امروز پنجشنبه 3 مرداد 1387
Thursday 24 July 2008
داخلی  »  مصاحبه  »  نگاه ويژه

اداره "رسانه انقلابی" در گفتگو با جلیلی؛

توافق نانوشته برای سد کردن تفکر انقلابی

مرجع : سياست روز 21 بهمن 1386 ساعت 9:56
ولي وقتي رسانه‌اي را مي‌خواهيم اداره كنيم بايد بدانيم تفكر انقلابي و اسلامي صرفا خط قرمز ندارد و يك تفكر ايجابي است يعني اگر دشمن هم نداشته باشد كلي حرف براي زدن دارد. اينها حد اين مطلب را پايين آورده‌اند، يعني مباني ايجابي‌اش را از جاي ديگر مي‌گيرند ولي در موارد سلبي اين طور نيست مثلا مي‌گويند فلان آدم خطرناك است و بايد جلويش را بگيريم.
توافق نانوشته برای سد کردن تفکر انقلابی
وحيد جليلي از جمله رويش هاي جوان عرصه فرهنگ انقلاب اسلامي است. او كه معتقد است، فعاليت هاي فرهنگي بايد رويكرد جبهه‌اي و زنجيره‌وار داشته باشد،‌ از جداسازي «عدالت» از فرهنگ انقلاب و عدم نگرش عادلانه به مفاهيم ديني و فرهنگي انتقاد مي كند. جليلي كه با رويكردي انتقادي و عدالتخواهانه «سوره» دوره چهارم را سردبيري مي كرد، توانست به كمك همراهانش مجله سوره را به يكي از اثرگذارترين مجلات فرهنگي كشور تبديل كند. مجله‌اي كه با مخاطب قرار دادن نسل جوان دانشجو و طلبه، يك جريان فرهنگي انقلابي را سامان بخشيد. امروز و پس از بروز اختلافات مسوولان حوزه هنري با تحريريه سوره، جليلي و همفكرانش انتشار مجله «راه» را با همان رويكرد «سوره» آغاز كرده‌اند.
گفت و گوي زير چندي پيش با وحيد جليلي، مسؤول دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب و نفر برتر جشنواره مطبوعات در سال 86 در رشته سرمقاله، در خصوص مسايل فرهنگي و فضاي مطبوعات كشور صورت گرفته است. وي كه سردبيري روزنامه ابرار را پيش از ماهنامه سوره در كارنامه خود دارد، در گفت و گو با سياست روز از مسوولان فرهنگي كشور به خاطر عدم حمايت مناسب از مطبوعات و جريان هاي فرهنگي انقلابي انتقاد كرده است.


                                                                                                                             ****

آقاي جليلي پس ازسوم تير و پيروزي آقاي احمدي نژاد آيا فضاي فرهنگي و مطبوعاتي كشور به اندازه دوره اصلاحات و دوران پس از دوم خرداد، تحت تاثير جريان و گفتمان پيروز قرار گرفت يا خير؟!

متاسفانه اين اتفاق نيفتاد، شما مي توانيد ميزان تغيير فضاي فرهنگي كشور را در عرصه هاي مختلف مطبوعات،‌كتاب، سينما و... را در دو دوره پس از دوم خرداد و پس از سوم تير مقايسه كنيد. من جايي ديگر هم نوشتم كه ميزان فيلم ها و كتاب هايي كه در دوره موسوم به اصلاحات و با آن گفتمان خاص آنها بلافاصله توليد شد را با همين موارد در دوره دولت نهم مقايسه كنيد. 

آقاي احمدي نژاد ادعا كنند يك كتابي را اگر من نبودم منتشر نمي‌شد، البته بجز كتاب «احمدي نژاد معجزه هزاره سوم»(!) يا ايشان ادعا كنند يك فيلمي را كه اگر من نبودم ساخته نمي‌شد، البته بجز فيلم مكس(!)و... مشكل عمده اين امر، هم در تعيين غلط زمينه ها و علت هاي پيروزي سوم تير، توسط برخي اطرافيان آقاي رئيس جمهور است، و اينكه در مورد زمينه‌سازي‌هاي فرهنگي براي وقوع سوم تير بي‌اعتنايي شد و قاعدتا وقتي نگاه اين باشد كه كار فكري و فرهنگي و رسانه‌اي و … هيچ تاثيري در زمين خوردن شبكه سرمايه‌داري
وقتي بسياري از مديران نظام در سطوح مختلف اولا هيچ استقبالي از شكل گيري رسانه حزب اللهي نمي‌كنند و ثانيا فراتر از آن مانع تراشي در امر شكل گيري رسانه حزب اللهي مي‌كنند، قاعدتا اين امر «ريزش» را به دنبال خواهد داشت و گرنه ما «رويش» بسيار داشته‌ايم، رويش‌هايي كه برخي فضاهاي نظام آنها را تبديل به ريزش كرد
در ايران و روي كارآمدن كسي كه شعارهاي عدالت خواهانه مي‌داد و علمش علم مردم گرايي و ساده زيستي بوده نداشته است؛ 

بنابراين ادامه استمرار چنين جايگاهي هم بي نياز از كار فرهنگي و رسانه‌اي و … است. به همين جهت نبايد هم به دنبال حفظ عواملي باشند كه منجر به چنين تغييري در ساختار سياسي جامعه شد. تحليل غلط اين چنيني باعث شد براي ابزارهاي فرهنگي ارزشي قائل نشوند و ارزش آن را در نيابند. 

از دولت و مديران كه بگذريم در مورد بدنه نيروهاي انقلابي و حزب اللهي بفرماييد اين نيروها چقدر مايل به تحرك در اين زمينه مي‌باشند. با نگاهي به فضاي مطبوعات كشور به نظر مي رسد امروز كم تحرك ترين قشر در عرصه مطبوعات و امور فرهنگي نيروهاي انقلابي و فرهنگي مي‌باشند. در اين مورد توضيح بفرماييد؟

ما بايد ببينيم نيروي حزب اللهي در عرصه رسانه يعني چه؟ آيا يعني ريش داشتن و نماز خواندن و ظاهر آرايي كردن يا اينكه عملكرد حزب اللهي داشتن. وقتي كسي احساس هويت حزب اللهي كند و عملكرد حزب اللهي در رسانه داشته باشد چقدر اين امكان فراهم است؟ 

وقتي بسياري از مديران نظام در سطوح مختلف اولا هيچ استقبالي از شكل گيري رسانه حزب اللهي نمي‌كنند و ثانيا فراتر از آن مانع تراشي در امر شكل گيري رسانه حزب اللهي مي‌كنند، قاعدتا اين امر «ريزش» را به دنبال خواهد داشت و گرنه ما «رويش» بسيار داشته‌ايم، رويش‌هايي كه برخي فضاهاي نظام آنها را تبديل به ريزش كرد. اين كاملا واضح است. يعني شما اگر بخواهي در رسانه اي فعاليت كني و نقد درون گفتماني كني هيچ استقبالي از تو نمي‌شود و جالب اينجاست كه نقد برون گفتماني توسط بسياري از مديران بيشتر مورد استقبال قرار مي‌گيرد و مانع تراشي كمتري در قبال آن مي‌شود.
 
بايد بدانيم كه يك جريان جدي براي عدم شكل گيري رسانه‌هاي مردمي، انقلابي و حزب اللهي در بدنه دولت در سطح مختلف و در دوره‌هاي مختلف وجود داشته و كماكان وجود دارد! چون رسانه حزب اللهي به مراتب از رسانه‌هاي ليبرال و تكنوكرات براي يك سري جريان هاي مديريتي در جمهوري اسلامي خطرناك تر است؛ چون بين نظام و افراد قائل به تفكيك مي‌باشند؛ تا موقعي كه چنين فضايي وجود نداشته باشد يعني افراد به نظام چسبيده باشند و نشود آنها را از يكديگر تفكيك كرد - كما اينكه در نقدهاي برون گفتماني ديده مي‌شود مي‌گويند اصلا مباني نظام جمهوري اسلامي و ساختار آن مشكل دارد و مشكل افراد نيستند! - اين را مديران بيشتر استقبال مي‌كنند تا اينكه يك نفر بگويد نه مباني و ساختار نظام درست است، عملكردها بايد بررسي شود، اينجا نظام به خطر نمي‌افتد اينجا افراد به خطر مي‌افتند، قاعدتا بايد جلوي چنين مصداقي را گرفت، چون اين براي برخي آقايان خطرناك است!

آقاي جليلي فكر مي‌كنيد چقدر از اين مديران فرهنگي كه بعضا به دولت هم مربوط نيستند، به فرهنگ انقلاب با همان تعبيري كه امام و رهبري، انقلاب اسلامي و اسلام ناب را با اسلام‌هاي آمريكايي متمايز مي‌كند معتقدند و آيا مديران ما با روحيه جهادي انقلابي در عرصه فرهنگ فعاليت مي‌كنند؟

مطمئنا چنين مديراني هستند، ولي بحث سر غلظت آن است، ما نمي‌توانيم بگوييم يك سري مدير انقلابي داريم يك سري مدير غير انقلابي؛ بلكه بحث اين است كه «آستانه حساسيت برخي مديران خيلي پايين آمده» و مباني انقلاب و… در آنها خيلي كمرنگ شده، لذا در سر بزنگاه ها اقدامات خوبي را شاهد هستيم، ولي وقتي رسانه‌اي را مي‌خواهيم اداره كنيم بايد بدانيم تفكر انقلابي و اسلامي صرفا خط قرمز ندارد و يك تفكر ايجابي است يعني اگر دشمن هم نداشته باشد كلي حرف براي زدن دارد، اگر كسي تهديدش هم
بايد بدانيم كه يك جريان جدي براي عدم شكل گيري رسانه‌هاي مردمي، انقلابي و حزب اللهي در بدنه دولت در سطح مختلف و در دوره‌هاي مختلف وجود داشته و كماكان وجود دارد! چون رسانه حزب اللهي به مراتب از رسانه‌هاي ليبرال و تكنوكرات براي يك سري جريان هاي مديريتي در جمهوري اسلامي خطرناك تر است
نكند كلي هدف براي دنبال كردن دارد. اينها حد اين مطلب را پايين آورده‌اند، يعني مباني ايجابي‌اش را از جاي ديگر مي‌گيرند ولي در موارد سلبي اين طور نيست مثلا مي‌گويند فلان آدم خطرناك است و بايد جلويش را بگيريم. 

با اين نگاه رسانه انقلاب اسلامي حداقل يك «نسابي» مي‌خواهد تا جدي شود و الان سطح تفكر انقلابي در مديران فرهنگي ما به صفر نرسيده ولي به آن نسابي كه لازم هست تا از شكل گيري رسانه‌هاي انقلابي حمايت بكنند نرسيده و ازآن پايين تر است.

آقاي جليلي برخي معتقدند كه مطبوعات دوم خردادي از لحاظ كار حرفه‌اي خيلي قوي تر هستند و اين جريان كه بعضا مباني سكولار و ليبرال هم دارد خيلي بيشتر از نيروهاي انقلابي رسانه را جدي گرفته است، بعضي ها معتقدند در نيروهاي ارزشي و حزب اللهي توان و استعدد ايجاد مطبوعات قوي نيست، به نظر شما آيا در بدنه حزب‌اللهي كشور اين پتانسيل وجود دارد كه اگر امكانات خوب فراهم شود،‌ مجلات حرفه‌اي و قوي توليد كنند يا خير؟

چند مفروض داريم كه برخي از آنها بايد تصحيح و تكميل شود. فضاي ژورنالي و روشنفكري در ايران حداقل يك سابقه صد ساله پشت سر دارد (از مشروطه به بعد) اينها صد سال كار كردند و الان تيراژها چقدر است 50 هزار، 70 هزار، 100 هزار … در جامعه 70 ميليوني. بله به طور نسبي وقتي ما نگاه مي‌كنيم اينها واقعا قوي تر هستند ولي بايد در نظر داشت كه اينها واقعا نسبي هستند. در جامعه 70 ميليوني تيراژ بايد 2 ميليون باشد نه 70 هزار. 

آنچه مهم است اين است كه شما بايد با جامعه خود ارتباط برقرار كني، اينكه شما يك فضاي وارداتي و ترجمه‌اي را براي 70-60 هزار نفر مطرح كني اين خيلي هنر بزرگي نيست آن هم در جامعه‌اي كه كاملا زمينه سياسي براي اقبال يك چنين رسانه‌هايي وجود دارد. 

اتفاقا يك مقايسه‌اي بكنيم، انتزاعي بحث نكنيم عيني بحث كنيم. ببينيم آنجايي كه زمينه براي كار نيروهاي مذهبي فراهم شده جواب داده يا نه، مثلا مقايسه بكنيد مجله «سوره» زمان شهيد آويني را با مجله «دنياي سخن» يا «آدينه» كه آن زمان منتشر مي‌شد. آيا اينها برابري مي‌كنند يا نه ؟! شما نگاه بكنيد به كاري مثل كار مجله «كمان»، كار جالب «كمان» در جشنواره‌هاي متعدد مطبوعات جايزه مي‌گرفت چه دوم خردادي‌ها و چه غير دوم خردادي‌ها، اين يعني شما از لحاظ كار مطبوعاتي مورد قبول دوست و دشمن مي باشيد، هم از لحاظ قلم و هم از لحاظ صفحه بندي ولي مجله «كمان» دويست شماره منتشر شد با تيراژ 3000 نسخه حتي امكان اين را پيدا نكرد كه به دكه برود. در همان شرايطي كه مجله «همشهري ماه » با 460000 نسخه در مي‌آمد و مجاني توزيع مي‌شد با بهترين شبكه توزيع كشور، اين در حالي بود كه مجله كمان 16 صفحه‌اي و دو رنگ بود وي مجله همشهري ماه حدود 64 صفحه و تمام رنگي بود! در چنين شرايطي وقتي آدم بشنود كه حزب اللهي‌ها نمي‌توانند كار بكنند و آنها قوي ترند اين خيلي زور دارد. كساني اين حرفها را مي‌زنند كه حتي اطلاعات عمومي مطبوعات پس از انقلاب را هم ندارند.

پس به نظر شما اگر رويكرد مديريت فرهنگي كشور عوض شود، اين پتانسيل در نيروهاي فرهنگي انقلاب وجود دارد؟

البته فقط مديريت هم نيست، امكاناتي كه ما مي‌گوييم خيلي وسيع تر از پول دادن و سوبسيد دادن و مجوز دادن و … است. همان طور كه گفتم شبكه روشنفكر در كشور حدود 100 سال كار كرده؛ شبكه شكل گرفته، جبهه شده، توليد و توزيع و مصرفش مشخص است و به يك چرخه خودكفايي رسيده هرچند كوچك است ولي چرخه حلقه‌هايش تكميل شده و به هم رسيده. ولي در عرصه رسانه ديني در حوزه‌هاي مختلف
ولي وقتي رسانه‌اي را مي‌خواهيم اداره كنيم بايد بدانيم تفكر انقلابي و اسلامي صرفا خط قرمز ندارد و يك تفكر ايجابي است يعني اگر دشمن هم نداشته باشد كلي حرف براي زدن دارد. اينها حد اين مطلب را پايين آورده‌اند، يعني مباني ايجابي‌اش را از جاي ديگر مي‌گيرند ولي در موارد سلبي اين طور نيست مثلا مي‌گويند فلان آدم خطرناك است و بايد جلويش را بگيريم
اين نيروها با هم وصل نشده و اين شبكه و چرخه و مجموعه ايجادنشده است.

آقاي جليلي، امروز جوانان و نوجوانان ما 80-70 درصد پاي ماهواره واينترنت مي‌نشينند، بحثي كه برخي صاحبنظرها دارند اين است كه ادبيات انقلابي مثل ساده زيستي و روحيات جهادي و … حداقل با آن سبكي كه در اوايل انقلاب بوده ديگر جواب نمي‌دهد و مي‌گويند شما بايد با اين نسل مثل اكثر برنامه‌هاي صدا و سيما برخورد كنيد يعني به هر بهانه‌اي سرگرم كنيد كه مشتري رسانه هاي خارجي نشوند، يك نگاه كاملا حداقلي. نظر شما چيست يعني با همان نوع كارهاي فرهنگي مثل كارهاي شهيد آويني ويا زمان اوايل انقلاب مي‌توان همان شرايط و روحيات را ايجاد كرد يا فضاي رسانه‌اي دوران امروز شرايط را دگرگون كرده است؟

اين هم يكي از مشهورات است يك «هوچي گري» است. شما نشريات سال 56 را نگاه كنيد سينماها و تلويزيون و راديوي سال 56 را نگاه كنيد. اين طور نبوده كه مردم مصرف فرهنگي نداشته باشند، در خيابانها از مشروب فروشي و سينما و كاباره، همه چي پمپاژ مي‌شده، در همان فضا انقلاب اسلامي اتفاق افتاده. 

خوب عده‌اي مي‌گويند چون در آن دوران فضاي انقلابي ايجاد شده باعث شده كه برخي بيايند ولي الان ديگر آن ابزار انقلاب وجود ندارد؟

نه بحث اين است كه آيا اين جذابيت هاي مثلا ضد ارزشي و … آن قدر قوي هست كه بتواند مردم را از گرايش‌هاي معنوي و انقلابي جدا كند يا خير؟ نه به نظر من آن قدر قوي نيست اين هم كه بگوييم كه در زمان انقلاب شرايط انقلابي بوده و بحث هاي ساده زيستي و از اين قبيل مطرح بوده صحيح نيست، شما نگاه كنيد بيشترين جلوه‌هاي انقلاب در عرصه فرهنگي بوده مثلا، الگوي حجاب چرا تغيير كرده؟ چون نگاه ها عوض شده، انقلاب فقط اين نيست كه فقط در يك حوزه حرف براي گفتن داشته باشد. 

انقلاب مفهوم وسيعي است و در تمام زمينه‌ها تحول ايجاد كرده، خيلي از لحاظ انسان شناسي اتفاق جديدي نيفتاده كه بگوييم كسي كه پاي ماهواره مي‌نشيند و سي دي مي‌بيند و بازي كامپيوتري مي‌كند و … ديگر كور شده، بستگي به اين دارد كه ما كار كيفي قوي ارائه بدهيم يا ندهيم. من در اين قضيه معتقدم كه كار كيفي بايد صورت گيرد. الان اين اتفاق تكنولوژيكي كه افتاده اصلا فرصتي است براي ما.

اصولا آيا كارهاي فرهنگي كه بچه‌هاي انقلابي توليد مي‌كنند معطوف به اين طيف جوانان ماهواره نشين و... هست يا اينكه طيف ماهواره نشين اگر جذب كارهاي فرهنگي شده‌اند، بيشتر از نوع برخي كارهاي سطحي صدا وسيما بوده‌است؟

من مي‌خواهم سئوال كنم طيفي كه مثلا الان جذب تشكل‌هاي دانشجويي و … هستند اينها كاملا از فضاي ماهواره و سي دي و سايت هاي مختلف بيگانه‌اند؟ اين طور نيست كه اينها بيگانه باشند. 

ما بايد بدانيم ابزارهاي جذابيت فقط ماهواره و سي و دي و اينترنت و … نيستند، شما «اخراجي‌ها» مي‌سازي ركورد تاريخ سينماي ايران را مي‌شكند، شما «آژانس شيشه‌اي» مي‌سازي در دوره خودش بين همه فيلم‌هااول مي‌شود،«ليلي با من است» مي‌سازي همه دنبالش هستند، «زير نور ماه» مي‌سازي جذاب است و همه استقبال مي‌كنند پس در همين شرايط نمونه‌هاي متعددي داريد كه جواب گرفته‌ايد در همين شرايطي كه به قول شما ملت ماهواره هم دارند. شما مي‌تواني چيزهايي نشان دهي كه ملت ببيند، شما مي‌تواني «بازي رايانه‌اي حزب الله» را توليد كني، اين جذاب نيست؟ سي دي روح ا… جذاب نيست؟ پس ما نمي‌توانيم بگوييم كار نمي‌كنيم چون اينها ذاتا جذابيت ندارد و پيام ما ديگر جذابيت ندارد. اين حرفي است كه دارند نسبت مي‌دهند.

پس شما معتقديد ما هم توانش را داريم و هم پيام مان جذابيت خود را دارد؟

اصلا من مي‌خواهم بگويم چرا
تجمل يعني موضوعيت دادن و جدي كردن اشياء و ابزارهايي در زندگي و معيشت كه اصلا ارزش واقعي ندارند. شما ارزش ذهني بيهوده براي اينها صرفا براي برتري طلبي ايجاد مي‌كني، خوب به اين معنا خيلي برنامه‌هاي تلويزيوني تجملاتي است
ماهواره در جامعه ما شكل گرفت و رواج پيدا كرد. به خاطر اينكه تلويزيون بعضا از مباني انقلاب روي برگرداند. در يك ميزگردي كه ما در راديو داشتيم، وسط آن برنامه را قطع كردند حرف ما همين بود! مي‌گفتيم اصلا ما عدالت خواه نیستيم و ضد عدالت هستيم، شما بياييد استفاده ابزاري از عدالت بكنيد، عدالت يك فضاي بسيار عالي براي جذب است. ما مي‌گوييم اگر تلويزيون روي ورزش زوم مي‌كند اصلا به خاطر اين است كه فرار كند از برنامه‌هاي جذاب عدالت خواهي به معناي وسيع خودش. 

من معتقدم صدا وسيما مي‌تواند برنامه 90 بسازد در مورد پيشرفت هاي علمي كشور. نشان دهد پويايي و نشاط وجود دارد، تحرك وجود دارد، و خيلي هم جذاب باشد و صدها هزار نفر و بلكه ميليون ها نفر هر هفته بنشينند و آن راببينند. صدا و سيما مي‌تواند برنامه جذابي بسازد كه هر هفته 30 ميليون بيننده داشته باشد. در مورد مبارزه با فساد اقتصادي مي‌تواند برنامه توليد كند كاملا در چارچوب نظام و تحكيم كننده پايه‌هاي نظام. يعني عدالت به مثابه عامل جذب، مطالبه گري به معناي عامل جذب. 

شما ببينيد يك برنامه گفت و گوي ويژه خبري شبكه 2، كه تازه يك برنامه متوسط است، چون كه يك مقدار نشان مي‌دهد كه رودربايستي ندارد و مسئولين را مي‌آورد و بازخواست مي‌‌كند؛ كلي بيننده پيدا مي‌كند. خبر 20:30 چرا جذاب مي‌شود اين نشان مي‌دهد كه يك خطي وجود دارد كه اگر پيگيري شود و فعال كنيد خيلي نتيجه مي‌دهد. 

در حالي كه الان شاهد هستيم كه دكور برنامه‌هاي مذهبي را به شركت هاي توليد كننده مبل مي‌فروشند! شاهد بوديم كه برنامه «ماه عسل» چطور «مبل هاي آنچناني» را تبليغ مي‌كرد. برنامه ورزشي شما تلويزيون خانگي جايزه مي‌دهد و آخرين مدل كالاها را تبليغ مي‌كند و جوايز مسابقات و … را هم شاهد هستيم. اينها حداقل‌هاست. 

البته بر اين هم بايد تاكيد كنيم كه تجمل گرايي در صدا و سيما فقط اين نيست؛ تجمل يعني موضوعيت دادن و جدي كردن اشياء و ابزارهايي در زندگي و معيشت كه اصلا ارزش واقعي ندارند. شما ارزش ذهني بيهوده براي اينها صرفا براي برتري طلبي ايجاد مي‌كني، خوب به اين معنا خيلي برنامه‌هاي تلويزيوني تجملاتي است. يعني مثلا خانه شما گاز ندارد شما بر روي پرده آن سرمايه گذاري كني. 

در تلويزيون واقعي ترين نيازهاي جامعه حضور ندارد، جدي ترين مطالبات مردم بعضا سانسور مي‌شود، بعد راجع به هزار نوع غذاي آسيايي و اروپايي و … شما برنامه مي‌سازي! اصلا گاهي خبرهايي مي‌دهد كه اصلا خبرهاي دست آخر است: گاوي در فلان جا دو قلو زاييد! اين يعني تجمل گرايي. تجمل يعني اين، يعني منحرف كردن تمركز جامعه از مسائل واقعي به مسائل فانتزي. برنامه‌هاي ورزشي با اين ضريبي كه در صدا و سيما پيدا كرده است تجمل است اينكه در تلويزيون دائما تكرار و تاكيد شود كه نتيجه فلان بازي خارجي تا پايان نيمه اول چيست نشان دهنده تجمل گرايي برنامه‌هاي صدا و سيماست، اينها براي كسي كه چيزي براي خوردن ندارد، براي كسي كه بچه‌اش بيكار در خانه نشسته، نيازهاي ذهني تجملاتي ايجاد مي‌كند. مشكل بيكاري و فقر است ولي تلويزيون به او القا مي‌كند كه نياز در اين است كه بداني نتيجه فلان بازي تا پايان نيمه اول چيست اگر اين را نداني يك چيز مهمي از دست داده‌اي، يك چيزي كم داري. فقر اطلاعاتي داري. تجمل اين است فقر الكي براي مردم ايجاد كردن؛ تا در خانه‌اش مبل آنچناني ندارد احساس فقر مي‌كند.
متاسفانه مسوولان برخي صدا و سيما بسيار هوشمندانه و دقيق عملياتي را طراحي كرد كه توقعات از صدا و سيماي جمهوري اسلامي را به كف برساند. يعني الان بچه حزب اللهي‌ها اگر در صدا و سيما گافي عليه اهداف آرماني انقلاب داده نشود خدا را شكر مي‌كنند! الان سطح توقعات ما به اين حد رسيده.
حالا از لحاظ ذهني شما مي‌خواهي يك چنين چيزي را به سرمايه ذهني جامعه القا كني اسم اين را هم مي‌گذراند جذب، خوب در اين صورت ملت گدا بار مي‌آيند.

آقاي جليلي اگر اجازه دهيد بحث را در همين راستا در مورد ساخت سريال‌هاي مذهبي، خصوصا سريال‌هايي كه در ماه رمضان ساخته شد پيگيري كنيم.

مبناي اينها متفاوت است. اينها دين برايشان سوژه است. مذهب براي اينها سوژه است، مذهب براي اينها راه نيست، مذهب براي اينها نگاه نيست، سوژه است. حالا در وجوه مختلف، يك وقتي معارف ديني را سوژه مي‌كنند. يك وقت خانواده ديني را سوژه مي‌كنند و … كه اين غلط است. اصلا نمي‌دانم «سريال‌هاي ديني» يعني چه؟! پس در كنارش «سريال‌هاي غير ديني» بايد داشته باشيم؟! 

بنده معتقدم الان مديريت فرهنگي با مديريت جريان روشنفكري به يك توافق نانوشته رسيده‌اند براي سد كردن تفكر انقلابي، شما نگاه مي‌كنيد عمده برنامه‌هاي صدا و سيما دست جريان روشنفكري است؛ تجليل‌هاي مجله «شهروند امروز» از آقاي ضرغامي را ببينيد. شما ببينيد آقاي كيميايي دعوت مي‌شود به برنامه ... يك ساعت مجريان تلويزيون التماس مي كنند كه آقاي كيميايي تو را به خدا جمهوري اسلامي را به رسميت بشناس، بعد صريحا مي‌گويند كه جمهوري اسلامي به شما جفا كرده و ما از شما معذرت مي‌خواهيم، صريحا اعلام مي‌كنند عين جمله اين است: در اين سالها به شما جفا شده است جناب كيميايي و … آقاي كيميايي هم با اعتماد به نفس تا آخرين لحظه مي‌نشيند و انتقاداتش را مطرح مي‌كند و... در مورد مرحوم قيصر امين پور آقاي عبدالجبار كاكايي مي‌گويد ايشان يك شاعر انقلابي بوده‌اند و موفقيت ايشان به خاطر اشعار انقلابي است و در مقابل، مجري برنامه محكم مي‌ايستد و مي‌‌گويد نه خير آقاي امين پور به اين خاطر موفق شد كه دنباله رو شعراي قبل انقلاب بود!
 
در همين برنامه عكاس AP (خبرگزاري آسوشيتدپرس) مجري برنامه تلويزيوني مي‌شود! فردي مطرح مي‌كند برخي شبكه‌هاي خارجي درصدد ارائه تصوير خاصي از ايران هستند، عكاس AP محكم مي‌ايستد و مي‌‌گويد اصلا اين طور نيست آنها هيچ توطئه‌اي عليه ايران ندارند. بعد همين آقا كه به عنوان ميهمان آمده بود از جلسه بعد مي‌شود مجري تلويزيون و ايشان مي‌شود محور و ديگران را دعوت مي‌كند و عكاس فرانس پرس را دعوت مي‌كند. 

متاسفانه مسوولان برخي صدا و سيما بسيار هوشمندانه و دقيق عملياتي را طراحي كرد كه توقعات از صدا و سيماي جمهوري اسلامي را به كف برساند. 

يعني الان بچه حزب اللهي‌ها اگر در صدا و سيما گافي عليه اهداف آرماني انقلاب داده نشود خدا را شكر مي‌كنند! الان سطح توقعات ما به اين حد رسيده. در يك جمع بچه حزب اللهي بحث اين بود كه چطور مي‌شود برنامه ريزي كرد برخي مسوولان صدا و سيما را دور زد و به نوعي دو تا بچه حزب اللهي، دو تا هنرمند انقلابي را وارد كرد در برنامه‌هاي تلويزيون، اين يك بحث بسيار جدي بود. شما برنامه «مردم ايران سلام» را ببينيد؛ در اين برنامه محوريت با چه كساني است؟! 

انفعالي كه در صدا و سيما در برابر تهاجم فكري و فرهنگي عليه انقلاب و نظام، ايجاد شده، فضايي را براي روشنفكرها فراهم كرده كه اكنون درصدد تسخير صدا و سيما هستند. مثلا آقاي علي رضا كاظمي پور كه در سينما فيلم معلوم الحال «بازنده» را نوشته، مي‌شود نويسنده مذهبي تلويزيون جامعه شناس و نقاد فيلم‌هاي مذهبي تلويزيون، فيلم بازنده را فقط يك بار ببينيد و يك بار فيلم نامه‌اش را بخوانيد. چنين فردي مي‌شود سوگلي رسانه ملي، كه جامعه ديني را هم مي‌خواهد نقد كند!


کد مطلب : 1237
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-11-23 13:48

اينقدر صدا و سيما براي ما غريبه شده كه حالا بايد فكر كنيم كه چگونه در آن نفوذ كنيم و حتي شده در بدترين زمانهاي پخش در قالب رسانه حرف از اسلام ناب بزنيم

1386-11-21 12:47

آقاي وحید جليلي تغييرات فرهنگي كه شما فرمودين پس از انقلاب ايجاد شد اگه خودجوش و همه اونو مي خوان ديگه چه نيازي به برخورد هاي قهر آميز نيروي انتظامي است؟ تعهد گرفتن به زور سوار ماشين كردن و پرونده سازي اگه كار فرهنگيه پس برخورد پليسي و ميليتاريسم چيه؟ اگه به عده از مردم نخوان به ساز برادر احمدي مقدم بسازن بايد به كي بگن؟ اگه مردم خودشون مي خوان يك ماه آزمايشي برخورد هاي پليسي رو جمع كنين بعد ببينين چند درصد چي رو مي خوان. ترجيح مي دم همين الان بميرم و به جهنم برم ولي يك روز ديگه تو كشوري زندگي نكنم كه احمدي مقدم و ميليتاريسم انسان سازش آزادي انساني ما رو نقض مي كنه ما عربستان سعودي و پليس طالباني نمي خواهيم. ما پول نفت سر سفره نخواستيم فقط پول نفت ما رو به ميليتاريست ها ندين تا با مردم ما مثل فلسطيني ها رفتار كنند.