داخلی » يادداشت » جبهه مقاومت جهانی
آینده اسرائیل از نگاه نخبگان و روشنفکران اسرائیلی؛
نخبگان اسرائیل و نظریه "پایان کیان صهیونیستی"
6 خرداد 1387 ساعت 11:37
مرجع : عدالتخانه
بر خلاف عقیده ای که تهیه کنندگان جشن های شصتمین سالگرد تاسیس اسرائیل به تصویر کشیده اند، بسیاری از نخبگان این کیان نسبت به آینده آن دچار شک و تردید هستند و بطور آشکار تنها عامل مشترک بین دو قطب جامعه اسرائیل، ترس و شک آنها نسبت به رهبران این کیان در هدایت و به ثمر نشاندن این نهال نوپا در میان حوادث و خطراتی است که از هر سو آنها را احاطه کرده،
عدالتخانه - گروه زبان های خارجی
نویسنده: صالح النعامی
مترجم: سارا مومنی
در کیان صهیونیستی هنگامی که "آمنون روبنشتاین" لب به سخن می گشاید بسیاری از مردم مشتاقانه به سخن او گوش فرا می دهند. وی به عنوان شخصیتی که پست های مهمی وزیر آموزش و پرورش و وزیر عدل را داشته، همواره در بین نخبگان اسرائیلی، صرفنظر از گرایش های سیاسی و فکری آنها دارای احترام زیادی بوده است. وی در مصاحبه رادیویی که در اواسط آوریل داشت با پیش بینی نابودی اسرائیل و عدم امکان حیات طولانی مدت این کیان، همه را متعجب و دهشتزده کرد.
در حقیقت "روبنشتاین" اولین کسی نیست که به این نتیجه گیری رسیده است. همزمان با جشن شصتمین سالگرد تاسیس کیان اسرائیلی گروهی ازاندیشمندان و متفکرین اسرائیلی نیز چنین پیشگویی های بدبینانه و منفی را نسبت به آینده و ادامه حیات این رژیم اعلام کرده اند.
روز به روز بر تعداد متفکرین سیاسی و صهیونیست که بطور آشکار و علنی عقیده خود را مبنی بر فراموشی ابدیت برای این رژیم ابراز داشته اند اضافه می گردد. از آنجایی که این پیشگوئی ها بطور عمومی و همه گیر در سراسر کیان اسرائیل شایع شده، روزنامه نگاران آن را به عنوان "صحنه های پایانی عمر این کیان" تعبیر کرده اند. این پیشگویی ها کم کم جایگاه خود را در جامعه باز کرده، زیرا از یک سو، عدم اعتماد به نفس رهبران این کیان برای اداره آن نشان داده و از سوی دیگر نقش مهمی در مراکز تصمیم گیری این رژیم از آغاز زمان تاسیس آن داشته و تنها نظریه خاص عده ای روشنفکر در حاشیه جامعه صهیونیستی نمی باشد.
نخبگان اسرائیل معتقدند نظریه "پایان کیان صهیونیستی" بر اساس سه فاکتور مهم استوار است:
1- تهدیدات خارجی
2- فقدان اعتماد نسبت به آینده اسرائیل
3- جامعه چند قطبی در حال فروپاشی از داخل
روبنشتاین معتقد است که اسرائیل در مواجهه با تهدیدات عربی شکست خورده و نیز نتوانسته آرزوی فلسطینیان را در احقاق حقوقشان از راه پایداری و مقاومت در برابر این کیان سرکوب و ناامید نماید و لذا جبهه مقاومت فلسطین روز به روز قوی تر و حس مبارزه و مقاومت برای باز پس گیری حقوقشان روز به روز بیشتر تقویت می گردد.
"ناهوم بارنی" یکی از مفسرین پر تیراژترین روزنامه اسرائیلی- یدیعوت احرونوت- و کسی که در جنگ 33 روزه علیه لبنان از روز نخست پیش بینی شکست اسرائیل را نموده بود در این رابطه می گوید: "هر چند امروز اسرائیل از نظر اقتصادی و نظامی بسیار قویتر از قبل می باشد ولی جامعه اسرائیل اعتماد به نفس خود را از دست داده است. بارنی در یک مقاله ای که در 19 فوریه به چاپ رساند حکایت جالبی را در این خصوص نقل می کند و می گوید که "دانیل گوردیس" که یک نویسنده یهودی آمریکایی است حکایت این امید از دست رفته نسبت به آینده اسرائیل را به خوبی منعکس می کند. وی چند ساعت قبل از سفر به لس آنجلس نزد یک طبیب می رود تا نسخه دارویی از وی بگیرد. طبیب از شغل او سوال می کند و وی پاسخ می دهد که نویسنده است. سپس طبیب از او می پرسد در چه باره چه موضوعی می نویسد و دانیل در جواب می گوید درباره آینده اسرائیل. سپس طبیب لبخندی زده و می گوید اوه الان متوجه شدم، پس شما داستان های کوتاه می نویسید!"
بارنی سپس می گوید: "پاسخ این طبیب نشان دهنده جو عمومی و چارچوب فکری جامعه اسرائیل را نشان می دهد و این همان احساس "به پایان رسیدن عمر این کیان" می باشد. حتی اگر کسی نگوید که این یک احساس همگانی و فراگیر است ولی به هر حال نشان دهنده نوعی یأس عمومی و سرخوردگی در جامعه اسرائیل می باشد که منشاء آن احساس شکست در جنگ 33 روزه و یا ترس از شکست از جنگ آینده نبوده بلکه ریشه ای عمیق تر دارد."
بارنی معتقد است سخن از قدرت اقتصادی و نظامی اسرائیل به نوعی انحراف افکار عمومی است. زیرا علی رغم ثبات اقتصادی و قیمت های سر به فلک کشیده مسکن و زمین و ارتش قوی و کیفیت بالای دانشگاه ها و موسسات آموزشی، این کیان قادر نیست امنیت کافی برای شهروندان خود به وجود آورده و به آنها اجازه زندگی طبیعی را نمی دهد. بارنی تاکید می کند که اسرائیل تنها کیانی در کل جهان است که هنوز موجودیت آن زیر سوال بوده و محل شک و تردید است. در حالی که حرکت خودجوش و ملی فلسطین(حماس) بسیار جوانتر از کیان صهیونیستی است با این حال هیچ کس در عالم تا کنون نسبت به قانونی بودن آن کمترین شک و تردیدی ندارد و در همین حال، اسرائیل با داشتن این همه قدرت اقتصادی و نظامی و حمایت غرب و آمریکا، همچنان به لحاظ حق موجودیت تحت سوال است، ضمن این که این تفکر تنها در بین عرب و مسلمانان وجود ندارد بلکه بسیاری از کشور های اروپایی و غربی و شرقی نیز موجودیت اسرائیل را زیر سوال برده اند.
با این حال متفکرین اسرائیل تنها به بیان این عقیده بسنده نکرده بلکه برای اثبات نظریه خود لیست بلند و بالایی از عواملی را که این نظریه را تقویت می کند نیز تهیه کرده اند. "ابراهام تیروش" وزیر خارجه دومین حکومت اسرائیلی که "مناخیم بگین" سرپرستی آن را به عهده داشت در مقاله ای که در تاریخ 28 فوریه در روزنامه "معاریو" به چاپ رسید این گونه بیان می کند: "از میان عواملی که بیانگر فروپاشی کیان صهیونیستی است می توان به توقف آژانس یهودی از اقناع یهودیان برای مهاجرت به اسرائیل نام برد و این به معنای آن است که این آژانس دیگر به عقیده ماموریت و وظیفه خود پایبند نیست و برای آن تلاش نمی کند." وی اضافه می کند حتی یهودیان سراسر دنیا اکنون اعتقاد دارند که امنیت آنها به لحاظ عقیده یهودی ستیزی مسلمانان، هنگامی که در کشورهای پراکنده و مختلف زندگی می کنند، به مراتب بیشتر از زمانی است که به اسرائیل مهاجرت کنند.
رئیس سابق پارلمان اسرائیل "روفی ریفلین" که ریاست حزب لیکود را نیز بر عهده دارد مثال دیگری را که نشانه یاس و سرخوردگی یهودیان در جامعه اسرائیل است بیان می دارد. ریفلین می گوید افزایش تعداد کسانی که برای دریافت پاسپورت یکی از کشورهای اروپایی تلاش می کنند تا به هنگام جنگ بتوانند به آسانی خاک این کیان را ترک کنند، نشان می دهد که ساکنین این کیان عمیقا بر این باور و عقیده هستند که این کیان رو به زوال و نابودی است. ریفلین سپس می گوید این تفکر بی شک بر روی آمادگی و اعتقاد یهودیان برای خدمت سربازی و خدمت در ارتش و بالاتر از آن بر روی عقیده مبارزه و جانفشانی برای حفظ امنیت این کیان تاثیر منفی خواهد گذاشت. این امر همچنین تاثیر منفی بر روی همبستگی بین اسرائیلیان گذاشته بطوری که موجب اختلافات و صف بندی های قومی و طایفه ای در داخل این کیان گشته است.
همچنین برخی از ناظران سیاسی معتقدند عدم تمایل و رغبت یهودیان برای مهاجرت به اسرائیل در سال های اخیر نشان می دهد که "افسانه های" صهیونیستی که برای تشکیل و تاسیس این کیان ساخته و پرداخته شده بود، دیگر جذابیتی در بین یهودیان جهان ندارد. "یولی گلداشتاین" که رهبر بزرگترین گروه یهودیان مقیم کاناداست در مقاله ای که در روزنامه "ها آرتص" منتشر شده می گوید: امروزه هیچ کس فریب این گفته که "اسرائیل آخرین و تنها پناهگاه یهودیان برای دفاع از آنها در مقابل دشمنان یهود و یهود ستیزی است" را نمی خورد. وی می گوید اسرائیل تلاش زیادی کرد تا مجموعه های بزرگی از یهودیان اتحاد شوروی سابق را به اسرائیل انتقال دهد. اما این عده به پس از ورود به اسرائیل و بررسی شرایط زندگی در آن، به زودی دریافتند این کیان برای زندگی آنان مناسب نبوده و لذا به کانادا مهاجرت کردند. آیا هیچ دلیل منطقی وجود دارد که این عده دوباره به اسرائیل بازگردند؟
در نظر بسیاری از یهودیان، وجود جامعه دو قطبی شدید به لحاظ نژاد و فرهنگ و گرایش های دینی در داخل کیان صهیونیستی تهدید بزرگی برای آینده این کیان است. "دیوید بن گوریون" اولین نخست وزیر اسرائیل از همان ابتدا این موضوع را درک کرده بود که موفقیت پروژه تاسیس این کیان در گرو ذوب و یکی شدن نژادها و فرهنگ های مهاجرین و ایجاد یک هویت ملی و فرهنگی واحد است. بن گوریون این نظریه را "دیگ ذوب نژادی" نام نهاده و معتقد بود که تنها با پیروی از این نظریه می توان دوام و بقای این کیان را تضمین نمود. "مولی بیلیگ" یکی از متفکرین صهیونیستی معتقد است که این نظریه با شکست سختی مواجه شده کما اینکه امروزه شاهدیم جامعه اسرائیل دچار حالت دو قطبی شدید به لحاظ نژاد و فرهنگ گردیده و این انشقاق و پراکندگی تاثیر زیادی بر روی اختلافات و درگیری بین این دو قطب در خصوص مساله رابطه بین دین و دولت (سیاست) شده است.
بعد از گذشت شصت سال از تاسیس این کیان دو قطب اصلی در این مجتمع به چشم می خورد که عبارتند از یهودیان شرقی و یهودیان غربی. "یهودا شنهوا" پژوهشگر مرکز مطالعات اجتماعی معتقد است که اختلاف عمیق بین یهودیان شرقی و غربی به منزله دیوار بتونی بلند و سختی است که ناشی از احساس تلخ یهودیان شرقی در مورد بی توجهی و اهمال دولت نسبت به وضعیت زندگی و مناطقی است که در آن ساکن هستند. بالا بودن نرخ بیکاری و نسبت زیاد یهودیانی که زیر خط فقر زندگی می کنند موجب افزایش جرم و جنایت های سازمان یافته در این مجتمع شده بطوری که تبعیض بین یهودیان شرقی و غربی این حس را در بین یهودیان شرقی ایجاد کرده که آنها از ابتدای تاسیس این کیان تنها عوامل و ادواتی برای اجرای سیاست های توسعه طلبی رژیم صهیونیستی بوده اند.
نزیه بریک، استاد رشته علوم اجتماعی دانشگاه حیفا می گوید که اختلاف بین یهودیان شرقی و غربی با گذشت زمان شدید تر و عمیق تر می شود و این گروه روز به روز بیشتر احساس آزار و شکنجه شدن و تحقیر و توهین و ناامیدی و ناکامی و بیگانگی و غربت در این کیان را تجربه می کنند. احساس نا امیدی و ناکامی در این گروه بیشتر به دلیل آن است که احساس می کنند ارزش های فرهنگی و اجتماعی آنان در این کیان نادیده گرفته می شود. "گلدا مائیر" معتقد است که یهودیان غربی هنوز به چشم حقارت به یهودیان شرقی می نگرند و فرهنگ و ارزشهای اجتماعی آنها را به سخره می گیرند و آنها را داری فرهنگ پست می خوانند. "بریک" همچنین معتقد است که جایگاه اجتماعی پایین این گروه از یهودیان در سلسله مراتب اجتماعی و دوایر دولتی، انعکاسی از تبعیض دائمی علیه این گروه است. و لذا شکست نظریه "دیگ ذوب نژادی" بن گوریون نتیجه تبعیض و توجه خاص صهیونیسم به گروه یهودیان غربی بوده و این تبعیض موجب از بین رفتن مفهوم "هویت اسرائیلی یکسان برای همه مهاجران" است که توسط نظریه پردازان موسس این کیان پایه ریزی شده بوده است.
از علائم دو قطبی بودن در کیان اسرائیلی می توان به نحوه زندگی روس های مهاجر اشاره کرد. این گروه که حدود بیست درصد مهاجران را تشکیل می دهند خصوصیات خاص مجتمع خودشان را داشته و مایلند در مناطق مستقل و جدای از دیگر نژادهای اسرائیل زندگی کنند. ویژگی های فرهنگی آنها باعث شده برای خودشان نظام فرهنگی خاص ایجاد کنند و دارای مدارس مستقل و آمفی تئاترها و سینماهای خاص خودشان بوده و از زبان روسی برای گفتگو و نیز وسایل ارتباطی خاص خود بهره می گیرند و روزنامه و مجلات و شبکه تلویزیونی به زبان روسی دارند.
"دان اوریون" معتقد است که خودداری مهاجران روسی از یکپارچه شدن با مجتمع یهودی نشانه تضاد منافع و مصالح این گروه با دیگران در جامعه اسرائیل بوده و بر همین اساس، آشکار و در خفا برای حفظ اساس روابط اجتماعی و طبقاتی خود، با دیگر گروه ها مبارزه می کنند.
علاوه بر این، مذهب یهودی که نقش مهمی را در گرد هم آوردن نژادهای مختلف از سراسر دنیا تحت اسم شهروند اسرائیلی داشته، یکی دیگر از عوامل شکست نظریه "دیگ ذوب نژادی" می باشد. "عوزی بنجامین" معتقد است که با گذشت شصت سال از تاسیس کیان صهیونیستی هنوز شکاف عمیقی بین یهودیان متدین و سکولار وجود دارد. این شکاف به قدری است که یهودیان غربی در روزنامه و رسانه های خود یهوریان شرقی را "حشرات" و "حیوانات" خطاب می کنند. این در حالی است که یهودیان غربی تنها یک سوم جمعیت اسرائیل را تشکیل می دهند و در عین حال دو سوم دیگر جمعیت را مجبور به زندگی با عقاید و پیروی از آداب و رسوم و سیاست های خود کرده اند.
تبعیض دیگر بین یهودیان شرقی و غربی و یا به عبارت دیگر یهودیان متدین و سکولار این است که یهودیان متدین از خدمت سربازی معاف می باشند و غالبا در شهر های بزرگ زندگی می کنند اما یهودیان شرقی اجبارا به خدمت سربازی رفته و در شهرک های حاشیه ای و حاشیه شهرهای بزرگ سکونت داده می شوند که غالبا با خطرات هجوم از سوی مقاومت فلسطین روبرو می گردند. و این بدین معناست که وظیفه حفظ و حراست و توسعه طلبی کیان صهیونیستی و مقابله با دشمن و جنگ با فلسطینیان اجبارا بر دوش یهودیان شرقی گذاشته شده در حالی که یهودیان غربی که غالبا از آمریکا مهاجرت کرده و دارای سرمایه زیادی هستند به کسب و کار و تجارت اشتغال دارند.
اختلاف دیگر بین این دو گروه آن است که یهودیان متدین غربی معتقدند که باید برای افزایش نسل یهود بیش از هشت فرزند بدنیا بیاورند در حالیکه یهودیان شرقی که سکولار هستند غالبا خانواده های کم جمعیت تک یا دو فرزند دارند و همین باعث اختلاف زیاد و انتقاد شدید یهودیان غربی متدین از یهودیان شرقی سکولار شده است. همه این اختلافات و عوامل باعث شده تا یهودیان شرقی خود را عامل و ادوات دست یهودیان غربی برای اهداف توسعه طلبانه و افراطی آنها بدانند و دچار نوعی احساس سرخوردگی و ناامیدی و یاس در جامعه اسرائیل شده اند. و بر همین اساس می بینیم که در سال های اخیر این گروه مهاجرت معکوس داشته اند.
بنجامین سپس در مقایسه ای ملموس می گوید در دهه های پنجاه و شصت هر دو گروه یهودیان متدین و سکولار در شهر هایی مثل قدس و تل اویو و حیفا در کنار هم زندگی می کردند در حالی که امروز این دو گروه نمی تواند حتی در محله های نزدیک به هم زندگی کنند و نزدیک شدن آنها به یکدیگر موجب درگیری های شدید فیزیکی بین آنها خواهد شد. در نتیجه هر یک از دو گروه تمایل دارند در محله های خاص خود و دور از هم زندگی کنند.
نتیجه آنکه بر خلاف عقیده ای که تهیه کنندگان جشن های شصتمین سالگرد تاسیس اسرائیل به تصویر کشیده اند، بسیاری از نخبگان این کیان نسبت به آینده آن دچار شک و تردید هستند و بطور آشکار تنها عامل مشترک بین دو قطب جامعه اسرائیل، ترس و شک آنها نسبت به رهبران این کیان در هدایت و به ثمر نشاندن این نهال نوپا در میان حوادث و خطراتی است که از هر سو آنها را احاطه کرده، حوادثی که یاد آور خاطرات تلخ تاریخ قدیم و جدید یهودیان است.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع:
http://www.naamy.net/view.php?id=688
الإستقطاب....كدليل على فشل المشروع الصهيوني!!!
جامعه دو قطبی دلیلی بر شکست پروژه صهیونیسم!!
مقاله انگلیسی:
http://weekly.ahram.org.eg/2008/897/sc1.htm
This state cannot survive""