان یک چنین جامعه ای را طراحی می کند. حالا باید از خودمان سؤال بپرسیم که آیا ما می توانیم یک چنین کاری را انجام بدهیم؟ معلوم است که نه. این کار از امام زمان بر می آید. حالا وظیفه منتظر این است که دعا کند آقا زودتر ظهور کنند. الان آیا ما به اندازه این که منتظر یک دوستی که حالا از جنس مخالف یا حتی موافق مثلاً سر قرار دیر کرده، به اندازه اون منتظر آقا هستیم؟ ما چطور ادعا می کنیم که منتظر هستیم؟ (گریه می کند). آقا اون دستمال رو بدید به من... (صدای فین). ما حقیقتاً منتظران خوبی برای حضرت نیستیم. ببینید وجود نورانی امام زمان سرشار از برکت است. ایشان نور مطلق است. ما باید دعا کنیم تا ایشان هرچه زودتر ظهور کنند. ما باید دستهای خسته مان را تا فراز آسمان سبز نیایش بالا ببریم و مرغ روحمان را در آستان پرمهر ملکوت به پرواز درآوریم، تا آشیان باز اجابت، تا فراخنای گشایش باورهای سبز. البته من خودم هم شعر می گم. قدیمترها دوستان می گفتند که باید کمک کنیم به گسترش فساد تا زمینه ظهور آماده بشود. الان خوب این را نمی شود گفت، به دلایل متعددی. یکی اینکه الان همینطور شده است. ولی باید دعا کرد. دعا، دعا و دعا.

با این توصیف از نظر شما تکلیف منتظر شامل هیچ عملی نیست؟
ببینید دعا خودش به لحاظ فلسفی یک عمل است. این با قواعد فلسفی اثبات می شود. این سؤال شما ناشی از فقر فلسفی و رویکرد غیرعلمی است. بعضی از دوستان افراطی مدام بر طبل عمل می کوبند بدون اینکه به مبانی نظری اش تأمل کنند. در حالی که هر عملی بر پایه یک نظر انجام می شود. ما الان مشکلات نظری فراوان داریم. تا اینها به سرانجام خوب نرسد ما بر چه مبنایی می خواهیم عمل بکنیم؟ مثلاً دوستان شما می گویند عدالت، اما شما آمده اید مبانی نظری و بنیان های تئوریک عدالت را تبیین کنید؟ عدالت مبنای علمیِ جامعه شناختیِ روانشناختیِ مردم شناختیِ زیبایی شناختیِ ساختارمندِ راهبردیِ دارای نگره پویای سیاسی ـ اجتماعیِ فرهنگیِ ملازم با تحولات پیچیده زمان و بنیانهای تئوریک جهانشمولِ گفتمان محور می خواهد. الان به نظر شما اگر من ماکسیمای خودم یا زانتیای همسرم را بفروشم عدالت برقرار می شود؟ یعنی بعد از آن دیگر هیچ فقیری وجود نخواهد داشت؟ این بحث به جاهای دیگری هم ربط پیدا می کند. البته مسئولین نظام همان طور که گفتم همگی ساده زیست هستند. من حتی یک مسئولی که ساده زیست نباشد سراغ ندارم. حتی خیلی از آنها یک سفر خارجه را هم برای خانواده شان جایز نمی دانند و تعطیلات آخر هفته را فقط به کیش می روند که در میهن اسلامی خودمان است. الان شما توجه کنید، در کنار دفتر من یک تجارتخانه هست که متعلق به داماد مسوولان نظام است، در طبقه چهارم هم یک شرکت خدمات جنبی هست که نسبت نزدیکی با مسوولان ندارد. مدیر شرکت طبقه چهارم یک بنز و یک بی ام و دارد و خانمش هم یک لامبورگینی توی خانه دارد. البته همه حق دارند از امکانات رفاهی بهره مند باشند. در روایت هم هست. اما مالک تجارتخانه به خاطر نسبتی که با مسوولان دارد هیچ گاه بیشتر از پرادو سوار نمی شود. پرادو در این فضا یعنی ساده زیستی. این مفاهیم را باید با فضای عمومی و عرف اجتماعی بسنجید.

حالا که بحث به اینجا رسید بفرمایید فضای عمومی و عرف اجتماعی دقیقاً به چه معناست؟
همین است که الان توضیح دادم. مثلاً در فضای تجارت و اینها بنز و بی ام و عادی است. شما نباید توقع داشته باشید که مثلاً یک تاجر سوار ماکسیما بشود. اما ممکن است مثلاً یک نقاش یا شاعر یا یک نوازنده فلوت این طور نباشد. برای همین است که بنده عرض می کنم باید هرچیز را در نسبت به مسائل پیرامونی خودش باید سنجید. این درست نیست که مبانی جامعه شناختی را به هم بریزیم. اساساً به هم ریختن مبانی کار خیلی بدیه.

ادامه دارد...
کد مطلب : 450
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-06-06 11:49

خطر داره اميد!