امروز سه شنبه 16 مهر 1387
Tuesday 7 October 2008
داخلی  »  يادداشت  »  جبهه مقاومت جهانی

نگاهی به جامعه و نظام صهیونیستی از درون؛

آيا به راستي پايان عمر كيان اسرائيلي نزديك است؟

6 خرداد 1387 ساعت 12:56
سخن از پايان كيان اسرائيلي ديگر يك خرافات و آرزو و يا سخنان تبليغاتي به شمار نمي رود بلكه انتظار زوال و نابودي كيان صهيونيستي موضوعي است كه تعداد زيادي از شخصيتهاي معروف جهاني و حتي صهيونيستي و اسرائيلي از آن سخن به ميان آورده اند.
آيا به راستي پايان عمر كيان اسرائيلي نزديك است؟

عدالتخانه - گروه تحلیل بین الملل

آيا به راستي پايان عمر كيان اسرائيلي نزديك است؟*

سالها قبل وقتي كه امام خميني(ره) با قاطعيت اعلام كرد كه اسرائيل بايد از بين برود و هنگامي كه رئيس جمهور ايران آقاي احمدي نژاد با تكرار كلام امام به اين موضوع اشاره كرد، بسياري باورشان اين بود كه اين يك كلام تبليغاتي و جمله اي دعايي است كه بيانگر آرزوهاي شخصي ايشان است و يا براي كسب حمايت كشور هاي عربي و مسلمانان و مصرف داخلي است و اين سخن هزار گونه تعبير و تفسير شد.
 
در خارج ايران را متهم كردند كه قصد دارد با بمب اتمي(!) اسرائيل را از نقشه محو كند و موجي از اعتراضات و محكوميت ها را به دنبال داشت اما هيچ يك از نويسندگان حتي به خود اين زحمت را نداد كه حداقل آرا‌ء خود اسرائيلي ها را در اين زمينه مطالعه و بررسي نمايد. سخن امام راحل در خصوص آينده اسرائيل و سخنان آقاي احمدي نژاد همه بيانگر يك واقعيت تاريخي با پشتوانه فهم و درك بالاي صاحب اين كلام در زمينه سياسي و اجتماعي و مسائل روز جهان و منطقه است.

همان گونه كه امام خميني(ره) سالها قبل در خصوص فروپاشي اتحاد شوروي هشدار داده بود و شايد آن زمان كسي باور نمي كرد كه چنين روزي اتفاق بيفتد، اكنون نيز همين امر صادق است زيرا تاريخ مسير خود را مي پيمايد، خواه عده اي آن را دوست داشته باشند و يا نداشته باشند و خواه باور كنند و يا نه. تنها كساني سخنان چنين بزرگاني را درك مي كنند كه مطالعات تاريخي گسترده اي داشته باشند و البته ساده ترين اين مطالعات بررسي زندگي و فرجام اقوام گذشته در قرآن و تاريخ ملل است.

در اين مقاله روي سخنم با نويسندگان دلسوز جامعه ايراني است كه به دور از شعارهاي تبليغاتي به بررسي علمي و بي طرفانه قضايا مي پردازند و با مسائل اجتماعي و سياسي بطور منطقي برخورد

كشمكش هاي داخلي و شكاف هاي درون احزاب و انتشار فساد (اداري و مالي و اخلاقي) و عدم وجود مديران با كفايت و كارآمد در ميان صفوف رهبران اسرائيل و عدم ثبات در نظام سياسي و امني، شاهد آن هستيم و به تبع آن اقدام عده زيادي از اسرائيلي ها براي هجرت به خارج از آن و كم شدن آمار مهاجرت از ساير كشورها به اسرائيل و حالت ياس و نااميدي و عدم اعتماد بين جامعه اسرائيلي و رهبران آنها، همه اينها دلايل و اشارات خطرناكي هستند
كرده و بدون هياهوي تبليغاتي سعي در يافتن ريشه هاي علمي و اجتماعي قضاياي منطقه دارند. آنان كه با چشمان بسته به دنبال رسانه هاي غربي نمي دوند و صفحات روزنامه هاي خود را با ترجمه افكار مسموم مغرضان و دشمنان اسلام و ايران پر نمي كنند.

سخن از پايان كيان اسرائيلي ديگر يك خرافات و آرزو و يا سخنان تبليغاتي به شمار نمي رود بلكه انتظار زوال و نابودي كيان صهيونيستي موضوعي است كه تعداد زيادي از شخصيتهاي معروف جهاني و حتي صهيونيستي و اسرائيلي از آن سخن به ميان آورده اند. در اين خصوص مطالعات زيادي انجام شده و مقالات زيادي در مطبوعات و وسايل اطلاع رساني اسرائيل منتشر شده است كه خبر از نزديك شدن پايان دولت اسرائيل مي دهد.

از معروف ترين گفته هايي كه در خصوص نابودي اسرائيل بيان شده سخنان نخست وزير سابق اين رژيم "گولدا مائير" است كه مي گويد او از دشمنان خارجي اسرائيل هراسي ندارد بلكه از فرزندان خود اسرائيل و از داخل اسرائيل خوف دارد و اين همان امري است كه در اسرائيل به سبب كشمكش هاي داخلي و شكاف هاي درون احزاب و انتشار فساد (اداري و مالي و اخلاقي) و عدم وجود مديران با كفايت و كارآمد در ميان صفوف رهبران اسرائيل و عدم ثبات در نظام سياسي و امني، شاهد آن هستيم و به تبع آن اقدام عده زيادي از اسرائيلي ها براي هجرت به خارج از آن و كم شدن آمار مهاجرت از ساير كشورها به اسرائيل و حالت ياس و نااميدي و عدم اعتماد بين جامعه اسرائيلي و رهبران آنها، همه اينها دلايل و اشارات خطرناكي هستند كه هشدار مي دهند يك ارتباط منطقي بين وقايع امروز و اخبار و برخی اظهار نظرها وجود دارد.

سابق بر اين نيز به هنگام تاسيس رژيم اسرائيل، اختلاف نظرهايي بين رهبران حركت صهيونيستي مقارن با خروج نيروهاي بريتانيايي از فلسطين در سال 1947 وجود داشت. در آن هنگام رهبر اسرائيل "ديويد بن گوريون" اصرار داشت كه رسماً تشكيل دولت اسرائيل اعلام شود، در حالي كه "گولدا مائير" از بيم حمله ارتش هاي عربي و وارد جنگ شدن با آنان، مخالف اين نظريه بود. اما جناح راست اسرائيل نيز مخالف عجله كردن در اعلان تشكيل كيان اسرائيل بود چرا كه اين جناح مخالف تقسيم سرزمين هاي فلسطين بوده و مي خواست كه فلسطين بطور كامل تحت سلطه اسرائيل باشد و اعلان دولت اسرائيل در جزئي از سرزمين فلسطين و تعيين مرزهاي اين كيان را مخالف آمال و اهداف خود مي ديد.

در امريكا نيز دو دستگي شديدي در داخل حكومت بر سر توقيت اعلان تشكيل دولت اسرائيل به عنوان دولتي مستقل بوجود آمده بود.

در حزب "مباي" نيز دو نظريه حكمفرما بود، دسته اول به رهبري "بن گوريون" كه اصرار به اعلان تشكيل حكومت و از دست ندادن فرصت داشت و ديگري به رهبري "الياعزر كبلان" كه اولين وزير مالي
يك نويسنده اسرائيلي برنده جايزه نوبل "يسرائيل اومان" نقل مي كند كه مي گويد شك دارد امكان بقاي اسرائيل بيش از 50 سال باشد و اين امر در سايه از هم پاشيدگي جامعه اسرائيل و ياس عمومي و احساس غربت و بيگانگي رو به رشد در ميان شهروندان اسرائيلي است
اسرائيل شد و مخالف توقيت اعلان تشكيل حكومت بود و خواهان به تعويق افتادن اعلان بود. بالاخره هسته مركزي حزب "مباي" تصميم به اعلان تشكيل حكومت گرفته و اين گونه بود كه دولت اسرائيل رسماً در آن سال اعلام موجوديت كرد. در اين زمان گروهي از مخالفين مخفيانه به پاريس سفر كرده تا با يهودي مخضرم در اين خصوص مشورت نمايند "ليئون يلوم" كه در آن زمان نخست وزير فرانسه بود گفت: "اين يك فرصت تاريخي بي نظير است و نبايد با اعلان تشكيل دولت اسرائيل اين فرصت را ضايع كنيد".

به هر حال حزب "مباي" در يك راي گيري با اکثریت ضعيف تصميم به اعلان تشكيل دولت اسرائيل گرفت و تعيين حدود و مرزهاي اين كيان غاصب، تحت فشارهاي مخالفين به تعويق افتاد.

در اين مقاله سعي داريم به استناد گفته هاي خود اسرائيلي ها به اين قضيه بپردازيم.

نويسنده اسرائيلي "يئير شليح" در روزنامه عبري زبان "ها آرتص" چاپ اسرائيل در شماره مورخ 3/9/2006 اين گونه مي نويسد: "علامات استفهام زيادي در خصوص حق اسرائيل براي حيات وجود دارد و خطرات زيادي وجود اسرائيل را تهديد مي كند و لذا اين امر مستلزم آن است كه با همه امكانات و وسايلي كه در اختيار داريم، سد دفاعي محكمي براي مقابله با خطرات داخلي و خارجي بسازيم بدون آنكه به سخنان و نظريات اين و آن و ايدئولوژي هاي تورات و غيره تمسك بجوييم. "

روزنامه "هاآرتص" در شماره مورخ 18/10/2006 خود از يك نويسنده اسرائيلي برنده جايزه نوبل "يسرائيل اومان" نقل مي كند كه مي گويد شك دارد امكان بقاي اسرائيل بيش از 50 سال باشد و اين امر در سايه از هم پاشيدگي جامعه اسرائيل و ياس عمومي و احساس غربت و بيگانگي رو به رشد در ميان شهروندان اسرائيلي است.

دانشمند اسرائيلي ديگر و حائز جايزه نوبل به نام پروفسور "اهارون چاحنوفر" مي گويد: "اسرائيل در مسير سقوط و هلاك حتمي گام برمي دارد".

در سندي ديگر، در مجله "حصاد الفكر" ماهيانه، در ميزگردي كه 15 نويسنده فرانسوي در آن شركت داشتند، همگي اتفاق نظر داشتند كه پايان دولت اسرائيل با قاطعيت و بطور حتم نزديك است. اين موضوع در گفتگوهاي ميان كارشناسان سياسي و دانشگاهي و تحليل گران آمريكايي و اروپايي و حتي اسرائيلي از خلال نظر سنجي ها و افكاري كه در پهنه فكر و انديشه و وسايل اطلاع رساني منتشر مي شود استنتاج گرديده است.

رايزن
85% از مهاجرين يهودي كه از كشورهاي اروپايي و آمريكا به اسرائيل آمده اند، احساس مي كنند كه اسرائيلي نيستند و در نظر سنجي ديگري بين دانش آموزان مدرسه و دبيرستان مهاجر از كشور هاي عضو شوروي سابق آشكار شد كه 45% آنان ايمان دارند كه براي آنها در اسرائيل آينده أي وجود ندارد. 35% آنها خود را اسرائيلي نمي دانند
قضايي حكومت اسرائيل
در يك برنامه راديويي در راديو اسرائيل در تاريخ 21/6/2007 اعلام كرد كه امروز اسرائيل از بحران عدم رهبري رنج مي برد و اين حالت منجر به سرخوردگي ملي و خستگي و افسردگي روحي مردم شده و دولت با تهديدات جدي زيادي مواجه است.

در اين ميان خاخام "اسرائيل هيرش" عضو حركت "ناطوري كارتا" آرزوي سيادت و حاكميت اسلام در سرزمين فلسطين و آرزوي نابودي دولت اسرائيل را دارد.

يك نظر سنجي عمومي در بين جوانان اسرائيل فاش ساخت كه اغلب آنها انتظار فاجعه اي ديگر براي يهوديان، نظير فاجعه اي كه در اروپا به وقوع پيوسته را دارند، و رئيس شوراي عالي قضايي اسرائيل "دوريت بينش" مي گويد: "اسرائيل در نتيجه فساد مستشاران و انحطاط و سقوط اخلاقي در مسئولين بلند پايه در لبه پرتگاه قرار دارد. "

يك نظر سنجي كه توسط مركز تحقيقات علمي "رابين" اعلام شده، حاكي از آن است كه 85% از مهاجرين يهودي كه از كشورهاي اروپايي و آمريكا به اسرائيل آمده اند، احساس مي كنند كه اسرائيلي نيستند و در نظر سنجي ديگري بين دانش آموزان مدرسه و دبيرستان مهاجر از كشور هاي عضو شوروي سابق آشكار شد كه 45% آنان ايمان دارند كه براي آنها در اسرائيل آينده أي وجود ندارد. 35% آنها خود را اسرائيلي نمي دانند. (منبع: "ها آرتص" مورخ 29/6/2007)

مقاله اي تحت عنوان "آيا دولت يهود صحنه اي گذرا و مطلبي حاشيه اي در كتاب هاي تاريخ خواهد بود؟" به قلم محقق اسرائيلي "ابراهام تيروش" در روزنامه "معاريو" چنين مي گويد: "تحولات و تغييرات آشكار در داخل و خارج موجب طرح اين سوالات شده است كه اين امر خود، موجب ترس از نزديكي پايان دولت اسرائيل شده است".

پروفسور "دينا بورات" رئيس "معهد بحوث معاداه الساميه والعنصريه" معتقد است كه دو رويداد اصلي اين ترس را تغذيه مي كنند يكي جنگ با لبنان در سال گذشته و ديگري تلاش هاي رئيس جمهور ايران احمدي نجاد "براي محو اسرائيل از نقشه". وي معتقد است كه سياست هاي اسرائيل و افعال آن موجب ايجاد عكس العمل هاي ضد اسرائيلي در ميان كشورهاي ديگر شده و اين امر دولت يهودي را در معرض خطر قرار داده است.

در اين ايام و به مناسبت سالگرد يكصدمين سال از كنفرانس اول صهيونيستي، پروفسور "عادي اوفير" از اسرائيلي ها خواست تا دولت ديگري تشكيل دهند كه عرصه آن از نهر تا بحر بوده و در آن جميع گروه ها و طوايف و نژادها در كنار هم زندگي كرده و با تاكيد بر وجود اکثریت عرب و حق بازگشت آوارگان
رئيس پارلمان اسرائيل و رئيس خبرگزاري يهودي و عضو حزب "عمل" است مي گويد: اسرائيل با وتوي صهيونيستي دانه هاي نابودي را در درون خود مي پروراند و امروز اسرائيل فرقي با آلمان هيتلري ندارد و از اسرائيلي ها مي خواهد كه پاسپورت هاي خارجي براي خود تهيه كرده و آماده مهاجرت از اسرائيل باشند
فلسطيني، وي اضافه كرد كه اسرائيل با سياست هاي فعلي خود به سوي يك فاجعه و مسير نامعلوم در حركت است.

"ايتان هابر" مدير ديوان نخست وزير در دوره حكومت اسحاق رابين در روزنامه يديعوت احرونوت مورخ 17/10/2006 مي نويسد: دولت اسرائيل امروز يكي از سخت ترين مراحل حيات خود از زمان پيدايش آن را مي گذراند. و شاعر اسرائيلي "حاييم نحمان بيالك" مي گويد كه اگر دولت اسرائيل توان گريه كردن داشت، همگي ما امروز در درياي اشك آن غرق شده بوديم.

اما جديدترين و مهمترين گفتار در اين خصوص متعلق به "ابراهام بورگ" رئيس پارلمان اسرائيل و رئيس خبرگزاري يهودي و عضو حزب "عمل" است كه در كتاب خود با عنوان "براي پيروزي بر هيتلر" مي گويد: "اسرائيل با وتوي صهيونيستي دانه هاي نابودي را در درون خود مي پروراند و امروز اسرائيل فرقي با آلمان هيتلري ندارد و از اسرائيلي ها مي خواهد كه پاسپورت هاي خارجي براي خود تهيه كرده و آماده مهاجرت از اسرائيل باشند." وي اشاره مي كند كه فرهيختگان و تحصيل كردگان اسرائيلي ترجيح مي دهند كه فرزندانشان به خارج از اسرائيل مهاجرت نمايند. وي در مصاحبه با روزنامه "هاآرتص" مي گويد: اعتراف به اسرائيل به عنوان دولت يهودي به منزله كليد پايان اين دولت است و خواستار لغو قانون بازگشت يهوديان شد كه فقط به آنان اجازه مهاجرت به اسرائيل را مي دهد. وي خود را در درجه اول يك انسان و سپس يك يهودي و در نهايت يك اسرائيلي مي داند.

"بورگ" مي گويد: "بن گوريون معتقد بود كه صهيونيسم به منزله جرثقيلي براي ساخت دولت يهودي است و پس از بناي دولت يهودي بايد اين حركت منحل شود و شناسايي اسرائيل به عنوان دولت يهودي، به منزله جرقه زدن در كنار بشكه أي پر از باروت است".

"بورگ" سپس مي گويد: "سخن از نابود كردن و محو كردن غزه دليل آن است كه ما هنوز از گذشته درس نگرفته ايم" و جامعه اسرائيلي را جامعه اي "مرعوب" و وحشت زده توصيف كرده و مي گويد: "ما بيماران روحي هستيم. جامعه اسرائيل از يك شوك روحي مداوم رنج مي برد. شوك نازي ها موجب شده كه ما توازن خود را از دست بدهيم. ما الان در حالتي زندگي مي كنيم كه احساس مي كنيم همه دنيا از ما گريزان است و افراط گري بر هويت ما سيطره افكنده است. ما جامعه اي هستيم كه با تكيه بر سلاح و شمشير زندگي مي كنيم و اين احساسي است كه از آلمان كسب كرده ايم و گويي كه آنچه از ما، در خلال 12 سال جنگ (جهاني دوم) گرفته اند ما
"بورگ" كه مدت هشت سال رياست پارلمان اسرائيل را به عهده داشته اضافه مي كند كه نازيسم الان اينجاست. اسرائيل دولتي آشوب طلب و بي رحم و قدرت طلب و ظالم و سطحي و فاقد اصالت روح و تنيده در خود است و دعوت هاي مكرر براي قتل فلسطينيان و ويران كردن منازل آنها و كوچ دادن آنها و قتل و دمار آنان دليل بر انتشار نازيسم در اسرائيل است.
را بر آن واداشته كه فكر كنيم شمشيرمان بايد خيلي بزرگ باشد". وي سپس مي پرسد: "آيا ديوار تبعيض نژادي كه در اراضي فلسطيني بنا كرده ايم بهترين دليل از هم گسيختگي شخصيتي ما نمي باشد كه از آن رنج مي بريم؟"

"بورگ" كه مدت هشت سال رياست پارلمان اسرائيل را به عهده داشته سپس اضافه مي كند كه نازيسم الان اينجاست. اسرائيل دولتي آشوب طلب و بي رحم و قدرت طلب و ظالم و سطحي و فاقد اصالت روح و تنيده در خود است و دعوت هاي مكرر براي قتل فلسطينيان و ويران كردن منازل آنها و كوچ دادن آنها و قتل و دمار آنان دليل بر انتشار نازيسم در اسرائيل است. وي معتقد است كه در سالر هاي اخير، ما از خطوط قرمز زيادي عبور كرده ايم و بعيد نيست كه پارلمان در سال هاي آينده قوانين ضد عرب مشابه آنچه كه به قوانين تبعيض نژادي نورنبرگ معروف است بر ضد عرب تصويب كند.

"بورگ" در خصوص بدبيني خود نسبت به آينده اسرائيل مي گويد: "بيش از نيمي از نخبگان اسرائيلي نمي خواهند كه فرزندانشان در اين دولت زندگي كند و بدون نخبگان هيچ آينده اي براي ملت اسرائيل متصور نيست." وي همچنين حمايت خود را براي خلع سلاح هسته اي اسرائيل اعلام كرده و مي گويد روزي كه اين امر اتفاق بيفتد آن روز، مهمترين روز در تاريخ اسرائيل خواهد بود.

خلاصه كلام اينكه در شرايط كنوني طوفان بحران ها از هر طرف اسرائيل را مورد هجوم قرار داده اند و آنچه كه در اين مقاله آمد قطره اي از دريا و مشتي از خروارها كلام و نظرياتي بود كه روزنامه هاي تحت نظارت دولت يهودي چاپ و منتشر كرده اند. چه بسا آنچه از خود اسرائيلي ها در خصوص نزديك شدن به پايان دولت اسرائيل مي شنويم، ما را بر آن داشته كه اعتقاد پيدا كنيم كه بطور حتم زوال اسرائيل به مرحله "قاب قوسين او ادني" رسيده است و اين استنتاج بر اساس كلام اهل علم و سياست و مسوولين دولت اسرائيل است و اگر بخواهيم انعكاس بهتري از آراء مردم اسرائيل و ديگر اقشار جامعه اسرائيل داشته باشيم، كافي است به بررسي نظرات و عقايد آنان در خصوص دولت و حكومت اسرائيل پس از جنگ 33 روزه عليه لبنان بپردازيم تا عمق فاجعه فروپاشي اين كيان غاصب را از داخل به خوبي درك نماييم. 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع: 

1- "تحليل هفتگي" از انتشارات "دارالجليل للنشر والبحاث الفلسطينيه" به قلم "غازي السعدي" مورخ 10/7/2007- چاپ اردن- امان

2- هفته نامه "السبيل" مورخ 12/6/2007 – شماره 697- سال چهاردهم- چاپ اردن- امان

* این یادداشت پیش از این در وبلاگ شخصی "در جستجوی حقیقت" منتشر شده است.

کد مطلب : 1859
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :