امروز چهارشنبه 30 مرداد 1387
Wednesday 20 August 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

حسين(ع) ما را به فرياد مي خواند؛

حکایت نشر اکاذیب و بردن آبروي دزد مؤمن

مرجع : عدالتخانه 13 بهمن 1386 ساعت 12:22
جامعه اي كه در آن فساد علني صورت گيرد اما مردمانش يكايك در صورت اطلاع از فساد در باطن شرمنده باشند و در ظاهر يا خود در رفع فساد بكوشند و مفسد را امر به معروف و نهي از منكر كنند و قاطعانه از فساد باز دارند، يا حكومت را امر به معروف و نهي از منكر كرده و در برخورد با فساد و مفسد تشويق و تهديد نمايند
حکایت نشر اکاذیب و بردن آبروي دزد مؤمن
عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
حمزه وطن فدا

شهر در دست عبيدالله است. ابن زياد با تهديد و تطميع ،همه را خاموش و خانه نشين كرده است. اين سكوت وهم انگيز شهر را بدل به قبرستاني متروك نموده است. شهر خلوت، چراغ ها خاموش، تنها صداي چكمه هاي گزمه و محتسب است كه گه گاه به گوش مي رسد . جلاد طلبه عدالتخواه سير جاني را سر مي برد و از بالاي دارالاماره ام القرا به زير مي افكند، آب از آب تكان نمي خورد.

آب از آب تكان نمي خورد.

خالد بن وليد سردار مذاكره سپاه اسلام به هوس وارد خانه اي مي شود، مرد خانه را مي كشد... مأموران حكومتي در خانه اش اسناد محرمانه مي يابند، کار بالا می گیرد ، حزب الله به قوای قضائی شکایت می کند ولي داروغه حاضر نمي شود شمشيري را كه براي اسلام كشيده شده است(!) در نيام ببيند . با قرار وثيقه 200 ميليوني آزاد مي شود.

پرونده حسين(علیه السلام) به دادگاه ويژه روحانيت مي رود ، شريح قاضي پرونده را مطالعه مي كند بدون اطاله دادرسي حكم صادر مي شود ، حسين خارجي ست.

حسين خارجي ست

ابن زياد، سليمان ابن صرد خزاعي ،مختار،رفاعة بن شداد و هر كس ديگري را كه مظنون است به جانبازي براي حسين به زندان مي فرستد. قيس
سلامت يك جامعه و حكومت اسلامي به معني نبود فساد نيست چه آن كه قبل از ظهور و تشكيل حكومت حق و اقامه ي كامل عدل توسط حضرت حجت (عج) حكومت حق امير المؤمنين هم خالي از فساد نخواهد بود ليكن سلامت يا بيماري جامعه با توجه به نحوه ي مواجهه ي مردم وحكومت با فسادهاي آشكار و نهان محك مي خورد
ابن مسهر اين فرستاده امام را در زندان به زر مي فريبند و چون زر درفريب اين بسيجي مخلص و جانباز شجاع كارگر نمي افتد، شكنجه اش مي كنند، و او نيز به سرنوشت ديگر ياران شهيدش از بالاي دارالاماره ام القرا به پايين پرتاب مي شود و زمين خواران شكم گنده قصر خرسند لبخند مي زنند.

عدالتخواهان شيراز و اصفهان و همدان و تهران هم بند سليمان ابن صرد مي شوند تا از عاشورا بازمانند.

غافل از آنكه كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا...

حسين تنهاست

و شايد اين كه همه ي زمان ها را عاشورا و همه ي مكان ها را كربلا خوانده اند، تفسيري باشد بر اين امر كه هميشه و در همه زمان ها در مقام قضاوت اسلامي شريح ها هستند كه حكم به خارجي بودن حسين دهند و تبرئه ي خالد ابن وليد.

سلامت يك جامعه و حكومت اسلامي به معني نبود فساد نيست چه آن كه قبل از ظهور و تشكيل حكومت حق و اقامه ي كامل عدل توسط حضرت حجت (عج) حكومت حق امير المؤمنين هم خالي از فساد نخواهد بود (برخورد امير مؤمنان با كارگزاران حكومتي اش و عزل و نصب هاي پياپي نشان از وجود اين فساد دارد) ليكن سلامت يا بيماري جامعه با توجه به نحوه ي مواجهه ي مردم وحكومت با فسادهاي آشكار و نهان محك مي خورد. 

جامعه اي كه در آن فساد علني صورت گيرد اما مردمانش يكايك در صورت اطلاع از فساد در باطن شرمنده باشند و در ظاهر يا خود در رفع فساد بكوشند و مفسد را امر به معروف و نهي از منكر كنند و قاطعانه از فساد باز دارند، يا حكومت را امر به معروف و نهي از منكر كرده و در برخورد با فساد و مفسد تشويق و تهديد نمايند و حكومتش نيز خود در مبارزه با فساد جدي و شديد باشد . روز به روز فساد ها و تباهي ها و گناه ها و حرام ها دور شده و زمينه براي تجلي حق و حيات طيبه فراهم مي شود> خدا راضي و مردم راضي . و از اين فضاي مهياي بندگي چنان شعفي بر مي انگيزد كه بهشت را طعنه
چون اندك مردمي با رگه هايي باقي مانده از اندك بقاياي فطرت به صحنه مي آيند و مفسدين را نهي مي كنند به ترك منكر و حكومت را امر مي كنند به جرم تشويش اذهان عمومي و نشر اكاذيب و بردن آبروي دزد مؤمن و اقدام عليه امنيت ملي و تضعيف نظام به دادگاه مي روند و زندان و احتمالاً در آينده اي نه چندان دور پاي چوبه ي دار، و مابقي سكوت كرده و نگاه مي كنند
مي زند .

اما در جامعه اي كه فساد صورت مي گيرد هر چند اندك، ولي مردمانش بي تفاوت و بي خبر از فسادها روز مي گذرانند و شانه بالا مي اندازند و به من چه مي گويند . و با دكترين هر "كسي كار خودش بار خودش" يا " آسته برو آسته بيا كه گربه شاخت نزنه " زندگي كه چه عرض شود ، مردگي مي كنند و حكومتش نيز در مواجهه با فساد بي تفاوت و پرگذشت و سهل انگار ظاهر مي شود . روز به روز حرام ها و فساد ها و تباهي ها افزون گشته و كم كمك دامن همه ي شهر را مي گيرد . زاهد و عابد شهر هم فاسد مي شوند. خدا ناراضي و يقيناً مردم ناراضي .چنان زندگي تنگ مي شود و داغ ، كه طعم جهنم دارد . و در اين جامعه است كه يزيد حاكم مي شود و حسين كشته مي شود و "آب از آب تكان نمي خورد "

و حال حساب كنيد حال و وضع آينده ي جامعه اي را كه فساد در آن دامن گير و دولت در برخورد با فساد و مفسد، ناتوان و بي رمق و ترسو و مردمش در بي خيالي و بي خبري و به من چه گويي؛ گوي سبقت را از هم ربوده اند و چون اندك مردمي با رگه هايي باقي مانده از اندك بقاياي فطرت به صحنه مي آيند و مفسدين را نهي مي كنند به ترك منكر و حكومت را امر مي كنند به معروف مبارزه با فقر و فساد و تبعيض؛ به جرم تشويش اذهان عمومي و نشر اكاذيب و بردن آبروي دزد مؤمن و اقدام عليه امنيت ملي و تضعيف نظام به دادگاه مي روند و زندان و احتمالاً در آينده اي نه چندان دور پاي چوبه ي دار، و مابقي سكوت كرده و نگاه مي كنند. با اين وضعيت علي رغم آن كه محرم ها پر پيمان باشد و عزاداري ها جاندار، و پشت سر هم مداح زاييده شود و زنگ همه ي موبايل ها نداي روضه و شور مداحي باشد و از ضبط تمام ماشين ها ذكر حسين حسين بر خيزد، يزيد حاكم خواهد شد، عبيد الله والي مي شود و حجاج ابن يوسف و بسر ابن ارطاه به ميدان مي آيند و پوست مي كنند.

سنت تاريخ است خيلي طول نمي كشد منتظر باشيم. سرنوشت مردمی که نهی از منکر را ترک می کنند و یا ناهیان از منکر را امر به ترک می کنند جز خواری و ذلت و زبونی نخواهد بود. 




کد مطلب : 1291
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-11-17 18:04

به نظر بنده شما هم با اين مطلبتان اذهان عمومي را دچار تشويش كرده ايد و بايد قوه قضاييه با شما هم برخورد كند.

1386-11-16 16:16

سلام چقدرشما ساده اید اینای که درزمان دولت خاتمی ادعای مبارزه با فسادرا راه انداختند می خواستندرای بیاورندومناورتبلیغاتی بدهندحال که قدرت را بدست آوردند مفاسداقتصادی هم تمام شدودست غیب احمدی نژادتمام مفاسدرا نابودکرد

1386-11-13 21:28

هركه شد از همزباني جدا بينوا شد گرچه دارد صد نوا. از مشخصات جامعه طبقاتي اين است كه انسان ها در مسير كاري قرار ميگيرند كه اراده و كنترل آن از دستشان خارج است . وجود طبقات مختلف در جامعه باعث ميشود كه هر انساني حافظ منافع طبقه خود ميشود و براي حفظ منافع طبقه خود حاضر است دست به هركاري بزند. اين تضاد موجود بين انسانها و جنگ اصلي است و زماني اين تضاد كم ميشود كه انسان به فرهنگ فكري سالمي دست يابد كه بر آن مبنا حافظ منافع انسانهاي مورد ظلم و ستم شود و از امكانات فكري خود وقت خود در جهت آسايش عمومي و امكان حداقل زندگي براي انسانهاي محروم تلاش كند . مسلما تا كساني هستند كه سعي دارند ثروتمند شدن خود را خواست خدا و فقير بودن و محروم و مورد ظلم بودن انسانها را نيز سرنوشت انسانها تلقي كنند و با ثروت اندوزي خود محرومان را به صبر و شكيبائي دعوت كنند ترمزي خواهند بود براي رسيدن به جامعه عدالتخواه و بي طبقه . عوارض اخلاقي و فرهنگ فكري كه جامعه طبقاتي بوجود مي آورد بيشمار است اما مي بايد در مورد مفهوم جامعه بي طبقه نيز بحث هاي بيشماري بوجود آيد و انسانها به فرهنگ فكري دست يابند كه بدانند بني آدم اعضاي يكديگر هستند و يا اگر چه فكر ميكنند صاحب نوا شده اند با دست خود گور خود را ميكنند نمونه آن سرنوشت شاهان و ظالماني است كه علي رغم خوش خدمتي به اربابان خود با پشت كردن به مردم خود دربدر شده و يا از سوراخها بيرون كشيده شده اند .جاي تاسف است كه در فرهنگ ايراني اسلامي ما گنجينه اي از تفكرات والاي انساني و خردگرانه داريم كه متاسفانه بنظر ميرسد زير خروارها خاك مدفون شده و باز مثل هميشه آنچه خود داريم از بيگانه تمنا مي كنيم . تا دير نشده .بايد خاك ها را كنار زد و اين تفكر گرانبها و اصلي را شفاف و روشن نمود و فرهنگ فكري نويني را به دنيا عرضه كرد تا شايد بتوانيم سهم خود را در راه نجات بشريت ادا كنيم واقعا حيف است كه اين گنجينه از بين برود.