امروز سه شنبه 25 اسفند 1388
Tuesday 16 March 2010
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

فرصت طلبان و ممانعت از نیل به صلح واقعی؛

شیرین عبادی در تعارض با جنبش جهانی صلح

مرجع : عدالتخانه 5 مرداد 1387 ساعت 12:52
شیرین عبادی اگر چه ادعا کرد که پس از دریافت "جایزه صلح" وارد مسائل سیاسی نمی شود و فقط به مسائل مربوط به "حقوق بشر" می پردازد، ولی ما به خوبی می دانیم که اهداکنندگان جایزه نوبل با بررسی عمیق از پیشینه خانم عبادی، وی را در مرکز فعل و انفعالات سیاسی قرار دادند تا جهت اهدافشان بهره برداری لازم را بکنند.
شیرین عبادی در تعارض با جنبش جهانی صلح

عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
مهوش ناصحی


واقعا چه تفاوت بنیادین بین جنبش های مترقی صلح در سراسر جهان مانند "شورای جهانی صلح" با "شورای ملی صلح"(!) که به ابتکار خانم شیرین عبادی، دکتر ابراهیم یزدی و یاران نزدیک آنها بنیانگذاری شده، وجود دارد؟

"شورای جهانی صلح" در ماه آوریل همایش سالانه خود را در کاراکاس پایتخت ونزوئلا برگزار کرد. شناخت در مورد این جنبش جهانی، نحوه عملکرد، راهبردهای پیشنهادی جهت استقرار صلح عادلانه در جهان، برای فعالین جنبش ضد جنگ و صلح طلب ضروری می باشد. با مقایسه اهداف این شورا که عمدتا با نگاهی عمیق و ریشه ای به دلایل بروز جنگ ها می پردازد با برخی گروه های "صلح طلب و ضد جنگ"(!) که با نگرشی سطحی و در بسیاری موارد عوام فریبانه به مساله جنگ و صلح می نگرند، بسیار مفید خواهد بود. فعالین ضد جنگ باید بتوانند با اتخاذ سیاست های اصولی در راه رسیدن به صلح واقعی و دائمی، مبارزه موثری را دامن بزنند. 

شورای جهانی صلح که فعالیت خود را از سال 1949 آغاز نموده است، یک جنبش بین المللی ضد امپریالیست، دمکراتیک و مستقل می باشد و دارای پایگاه در بیش از یک صد کشور جهان می باشد. "شورای جهانی صلح" به عنوان بخش لاینفک جنبش جهانی صلح و در هماهنگی با سایر جنبش های ملی و بین المللی فعالیت می کند.

اهداف این شورا به قرار زیر است: 

1- مخالفت با جنگ های امپریالیستی و اشغال کشورهای مستقل و ملی. 

2- جلوگیری از تولید سلاح های کشتار جمعی و پایان دادن به افزایش تسلیحات، برچیده شدن پایگاه های نظامی و خلع سلاح جهانی تحت نظارت کنترل موثر جهانی. 

3- ریشه کن کردن هر نوع سیاست های استعماری و استعماری جدید و هرنوع فرم تبعیض نژادی، جنسی و نژاد پرستی. 

4- احترام به حقوق ملت ها و استقلال از ضروریات اساسی برقراری صلح می باشد. 

5- احترام به مرزهای کشورها. 

6- عدم دخالت در امور کشورهای جهان. 

7- برقراری روابط تجارتی با کشورها بر مبنای سود مشترک و روابط فرهنگی و دوستی بر مبنای

تشکل های عوام فریبانه "صلح طلب و ضد جنگ"(!) به ریشه های علل بروز جنگ نمی پردازند و عاملین اصلی جنگ را قاطعانه افشا نکرده و تر و خشک را با هم می سوزانند. آنها به علت ترس و وحشت از متجاوزین، دچار اتخاذ سیاست های فرصت طلبانه می شوند، لذا خواسته و ناخواسته به ترمزی در راه رسیدن به صلح واقعی تبدیل می شوند
احترام متقابل. 

8- همزیستی صلح آمیز با کشورهایی که سیستم های سیاسی متفاوتی دارند. 

9- مذاکره به جای استفاده از زور در حل مناقشات بین ملت ها.

شورای جهانی صلح مصرانه خواهان پایان بخشیدن به اشغال نظامی کشورها، بویژه کشورهای تحت سلطه می باشد. همچنین این شورا خواهان توسعه اجتماعی، اقتصادی عادلانه مبنی بر ایجاد یک نظم نوین اقتصادی در جهان می باشد و به دنبال یافتن یک راه حل منصفانه برای حل مساله ی بدهی های خارجی کشورهای در حال توسعه می باشد. همچنین شورای جهانی صلح معتقد است که حل مسائل امنیتی جهان از بالا و بوسیله قدرت هایی که خود عامل بی امنیتی و بی ثباتی جهان هستند، امکان پذیر نیست.

شورای جهانی صلح همگام با دیگر سازمانها و گروه های صلح طلب پیشرو فعالیت های درخشانی را پشت سر خود دارد از جمله: 

فشار بر ایالات متحده و دولت نژاد پرست آفریقای جنوبی برای متوقف کردن پشتیبانی از ضد انقلابیونی که به دنبال سرنگونی حکومت های مشروع آنگولا و موزامبیک بودند؛ راه اندازی اعتراضاتی برای آزادی نلسون ماندلا از جزیره رابینز و کمک به فروپاشی نظام توحش آمیز آپارتاید در آفریقای جنوبی؛ سازمان دهی تظاهرات و تجمع های اعتراضی بسیار در مخالفت با مداخلات ایالات متحده در السالوادور، نیکاراگوئه و کلمبیا و حمله به گرانادا و پاناما؛ اتخاذ موضع محکم در مخالفت با بمباران یوگسلاوی به وسیله ناتو و سازمان دهی اعتراضات گسترده ی مردمی علیه این تجاوزها؛ مخالفت با هر دو جنگ اول و دوم علیه عراق و تجاوز به افغانستان و مبارزه برای پایان دادن به اشغال عراق و اعلام همدردی و همبستگی با مردمی که در برابر اشغال بیگانه و حق تعیین سرنوشت خود مقاومت می کنند؛ محکوم کردن شدید محاصره اقتصادی علیه کوبا و درخواست به پایان بخشیدن به مداخله های ایالات متحده در امور داخلی این کشور؛ مخالفت قاطع در جریان کودتای 2002 در ونزوئلا و اصرار بر این که دولت ایالات متحده و دیگر امپریالیست ها اقدامات خود برای سرنگونی دولت مشروع و قانونی هوگو چاوز در ونزوئلا را متوقف سازند.

در کنار جنبش مترقی صلح در جهان ما شاهد ظهور انواع و اقسام تشکل های "صلح طلب و ضد جنگ" هستیم. پر واضح است که صحبت از صلح طلبی مسلما بهتر از جنگ طلبی است و امید آن می رود که روزی فرا رسد که هیچ انسانی حاضر نشود اسلحه بدست بگیرد و به جنگ برود. اما تاریخ بشر نشان داده است که این آرزو عملی نمی شود مگر اینکه برای صلح دائم مبارزه اساسی، ریشه ای و عادلانه انجام گیرد. 

در طی صد سال گذشته بشریت، دو جنگ بزرگ جهانی و صدها جنگ تجاوزکارانه اعم از سرد و گرم را پشت سر گذاشته و در این راستا صدمات جبران ناپذیری را متحمل شده است. از نظر علمی هیچ پدیده
هشدار شیرین عبادی به طرف آمریکائی در رعایت نکردن قوانین بین المللی تنها یک ریاکاری برای پوشاندن حمله شیرین عبادی به دولت ایران و تجویز نسخه بوش مبنی تحمیل بر تعلیق غنی سازی به ملت ایران می باشد.
ای بی جهت بوجود نمی آید و جنگ ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. 

تشکل های عوام فریبانه "صلح طلب و ضد جنگ"(!) به ریشه های علل بروز جنگ نمی پردازند و عاملین اصلی جنگ را قاطعانه افشا نکرده و تر و خشک را با هم می سوزانند. آنها به علت ترس و وحشت از متجاوزین، دچار اتخاذ سیاست های فرصت طلبانه می شوند، لذا خواسته و ناخواسته به ترمزی در راه رسیدن به صلح واقعی تبدیل می شوند. این تشکل ها به دلیل ماهیت فرصت طلبانه و چه بسا تسلیم طلبانه شان، جنگ افروزان واقعی را تشویق کرده و شرائط را برای برای بازتولید جنگ های تجاوزکارانه و به گردش درآمدن چرخ عظیم و سود آور صنایع عظیم جنگی، آماده می کنند. 

در حالی که محاصره نظامی و تحریم در کنار تهدیدهای شبانه روزی علیه ایران از جانب امپریالیسم و رژیم صهیونیستی بلا انقطاع ادامه دارد، به یکباره تشکلی از این نوع تحت عنوان "شورای ملی صلح"(!) اعلام موجودیت می کند. این شورا با ابتکار خانم شیرین عبادی، آقای دکتر ابراهیم یزدی و جمعی از نویسندگان و هنرمندان در تاریخ 29 آبان 1386 فعالیت خود را آغاز می نماید. 

سوال اساسی این است که آیا "شورای ملی صلح"(!) آنچنان که ادعا می کند در جهت استقرار صلح و جلوگیری از جنگ علیه ایران عمل می کند؟ برای پی بردن به این حقیقت اشاره ای کوتاه به موضع گیری های سخنگویان اصلی این شورا حائز اهمیت است.

خانم شیرین عبادی در مصاحبه با رادیو فردا به تاریخ دوشنبه 19 نوامبر 2007 اهداف "شورای ملی صلح"(!) را این چنین بیان می کند: "آنچه ما می خواهیم و به دو طرف هشدار دهیم رعایت حقوق بین الملل است. نه آمریکا می تواند و این حق را دارد که در مورد ایران خارج از ضوابط بین المللی عمل کند و نه ایران می تواند دیواری به دور خودش بکشد و بگوید که این کشور با قطعنامه های سازمان ملل کاری ندارد." 

"شورای امنیت سازمان ملل تا کنون دو قطعنامه تحریمی (بخوان قطعنامه تحمیلی) علیه ایران صادر کرده و از این کشور خواسته تا غنی سازی را متوقف کند ولی دولت ایران همچنان به غنی سازی ادامه می دهد.(بخوان مقابل زورگوئی در دفاع از منافع ملی مقاومت می کند) انرژی هسته ای حق مسلم ما است ولی ما حقوق دیگری هم داریم از جمله زندگی در صلح و داشتن امنیت. پافشاری در مورد یک حق نباید موجب شود ما حقوق دیگر خود را از دست بدهیم". 

شیرین عبادی ادامه می دهد: 

"قرار است این شورا راه های کاهش تنش نظامی بین غرب و ایران را مورد بررسی قرار دهد.
شیرین عبادی و "شورای ملی صلح"(!) با کم بها دادن به جنگ روانی، اقدامات تخریبی و تجاوزکارانه دولت آمریکا و متحدانش، مقاومت قهرمانانه مردم ایران و منطقه را عامل تعیین کننده در شروع جنگ جلوه می دهند.
شعار ما در کمیته موقت صلح این است جنگ نه، صلح و حقوق بشر، آری. آمریکا به دنبال بهانه برای دست اندازی به ثروت و نفت ایران است و ما نباید چنین امکانی به این کشور بدهیم و باید به حقوق بین الملل احترام بگذاریم. (تاکید از نگارنده) متاسفانه گفتمان سیاسی هر دو سو یعنی ایران و آمریکا روز به روز خشن تر می شود و مقامات آمریکایی اعلام کرده اند که گزینه نظامی هنوز روی میز است." 

اما در خصوص جملات مشعشعانه(!) بالا و بنیانگذاران "شورای ملی صلح"(!) و در راس آنها شیرین عبادی نکته را متذکر می شوم:

اولا، هشدار مسخره شیرین عبادی به ایران و آمریکا (یعنی دفاع کننده و تجاوزگر) به یک درجه در ظاهر از یک موضع بی طرفانه نشات می گیرد، ولی با کمی دقت متوجه می شویم هشدار وی اساسا به دولت ایران است. چرا؟ زیرا دولت ایران حاضر نیست به زورگوئی دولت بوش (قوانین بین المللی!) تسلیم شود. به زعم شیرین عبادی این دولت ایران است که قوانین بین المللی مبنی بر تعلیق غنی سازی را رعایت نمی کند. بنابراین هشدار شیرین عبادی به طرف آمریکائی در رعایت نکردن قوانین بین المللی تنها یک ریاکاری برای پوشاندن حمله شیرین عبادی به دولت ایران و تجویز نسخه بوش مبنی تحمیل بر تعلیق غنی سازی به ملت ایران می باشد. نتیجه گیری بسیار روشن است: صلح مورد نظر شیرین عبادی یعنی اجرای اوامر کاخ سفید از جانب دولت و ملت ایران و مقاومت در مقابل آن یعنی جنگ افروزی و نفی قوانین بین المللی

به بیانی دیگر ایشان مبارزات مردم دنیا را با این شیوه تفکر زیر سوال می برند و صلح از دید وی یعنی صلح و آرامش تحت سلطه زورگویان و مستبدین بین المللی و امنیت یعنی عدم مقابله و مقاومت در برابر زورگوئی ها

ثانیا، "شورای ملی صلح"(!) و در راس آن شیرین عبادی به این تحلیل کودکانه متوسل می شود که اگر دولت ایران لحن خشن و تند را کنار بگذارد و در مقابل پرخاشگری جنایتکاران صهیونیستی و امپریالیستی کوتاه بیاید و به عبارت دیگر مانند یک کودک مودب عمل کند، خطر حمله به ایران کاهش می یابد. ایشان فراموش کرده اند که آمریکا برای حمله به ایران احتیاج به هیچ بهانه ندارد، همانطور که بدون بهانه به عراق و افغانستان حمله کرد و در ضمن همان "قوانین بین المللی!" که خودش در تصویب آن نقش داشته را به راحتی زیر پا گذاشت. شیرین عبادی و "شورای ملی صلح"(!) با کم بها دادن به جنگ روانی، اقدامات تخریبی و تجاوزکارانه دولت آمریکا و متحدانش، مقاومت قهرمانانه
کافی است به مقاله شیرین عبادی در تاریخ 19 ژانویه 2006 در لوس آنجلس تایمز، رجوع شود تا ماهیت ریاکارانه این ادعا آشکار شود. وی در این مقاله است که آمریکا و کشورهای غربی را به قطع رابطه و کاهش مناسبات خود با ایران تشویق می کند و از بانک جهانی می خواهد که کمک های مالی خود را به ایران قطع کند تا حکومت ایران را به رعایت "دمکراسی" تشویق نماید.
مردم ایران و منطقه را عامل تعیین کننده در شروع جنگ جلوه می دهند.

پس از حدود یکسال از شروع کار این شورا، مجددا در تاریخ سوم جولای 2008 شیرین عبادی مصاحبه ای با رادیو فردا داشت و گزارش داد که "شورای ملی صلح" قرار است که به "کمیته دائمی" تبدیل شود. عبدالفتاح سلطانی از کمیته موقت صلح و عضو کانون مدافعان حقوق بشر ایران اعلام کرد که با سه مساله می خواهیم مقابله کنیم:

- اول، جلوگیری از حمله نظامی 
- دوم، مقابله با شرایط نه جنگ و نه صلح 
- سوم، مساله تحریم ها به ویژه تحریم اقتصادی که فشار آن بر روی مردم وارد می شود و باید با آن مقابله شود.

در مورد اول، نشان دادیم که "شورای ملی صلح"(!) نسخه تسلیم و صلح غیرعادلانه را دنبال می کند. 

در مورد بند دوم، رسیدن به این هدف با عقاید لیبرالیزم و غیرعادلانه و تسلیم پذیرانه "شورای ملی صلح"(!) در تضاد است. چرا که به خوبی می دانیم عواقب گسترش امپریالیزم، عدم ثبات در کشورها و بوجود آوردن وضعیت نه جنگ و نه صلح است و مبارزه با آن فقط از جانب نیروهای انقلابی، ضد امپریالیزم و عدالتخواه میسر است نه "شورای ملی صلح"(!) با مشخصات ذکر شده. 

در مورد بند سوم یعنی مبارزه با تحریم، کافی است به مقاله شیرین عبادی در تاریخ 19 ژانویه 2006 در لوس آنجلس تایمز، رجوع شود تا ماهیت ریاکارانه این ادعا آشکار شود. وی در این مقاله است که آمریکا و کشورهای غربی را به قطع رابطه و کاهش مناسبات خود با ایران تشویق می کند و از بانک جهانی می خواهد که کمک های مالی خود را به ایران قطع کند تا حکومت ایران را به رعایت "دمکراسی" تشویق نماید. وی با دنباله روی از ایدئولوژی نژاد پرستانه غرب معتقد است که در میان کشورهای خاورمیانه، اسرائیل به علت وجود "دمکراسی" اولین کشوری نخواهد بود که از بمب اتمی استفاده خواهد کرد، اما پاکستان و احتمالا از نظر ایشان ایران کشورهایی هستند دارای دول غیر متمدن هستند که به علت نبود دمکراسی نمی توان به آنها اعتماد کرد و اجازه داد از فن آوری هسته ای بهره مند شوند. ( البته لازم به یادآوری است تنها استفاده بمب اتم در دنیا تا به حال توسط آمریکای متمدن(!) و صاحبت دمکراسی(!) استفاده شده است). در ضمن بر مبنای اصل عدالت و اینکه انسانها حق دارند مواضع نادرست خود را تغییر دهند، انتظار می رود که اگر ایشان پس از گذشت یکسال به آنچه که در مقاله ذکر شده گفته اند دیگر اعتقادی ندارند و نظرشان عوض شده است، می باید از طریق همان نشریه و سایت های ایرانی تغییر موضع خود را به اطلاع عموم می رساندند. 

                                                                                                                            
شیرین عبادی اگر چه ادعا کرد که پس از دریافت "جایزه صلح" وارد مسائل سیاسی نمی شود و فقط به مسائل مربوط به "حقوق بشر" می پردازد، ولی ما به خوبی می دانیم که اهداکنندگان جایزه نوبل با بررسی عمیق از پیشینه خانم عبادی، وی را در مرکز فعل و انفعالات سیاسی قرار دادند تا جهت اهدافشان بهره برداری لازم را بکنند.
***

آیا موارد می تواند یک اتهام ناروا و غیرمنصفانه به یک فعال "حقوق زنان و کودکان" باشد؟ (لازم به توضیح است که نگارنده بعنوان یک زن و مادر، در عین حمایت از جنبش ها و تشکل های برابری طلب، موفقیت در این راه را در گرو مبارزات ضد امپریالیستی و ریشه ای می دانم ). 

شیرین عبادی اگر چه ادعا کرد که پس از دریافت "جایزه صلح" وارد مسائل سیاسی نمی شود و فقط به مسائل مربوط به "حقوق بشر" می پردازد، ولی ما به خوبی می دانیم که اهداکنندگان جایزه نوبل با بررسی عمیق از پیشینه خانم عبادی، وی را در مرکز فعل و انفعالات سیاسی قرار دادند تا جهت اهدافشان بهره برداری لازم را بکنند

شیرین عبادی بر خلاف این ادعا، در زمانی که ملت ایران با بزرگترین چالش تاریخی از جانب دول امپریالیستی روبروست، این بار با موقعیت جهانی خود وارد عرصه سیاست می شود.

قابل توجه است که وی در مورد ادعای "حقوق بشر و دمکراسی" نیز به قول خود به درستی عمل نکرد و در اوج حملات بی رحمانه آمریکا و اشغال عراق، با توجه به عنوان و موقعیت جهانی خود هیچ تلاشی برای بسیج مردم و تشکل اعتراضی ضد جنگ و صلح طلبانه انجام نداد

این موضع گیری فقط از ذهنیت افرادی می تواند بیرون بیاید که به حرکت تکاملی امپریالیزم هیچ اعتقادی ندارند و سعی دارند این نقش تکامل یافته تاریخی آنرا کمرنگ کنند. برای همین است که "روشنفکران اینچنینی" ترویج روحیه بی تفاوتی ها، خودخواهی و سطح نگری و نهایتا رشد لیبرالیزم را بوجود می آورند، که به شکل گفتمانی با نق زدن به اینکه مساله مردم عراق، فلسطین و لبنان به ما چه ربطی دارد، تجلی می یابد. از طرف دیگر به همین دلیل "بشر دوستان و صلح طلبانی"(!) نظیر شیرین عبادی، ابراهیم یزدی با نیروهای مترقی صلح طلب و ضد جنگ که حامی و پشتیبان ما در مورد مساله ایران و پشتیبانی از ملت عراق، فلسطین و لبنان هستند، تفاوت اساسی دارند.

حافظ جواب این لاف زنان را به خوبی داده است: 

لاف عشق و گله از یار دهی لاف دروغ                                عشق بازان چنین مستحق هجرانند 


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برای اطلاع بیشتر به مراجع زیر رجوع شود به:

- www.wpc-in.org/informationletter
- http://www.jebhemelli.net/htdocs/events/2007/November/Ebadi_Peace_Council.htm
- http://www.radiofarda.com/Article/2008/07/03/f4_Peace_council_anti_war_Iran.html
- ttp://www.csidonline.org/index.php?option=com_content&task=view&id=153&Itemid=73#defusing

کد مطلب : 2146
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-05-09 03:26

بسیار شیوا و رسا. تا زمانی که ما به خود باور نداشته باشیم و فکر کنیم که بهشت در خارج از مرزهای ایران است، از تک تک ما وطن-فروش میسازند. ایکاش که ما ایرانیها در خارج (به زبان انگلیسی) از ایران دفاع میکردیم و در داخل (به فارسی) از هم انتقاد میکردیم.

1387-05-06 18:48

این شورای صلح اگر خصلت ضدامپریالیستی نداشته باشد، چیزی فراتر از گونه ایرانی ائتلاف 14 مارس لبنان نخواهد بود. البته این نکته مسئولیت بزرگتری را بر دوش صلح دوستان ملی و دموکراتیک قرار میدهد. آنها میباید با شرکت فعال در این شورا مبارزه با میلیتاریسم امپریالیستها را در صدر کار آن قرارداده و از تبدیل شورا به ابزاری جهت پیشبرد سیاست جنگطلبان امپریالیست و تسلیم جلوگیری کنند. در صورت عدم موفقیت دراین راه، میتوان به تشکیل شورای صلح دیگری مبادرت کرد.

1387-05-06 22:28

خانم شيرين عبادي شوراي امنيت سازمان ملل با تحريم عراق باعث مرگ 500000 كودك عراقي در طي 12 سال شد فكر كنم اينها فرزندان حمورابي بنيانگذار اول قانون مكتوب كشوري بودند نه چمن هاي محوطه سازمان ملل كه با داس دموكراسي درو شدند.

1387-05-06 04:24

كاملا موافقم. بايد چنين مقالاتي بيشتر نوشته شود تا قيمت وطن فروشي آنقدر بالا برود كه تعداد عبادي ها و موسويان ها كمتر و كمتر شود. اين خانم واقعا باورش شده كه برنده جايزه نوبل است و حالا پشت اون جايزه قايم شده و وطن فروشي مي كند تا حساب بانكي اش بالا برود. البته شايد اگر غارتگران داخلي بيت المال كه اين قدر وقيحانه جزيره و معدن و زمين و باغ و ... بالا مي كشند نبودند خانم عبادي هم جرات نمي كرد اين قدر وقيحانه وطن فروشي كند. آيا بايد دوباره بريزيم توي كاخها و اين مفسدين را خودمان محكمه كنيم يا داوطلبانه اموال مسروقه را پس مي دهند؟