امروز چهارشنبه 13 آذر 1387
Wednesday 3 December 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

نیروی انقلابی کیست؟

علی رضا کمیلی

مرجع : وبلاگ آرمانخواهی 28 شهريور 1386 ساعت 1:45
براستی جامعه انقلابی که "باید همه افرادش بسیجی باشند" یعنی چه؟ آیا انقلابی گری در دانشگاه و حوزه قابل پیگیری است یا در کارگری و کاسبی و معلمی و ارتشی و کارمندی و... هم شدنی است؟ اصلا انقلابی گری یعنی چه و نیروی انقلابی کیست؟
نیروی انقلابی کیست؟
براستی جامعه انقلابی که "باید همه افرادش بسیجی باشند" یعنی چه؟ آیا انقلابی گری در دانشگاه و حوزه قابل پیگیری است یا در کارگری و کاسبی و معلمی و ارتشی و کارمندی و... هم شدنی است؟ اصلا انقلابی گری یعنی چه و نیروی انقلابی کیست؟
پاسخ صحیح به این سوال تا حدود زیادی مشکل آنانی را که مانده اند تا به کدام عرصه وارد شوند تا انقلاب را یاری رسانند و تکلیف شرعی خود را انجام دهند حل خواهد کرد و ان شاء الله حرکتشان باری را بر خواهد داشت و الگویی را ارائه خواهد داد، خواه در فیزیک هسته ای، خواه در تعلیم دانش آموزان، خواه در منبر و خطابه و خواه . . .
اصلا چه نیکوست پرسیده شود که کشور ما امروز در کدام عرصه نیازمند نیست و دستش خالی نیست؟! و آیا دینی شدن جامعه به روحانیون خوبش است یا دکتر و بنا و کارگر و معلم خوب هم می خواهد و اقتصاد و فرهنگ و نظامی گری و سیاست و ... باید همگی دینی شوند تا جامعه دینی گردد و ...؟
شناخت انقلاب: یک نیروی انقلابی در درجه اول دل سپرده انقلاب اسلامی و آرمانهای آن است و به آن بعنوان حرکتی بزرگ و الهی می نگرد که رویکرد انسان عصر جدید به سوی نور را آغاز کرد و اینک تنها گفتمانی است که راه صحیح را برای بشریت به ارمغان آورده است. شناخت این پدیده، اثرات، مبانی، شاخصها و فرصتهایش وظیفه اول این فرد است.
باور عمیق دینی: شناخت انسانی توحیدی عمیق و نگرش معرفتی صحیح به اسلام ناب و فهم تمایزات آن با اسلام های آمریکایی نیاز اصلی و اساسی یک نیروی انقلابی است تا راه جهانیان به سوی ابدیتی روشن را به درستی هموار سازد.
شناخت روز: داشتن شناخت لازم از جریانات و شرایط موجود در کشور، منطقه و جهان برای بروز عکس العمل مناسب و به موقع برای هر نیروی انقلابی ضروری است.
بصیرت کاری: شناخت نیاز جهان،کشور و مردم در زمینه و موضوع کاری نیروی انقلابی از ضروریات حرکت وی است که در نهایت به برداشتن باری از دوش انقلاب جهانی اسلام و نیازهای مبتلا به آن در عرصه های مختلف منجر می گردد.
تلاش شبانه روزی: آرمان های بلند و جهانی نیروی انقلابی وی را انسانی کم مصرف و پرتلاش می سازد که همه عمر خویش را وقف ارزشهای اصیل انسانی الهی مطلوب خویش می سازد و برای ساختن جهانی بر اساس فطرت مهیا می کند.
اخلاص: جهت و رنگ و بوی الهی نیروی انقلابی ویژگی ممیزه مهم وی از سایر جریانات انقلابی و عملگرای غیردینی و غیرالهی است، این فرد هر حرکتش را به نیت قرب الهی و برای رضایت وی انجام می دهد و از همین روست که نتیجه هر چه باشد او برنده کار است و خستگی ها و آزارها ، صبر را از او دور نمی سازد و امیدش را کم نمی کند.

کد مطلب : 613
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-06-30 01:31

برداشتها از انقلاب گوناگون است و هر تیب فکری بر طبق برداشت خود از انقلاب موضع میگیرند. انقلاب =۱- تغییر رژیم سیاسی توسط گروههائی از مردم با رهبری متمرکز. ۲- تغییر رژیم سیاسی توسط گروهی مسلح و از خود گذشته. ۳- تغییر رژیم سیاسی از درون بوسیله گروهی از نظامیان (کودتا). ۴- تغییر رژیم سیاسی بوسیله ارتشی مردمی که از خارج مرزها وارد میشود. ۵- تحول و تغییر فکر مردم. در مورد ۱ تا ۴ انقلاب خارج از مردم و مترادف با رهبری (شخص یا گروه سیاسی) است و کار مردم حفظ آن و شهادت و خون دادن برای تقویت انقلاب است. انقلابیون مطیعان و ذوب شدگان هستند که افکار خود را فدا میکنند تا افکار مسلط ( شخص یا حزب) تقویت شوند. در این چهار حالت انقلاب برای خود تعریفی مستقل از انسان دارد. در حالت ۵ تحول و تغییر مردم انقلاب نامیده میشود. پیشروها و رهبران ذوب در مردم هستند. انقلاب تعریفش در مقدار تحول مردم و در واقع در خود مردم است و چون مردم بطور طبیعی از خشونت گریزانند این نوع انقلاب عاری از خشونت است. موتور این نوع انقلاب عشق و دوستی برادری و برابری است. حس همدردی هم گیربکس آن است که نیروی موتور را به حرکت برای تغییر تبدیل میکند.

1386-06-28 18:54

لازم ميدانم بر اين موارد گفته شده مطلبي اضافه كنم . براي نشان دادن نيروهاي انقلابي ما مي بايد عملكرد افراد را در سراسر دنيا مورد بررسي قرار دهيم . چه نوع حكومتي در دنيا و به چه دليل اين ويژه گيها را دارا ميباشند ؟ و با آنچه كه در كشور خودمان اتفاق مي افتد مقايسه كنيم اين نگرش باعث ميشود همبستگي بين ما و اين نيروها بوحود آيد تا سريعتر به اهداف مشتركمان و رسيدن به جامعه عدالتخواه و انساني دست پيدا كنيم . اما شرط اصلي بحث در مورد ويژه گيها و شناخت دوست و دشمن ميباشد. به عبارت ديگر همه ميتوانند اين شعارها را بدهند اما ترازوي ما چيست آن مي بايد بحث اساسي باشد. اتفاقي كه در زمينه تكنولوژي در دنيا افتاده ناشي از بوجود آمدن فرهنگ فكري جديد ميباشد بطور مثال ( لينوكس ) سيستم آزاد اطلاعاتي كامپيوتري سعي دارد فرهنگي را در دنيا اشاعه دهد كه يكي از ويژه گيهاي مهم براي ساخت جامعه عدالتخواه و انساني است . بدين معنا كه انسان به مرحله اي از رشد و تكامل و شعور انساني برسد كه خدمت رساني بر مبناي توانائي ها باشد نه برمبناي سود به بيان ديگر كسانيكه حاضر هستند وقت و انرزى‌ خود را و توانائي هاي خود را در زمينه تكنولوژي در اختيار دنيا بگذارند تا جوانان و افراد علاقمند كه توانائي مالي براي خريد برنامه هاي كامپيوتري را ندارند نيز بتوانند استفاده كنند اين تفكر بسيار ارزنده و نياز به پشتيباني دارد چرا كه مقابل بيل گيت ها مبارزه جدي را راه انداخته . اصولا انسان مسئول مي بايد در مقابل هر توماني كه خرج مي كند احساس مسئوليت كند كه به سود چه كسي اين پول هزينه ميشود. ديگر نمونه مهم تحريم كردن همه اجناس مارك دار و فيلم هاي هاليودي است . اگر هاليود توانست فيلمي را در جهت حل معضلات بشري به دنيا عرضه كند بايد مورد حمايت قرار گيرد در غير اينصورت انسان مسئول مي بايد از هزينه كردن احتناب ورزد. رابطه بين كاخ و كوخ مي بايد تاكيد و ياد آوري شود و به اجرا در ايد. انسان ها با اين عمرهاي كوتاه نه قادر خواهند بود پولهاي انباشته شده در بانكها را خرج كنند نه قادر خواهند بود هرشب به جز يك اطاق در ده اطاق ديگر منزلشان بخوابند تنها اتفاقي كه مي افتد بعد از رفتن خود ثروت خود را براي نابودي بشر بدست رباه خواران بانكي و سرمايه داران مي دهند. ثروتي كه در يك جامعه بيمار نابرابر بر اثر دروغگوئيها ، زدو بندها ، احتكارها و براي هزينه كردن مهمانيها و غذاهاي رنگا رنگ و خريد اجناس لوكس بدست آمده كه هيجكدام از اين موارد نه تنها مشکلي از بشريت حل نمي كند بلكه اين افراد به خود و جامعه اشان ضرر مي زنند. اميدوارم روزي انسانها وارد مجلسي با غذاهاي رنگارنگ ميشوند شرمنده شوند و ياد گرسنگان باشند. و بدانند انساني كه اينقدر حريص ميشود به يك نوع غذا بيشتر احتياح ندارد و مي بايد صد جود قرص و دوا بخورد تا جبران پرخوري هاي خود را بكند. انسان انديشمند ، متفكر و بشر دوست سهم خود را نسبت به جامعه بشري با مصرف كم در همه موارد ادا مي كند. و بزرگترين ضربه را به سرمايه داراني كه خداي آنها پول است و بيمارگونه به جز پول و حرص و طمع هيچ هدف ديگري ندارند خواهد زد. ما ممكن است جلوي اين بندگان زر و زور را نتوانيم بگيريم اما لااقل با تغيير و كنترل خود به اندازه سهم خود به آنها ضربه مي زنيم . راز خوشبختي در مصرف كم و سعي در بوجود آمدن دنيائي است كه حداقل غذا ، بهداشت و خوابگاه براي همه انسانهاي دنيا بوجود آيد. اين ايده عملي و دست يافتني است اگر معيار ما در رابطه با رفتار افراد سنجيده و علمي باشد و اسير هياهوها و شعارها نشويم . باميد آنروز