امروز سه شنبه 16 مهر 1387
Tuesday 7 October 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

آسیب شناسی ساختاری مجلس - قسمت اول

مکانیسم فعلی انتخابات مجلس نخبه زداست

مرجع : عدالتخواهی 6 بهمن 1386 ساعت 22:56
تا امروز بدون هیچ تعارفی کسی می تواند در انتخابات مجلس برنده بشود که دو تا خصلت داشته باشد: یا توان حجم انبوه تبلیغات را داشته باشد، و یا از گذشته چهره مشهور و ماندگاری باشد. تعداد کسانی که از گذشته چهره مشهوری هستند تعداد مشخصی اند معمولا کسانی اند که مسئولیت های اجرایی کلان داشتند، همیشه در رسانه بودند و خود همین یک آفت هست
مکانیسم فعلی انتخابات مجلس نخبه زداست
مکتوب ذیل، متن کامل سخنان دکتر کوشکی در جلسه هفتگی جنبش که در آن به "آسیب شناسی ساختاری مجلس" پرداخته شده است که بخش اول آن تقدیم می گردد.

بسم الله الرحمن الرحیم

در خصوص مجلس هفتم ما از دو زاویه کلی می توانیم نگاه کنیم: (در واقع ایرادات و مشکلاتی که به مجلس هفتم وارد است.) یک بخش ایرادات و اشکالات ساختاری مجلس شورای اسلامی است. یعنی ربط مستقیمی به مجلس ششم، پنجم یا هفتم ندارد و تا وقتی این اشکالات مبنایی و ساختاری حل نشود، مجلس هشتم و نهم و مجالس بعدی هم از این آسیب ها رنج خواهد برد. یعنی ما این اشکالاتی را که از مجلس هفتم مشاهده می کنیم وقتی که پیگیری می کنیم، ریشه یابی می کنیم می بینیم که بعضی از این اشکالات به اینکه چه کسی نماینده باشد مرتبط نیست. این طراحی ساختار مجلس مشکل دارد. یک بخشی هم برمی گردد به اینکه چه کسانی برگزیده شدند. به همین خاطر هر چقدر ما سعی کنیم نمایندگان مطلوب تری را روانه مجلس کنیم تا این اشکالات ساختاری و مبنایی برطرف نشود باز هم مجلس در انجام وظایف خودش ناتوان خواهد بود. 

در این جلسه سعی می شود پیرامون اشکالات ساختاری مجلس صحبت شود. آن قسمتی که از ابتدای انقلاب تا الان نقطه ضعف مجلس محسوب شده و هر روز که گذشته خودش رو بیشتر نشان داده و به نوعی پاشنه آشیل مجلس حساب شده، همین اشکالات ساختاریست که من سعی می کنم به این قسمت بیشتر بپردازم. 

اگر از ابتدایی ترین قسمت شروع کنیم بحث مکانیسم انتخابات مجلس هست. مکانیسم انتخابات مجلس عملا به صورتی طراحی شده که فضا برای ورود نخبگان و کسانی که به تعبیر حضرت امام عصاره فضایل ملت باشند فراهم نیست. مکانیسم فعلی برای اینکه افراد بتوانند وارد فضای قانون گذاری و قوه مقننه بشوند، عملا نخبه زداست. نخبه به معنی مثبتش یعنی به معنای اینکه کسانی که واقعا به تعبیر حضرت امام عصاره فضایل ملت باشند. یعنی فاضل باشند. شرایط شرایطی نیست که فضلا بتوانند وارد مجلس بشوند. حالا منظور از فضلا کسانی است که در واقع لیاقت ورود در این عرصه قاونو گذاری و نظارت را داشته باشند. چه دلایلی وجود دارد؟ 

یکی اینکه شرایطی که برای نامزدی در انتخابات بود – تا همین مجلس هفتم- شرایط بسیار سطح پایین و به تعبیری سخیف و مبتذلی بود. می دانید ما تا یک مقطعی شرط ورود به مجلس شورای اسلامی سواد خواندن و نوشتن بود و سن 25 سال. حالا من نمی دانم کسانی که این قانون را وضع کردند در چه فضایی بودند، شاید برای مبارزه با مدرک گرایی بوده، نمی دانم چه شرایطی بوده ولی به هر حال خیلی تاسف آور است. بعد این شرایط اصلاح شد و تبدیل شد به این مجموعه شرایطی که می گویم یعنی تا مجلس هفتم یعنی کسانی که وارد مجلس هفتم می شدند باید این شرایط را می داشتند: مدرک کاردانی و سن 30 سال. 

خوب می بینیم که خود همین فضا را باز می کند که کسانی بیایند که به تعبیر گفته شده اهل فضیلت نباشند، عصاره فضایل ملت نباشند. حتما در بین کسانی که مدرک کاردانی به پایین دارند یا مدرک ندارند و زیر 30 سال هستند می شود آدمهای فاضلی را پیدا کرد اما توجه کنید به هر حال ما باید امر کیفی فاضل بودن را با یک شاخصه های کمی بسنجیم. یعنی یا باید شورای نگهبان یا وزارت کشور که نامزدها را غربال گری می کنند این قدر حشر و نشر با حجم انبوه نامزدها داشته باشد که مثلا تشخیص
مکانیسم فعلی برای اینکه افراد بتوانند وارد فضای قانون گذاری و قوه مقننه بشوند،عملا نخبه زداست. نخبه به معنی مثبتش یعنی به معنای اینکه کسانی که واقعا به تعبیر حضرت امام عصاره فضایل ملت باشند. یعنی فاضل باشند. شرایط شرایطی نیست که فضلا بتوانند وارد مجلس بشوند.
بدهد که این آقا علیرغم اینکه زیر 30 سال دارد یا علیرغم اینکه مدرک دیپلم دارد ولی آدم فاضلی است. یعنی توانایی دارد که وظایف تخصصی کارشناسی مجلس را به خوبی انجام دهد و می بینیم که چنین امکانی وجود ندارد. 

اصلا منظورم این نیست که کسی که مدرک کارشناسی ارشد دارد حتما آدم صالحی هست ولی منظورمان این هست که به هر حال شما بیایید و برای نمایندگی مجلس حداقل یک شرایطی را بگذاریم؛ مثل دبیر آموزش و پرورش، در حد یک کارشناس ساده ای که توی هر وزارتخانه ای حضور دارد و کار کارشناسی می کند. وقتی که ما می بینیم که مجلس قرار است برای کل کشور قانون گذاری کند در همه عرصه ها یعنی در تک تک عرصه های تخصصی مجلس باید قانون گذاری کند و بعد بیاید نظارت بکند بر حسن اجرای قوانین، خوب ما چطور کسی را که یک کارشناسی ساده در یک وزارت خانه است برای استخدامش حداقل مدرک کارشناسی ارشد قرار می دهیم. اما حالا برای کسی که می خواهد قانون گذاری کند و نظارت کند بر حسن اجرای این قوانین مدرک کارشناسی می گذاریم، اینکه مجلس مجبور شد این قانون را اصلاح کند و در حد کارشناسی پایین بیاورد و البته حالا گفتند که اگر کسی سابقه اجرایی داشته باشد مدرک کارشناسی و اگر نداشته باشد کارشناسی ارشد. 

این اولین مشکلی است که کسانی که می خواهند وارد مجلس بشوند در واقع خوب غربالگری نمی شوند. نامزدها، نامزدهای مناسبی گزینش نمی شوند. شرایط، شرایط خیلی سهل و عامی هست و این شرایط سهل و عام عملا باعث می شود که مجلس مشکلاتی پیدا کند که بعدا خدمتتان عرض می کنم. یعنی به تعبیر خیلی ساده می خواهم بگویم، آن دقتی که در انتخاب مسئولین اجرایی می شود، مثلا دقت بشود کسی که در حوزه وزارت نفت می خواهد وزیر بشود حتما باید سوابقی داشته باشد، آشنا باشد، تخصص خاص داشته باشد، این دقت در حوزه کسانی که به عنوان نامزد برای مجلس معرفی می شوند تقریبا رعایت نمی شود و خیلی مجلس از این نظر ضربه خورده و می خورد.

بحث بعدی اینکه نظارتی که شورای نگهبان انجام می دهد، این نظارت هم متاسفانه روش صحیحی نیست و باعث می شود افرادی وارد مجلس بشوند که به دلایل متفاوت مشکلات جدی داشته باشند. روزنامه کیهان 2 هفته پیش تعبیری را بکار برده بود که این تعبیر، تعبیر درستی بود اما بکار بردنش خیلی مشکل داشت. گفته بود شورای نگهبان تحت فشار بعضی افراد را تایید صلاحیت کرده بود برای نامزدی انتخابات مجلس هفتم، تعبیر درستی بود. مثلا یکی از نمایندگانی که به فساد اقتصادی مشهور بود در مجلس ششم، و خوشبختانه از جناح موسوم به اصولگرا هم بود، یعنی جناح موسوم به راست، شورای نگهبان اول ایشان را تایید نکرد، زیر فشار ایشان را تایید صلاحیت کرد و ایشان در مجلس هفتم هم خوشبختانه یکی از چهره های شاخص فساد اقتصادی بود. 

مردم عادی به هر حال امکانات اطلاعاتی و امکانات پشتیبانی اطلاعاتی ندارند که سوابق افراد را بدانند و شورای نگهبان و وزارت کشور وظیفه دارند به عنوان امناء ملت افراد ناصالح را از حوزه نامزدی خارج کنند. اما متاسفانه ساز و کارهای فعلی شورای نگهبان و وزارت کشور برای گزینش افراد، سازوکارهای متاسفانه مناسبی نیست. طوری رفتار می کنند که مثلا می خواهند یک گزینش خیلی ساده انجام بدهند. من حالا یک موردی بگویم، پارسال که من نامزد شده بودم، مثل یک گزینش شبیه گزینشی که من مثلا می خواهم در یک اداره عادی استخدام بشوم، آمده بودند از محله پرسیده بودند. بعد در همسایگی ما یک آقایی هست که از هموطنان عزیز کلیمی ماست، مستقیم رفته بودند از این آدم پرسیده بودند که این همسایه شما چه جور آدمی است، و ایشان هم همیشه دیده بود که ما مثلا روز قدس می رویم بیرون و ... 

به هر حال می خواهم بگویم که یک این جور رفتاری یک مقدار ساده گرفتن است. من نمی خواهم بگویم که شورای نگهبان یا وزارت کشور فقط از این مکانیسم استفاده می کنند؛ اما می خواهم بگویم که وقتی که ما برای یک گزینش ساده
آقازاده ... که به نوعی از مریدان آقای منتظری بود و از چهره های 2 خردادی، تایید صلاحیت شد و خیلی از چهره های شاخص 2 خردادی رد شدند، بعد این آقازاده یک نامه بلند بالایی نوشت خطاب به شورای نگهبان که آقای شورای نگهبان من طرفدار منتظری هستم و این مشکلات را دارم، من را تایید کردید، با این سوابق منفی و آن وقت فلان چهره شاخص 2 خردادی را رد کردید.
استخدام در یک اداره عادی همین سطح گزینش را داریم، برای نمایندگی مجلس باید سطوح خیلی پیچیده تر و جدی تر باشد. ما الان می بینیم که چهره هایی وارد مجلس می شوند که بعضا در سوابقشان مشکلات جدی داشتند و از کانال شورای نگهبان و وزارت کشور متاسفانه عبور کردند. خاطرتان باشد در مجلس هفتم یک تعداد از کسانی که نامزد شدند فقط برای اینکه در واقع شیوه گزینش را به تمسخر بگیرند نامزد شدند. 

آقازاده ... که به نوعی از مریدان آقای منتظری بود و از چهره های 2 خردادی، تایید صلاحیت شد و خیلی از چهره های شاخص 2 خردادی رد شدند، بعد این آقازاده یک نامه بلند بالایی نوشت خطاب به شورای نگهبان که آقای شورای نگهبان من طرفدار منتظری هستم و این مشکلات را دارم، من را تایید کردید، با این سوابق منفی و آن وقت فلان چهره شاخص 2 خردادی را رد کردید. چرا؟ عملا اصلا ایشان نامزد شده بود که به تمسخر بگیرد و ما می دانیم که به فرض در همین دوره هم نیروهایی که موسوم شدند به 2 خرداد، یکی از راه کارهاشان برای ورود به مجلس بعدی این است که چهره هایی را بیاورند که خیلی شاخص نیستند، مهره های رده 3 و 4 شان را بیاورند از شهرستانها، و شورای نگهبان حتما اینها را تایید صلاحیت می کند. در حالیکه اگر غربالگری شورای نگهبان و وزارت کشور دقیق باشد آن وقت کسانی وارد می شوند که به هر حال صلاحیت های اولیه را برای ورود به عرصه انتخابات داشته باشند.

بحث بعدی مکانیسم رقابت های انتخاباتی مجلس است. تا امروز بدون هیچ تعارفی کسی می تواند در انتخابات مجلس برنده بشود که دو تا خصلت داشته باشد: یا توان حجم انبوه تبلیغات را داشته باشد، و یا از گذشته چهره مشهور و ماندگاری باشد. تعداد کسانی که از گذشته چهره مشهوری هستند تعداد مشخصی اند معمولا کسانی اند که مسئولیت های اجرایی کلان داشتند، همیشه در رسانه بودند و خود همین یک آفت هست. یعنی عملا انتخابات برگزار می شود تا چرخش نخبگان اتفاق بیافتد اما در همین انتخابات به واسطه اینکه مردم به چهره های مشهور رای می دهند و خود این عملا راه را برای فعال شدن مجلس می بندد. 

ببینید مثلا در انتخابات گذشته ،آقای ... در حالی نماینده مردم تهران انتخاب شد که ایشان همزمان رییس دانشگاه ... بود و فهرست مسئولیت های رسمی و غیر رسمی طبق اون برگه انتخاباتی که ایشان توزیع کرده بود 19 عدد می شد. حالا بعضا دولتی، حزبی، غیر دولتی. خوب ایشان به مدد اینکه چهره شاخص اجرایی بود و در طول 30 سال گذشته مسئولیت های متنوعی داشت رای آورد و وقتی که ما کارنامه ایشان را به عنوان نماینده مشاهده می کنیم می بینیم که نه تنها کارنامه مثبتی نداشتند بلکه متاسفانه عملکردهای منفی هم از ایشان دیده شده است. یا مثلا خانم ...، بارها و بارها نماینده مردم ... در مجلس بود و در طول یک سال گذشته ببینیم چه عملکردی داشته، خود این ایجاد کننده مشکل هست. الان لیست نامزدهای احتمالی گروه ها را ببینید. عمدتا چهره هایی هستند که مشهورند. چرا؟ چون قبلا مسئولیت های متعدد اجرایی داشتند و این افراد حضورشان در مجلس قطعا مخل وظایف نظارتی مجلس خواهد بود. چون به عنوان چهره های لابی کننده وارد مجلس می شوند. وزرای سابق وقتی وارد مجلس بشوند من نمی دانم که چقدر بار نظارتی مجلس را افزایش خواهند داد. حالا در هر کدام از لیستهایی وجود دارد و تفاوت در این است که لیستها مال کی باشند. 

از آن طرف دومین عامل برتری در انتخابات این است که فرد قدرت تبلیغاتی بالایی داشته باشد. قدرت تبلیغاتی بالا به مدد پول فراهم می شود. نمایندگان فعلی در یک نظرسنجی که صدا و سیما انجام داده بود به طور متوسط تا 20 میلیون تومان هزینه برای انتخابات کرده بودند که خوب این نوسان خیلی بالایی داشت، بعضی ها تا 100 میلیون تومان؛ یعنی رقمی بود که خود فرد اعلام کرده بود، معمولا ممکن است که افراد آن رقم را کمتر از میزان واقعی هم اعلام کرده باشند ولی به هر حال به طور متوسط 20 میلیون تومان بود. خوب این افراد را اگر قبلا از کارمندان دولت تصور کنیم یا حتی اگر یک هیئت علمی شاخص و مبرز هم باشند، 20 میلیون تومان برای هیئت علمی شاخص و مبرز مبلغ
تا امروز بدون هیچ تعارفی کسی می تواند در انتخابات مجلس برنده بشود که دو تا خصلت داشته باشد: یا توان حجم انبوه تبلیغات را داشته باشد، و یا از گذشته چهره مشهور و ماندگاری باشد. تعداد کسانی که از گذشته چهره مشهوری هستند تعداد مشخصی اند معمولا کسانی اند که مسئولیت های اجرایی کلان داشتند، همیشه در رسانه بودند و خود همین یک آفت هست
قابل توجهی است. خوب قاعدتا این افراد فاقد همچین مبلغی هستند رقمی که عرض می کنم در تهران اگر کسی بخواهد با 20 میلیون تومان نماینده بشود، عملا هیچ چیزی نیست. در شهرهای بزرگ 20 میلیون تومان به هیچ جا نمی رسد، یعنی حداقل کف هزینه های تبلیغاتی اش را بگذارد روی 100 میلیون به بالا. 

خوب طبیعی است که این افراد باید این پول را از جایی تهیه کنند و این در واقع ورطه ای است که اینها به دام کسانی یا جریاناتی سقوط می کنند که این افراد یا این جریانات بعدا مخل وظایف نظارتی نمایندگان می شوند. حالا این افراد یا باید خودشان بروند و دست نیاز به سوی افراد متمکن دراز کنند یا افراد متمکن می آیند سراغ اینها که طبیعی است می دانید وقتی که یک فرد متمکن می آید سراغ یک نامزد نمایندگی می آید، قطعا چه اهدافی دارد. سرمایه گذاری می کند بدون تعارف؛ یا جریانی که این افراد منتسب به آنها وارد می شوند. من یادم است که یکی از آقایانی که به اصولگرایی شناخته می شود، در یک جلسه دانشجویی از ایشان پرسیدند که هزینه تبلیغاتی شما چقدر شد؟ ایشان به این مضمون چیزی گفت که من نمی دانم، مثلا ... دادند. از کجا دادند و چقدر بوده؟ ایشان برآشفته شده. حالا تازه ایشان جزء چهره های موسوم به اصولگرا هست. جریان آبادگران یا جریانی مثل رایحه خوش یا یا هر جریان دیگری از کجا هزینه هایشان را تامین می کنند؟ 

این جمله نخ نما و کلیشه ای که ما هزینه ای نداشتیم و کمک های مردمی، فقط به عنوان جمله طنز شمرده می شود. و اگر گوینده این را جدی بگوید فقط توهین به افکار عمومی است. خوب می دانیم هزینه های چند میلیاردی و بیش از این حتی اگر سطح کشور را در نظر بگیریم، این هزینه ها هزینه هایی نیست که متاسفانه منبع درستی برای تامینش وجود داشته باشد همین هزینه ها در واقع سرمایه گذاری است برای اینکه مجلس وظایف نظارتی اش را درست عمل نکند. یعنی وقتی که می بینیم یک جریان سیاسی برای انتخابات مجلس میلیاردی هزینه می کند؛ طبیعتا این جریان سیاسی کسی یا کسانی سرمایه گذاری کردند که جریان وامدار آنهاست. و در مجلس هم وقتی که به قدرت می رسد، عملا وظایف نظارتی خودش را و وظایف تقنینی خودش را نمی تواند به درستی انجام بدهد.
 
این سازوکار، سازوکار غلطی است، من اصلا معتقد به الگو برداری از جاهای مختلف دنیا نیستم. من معتقدم که متون دینی ما این قدر غنی هست که بتواند ما را تغذیه کند. من می خواهم مثال بزنم، مثال بزنم که دنیا برای رفع این مشکلات چکار کرده، هلموت کهل صدراعظم سابق آلمان غربی و بعد آلمان متحد کسی بود که 16 سال صدر اعظم آلمان بود. پدر اتحاد دو آلمان بود. و عملا یکی از چهره های مثبت سیاسی این کشور بود و حق بزرگی به گردن آلمان دارد. یعنی عملا باعث وحدت دو تا آلمان شده ایشان و یک آلمان قدرتمند را به مردم این کشور هدیه کرد. ایشان از زندگی سیاسی برای همیشه ساقط شد به خاطر اینکه به عنوان رهبر حزب خودش یک مبلغ خیلی ناچیز کمک برای هزینه های تبلیغاتی حزبش گرفته بود. یعنی مبلغ به قدری پایین بود که من خودم گفتم چقدر سیستم نظارتی بیرحمی دارند این آلمانی ها، که یک شخصی با این همه عظمت را به خاطر یک مبلغ ناچیز آن هم برای حزبش گرفته، از اعتبار ساقط کرد و این فرد عملا برای همیشه از عرصه سیاسی آلمان حذف شد.در فرانسه فهرست قوانین انتخاباتی شان را ببینید.
 
بعضی ها این کارها را می کنند اما اگر مشتشان باز بشود، آبروشان برای همیشه رفته و از عرصه رقابت های سیاسی حذف می شوند. اینکه حزب باید بگوید منابع درآمدش کجاست و از منابعی استفاده کند که قانون گذار مشخص کرده، یعنی اگر من بیایم و فلان مبلغ را همین جوری بدهم به فلان حزب فرانسوی همین افشا بشود برای ساقط کردن آن حزب کافیست. دنیا برای اینکه این مشکل را حل کنند راه کارهایی دارند. اصلا به دنبال این نیستم که از راهکارهای دنیا تقلید کنیم، اما می گویم که باید به فکر این باشیم که این عرصه هایی که باعث می شوند مجلس از ابتدا فلج بشود، جلو این عرصه ها را باید گرفت. 

یک تعبیری بکار بردم گفتم که مکانیسم انتخابات ما طوری است که این مکانیسم در
این جمله نخ نما و کلیشه ای که ما هزینه ای نداشتیم و کمک های مردمی، فقط به عنوان جمله طنز شمرده می شود. و اگر گوینده این را جدی بگوید فقط توهین به افکار عمومی است. خوب می دانیم هزینه های چند میلیاردی و بیش از این حتی اگر سطح کشور را در نظر بگیریم، این هزینه ها هزینه هایی نیست که متاسفانه منبع درستی برای تامینش وجود داشته باشد همین هزینه ها در واقع سرمایه گذاری است برای اینکه مجلس وظایف نظارتی اش را درست عمل نکند
واقع نخبه زدایی می کند، یعنی افرادی می توانند وارد مجلس بشوند که عمدتا چهره هایی هستند - که من نمی دانم چه تعبیری می توانیم برایشان بکار ببریم- آدم هایی که بیشتر با سماجت، شناخته می شوند، آدم هایی که پررو باشند. مثلا الان یکی از راه کارهایی که چند سالی است دو سه دوره در مجلس باب شده و خیلی خوب جواب داده، این هست که - مخصوصا در شهرستانها- افراد از یک سال قبل از انتخابات مجلس طرف در حوزه انتخابیه ای که قرار است در آن شرکت کند حاضر می شود و در همه مجالس عروسی مجالس ختم بدون دعوت شرکت می کند. مثل صاحب عزا پیراهن مشکی می پوشد و دم در می ایستد. با پررویی تمام. من نمی دانم چند تا آدم فاضل، چند تا آدم اهل علم، چند تا آدم کارشناس، چند تا آدم جدی حاضرند به این کارهای سخیف دست بزنند. و این یک مکانیسم رای آوردن است، یعنی غیر از اینکه فرد به عنوان بحث تبلیغات که گفتم وامدار پول های مبهم و مشکوک می شود، این هم یک مکانیسم دیگر است. یعنی عملا اگر یک فرد فاضل بخواهد در یک حوزه انتخابیه ای به ویژه در شهرستانها باید با چهره هایی رقابت بکند که این چهره ها من می خواهم بگویم دریده های سیاسی هستند. حالا این تعبیر نمیدانم رساتر از این به ذهنم نمی رسد، آدمهای دریده و پررویی که حاضرند برای یک رای هر لجاجتی را به خرج بدهند. 

در بعضی از مناطق کشور ما هنوز این وجود دارد که وقتی ایام انتخابات می شود نامزدها می روند سراغ ریش سفید طایفه ها و قبایل، و گاهی وقتها هم آن ریش سفیدها با رندی تمام رای های طایفه شان را به مزایده می گذارند. من در یکی از مناطق خبر جدی شنیدم در انتخابات مجلس هفتم که فلان طایفه با داشتن 5000 نفر رای دهنده تعیین کننده بود. در شهرستانها با 25000تا، 20000تا، 30000تا رای وارد مجلس می شوند. چون تعداد نامزدها زیاد است رای خرد می شود و فلان آدم با 20000 تا، 25000تا رای می آید به مجلس. و مثلا فلان طایفه 5000تا رای دارد. خیلی موثر است و همه گوش به فرمان رییس طایفه یا ریش سفید قبیله شان هستند. ریش سفید قیمت گذاشته بود. مثلا یک نفر مراجعه کرده بود گفته بود که ما چقدر تقدیم کنیم که در انتخابات پشت ما باشید؟ گفته بود خوب 5000تا رای داریم. شما چقدر می خواهید؟ گفته بود مثلا من می توانم به ازای هر رای 5000 تومان بدهم. گفته نفر قبلی شما 8000 تومان داده به ازای هر رای. نقدی می گیرند و قول رای می دهند و مردانه هم قول می دهند. و واقعا هم قول می دهند. تا آخر نزدیک 10000 تومان هر رایی را فروخته بود. صحبت سر این نیست که حالا این مورد بخصوص افشا بشود. نه! عرض می کنم که این ها نشان دهنده این است که اصلا فضای رقابتی فضایی مناسب نیست. 

انتخابات ریاست جمهوری یک مقداری از این فضا فاصله گرفته، چون تبلیغات تبلیغات رسانه ای شده و عملا مثلا دو تا کارشناس می شینند، گرچه انتخابات ریاست جمهوری هم ضعفهای جدی دارد. ولی می خواهم بگویم که یک مقداری از این فضا فاصله گرفته، یعنی یک فرد بدون اینکه از لحاظ سیاسی آدم دریده و پررویی باشد می تواند وارد عرصه انتخابات بشود و تا حدی می تواند امیدوار باشد که به مدد برنامه ها و نظرات کارشناسی اش لااقل رای می آورد. در حالیکه در مجلس چنین فضایی وجود ندارد. ممکن است که الان آقایونی که متصدی انتخابات مجلسند بگویند که خیلی خوب چون تعداد نامزدها زیادند ما نمی توانیم چنین کاری بکنیم. 

من می گویم خوب چرا کاری بکنیم که تعداد کاندیداها اینقدر زیاد باشد، شرایط اولیه را طوری بگذارید که نامزدها هر چه ممکن است کمتر بشوند. ببینید این یک بلیه عادی است که حالا این جزء نواقص جدی مجلسهای ما از اول تا حالا بوده، وقتی یک نفر وارد مجلس می شود بطور ابتدا به ساکن، این آدم اگر با هوش باشد باید یکی دو ماه بگذرد تا به آیین نامه داخلی مجلس مسلط بشود و معمولا یکی دو سال می گذرد، بعد می بینیم که فلان مجلسی دارد تذکر می دهد و تذکرش اصلا وارد نیست، چون آیین نامه مجلس را بلد نیست. خیلی هاشان قانون اساسی را بلد نیستند که بهش استناد کنند و اخطار قانون اساسی بدهند. خوب واقعا اینکه یک آزمونی گرفته بشود که به هر حال کسانی که می خواهند وارد مجلس بشوند لااقل قانون اساسی و ... را بلد باشند. 

به هر حال بحث اینکه چه کسانی به نمایندگی مجلس وارد می شوند یکی از مشکلاتی است که به کیفیت مجلس بطور جدی تاثیر می گذارد
رقابت، رقابت مبتذل، خوب معلوم است که آدم های فاضل شرکت نمی کنند یا اگر شرکت کنند شانسی برای برنده شدن ندارند. این تازه بحث ورودش است. این قسمت نقص جدی قوانین برای نامزدی مجلس و رقابتهای مجلس، این یکی از آفت های جدی است
و تا وقتی که شرایط فعلی وجود دارد، این به این معناست که ما توقعی که مجلس جدی، ناظر، پیگیر و مراقب را داشته باشیم، توقع بیجایی است. خیلی صریح! من می خواهم بگویم این مکانیسم اصلا اجازه ورود نخبگان به معنی واقعی به مجلس را نمی دهد. یعنی دقیقا شما باید در یک مسابقه – ببخشید - مستهجن، مبتذل و کثیف انتخاباتی شرکت بکنید، که هیچ قاعده ای ندارد، هیچ قاعده ای ندارد.
 
الان تبلیغات انتخاباتی قانونا یک هفته مهلتش است، کسی که الان می خواهد برود در رقابت های انتخاباتی شرکت کند در شهرستان ها - در اکثر شهرستان ها و استان ها - الان اگر وارد بشود(زمان سخنرانی) بازنده است. چون خیلی دیر است. رقبا تبلیغات شان را از 4 ماه، 5 ماه پیش شروع کردند. خوب حالا این وسط قانون چه سهمی دارد؟ قانونی که می گوید یک هفته فقط تبلیغات زمانش هست. و خیلی از چهره هایی که لیاقت نمایندگی مجلس را دارند ترجیح می دهند در این رقابت مبتذل، مستهجن وارد نشوند. 

اگر کسی این ابتذال را قبول ندارد باید برویم مصادیق ابتذال را نشانش بدهیم، هم در رقابت ها و هم در چهره هایی که انتخاب شدند. هم در چهره هایی که انتخاب شدند. من یک مثال می زنم ببینید که این رقابت مبتذل نتیجه اش می شود انتخاب چه فردی. یک قاعده ای مجلس دارد -حالا اینکه درست است یا غلط صحبت نمی کنم - این قاعده می گوید که هر نماینده می تواند یک نفر را به عنوان محافظ، راننده یا دستیار خودش معرفی کند و ماهی 160 تومان حقوق بهش بدهد. (این مال اول مجلس هفتم است الان نمی دانم باشد، نباشد، اضافه شده باشد، کم شده باشد.) طرف اومده و خانمش را به عنوان محافظ و دستیار خودش معرفی کرده تا این حقوق مثلا گیر خانمش بیاید. می خواهم بگویم این چه معنایی دارد! یکی دیگر اومده و چکار کرده، به مجلس گفته این 160تومان را به خودم بدهید، من خودم یک راننده استخدام می کنم. و به هر حال رایزنی کرده با بخش اداری مجلس و خودش گرفته، بعد راننده استخدام کرده با ماهی 110000 تومان. کسی که از اول برای ماهی 50000 تومان تیغ زدن راننده خودش کیسه دوخته این آدم می خواهد در مجلس ناظر باشد، محافظ قانون اساسی باشد. ما از این آدم چه توقعی داریم. نگویید این یک آدم است، اگر اینها را پیگیری کنید می بینید بیشتر از یک آدمند. این شرایط مستهجن تبلیغاتی، این شرایط مستهجن رقابتی برای ورود به مجلس، اتفاقا فقط این جور چهره ها درش برنده هستند. فقط این جور چهره ها درش برنده هستند.

چرا به نظر شما ابتدای مجلس هفتم یک فرد معلوم الحال مثل حسین ثابت موفق می شود که خیل نمایندگان مجلس را بکشاند مشهد، یادتان هست دیگر، چرا؟ یک سفر مشهد، دوشب رایگان مشهد بودن اینقدر باید جذاب باشد! که دست و پایشان را خیلی ها گم کنند و خیلی ها شاکی باشند که چرا ما را نبردید؟ خوب ببینید وقتی رقابت، رقابت مبتذل و مستهجنی هست، همین چهره ها می آیند داخل. ما چه جوری توقع داریم این آدمها بیایند، آدم هایی که الفبای نمایندگی را بلد نیستند و یاد هم نخواهند گرفت. اینها بیایند و مثلا وظایف نمایندگیشان را خوب انجام بدهند. خیلی توقع بیجایی است. 

چرا مجلس هفتم اولین جلسه ای که می گذارد، رسیدگی به تعیین حقوق و مزایا و جنس ماشین است؟ چرا مجلس ششم اولین جلسه ای که می گذارد همین است؟ در خاطرات آقای هاشمی این جلد آخری که جنجالی شد، بروید ببینید، آنجا هم اولین مصوبه مجلس دوم همین بوده که ما پیکان نمی خواهیم، عین خاطرات آقای هاشمی است، ما تویوتا کرسیدو و بنز می خواهیم. رقابت، رقابت مبتذل، خوب معلوم است که آدم های فاضل شرکت نمی کنند یا اگر شرکت کنند شانسی برای برنده شدن ندارند. این تازه بحث ورودش است. این قسمت نقص جدی قوانین برای نامزدی مجلس و رقابتهای مجلس، این یکی از آفت های جدی است. تا وقتی که رفع نشود، تا مجلس صدم هم اگر این مملکت ادامه پیدا کند، این مشکلات ادامه خواهد داشت. و هر روز زننده تر خواهد شد. 



کد مطلب : 1245
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-11-08 19:23

با سلام . اگر بشود نام اين كار را آسيب شناسي فرايند انتخابات گذاشت و از سويي فقط به ابراز نقاط ضعف و پرهيز از اراپه راه حل اكتفا نشود حركتي مقبول است . البته قدري هم بايد واقع گرا بود . علي عليه السلام فرمود : ...و لپن قل الحق فلربما و لعل.البته درست است كه دسيسه هاي انتخاباتي و تبليغات اغواگرانه يكي از آفات جدي مردم سالاري ها ست . روشنگري فرهنگي و افزايش كمي و كيفي سطح علمي و معرفتي جامعه ٬ افزايش آگاهي مردم نسبت به جايگاه نهادهاي قدرت ٬ بينش بالاي جريان شناسي سياسي و اجتماعي ٬ ايجاد حس مسووليت پذيري و ضد ارزش دانستن بي تفاوتي ٬ تقويت روحيه قناعت و پرهيز از زياده خواهي ٬ ايجاد حس خوداتكايي و باور اين كه با تلاش خود بايد به جايي رسيد و نه با پشتوانه ارتباطات و بده بستانهاي رايج و غير مقبول . امنت داري ارباب قدرت و حكومت و در نتيجه بي طرفي منصفانه و در عين حال جدي بودن در اجراي وظايف شرعي و قانوني ٬ پرهيز از مصلحت انديشي هاي سطحي ٬ تقديم اصول بر فروع و تبيين درست نيازهاي جامعه به جاي نياز سازي هاي حرفه اي و ...گر چه ياد آور مي شوم تحقق همه يا آنچه گفته آمد هزينه ها ي مادي و معنوي و تحمل محروميت ها مي طلبد كه كه بسياري از نخبگان جامعه ما در پرداخت پرداخت آن دچار رخوت اند و بعضي نيز بي اطلاع از مباني اصيل ديني و شايد گروهي عامدانه ره افراط منتهي به ناكجا آباد را در پيش مي گيرند . مشكل ديگر آن است كه نخبگان ما هم بعضا عاميانه عمل مي كنند و كردارشان مويد مثل معروف است كه ديگي كه براي ما نمي جوشد بگذار اصلا نجوشد . مرحوم نواب صفوي مي گفت آرزوي من برقراري حكومت اسلامي است و لو اينكه من رفتگر آن باشم . اما امروز بسياري مدعيان مي گويند ما اصلحيم و با بي اعتنايي به نگاه تمام دلسوزان صاحب نظر يا مي مانند و موجبات تفرقه هزيمت خود و ديگران را فراهم مي سازند و يا يا در گوشه انزوا مي خزند و بي خيال نصرت جبهه حق مي شوند . معرف است كه بعضي در نجف چاهلانه يا عامدانه تلاش كردند كه مرحوم شهيد آيت الله مدني بيرقي جداي از امام براي خود علم كند او فرمود حاضرم تمام هستي ام را در زير پاي آيت الله خميني بگذارم تا او يك پله بالا تر برود. پيشنهاد مي شود نخبگان از خود شروع كنند تا مردم به آنان اقتدا نمايند . آيا گوش شنوايي حتي در ميان داعيه داران از ارزش هاي اصيل نظام هست؟در نا اميدي بسي اميد است . خدايا آنچه خير است بر دلهاي همگان و بويژه صاحبان نفوذ كلمه الهام فرما.

1386-11-07 17:48

با سلام. با برخي از نوشته هاي شما موافقم٬ ..... اما ابتدا به چند انتقاد مهم مي پردازم:... روح مطلب شما به سمتي مي رود كه انتظار داريد افرادي كه از نظر شما شايسته هستند وارد مجلس شوند و اين اشتباه است. اصولا افرادي بايد وارد مجلس شوند كه از نظر انتخاب كنندگان و عامه راي دهندگان شايسته باشند و اگر بنا بر اين است كه افراد شايسته تري انتخاب شوند بايد بر روي فرهنگ جامعهء راي دهنده متمركز شد و آنرا تربيت كرد... مشكلاتي چون آن قبيله اي كه مثال زديد تنها از طريق ارتقاء فرهنگي قابل حل هستند و تنها زماني برطرف ميشوند كه هر فرد جامعه علاوه بر دانستن ارزش راي خود به اثر گذاري آن نيز اميدوار باشد...البته من مخالف نظارت و داشتن شرايطي خاص براي نمايندگان نيستم ولي اين قوانين بايد مدون و واضح باشند مانند شرط داشتن كارشناسي ارشد يا نداشتن سوء سابقه كيفري ولي شروطي كه بتوان در آن اعمال سليقه شخصي كرد منجر به همين مشكلاتي ميشود كه شما نام برديد و اجازه چانه زني را نيز ميدهد...فرض كنيد در انتخابات شوراهاي شهر و روستا تنها كساني بتوانند نامزد شوند كه توان جمع آوري (فرضاً) پانصد امضاء را از محله خود داشته باشند و در انتخابات مجلس تنها كساني بتوانند نامزد نمايندگي شوند كه يا عضو شورا باشند و يا از اعضاء علي البدل آن٬ در اين صورت نمايندگان از متن جامعه خواهند بود و با گذاشتن شرايطي چون داشتن مدارك كارشناسي يا بالاتر ميتوان سطح تخصصي نمايندگان را نيز كنترل نمود.... البته اين روش به مذاق بسياري از اهالي فعلي قدرت خوش نخواهد بود زيرا افراد برخاسته از متن مردم لزوماً مورد تاييد آنان نيستند.