چرخش در مواضع اصولي و ايدئولوژيك جريانهاي سياسي، يكي از آفتهاي جدي فضاي سياسي جامعه ماست. پس از انقلاب اسلامي، كه نقش و جايگاه راي مردم درتحولات سياسي مهم و تعيين كننده شده است به همان ميزان نيز گروههاي سياسي سعي كرده اند، در هر دوره خود را با شعارها و مطالبات مردم هماهنگ كنند، و همان شعاري را بدهند كه مردم مي طلبند. اين چرخشها اگرچه در صورتي كه به لحاظ نزديك شدن به مردم و برآورده كردن مطالبات آنها در هر دوره باشد، امري مفيد و پسنديده است اما آفت ماجرا آن جائيست كه براي برخي گروههاي سياسي نه برآورده شدن مطالبات مردم، كه رسيدن به قدرت و يا استمرار قدرت ونفوذ حزبي است كه مهم است و متاسفانه در اين سالها گاه شاهد بودهايم برخي شعارها نظير آزادي، اصلاحات و يا عدالتخواهي و اصولگرايي و ... از زبان گروههايي بيان شده است كه سابقه برخي از آنهاهيچ مناسبتي با اين شعارها و آرمانها نداشته و بعضا انتخاب اين آرمانها، تنها يك تاكتيك سياسي براي رسيدن به قدرت بوده است و همين رويكرد تاكتيك محور، قدرتطلبانه و مصلحتگرا باعث شدهاست كه ما درسالهاي پس ازانقلاب چرخشهاي متعددي در اصول، آرمانها و شعارهاي برخي سياسيون و احزاب سياسي شاهد باشيم،چرا كه اساسا در برخي از گروه ها به آن شعارها و آرمانها اعتقادي قلبي و الهي وجود نداشته است. جالب تر آنكه برخي از گروههاي سياسي (نظيرحزب كارگزاران سازندگي) آنقدر شيفته قدرت بودهاند كه اساسا فاقد آرمان و ايدئولوژي مكتبي بوده و فقط بر عملگرا بودن خود تاكيد دارند و از همين روست كه تا قبل از روي كار آمدن دولت نهم، در همه دولتهاي راست و چپ گذشته تكنوكراتهاي كارگزاراني حاضرند و خصوصا اقتصاد و صنعت كشور را همواره آنها مديريت كردهبودند. چرا كه با هر شعاري سازگارند(!) و فقط قدرت را ميخواهند! و البته قدرتي كه ثروت به همراه داشته باشد و باندهاي قدرت و ثروت را...
حافظه سياسي ما چرخش هاي فراواني را از جناحهاي سياسي به فراخور شرايط جامعه به ياد دارد.
متاسفانه در اين سالها گاه شاهد بودهايم برخي شعارها نظير آزادي، اصلاحات و يا عدالتخواهي و اصولگرايي و ... از زبان گروههايي بيان شده است كه سابقه برخي از آنهاهيچ مناسبتي با اين شعارها و آرمانها نداشته و بعضا انتخاب اين آرمانها، تنها يك تاكتيك سياسي براي رسيدن به قدرت بوده است
عده كثيري از اعضاي جناحهاي اصلي سياسي ما حتي در اصليترين اصول انقلاب يعني «ولايت مطلقه فقيه» نيز داراي ثبات راي نبودهاند و به فراخور شرايط زمان جاي خود را با يكديگر عوض كرده اند و در مواضع خود نسبت به «ولايت مطلقه فقيه» چرخش آشكار داشتهاند.
تاريخ پس انقلاب اسلامي نشان ميدهد، چه بسيار عدالتخواهان و انقلابيوني كه نظير «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» روزگاري نداي «ياري مستضعفين ومبارزهبا مرفهين بيدرد» سر دادهاند و حالا خود از مدافعان جدي سرمايهداري و ليبراليزم اقتصادي و سياسي گشته اند. چه بسيار سياسيون كه شعار «مبارزه با آمريكا و استكبار» در دهه اول انقلاب سر داده اند و امروز خواهان رابطه دوستانه با «شيطان بزرگ» هستند! چه بسيار «راستهاي اقتصادي» و مدافعان اقتصاد بازار و سرمايهداري آن روزها كه امروز عدالتخواه گشتهاند و در يك كلام چه بسيار «چپهاي ديروز» كه امروز «راست» جلوه ميكنند و چه بسيار «راستهاي ديروز» كه امروز حداقل در عرصه اقتصاد، «چپ» ناميده ميشوند. اين چرخشها نشان ميدهد كه نقش آرمانهاي ديني و اعتقادات مذهبي در تاكتيكها و شعارهاي سياسي احزاب و دولتها كمرنگ بوده و در منطق آنها، «مصلحت» بر «حقيقت» و «تاكتيك» بر «آرمان» چربش داشته است و صد البته جناحهاي چپ و راست با بازيهاي سياسي خود و افراط و تفريط هايشان مردم را به ستوه آوردهاند كه شايد حماسه سوم تيرماه و پشت پا زدن ملت به همه احزاب سياسي جوابي شايسته براي احزابي بود كه بيش از آنكه به مردم و آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي بيانديشند، درگير جنگهاي زرگري و سياستبازيهاي خود بودند.
حافظه تاريخي ملت ما در خصوص برخورد احزاب و رسانههاي سياسي با شخصيتها و مسئولين نظام نيز، شاهد چرخشهاي فراوان بوده است كه براي مثال نوع تعامل جريانهاي سياسي و رسانهها با آقايان هاشمي رفسنجاني، هاشمي شاهرودي و محمود احمدينژاد در نوع خود جالب و عبرتآموز است.
از ياد نبردهايم كه در انتخابات مجلس ششم رسانههاي دوم خردادي، هاشمي را «مظهر اختناق، سركوبگر آزادي و مخالف اصلاحات» معرفي ميكردند و همين رسانهها در يك هفته مانده به سوم تير، فرياد ميزدند كه براي «جلوگيري از وحشت و خفقان» به هاشمي راي دهيم و هاشمي را مظهر «آزادي» و «اصلاحات» معرفي نمودند و مردم حيران كه اين جماعت چقدر راحت «نان به نرخ روز» مي خورند و گذشته خود را انكار مينمايند.
همچنان از ياد نبردهايم كه همين رسانهها، در سالهاي نخستين
برخي مصلحتپرستان قدرتطلب با چرخشي عجيب از فرداي سوم تير اعلام كردند كه ما از اول هم
احمدينژاد را رئيسجمهور ميدانستيم و حتي قبل از آغاز شهردار شدن ايشان، نظر ما بر رياست جمهوري ايشان بود». و باز هم «نان به نرخ روز خورها» آمدند و حالا بايد از روي «مصلحت» «عدالتخواه و سادهزيست» ميشدند!
رياست آيتا... شاهرودي در دستگاه قضا، ايشان رابا شديدترين حملات رسانهاي مواجه ساختهاند و حتي ايشان را «هاشمي عراقي» ناميدند و ... اما باز هم چرخشي ديگر،
در ماههاي اخير همان رسانهها، آيتالله شاهرودي را آن چنان ميستايند كه گويي گذشته خود را فراموش كردهاند، امروز آنها رئيس قوه قضائيه را مدافع «اقتصاد باز» و «سرمايهداري» مينامند و در مجلات و روزنامههايشان دائما ايشان را مورد تمجيد قرار ميدهند، چرا كه امروز منافع و مصلحت اينگونه اقتضاء ميكند... و البته مواضع اخير آقايان هاشمي رفسنجاني و هاشمي شاهرودي در اين سالها، در اين چرخش رسانهها بيتاثير نبوده است.
و اما در خصوص تعامل احزاب با آقاي احمدينژاد، نيازي به بازگشت تاريخي زيادي نيست. حافظه كوتاه مدت مردم هم ميتواند به ياد آورد كه چگونه همه احزاب سياسي از چپ و راست و اصولگرا و ميانه و ... ايشان را در برابر انبوهي از اتهامات رها كرده بودند و تنها برخي از نخبگان و قاطبه مردم بودند كه احمدينژاد را در برابر احزاب پيروز كردند. اما باز هم برخي مصلحتپرستان قدرتطلب با چرخشي عجيب از فرداي سوم تير اعلام كردند كه ما از اول هم احمدينژاد را رئيسجمهور ميدانستيم و حتي قبل از آغاز شهردار شدن ايشان، نظر ما بر رياست جمهوري ايشان بود». و باز هم «نان به نرخ روز خورها» آمدند و حالا بايد از روي «مصلحت» «عدالتخواه و سادهزيست» ميشدند! و از «محافظهكاري» به «اصولگرايي و عدالتخواهي» چرخش مي كردند و البته شد آنچه شد ... و طرفداران «اقتصاد بازار» حالا بايد به تبع دولت عدالتخواه از «عدالت و مستضعفين» سخن ميگفتند تا دستشان از قدرت كوتاه نماند.
نكته پاياني آنكه، در ميان دولتهاي پس از جنگ، بدون شك مكتبيترين و ايدئولوژيكترين دولت منتخب، دولت نهم بوده است و در راس آن رئيسجمهوري كه به واقع به آرمانهاي انقلاب اسلامي نظير «عدالتخواهي»، «مبارزه با استكبار و ظلم»، «معنويتگرايي» و «خدمت به محرومين» معتقد است و البته در اين مسير پرپيچ و خم داراي نقاط ضعف و نقايصي نيز هست كه بايد با توجه به انتقادات دلسوزانه آنها را اصلاح كند.
مهم اين است كه اين بار مردم در انتخابشان اسير بازيهاي سياسي چپ و راست نشدند و البته اميدوارند دولت منتخبشان نيز گرفتار باجخواهي احزاب «مصلحتگرا» نگردد. مردم اميدوارند، آنهايي كه «قدرت» را براي «اجراي عدالت» ميخواهند حكومت كنند و از دولت ميخواهند به آنهايي كه «شعار عدالت» را براي «قدرت» و «قدرت» را براي «ثروت» ميخواهند اجازه نفوذ در حاكميت ندهد.