امروز چهارشنبه 13 آذر 1387
Wednesday 3 December 2008
داخلی  »  خبر  »  نگاه ويژه

بحثی در باب "خلاء تربیت نیرو"؛

منشا مغایرت کجاست؟

مرجع : عدالتخانه 24 شهريور 1386 ساعت 3:31
ماجرای مغایرت و منشاء مغایرت همان داستان علت و معلول خودمان است. وقتی با پدیده های نامطلوب و یا به عبارتی با "مغایرت ها" موجه می شویم ساده ترین راه، برخورد با آن پدیده هاست و بهترین، اصولی ترین و اساسی ترین کار، یافتن علتها یا "منشاء مغایرت ها" و طراحی برای حل آنها و یا پر کردن خلاء شان.
منشا مغایرت کجاست؟
عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
مجید عبدالهی
ماجرای مغایرت و منشاء مغایرت همان داستان علت و معلول خودمان است. وقتی با پدیده های نامطلوب و یا به عبارتی با "مغایرت ها" موجه می شویم ساده ترین راه، برخورد با آن پدیده هاست و بهترین، اصولی ترین و اساسی ترین کار، یافتن علتها یا "منشاء مغایرت ها" و طراحی برای حل آنها و یا پر کردن خلاء شان.
در نوشتار پیشین تحت عنوان "پدیده ای به نام مشاوران جوان" سعی کردیم به پاره ای از مشکلات این فرآیند و نواقصش اشاره کنیم اما امروز فارغ از احصاء عوارض نامطلوب(مغايرت های) این پدیده، قصد توضیح یکی از منشاءهای مغایرت به نام "خلاء تربیت نیرو" را داریم. منشاء مغایرتی عام که در بسیاری از مسائل و فعالیت های مبتلا به و روزمره در کلیه شئونات کشور ما بطور جدی خودنمایی می کند.
در عرف امروز متاسفانه "تربیت"، مترادف با "آموزش" فرض شده که این خود سوء تفاهمی بسیار بزرگ است. البته درد واقعی اینجاست که این آموزش هم به واقع آموزشی نیست که پوسته ای بسیار ناقص، فریبنده و در بسیاری موارد گمراه کننده است. بحث تربیت با وجوه متنوع اخلاقی، علمی و اجرایی(کاربردی) اش را بدلیل فقدان حسن فاعلی – و در اینجا حسن قائلی- به صالحینش وامی گذاریم.
اما در باب آموزش، به بزرگترین کمبود یعنی "عدم وجود محیط کارگاهی" می پردازیم. عدم وجود محیط کارگاهی برای انتقال کلیه اطلاعات، تحلیل ها، فرآیندها، جزئیات کاری و ظرائف اجرایی به فراگیران و از همه اینها مهمتر، تمرین، ممارست و تجربه ی پیاده سازی و عملیاتی کردن این آموزش ها. به عبارت دیگر کمتر کارگاه کوزه گری برای آموزش فن کوزه گری و آزمون و خطا و خاک خوردن و نهایتا تربیت استاد کوزه گر وجود دارد و بدیهی است در چنین شرایطی هرگز نمی توان به فارغ التحصیلان رشته کوزه گری امید داشت!
بحث را در مورد مدیران‎‎‏ٌْ، خاص و در مورد مشاوران جوان، اخص کنیم؛ مدیران پیر و جوانی که پست های مختلف را در گوشه و کنار نظام "اشغال" می کنند، در کدام کارگاه و محیط کارگاهی آموزش دیده و "پخته" شده اند تا بتوانند با "تکیه بر قدرت برنامه ریزی، طراحی و اجرایشان" و با "کمک اختیارات جایگاهی شان"، دردی از دردهای مردم را دوا کنند؟ آیا این گونه نیست که ما عرصه های جدی و مسوولیت ساز و دین آور را تبدیل به کارگاه هاي آموزشی کرده ایم و امکانات، سرمایه ها و فرصت های این انقلاب و کشور را در این مسیر خرج می کنیم؟ آیا برای کسب این کار آزمودگی! بهای بسیار گزافی را نمی پردازیم؟
جوانی که فارغ از هرگونه تمرین و ممارست جدّی برای خودسازی مدیریتی به يكباره به سمت بالايي منصوب مي‌شود، ناگزیر است برای پوشش خلاء توانایی و کارآمدی خود، دست به دامن فریب بزرگ مدرک شود و یا در بهترین حالت امکانات و محیط در اختیار خود را محیط آزمایشگاهی اش بینگارد و دست به آزمون و خطا زند تا شاید کارآزموده! شود و البته در این صورت نتایج این نوع فراگیری و رفع منشاء مغایرت که خود مبتنی بر مغایرتی بزرگ چون پایمال کردن حقوق سایرین و نقض آشکار عدالت اجتماعی است، مطمئنا بسیار خطرناک و لازم الاجتناب خواهد بود.
کد مطلب : 569
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :