امروز سه شنبه 12 آذر 1387
Tuesday 2 December 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

بررسی نسبت جریانهای دانشجویی مسلمان و دولت نهم

انتقاد، دانشجوی مسلمان و دولت نهم

مرجع : احیا 8 آبان 1386 ساعت 0:00
حاميان دولت نهم، قشر قابل توجهي از دانشجويان را تشكيل مي‌دهند. انديشه‌ها و ارزشهايي كه آنها را به حمايت از اين دولت سوق داده است، در" اصل" القايي اين و آن نيست گرچه ممكن است در صورتبندي سياسي يا تئوريك آن ، ديگران هم دخيل باشند
انتقاد، دانشجوی مسلمان و دولت نهم
دانشجويان مسلمان در دانشگاه‌ها گرايشهاي متنوعي دارند. صاحبان برخي از اين گرايشها از حاميان دولت نهم اند و اگر هم از كارنامة اين دولت نقدي دارند، اين نقد، جزئي و حاشيه‌اي است. برخي ديگر نيز يا از اساس اين دولت را مطلوب نمي‌يافته‌اند يا پس از حاكميت، عملكرد آنرا من حيث المجموع منفي ارزيابي مي‌كنند. البته در اين طيف، منتقدين به مباني مختلف ملتزم اند و لذا به سختي مي‌توان آنها را در شمار يك طيف قرار داد. اين يادداشت به مخاطبه‌اي با اين هر دو طيف اختصاص دارد. ابتدا از طيف نخست آغاز مي‌كنيم:
حاميان دولت نهم، قشر قابل توجهي از دانشجويان را تشكيل مي‌دهند. انديشه‌ها و ارزشهايي كه آنها را به حمايت از اين دولت سوق داده است، در" اصل" القايي اين و آن نيست گرچه ممكن است در صورتبندي سياسي يا تئوريك آن ، ديگران هم دخيل باشند. به عبارت ديگر اين قشر از دانشجويان را حتي اگر با ارگانهاي لشگري و كشوري مرتبط باشند، در وهلة نخست مي‌بايد يك لاية اجتماعي به حساب آورد. از ديگر ويژگيهاي مثبت اين طيف (كه ظاهرا ريشه در خصلت تدين دارد)، جديت نسبي ايشان در التزام به باورها و اعتقادات خود (حداقل در مقام نظر) است. تجربه
گاه از اوقات ملاحظه مي شود كه برخي دوستان آنچنان جانبداري رابه غايت مي برند كه حمايت از دولت را درگرو پاك كردن صفحه جامعه اسلامي يا دست كم تماميت نيروهاي انقلاب از هر آن كس يا گروهي مي‌فهمند كه با رئيس جمهور و دولت فعلي همراه نباشد. حال آنكه با فقير كردن طيف طرفداران انقلاب (و منحصر كردن اين طرفداران به دولت موجود و طرفداران آن) هيچ كس و من جمله بر مسندنشستگان امروز،‌تقويت نمي شوند
هم نشان داده كه اينان، نسبت بدان چه به آن باور دارند بيش ازديگران احساس مسئوليت مي كنند. همه اينها از خصوصات مثبت اين طيف است اما به نظر مي رسد طيف مزبور و لو آنكه قرار يافتن درموضع منتقد دولت را نمي‌پسندد از عنايت به نكاتي چند، بي نياز نباشد:
نخست آنكه در طريق حمايت، سلاح حزم و احتياط را نبايد از كف داد. يك دولت يا يك شخصيت بزرگوار هر چند هم كه در نظر ما مثبت ارزيابي شود به هر تقدير واجد خصوصيات بشري است. اما گاه از اوقات ملاحظه مي شود كه برخي دوستان آنچنان جانبداري رابه غايت مي برند كه حمايت از دولت را درگرو پاك كردن صفحه جامعه اسلامي يا دست كم تماميت نيروهاي انقلاب از هر آن كس يا گروهي مي‌فهمند كه با رئيس جمهور و دولت فعلي همراه نباشد. حال آنكه با فقير كردن طيف طرفداران انقلاب (و منحصر كردن اين طرفداران به دولت موجود و طرفداران آن) هيچ كس و من جمله بر مسندنشستگان امروز،‌تقويت نمي شوند. مديريت قوي مديريتي است كه بر جامعه‌اي بلحاظ تكثر غني اعمال شود.
دومين مسئله كه مي تواند فرع مسئله نخست قلمداد شود ضرورت برقراري ياتحكيم رابطة دو طرفه با دولت، جناح يا شخصيت بزرگواري است كه خود را هوادار يا اقتدا كرده به ايشان مي‌دانيم.
اين رابطه دو طرفه و منتقدانه نه تنها به زيان آنان كه مطلوبشان مي‌انگاريم نيست بلكه به تحكيم جايگاه ايشان در جامعه نيز مدد خواهد رساند.
واپسين نكته‌اي كه مي توان در اين زمينه عرضه داشت ضرورت درس گيري از عملكرد گذشته برخي نيروها است كه در دهة 70 شمسي با عناوين ارزشي و مدافع نظام در دانشگاه ها و نيز جامعة مشغول فعاليت بودند. اگر چه نشان پر رنگ حسن نيت رادر فعاليت اين دسته از دوستان آشكارا مي شد ديد اما در عين حال عملكرد ايشان از نارسائي انكار ناپذيري نيز رنج مي برد چرا كه هويتي كه از قبل اين فعاليتها طرح مي‌شد بيش از آنكه فكري و اثباتي باشد، سياسي و سلبي بود.
شايد اكنون پس از گذشت حدود يك دهه بتوان لااقل اين پرسش را مورد بررسي قرار داد كه شيوه‌هايي كه اين دوستان در برخورد با نمادها و انديشه‌هاي غير ديني و ضد ديني اتخاذ نمودند چه ثمراتي
لابد اين دوستان هم و لو آنكه در ديگر مواضع فكري و سياسي با ما هم داستان نباشند تصديق مي كنند كه يك دانشجوي مسلمان نمي تواند در طرح انتقادات خود، مسلمان بودن خود را به وادي فراموشي سپارد
را در پي داشت و نظريه پردازان و رهبران ايشان كه به عنوان چهره هاي مطلوب در مقابل تهاجم فرهنگي غرب مطرح شدند با تهاجم مزبور چه كردند؟ اين خطر وجود دارد كه مبادا اكنون نيز با عنوان حمايت از دولت(يا حتي نظام) بهره‌اي از همان الگوهاي سابق الذكر در خط مش ما خليده باشد.
اما وجه ديگري از مخاطبه اين يادداشت با دوستاني است كه خود را منتقد دولت مي دانند و همان طور كه آورديم به سختي مي توان همة آنها را از يك سنخ قرارداد. طبعا روي سخن ما در اين يادداشت با آنها است كه گرچه منتقد دولت اند اما به جد به آموزه ها و احكام اسلامي علاقه‌مندند و نيز از صداقت نسبي نيز برخوردار مي‌باشند.
لابد اين دوستان هم و لو آنكه در ديگر مواضع فكري و سياسي با ما هم داستان نباشند تصديق مي كنند كه يك دانشجوي مسلمان نمي تواند در طرح انتقادات خود، مسلمان بودن خود را به وادي فراموشي سپارد.
زمام سخن يا عمل ما تنها هنگامي در دست ما است كه تحقق خارجي پيدا نكرده باشد. لذا نمي توان سخن يا عمل خود را صرفا با استناد به نيت خير خود توجيه كرد. بلكه بايد ملاحظه كرد كه سخن يا عمل ما در مقام تحقق و در" شرايط واقعا موجود خارجي" چه تاثيري بر "نسبت دانشگاه ها با دينداري و معنويت "خواهد نهاد و بالانس قوا را به سودكدام دسته از انديشه‌ها، ارزشها يا ضد ارزشها تغيير خواهد داد.
ممكن است گفته شود كه آنچه دولت و جناح طرفدار آن به انجام رسانيده اند خود در جهت تضعيف روح دينداري و معنويت عمل مي كرده است و آن چه ما مي كنيم اينچنين نيست!
البته اين سخن در شرايط موجود با توجه به عملكرد چند ساله گذشته اصلاح طلبان و متجددان در دانشگاه‌ها
آيا منتقدين دولت چه در انجمنها و چه غير آن كه همچنان خودرا علاقمند به ديانت معرفي مي كنند شايسته نيست كه بدين پرسش بيانديشند؟انتقاد اين طيف صرفا واجد وجه سلبي نيست بلكه از مضمون اثباتي هم برخوردار است و لذا براي ارزيابي انتقاد ايشان لازم است كه آنچه مي خواهند به جاي وضع موجود نهند نيز موضوع بررسي انتقادي قرار گيرد
نمي تواند چندان جدي تلقي شود.
اما فرض كنيم چنين باشد. در اين صورت آنچه ما خود مي كنيم يا آنچه سياستمداران كهنه كار يا نوخواسته پشت صحنه (كه ممكن است از رهبران سابق تشكل ما باشند) انجام ميدهند چه ‌تاثيري بر سطح معنويت و دينداري دانشجويان دارد؟ آيا منتقدين دولت چه در انجمنها و چه غير آن كه همچنان خودرا علاقمند به ديانت معرفي مي كنند شايسته نيست كه بدين پرسش بيانديشند؟انتقاد اين طيف صرفا واجد وجه سلبي نيست بلكه از مضمون اثباتي هم برخوردار است و لذا براي ارزيابي انتقاد ايشان لازم است كه آنچه مي خواهند به جاي وضع موجود نهند نيز موضوع بررسي انتقادي قرار گيرد.در اين صورت مي توان پرسيد كه اگر به زعم منتقدين دولت ، عملكرد دولت و طرفداران آن به ضرر ديانت بوده است آنها خود متكي به كدام چهره‌ها و انديشه ها هستند و آن چهره ها و انديشه‌ها در عملكرد چند سالة اخير خود چه تاثيرتربيتي مثبتي در فضاي دانشگاه ها داشته اند؟

آري مي‌بايد به مشي" انتقاد "همچنان ملتزم بود اما چه كسي گفته كه يك نكته انتقادي را تنها در يك قالب و با يك ادبيات و رويكرد مي توان بيان داشت. مثلا ما براي بيان انتقاد خود از دولت نهم قالبهاي مختلفي را در اختيار داريم، ترتيب دادن يك همايش، يك تريبون آزاد، يك ميتينگ، يك جلسه محدود يا يك كارگاه علمي، "نامه خصوصي و پيگيريهاي بعد از آن" و حتي قالبهاي بديعي كه ذهن جوّال جوانان مي‌تواند بدانها دست يابد.
مهمترين عاملي كه موجب مي‌شود در يك شرايط خاص زماني علاقمندان به ديانت برخي از اين قالبها را انتخاب كنند و برخي ديگر را فرو گذارند ،نسبتي است كه قالبهاي مزبور با سطح دينداري در دانشگاه ها برقرار مي كنند. پر پيدا است كه برخي از اين قالبها مي توانند مجالي براي بروز و ظهور نمادها و نشانه‌هاي غير ديني باشد و در مجموع به تقويت فضاي ديني در دانشگاه ها مدد كه نمي رساند، هيچ، آن را تضعيف هم بكند. حال آيا يك دانشجوي متدين
دانشجوي مسلمان قبل از آنكه دغدغه حاكم بودن حاكمان فعلي يا حاكم نبودن آنها را دارا باشد به آثار و پيامدهاي تربيتي كردار و گفتار خود در دانشگاه ها و نيز در جامعه توجه دارد
مي تواند به بهانه چالشهاي سياسي زودگذر، اين چنين پيامدهايي را پذيرا باشد؟
دانشجوي مسلمان قبل از آنكه دغدغه حاكم بودن حاكمان فعلي يا حاكم نبودن آنها را دارا باشد به آثار و پيامدهاي تربيتي كردار و گفتار خود در دانشگاه ها و نيز در جامعه توجه دارد.
باز هم تاكيد مي كنيم كه اين همه به رغم پاي بند بودن به "طريقت نقد و چون و چرا" است. دوستاني كه با سابقة فعاليتهاي "احيا" آشنايند، مي دانند كه موضع ما حتي پيش از برآمدن دولت كنوني نسبت به تشكيل دهندگان آن ، موضعي انتقادي بوده است و كماكان نيز لااقل به موضوعيت داشتن برخي از آن انتقادها قائليم. پس با مطلق نقد نمي توانيم مخالف باشيم. مخالفتي اگر هست با سبك و سياق و مبنا و رويكردي است كه دوستان منتقد دولت دردانشگاه‌ها اختيار كرده‌اند و آخرين نمونه بارز آنرا به هنگام سخنراني رياست محترم جمهوري در دانشگاه تهران در مهرماه گذشته شاهد بوديم. سخن اين است كه چرا بايد يك حركت سياسي درقالبي سامان پذيرد كه لااقل به نحوه ناخواسته موجب بروز ديگرباره مظاهر غير ديني و غير انقلابي در دانشگاه ها شود.
همين ملاحظات ديني و انقلابي است كه موجب مي شود دانش جوي مسلمان پيچيدگي و جامعيت بيشتري را در پيگيري سلوك الهي خود در دانشگاه و جامعه لحاظ نمايد تا آنجا كه گاه به رغم منتقد بودن و حفظ موضع انتقادي خود اين موضع را نه تنها با توجه به ملاحظات پيش گفته ابراز دارد بلكه به هنگام ضرورت يعني آنگاه كه مسئولين موجود در جهت احقاق حق يا ابطلال باطل نيازمند حمايت انداين حمايت مشروط(يعني حمايت مشروط به احقاق حق و ابطال باطل) را از ايشان دريغ ننمايد.
کد مطلب : 777
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-08-08 23:02

حرفهاي خوب پاستوريزه زدن آسان است ...