محسن مقصودی
اگر همين امروز از نمايندگان مجلس هفتم، ششم و يا تمام كانديداهاي كنوني مجلس هشتم بپرسيم، نوع و سطح زندگي نمايندگان مجلس، چه تاثيري در نحوه عملكرد آنها داشته و يا خواهد داشت، چه پاسخي خواهند داد؟
بدون شك امروز با نگاهي كوتاه به جنگهاي سياسي بر سرليست و ائتلاف و سهم گروه ها و ... متوجه ميشويد، آنچه در تدوين غالب اين ليستها ملاك نبوده است، معيارهاي اصولي از جمله سطح زندگي نمايندگان و كانديداها است.
متاسفانه خيلي از سياسيون معتقدند، امروزه لزومي براي سادهزيستي مسئولان و نمايندگان مجلس وجود ندارد و اساسا در قرن 21 و عصر سرمايهداري و ارتباطات، توسعه و مديريت مدرن صحبت از سادهزيستي مديران و نمايندگان ملت را بايد به تاريخ سپرد!
اما مديراني كه دائما در سخنانشان از اسلام و ولايت و حضرت امام(ره) و ... خرج ميكنند، بايد امروز در آستانه انتخابات به صراحت پاسخ دهند، كه چگونه تاكيدات اسلام، حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب در خصوص اهميت سادهزيستي مسئولان و همسطحي زندگي آنها با طبقات متوسط و پايين جامعه ناديده گرفته ميشود؟
ائتلافهاي سياسي چپ و راست، فعالان سياسي اصولگرا و اصلاحطلب و ... بايد ديدگاه خود را در خصوص ويژگيهاي فردي نامزدها رسما اعلام كنند و اگر جنجالها و دعواهاي سياسي به آنها فرصت مي دهد و به مصلحت (!) ميدانند نظرات خود را درباره مواضع و سخنان زير ـ كه احتياج
اما مديراني كه دائما در سخنانشان از اسلام و ولايت و حضرت امام(ره) و ... خرج ميكنند، بايد امروز در آستانه انتخابات به صراحت پاسخ دهند، كه چگونه تاكيدات اسلام، حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب در خصوص اهميت سادهزيستي مسئولان و همسطحي زندگي آنها با طبقات متوسط و پايين جامعه ناديده گرفته ميشود؟
به هيچ توضيحي ندارند ـ بيان كنند.
كاخ نشينان نماينده ملت نيستند 1- امام علي (ع): ان الله فرض على ائمه العدل ان يقدرواانفسهم بضعفه الناس كيلا يتبيغ باالفقير فقره . «خداوند بر پيشوايان دادگر واجب كرده كه زندگى خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر، براى مستمندان دشوار نيايد.»
2- حضرت روح الله: « توجه داشته باشند رئيس جمهور و وكلاى مجلس از طبقهاى باشند؛ كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمايه داران و زمينخواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخى محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمىتوانند بفهمند »(صحیفه امام/ج21 /ص 422)
مروجان « اسلام سرمايه داري» را طرد كنيد
3- «مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف، و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله وسلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمايه دارى، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بىدرد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در يك كلمه، اسلام امريكايى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمايند»(صحیفه امام/ج 21/ص 11)
4-« مادامى كه مجلس و ارگانهاى دولتى و همه اينها و مردم از اين طبقه متوسط و مادون متوسط تشكيل بشود، امكان ندارد كه يك دولت بزرگى، يك قدرت بزرگى به هم بزند اوضاع را.»(صحیفه امام/ج16/ص19)
5- رهبر معظم انقلاب: « نمى شود، ما در زندگى مادى فرو برويم و بخواهيم كه مردم به شكل يك اسوه به ما نگاه كنند. هنگامى مسولان مى توانند به محرومان خدمت كنند كه خود, درد آشنا بوده و طعم محروميت را چشيده باشند» ( 3 مهر 1370)
مقايسه زندگي خود با پايين ترين طبقات مردم
6- رهبر معظم انقلاب در سخنان اخير خود در جمع اعضاي مجلس خبرگان: «عدالت اعم از اقتصادي، قضايي و اجتماعي از اصول قطعي نظام اسلامي
آيا او ميتواند درد فقر 2/9 ميليون نفر از جمعيت زير خط فقر شديد و مطلق جامعه ايران را لمس كند؟ آيا چنين نمايندگاني ميتوانند بفهمند چگونه برخي خانوادههاي نيازمند با مستمري حدود 50 هزار تومان در ماه بايد سپري كنند؟
است. رهبر انقلاب اسلامي در اين سخنراني با اشاره به عدالت اقتصادي و لزوم رعايت آن از جانب مسئولان نظام اسلامي تأكيد كردند: همانگونه كه حضرت علي (ع) مي فرمايند ، شاخص در رعايت عدالت اقتصادي براي مسئولان، مقايسه زندگي خود با پايين ترين طبقات مردم است.»(7 اسفند 86)
اين سخنان براي آنهايي كه خود را پيرو امام و رهبري مي دانند، اتمام حجت است و نيازي به تفسير و توضيح ندارد. اما براستي آيا نمايندهاي كه در خودروي سمند و پرشياي خود مينشيند و براي فرزندان خود ماشينهاي چند ده ميليوني ميخرد، در سعادت آباد تهران سكني ميگزيند هر ساله براي تفريح به اتفاق خانواده به جزيره كيش ميرود، در هتل داريوش پذيرايي ميشود و با برخي سرمايه داران زالو صفت همنشين ميگردد، باز هم ميتواند مشكلات مستضعفين و محرومان را لمس كند؟ آيا او ميتواند درد فقر 2/9 ميليون نفر از جمعيت زير خط فقر شديد و مطلق جامعه ايران را لمس كند؟ آيا چنين نمايندگاني ميتوانند بفهمند چگونه برخي خانوادههاي نيازمند با مستمري حدود 50 هزار تومان در ماه بايد سپري كنند؟ آيا آنها ميفهمند خانوادهاي كه شش ماه رنگ گوشت را نديدهاست يعني چه؟ آيا درد تبعيض و بيعدالتي را لمس ميكنند؟ آيا مشكلات كودكاني كه هنوز در كپرها تحصيل ميكنند متوجه ميشوند؟
اين سخنان به اين معنا نيست كه خداي نكرده همه نمايندگان و مسئولان محترم، رفاه زده و يا دنيا طلب شدهاند. يقينا در ميان نمايندگان مجلس دورههاي مختلف، نمايندگان سادهزيست، پاك دست و انقلابي زياد بودهاند، در مجلس هفتم نيز پيروان حقيقي خط امام و رهبري از هر دو جناح اصلي كشور حضور داشتهاند كه پاك دست و سادهزيست بودهاند، اما آيا همه نمايندگان مجلس اينگونه بوده اند؟
به ياد داريم كه در آغاز انتخابات مجلس هفتم كه با پيروزي اصولگرايان همراه بود، سخنان بسياري در خصوص قطع مزاياي بيهوده
اگرچه بايد حساب نمايندگان پاكدست، سادهزيست مجلس ششم و هفتم را از سايرين جدا نمود، اما آيا براستي معيار سادهزيستي در سنجش نمايندگان مجلس و كانديداهاي انتخابات فراموش شده است؟ البته نبايد فراموش كرد كه سادهزيستي و سلامت نفس شرط لازم نمايندگي است و نه شرط كافي.
نمايندگي در دورههاي قبل ايراد شد و بر لزوم سادهزيستي نمايندگان تاكيد شد و حتي رهبر معظم انقلاب در جمع نمايندگان مجلس هفتم (در آغاز شكل گيري مجلس) از آن تقدير كردند و از اين وعدهها ابراز خوشنودي نمودند و فرمودند: « نفس انسان، زيادهخواه است. من وقتى در مطبوعات خواندم كه شماها تصميم گرفتهايد در بعضى از مسائل مجلس و برخى از برخوردارىهاى بيخودى تجديدنظر كنيد، حقيقتاً خوشحال شدم و به بانيان اين كار دعا كردم. مثلاً فرض بفرماييد آدمى خانه دارد، باز خانه مىخواهد؛ امتياز دارد، باز امتياز مىخواهد. واقعاً من تشكر مىكنم از اينكه شما در اين راه وارد شديد و همت گماشتيد. اين راه را ادامه دهيد و بر سر اين كارها پاى بفشريد. هرچه مىتوانيد، منطقى و صحيح رفتار كنيد. »(27 خرداد 83)
اما آيا اين وعدهها تماما عملي شد؟ چگونه يك نماينده مشكلدار و تحت نفوذ لابيهاي قدرت و ثروت كه رانتبازي او در مجلس آشكار شد، در مجلس اصولگرا به عنوان رياست كميسيون اقتصادي مجلس برگزيده شد و حتي درحالي كه بيشترين سفارشات ويژه را براي دريافت وام به بانكها داشت، به عنوان رئيس كميته تحقيق و تفحص از بانكها نيز انتخاب شد؟! موضوع تعاوني مسكن نمايندگان و خريد زمين در شمال غرب تهران نيز يكي ديگر از ابهامات است، كه چرا برخي نمايندگان از اصلاحطلب و اصولگرا 3 يا 4 قطعه زمين دريافت نمودند؟ اساسا چه لزومي است كه نمايندگان محترم كه اكثرا از قبل منزل داشتهاند و نيازمند مسكن نبودهاند درهمين 4 سال نمايندگي به تهيه زمين و خانه شخصي آنهم درشمال تهران اقدام كنند؟ آيا اين دسته از نمايندگان ميتوانند مشكل مسكن جوانان را درك كنند؟
براستي چرا مجلسي كه درابتداي پيروزي از سادهزيستي سخن ميگويد و اعلام ميكند كه مشي رفاه زده غالب در مجلس ششم را پايان خواهد داد و رهبر انقلاب هم با تقدير ازاين قولها، سادهزيستي را يكي از شرايط اصولگرايي اعلام ميكنند، در عمل نميتواند به درستي به وعده خود عمل نمايد؟
اگرچه بايد حساب نمايندگان
تمامي نيروهاي انقلاب از جناح هاي سياسي مختلف بايد به سئوالات فوق پاسخ جدي دهند و اعلام كنند كه آيا به تعبير آنها امروز «مبارزه با رفاهطلبي سازگار شده است!» و آيا ميتوان هم انقلابي و خط امامي ماند و ازمحرومان و پابرهنگان سخن گفت و هم در ويلاهاي آن چناني و در بهترين نقاط تهران سكني گزيد؟
پاكدست، سادهزيست مجلس ششم و هفتم را از سايرين جدا نمود، اما آيا براستي معيار سادهزيستي در سنجش نمايندگان مجلس و كانديداهاي انتخابات فراموش شده است؟ البته نبايد فراموش كرد كه سادهزيستي و سلامت نفس شرط لازم نمايندگي است و نه شرط كافي.
و چه بسا نمايندگان و مديراني كه هم سادهزيست بودهاند و هم از سلامت نفس برخوردارند، اما به دليل عدم نگاه جامع علمي، بيتدبيري و فقدان مديريت و ... نتوانستهاند خدمتگزار موثري باشند، اما آيا مديران ما نميتوانند هم سادهزيست و پاك دست باشند و هم متخصص و كارآمد؟!آيا مديريت در حكومت اسلامي جز اين است كه مديريت علمي و تخصصي با تقوا، اخلاص و سادهزيستي مديران همراه شود؟ تفاوت مهم مديريت اسلامي با مديريت غربي، نه در تخصص وعلم محوري يكي از آنها، بلكه درتاكيد اسلام بر لزوم سلامت نفس و سادهزيستي مديران است. اين شبهه تكراري تكنوكراتهاي غربزده، چرا امروز همهگير شده است؟ و چرا عدهاي ميان مديريت علمي، تخصص و كارآمدي مديران با دينمداري، اخلاص و سادهزيستي آنها تناقض ميبينند؟!
به نظر ميرسد تمامي نيروهاي انقلاب از جناح هاي سياسي مختلف بايد به سئوالات فوق پاسخ جدي دهند و اعلام كنند كه آيا به تعبير آنها امروز «مبارزه با رفاهطلبي سازگار شده است!» و آيا ميتوان هم انقلابي و خط امامي ماند و ازمحرومان و پابرهنگان سخن گفت و هم در ويلاهاي آن چناني و در بهترين نقاط تهران سكني گزيد؟
خوشبختانه در سالهاي اخير مردم با انتخابشان نشان دادند كه باز هم مديران انقلابي و سادهزيست ومردمي رابرميگزينند و شخص رئيس جمهور محترم و برخي مديران و نمايندگان مجلس دراين سالها سعي نمودند، تا سبك مديريت برج عاجنشين گذشته را اصلاح نمايند و امروز سفرهاي استاني و همنشيني با مردم محروم، اميد مستضعفان و پابرهنگان را تا حدودي زنده كرده است. گفتماني كه اگر با مديريت علمي و كارشناسي توأم گردد و در سطح همه مديران دولت و نمايندگان مجلس توسعه يابد، ميتوان اميدوار بود، به تحقق آرمانهاي جهاني انقلاب اسلامي منجر شود. انشاءا...