امروز سه شنبه 12 آذر 1387
Tuesday 2 December 2008
داخلی  »  گزارش  »  جبهه مقاومت جهانی

تابوی دیگری که توسط دولت نهم شکسته می شود؛

رابطه با مصر و «پا» روی خون خالــد

مرجع : وبلاگ مرصاد 7 دي 1386 ساعت 12:37
هرچند دولتمردان جمهوری اسلامی با این پیشنهاد موافقت کرده اند و حتی شورای شهر تهران نیز این را پذیرفت و آن را تصویب کرد و برقراری رابطه در آینده نزدیک محتمل است ولی امیدوارم حسنی مبارک، که امام در موردش فرمود: مبارک هم به جهنم می رود، زودتر سقط شود تا آقای احمدی نژاد رییس جمهوری نباشد که با این انسان کثیف دست خواهد داد
رابطه با مصر و «پا» روی خون خالــد
بعد از جمال عبد الناصر رییس جمهور محبوب مصر، فردی به جایش نشست که نه تنها ذره ای مثل ناصر نبود بلکه در پلیدی پله های ترقی رو یکی پس از دیگری طی کرده و قله را فتح نموده بود.

محمد انور سادات!

او که می خواست محبوبیت ناصر را در بین اعراب کسب کند، در سال ۱۹۷۳ به اسراییل اعلام جنگ داد ولی در این جنگ شکست خورد و تنها دستاورد آن جنگ، گذشتن ارتش مصر از کانال سوئز بود که این حرکت افتخار بزرگی برای مصر و شخص انور سادات محسوب می شد.

بعد از جنگ رمضان (جنگ اکتبر) سادات سیاست خود را در قبال اسراییل تغییر داد و پس از مدت کوتاهی، مصر را از خط مقدم جنگ با اسراییل خارج نمود و با رژیم صهیونیستی قرار داد صلح امضا کرد.

سادات در اولین اقدام، با امضای قرار داد کمپ دیوید که به موجب آن موجودیت اسراییل را به رسمیت شناخت، جهان اسلام را در بهتی عظیم فرو برد. اتفاقی که حتی یاسر عرفات هم از انجام آن، تا زیر گلو، کهیر زد!

دیگر خیال اسراییل از طرف مصر راحت شده بود. مدتی بعد سادات که به این هم راضی نبود، برای ایراد سخنرانی در کنیست اسراییل به بیت المقدس رفت و این بار با این حرکت، خون جهان اسلام را ریخت.

این چنین بود که مصر به عنوان اولین کشور اسلامی، موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت.

سه شنبه، 6 اکتبر 1981( 14مهر 1360) ، قاهره، میدان رژه

در سالگرد جنگ رمضان
بعد از جنگ رمضان (جنگ اکتبر) سادات سیاست خود را در قبال اسراییل تغییر داد و پس از مدت کوتاهی، مصر را از خط مقدم جنگ با اسراییل خارج نمود و با رژیم صهیونیستی قرار داد صلح امضا کرد. سادات در اولین اقدام، با امضای قرار داد کمپ دیوید که به موجب آن موجودیت اسراییل را به رسمیت شناخت، جهان اسلام را در بهتی عظیم فرو برد. اتفاقی که حتی یاسر عرفات هم از انجام آن، تا زیر گلو، کهیر زد!
1973، فرعون در جایگاه ویژه خود و میان دولتمردان مصری نشسته و به نمایش قدرت ارتش مصر می نگریست و تسلیحات روسی، توپ های 130 میلیمتری، هواپیماهای میراژ، هلی کوپترهای شنوک و ... از مقابلش می گذشتند و فرعون، بيش از گذشته راحتي و شيکي لباس فرم خود را که دوخت خياط مخصوصش «پي ير گاردن» در لندن بود حس مي کرد چرا که آن روز برخلاف پیشنهاد همسرش، جلیقه ضدگلوله خود را نپوشیده بود.

همزمان با رسيدن عقربه هاي ساعت به 12:40، گوينده مراسم اعلام مي کند که نوبت به حرکت يگان هاي حامل توپ 130 ميليمتري رسيده است.

اولين جرثقيل حامل توپ با رسيدن به مقابل جايگاه از مسير تعيين شده خارج شده و از سمت راست به نزديک ترين فاصله به جايگاه رسيده و ناگهان متوقف مي شود. حاضران ابتدا گمان کردند که به علت نقص فني، جرثقيل از مسير خارج شده است، اما لحظاتي بعد «خالد» با سرعت از جرثقيل پايين پريد و دو بمب دستي را يکي بعد از ديگري به سوي جايگاه پرتاب کرد که هيچ کدام از دو بمب عمل نکردند. 

در اين گير و دار «حسين عبّاس محمّد» با مسلسل خويش از روي صندلي جرثقيل برخاست و با شدت تمام کلّ جايگاه را به رگبار بست و نخستين گلوله هايش گلوي سادات را هدف قرار داد و با اين گلوله ها بود که تقريباً کار تمام شد.

خالد نيز با سرعت به طرف سلاح خودکار خود که در جرثقيل قرار داشت رفت و با هدف گيري جايگاه سعي در به هلاکت رساندن تعداد بيشتري از سران رژيم مصر نمود. «عبدالحميد» و «عطا طائل» هم در اين حال به عباس محمد و خالد پيوسته بودند.

خالد با حمايت همراهانش تا فاصله 5/1 متري سادات رسيد، در حالي که هيچ وظيفه اي را جز به هلاکت رساندن وي احساس نمي کرد.

او به گمان اين که ممکن است سادات لباس ضد گلوله داشته باشد در حد توان به سوي وي تيراندازي کرد تا از نتيجه کار اطمينان يافت. در اين اثنا گارد محافظ سادات که تجهيزات و هزينه اي معادل بيست ميليون دلار صرف آن شده بود، بي هيچ حرکتي شاهد وقوع حادثه بود و هر کدام از نيروهاي آن به دنبال محلي براي پنهان شدن و نجات خود مي گشتند.

پس از آن که کار به خوبي انجام شد، نيروهاي محافظ به سوي خالد و يارانش تيراندازي کردند که گلوله هايي به شکم خالد و عبدالحميد و عطا
اولين جرثقيل حامل توپ با رسيدن به مقابل جايگاه از مسير تعيين شده خارج شده و از سمت راست به نزديک ترين فاصله به جايگاه رسيده و ناگهان متوقف مي شود. حاضران ابتدا گمان کردند که به علت نقص فني، جرثقيل از مسير خارج شده است، اما لحظاتي بعد «خالد» با سرعت از جرثقيل پايين پريد و دو بمب دستي را يکي بعد از ديگري به سوي جايگاه پرتاب کرد که هيچ کدام از دو بمب عمل نکردند
اصابت کرد. جالب اين جاست که «حسين عباس محمد» بدون هيچ گونه جراحتي از معرکه گريخت و کسي هم متوجه حضور وي نشد.

زماني که خالد و دو تن از همراهانش در حين فرار به محاصره مزدوران رژيم مصر درآمدند و به بيمارستان منتقل شدند، گمان کردند که حسين عباس به شهادت رسيده است و چون با ذکر نام وي برايش گريستند، مأموران امنيتي مصر تازه متوجه شدند که اين قهرمان ارتش مصر، جزء انقلابيون بوده است و بالاخره دو روز بعد او را در منزل يکي از دوستانش دستگير کردند. 

در اين حمله مسلحانه، سادات به همراه هفت تن ديگر به قتل رسيدند و 28 تن ديگر مجروح شدند و اين اولين بار بود که ملت مصر فرعون را به قتل مي رسانيد.

اولين بازجويي از خالد اسلامبولي و دو نفر از همراهانش در بيمارستان "العبدي" که جسد سادات نيز در آن جا قرار داشت صورت گرفت. بازجو براي اين که روحيه خالد را در اولين برخورد تضعيف نمايد، چنين گفت: «رئيس جمهوري به قتل نرسيده، فقط مجروح شده و به زودي درمان خواهد شد.»

خالد با دستاني بسته شده به تخت بيمارستان و بدني بسيار مجروح از ضربات دژخيمان رژيم پاسخ داد: «من 34 گلوله به بدن او خالي کرده ام. اگر مي خواهيد مرا فريب بدهيد به دنبال بهانه ديگري باشيد.»

پس از بازجويي هاي اوليه، 24 نفر از عوامل اعدام انقلابي سادات در دادگاه نظامي مصر به محاکمه کشيده شدند. متهمان حاضر در جلسه در قفس هاي فولادي نگهداري مي شدند. با ورود متهمان به دادگاه، خالد فرياد کشيد: 

«انا خالد الاسلامبولي، انا قاتل السادات، انا قاتل الفرعون، انا قاتل الطاغوت، في سبيل الله قمنا، لتبغي رفع اللوا، لا حزب عملنا، نحن للدّين فداء، الله اکبر، لااله الا الله، عليها نحيا و نموت، في سبيلها نجاهد، عليها نلقي الله.»

در جلسه روز 28 سپتامبر سال 1981 وکلاي مدافع متهمان با طرح اين ادعا که سادات مهدورالدم و ريختن خونش مباح بوده است، دلايل طرح ادعاي خود را به شرح زير اعلام کردند:

1- صلح با اسرائيل که دشمن خدا و اسلام بوده و هست و همچنين دوستي و مودت با آن. 

2- حمله به مسلمانان ليبي و دخالت در وضع اوگاندا عليه مسلمانان آن. 

3- تقويت کاميل شمعون رهبر فالانژهاي لبنان و همراهي
با ورود متهمان به دادگاه، خالد فرياد کشيد: «انا خالد الاسلامبولي، انا قاتل السادات، انا قاتل الفرعون، انا قاتل الطاغوت، في سبيل الله قمنا، لتبغي رفع اللوا، لا حزب عملنا، نحن للدّين فداء، الله اکبر، لااله الا الله، عليها نحيا و نموت، في سبيلها نجاهد، عليها نلقي الله.»
با آنان در حمله به مسلمانان لبنان. 

4- دعوت به انجام آنچه وي «مجمع اديان سه گانه در صحراي سينا» مي ناميد، بر خلاف آيه شريفه «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا». 

5- سکوت وي در حملات صهيونيست ها به مسلمانان جنوب لبنان. 

6- فتواي هيات کبار علماي « الازهر» در سال 1971 مبني بر اينکه هر حاکمي با اسرائيل عقد صلح ببندد، کافر است. 

7- تصميم سادات براي اتصال آب رود نيل به اسرائيل که به گفته خود او «زمزم» جديدي به وجود آورد که اين قضيه ادعاي الوهيت و شرک تلقي مي گردد.

عبدالحليم رمضان، وکيل مدافع خالد اسلامبولي در يکي از جلسات دادگاه نظامي ضمن دفاع محکم و جانانه از متهمان اظهار داشت: «من جز براي رضاي خداوند به اين دادگاه نيامده ام و به دفاع از اين جوانان افتخار مي کنم، چون توانستند شرف ملت مصر را باز گردانند و کودتاي خيانت بار سادات را که تار و پود ملت مصر را از هم گسست، در هم بشکنند. 

اين جوانان همچون حسين و ياران وي هستند که نه براي دنيا، بلکه براي رضاي خداوند در کربلا قيام کردند. اکنون قيام خالد و يارانش قيام حسيني محسوب مي شود که براي دفاع از شرف اسلام، اعراب و شرافت انساني و رضاي خداوند صورت گرفته است.

کار بزرگ آنها، دل تاريک شده ملت مصر را روشني بخشيد. سادات خودش را فرعون مصر مي دانست و به همين سبب جواناني که وي را به جرم فرعون بودن کشته اند، گناهي ندارند و جرمي مرتکب نشده اند، زيرا مقتول خود به جرم خويش اعتراف کرده است.»

زماني که عبدالحليم رمضان، خالد و يارانش را به امام حسين(ع) و شهداي کربلا تشبيه کرد، تمامي آنها مي گريستند و با فرياد الله اکبر سخنان وي را تأييد مي کردند.

جلسات محاکمه چندین بار تشکیل شد و سرانجام پس از گزشت 5 ماه ، احکام صادره علیه متهمان به شرح زیر صادر گردید:

1- ستوان یکم خالد احمد شوقی الاسلامبولی، واحد توپخانه، اعدام با تیرباران

2- عبدالحمید عبدالسلام عبدالعال،
ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی باصهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد. اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله.
افسر سابق ارتش، اعدام با چوبه دار

3- عطا طایل حمیده رحیل، افسر ذخیره، اعدام با چوبه دار

4- حسین عباس محمد، استوار داوطلب در ارتش، اعدام با تیرباران

5- محمد عبدالسلام فرج، مهندس، اعدام با چوبه دار

حکم این پنج تن مسلمان مبارز در سحرگاه روز پنجشنبه 28 فروردین 1361 به اجرا درآمد. 

ستوان يکم خالد اسلامبولي و استوار يکم حسين عباس محمد، از سلول هايشان خارج شده و به خارج از زندان نظامي منتقل شدند. مأموران اين دو تن را تحت شديدترين تدابير امنيتي به وسيله زره پوش تا «کوه سرخ» که براي تيرباران آن ها تعيين شده بود بردند و در مقابل مسلسل ها، دوازده نفر تيرانداز مزدور قرار دادند. يکي از افسران مزدور حکم را چنين قرائت کرد: «شما به خاطر ترور رئيس جمهور محکوم به اعدام شده ايد. آخرين خواسته شما چيست؟»

خالد تقاضاي فرصت براي دو رکعت نماز کرد تا به استقبال شهادت برود. زماني که مأموران قصد بستن چشم هاي آنان را داشتند فريادشان بلند شد: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمّدا رسول الله» و فرمان آتش صادر شد.

عبدالحميد عبدالسلام، عطاطايل و عبدالسلام فرج نيز ساعتي بعد در حياط زندان به دار آويخته شدند.

بدين ترتيب مرداني به شهادت رسيدند که با ايمان به خداي متعال و در راه اعتلاي کلمه توحيد و برپايي دولت اسلامي، فرعون مصر را به سزاي اعمالش رسانيدند و مردانه در راه هدف مقدس خويش جان باختند.

رژیم مصر از دادن اجساد این 5 نفر به خانواده هایشان خودداری کرد و آنها را به طور پنهانی در گورستان ناشناسی به خاک سپرد و خانواده های آنها در حالی که به یکدیگر تبریک می گفتند، اعلام داشتند که تسلیت کسی را نمی پذیرند، چون فرزندانشان را جزء شهدا می دانند.

وصیتنامه شهید خالد اسلامبولی

پدر، مادر، خواهران و برادر عزیزم محمد!

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. 

بر شما باد التزام به احکام اسلام و عمل به قرآن و ترس از خداوند. من شما را به اطاعت از دستورات
هرچند دولتمردان جمهوری اسلامی با این پیشنهاد موافقت کرده اند و حتی شورای شهر تهران نیز این را پذیرفت و آن را تصویب کرد و برقراری رابطه در آینده نزدیک محتمل است ولی امیدوارم حسنی مبارک، که امام در موردش فرمود: مبارک هم به جهنم می رود، زودتر سقط شود تا آقای احمدی نژاد رییس جمهوری نباشد که با این انسان کثیف دست خواهد داد
خداوند دعوت می کنم. امیدوارم به خاطر مشکلاتی که شما را دچار آنها می کنم، مرا ببخشید و مورد عفو قرار دهید. 

خداوند ما را برای شهادت در راه خود انتخاب و هدایت کرد و ان شاء الله ما و شما را در بهشت در کنار یکدیگر جمع خواهد کرد.

حاکم جامعه ما طغیان کرده و جباری را پیشه خود ساخته است. امت اسلامی راهی برای خلاصی از او ندارد مگر با قتل او ... 

مادرم! ناراحت نباش، چون ما به اذن خداوند در زمره شهدا هستیم. نامه من زمانی به شما خواهد رسید که در دنیای آخرت قرار داریم. 

خواهرم انسیه و سمیه و برادرم محمد را به خداوند می سپارم. مبلغ پولی که نزد خواهرم انسیه است، بین فقرا و مساکین تقسیم شود و فرزندانش فاطمه و مروه با تربیت اسلامی و مقید به دستورات شرعی تربیت شوند. 

ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی باصهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد. اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله.

خالد و رابطه با مصر

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، رابطه با مصر قطع گردید و به پاسداشت عمل شجاعانه این شهدای عزیز خیابانی، در تهران به نام شهید خالد نامگذاری شد.

حال پس از چند سال دوباره دو کشور به یاد برقراری رابطه با هم افتادند و یکی از شروط مصری ها تعویض نام خیابان شهید خالد اسلامبولی است.

اسم جایگزین هم انتخاب شده: انتفاضه!

واقعا آقایون چقدر انقلابی هستند!

هرچند دولتمردان جمهوری اسلامی با این پیشنهاد موافقت کرده اند و حتی شورای شهر تهران نیز این را پذیرفت و آن را تصویب کرد و برقراری رابطه در آینده نزدیک محتمل است ولی امیدوارم حسنی مبارک، که امام در موردش فرمود: مبارک هم به جهنم می رود، زودتر سقط شود تا آقای احمدی نژاد رییس جمهوری نباشد که با این انسان کثیف دست خواهد داد.

سادات که از دوستان صمیمی شاه ایران بود، تنها کسی است که حاضر شد او را پناه دهد. کاری که حتی امریکا هم جرات انجامش را نداشت.

بعد از مرگ محمد رضا شاه، خیابانی در قاهره به نام "پهلوی" نام گذاری شد. 





کد مطلب : 1065
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-11-11 20:38

آن روز قطع رابطه با مصر به نفع مسلمين بود و رابطه با آن، ننگ مسلمانان. امروز رابطه با مصر، نجات مردم فلسطين و ورود به حيات خلوت اسراييل است و خواب‌اشوب كردن صهيونيست‌ها. اين صلح بلاتشبيه بسان صلحي است كه پيامبر با مشركان مكه و به مصلحت مسلمانان منعقد ساخت. خداوند سزاي خاءنان مصري را به زودي خواهد داد. انشاءالله

1386-11-11 23:49

معلوم نيست اين تفكرات يك خطي و مطلق از كجا آمده است. اي بابا توي اين اوضاع ما بايد سعي كنيم حتي كشورهاي مرتجع ناحيه را به طرف خود بكشيم تا نگذاريم هر چه بيشتري به طرف آمريكا و اسراييل بروند. با شعار دادند كه كار جلو نمي رود بايد سياست داشت. لطفاْ به اوضاع داخلي برسيد كه نقطه ضعف و بدبختي ما آنجا است. آزادي را از زنان و جوانان گرفتيد. اينطوري راه برو يا اينكه چگونه حرف بزن ُ چگونه لباس به تن كن يا نكن همين سياست ها باعث مي شود كه مردم ما فكر كنن كه خارج از ايران چه خبر است و آرزو فرار از ايران را داشته باشند و ي در داخل به اين كانالهاي لوسانجلسي و صداي آمريكا گوش بدهند. سياست هاي شما است كه ضربه به انقلاب ايران مي زند. رابطه با هر كشوري لزوم به تاييد سياست و برنامه آنها ندارد. فقط بايد آگاه باشيم و استقلال خود را حفظ كنيم درود بر رييس جمهور ايران آقاي احمدي نژاد. ايشان بايد هر چه زودتر در سياستهاي داخلي خود را تغيير دهد و فشارهاي الكي را از روي جوانان و زنان بردارند و سياستهاي خارجي عالي حرفي ندارد.

1386-11-12 03:44

من هم با شما موافقم ولي از طرف ديگر داشتن روابط , در حدي كه بتوانيم جنايت صهيونيستها را گوشزد كنيم و بر عليه ايشان تبليغ كنيم خوب است. داشتن چنين روابطي, قبل از همه, صهيونيستها را بوحشت مي اندازد. خون خالد پايمال نشدني است. او قهرمان است .هم در قلبمان. هم در يادمان , و هم در روحمان او قهرمان است. ما حتي اگر ببخشيم, هرگز فراموش نخواهيم كرد. ما در حال حاظر, در بين مردم مصر آنقدر طرافدار داريم كه بخواهيم از ابزارهاي جديد بر عليه صهيونيستها استفاده كنيم.

1386-11-12 10:29

بسم الله آقايان عدالتخواه به كجا چنين شتابان؟! آيا اوج بلاهت نيست كه برقراري رابطه با مصر را برداشت به رابطه ايران و حسني مبارك كرده ايد. قبلا هم دقيقاْ همين اشتباه رو در مورد مذاكرات ايران و عراق كرديد كه قاعدتا پاسخ اين اشتباهتون رو در سخنان رهبري در مورد مذاكره با امريكا در عراق گرفته ايد. خلاصه اينكه ... المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق عاقبت جداشدن از ولايت همين روياي كاذبه دوستمونه كه دور نمي بينه دست دادن با خاخام هاي يهودي رو... مگر ما دست از ولايت برداشته ايم.

1386-11-09 23:04

اعدام انقلابي كرده خدا اجرش دهد-اقلا بگذاريد با اين رابطه ملت مظلوم فلسطين تكه و پاره نشوند و اسراپيل منزوي شود

12