نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » نگاه ويژه

هر دم از این باغ بری می رسد؛

عملکرد کُردان در صدا و سیما از زبان یک کارمند سابق

9 مرداد 1387 ساعت 19:52

مرجع : وبلاگ حاجی واشنگتن

در دوران کردان، عزیز پروری در سازمان به شدت شایع بود. اگر عزیز نبودی، کلاهت پس معرکه بود، مگر این که مازندرانی بودی! عملکرد مالی سازمان هم به شدت غیرشفاف بود. تحقیق و تفحص مجلس ششم هم که آخرش به سنگ خورد!

لاریجانی که از صدا و سیما رفت، تغییر معاونت اداری-مالی یکی از مهم ترین تحولات برای کارکنان این سازمان بود.

نام کردان برای بسیاری از کارمندان سازمان معادل با نظام اداری فشل، نگرانی دائمی از بی کار شدن، تحقق نیافتن انتظار سالیان طولانی برای تغییر وضع استخدامی از روزمزد و حق الزحمه به یک پله بالاتر و … بود. تعداد کارمندان حق الزحمه ای و روزمزد سازمان در آن دوران به حدی بود که اگر لاریجانی اراده می کرد، می توانست از آنها ۳ لشگر پیاده تشکیل بده و کاخ ریاست جمهوری رو فتح کنه!

در دوران کردان، عزیز پروری در سازمان به شدت شایع بود. اگر عزیز نبودی، کلاهت پس معرکه بود، مگر این که مازندرانی بودی! عملکرد مالی سازمان هم به شدت غیرشفاف بود. تحقیق و تفحص مجلس ششم هم که آخرش به سنگ خورد!

تقدسی نژاد که جای کردان رو گرفت، وضع آدم هایی مثل من عوض نشد. همچنان حق الزحمه ای باقی ماندیم. عوضش تعداد زیادی از بچه ها رابطه استخدامی مشخص تری پیدا کردند که تحول خوبی بود. همین که در اتاق تقدسی نژاد گاهی به روی بچه ها باز می شد، خودش تحول مهمی بود!

وقتی احمدی نژاد رئیس جمهور شد، بارها سعی کرد برای آن چه که مافیای نفت می نامید، شاخ و شونه بکشه. وقتی کردان قائم مقام وزارت نفت شد، فهمیدم آن حرفاش درست مثل قضیه هاله نور از سر نفخ شکم بوده.

کردان از صدقه سری لاریجانی در نظام رشد کرده است. وزیر کشور شدنش یعنی قدرت گرفتن ارباب سابق در دولت. انتخابات ریاست جمهوری هم که در راه است و وزیر کشور مجری این انتخابات. احمدی نژاد یا حواسش نبوده و یا این که لاریجانی قصد نامزدی ندارد.

راستی یادم رفت بگم کردان "بیزنس من" خوبی هم هست و خدا رو شکر وضعش توپه توپه. یک بار، در یکی از مناسبت های دینی، همه کارمندان معاونت سیاسی (منظورم کارمندان رسمی، قراردادی، حق الزحمه و آس و پاس است) مورد الطاف کریمه قرار گرفتند و هر کدام یک گونی برنج، چند کیلو مرغ و پرتقال گرفتند. بعدا شنیدیم این مرغ ها مال مرغداری آقای کردان بود. تاریخ دقیق این مناسبت رو به یاد ندارم ولی خاطرم هست که همزمان با شیوع آنفولانزای مرغی بود!