به بهانه سالگشت شهادت:
ابوذر کردستان/ بخش اول
5 آبان 1386 ساعت 6:06
مرجع : وبلاگ سیرت
سعيد، خوش سيما و خوش سيره است. لبخندش قفل دل ها را می گشايد و در متن مردم نفوذ فوق العاده ای می يابد. حتی در ميان اهل سنت و اهل حق نيز صاحب وجاهت است. همزمان، او به مبارزه و مناظره با مروجين مکاتب انحرافی، موسيونرهای مسيحی و مبلغان بهايی و گروه وحدت نوين جهانی، که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد. شايد نخستين فعاليت سياسی او، پخش اعلاميه های امام در خردادماه سال ۴۲ بـاشد
گروه وبلاگ ها
شهید سید محمد سعید جعفری، ۱۲ بهمن¬ماه سال ۱۳۳۱ در قصرشيرين و در ايام تصدی پدرش برگمرک خسروی به دنيا آمد. نسل ايشان از سادات قديمی کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن (ع) می¬رسد. هوشمندی سعيد از ايام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسيک- تا اخذ ديپلم رياضی و پذيرش در دوره کارشناسی- و آموزش های دينی و مذهبی شد تا آنجا که از ۱۶ سالگی رسماً در مساجد و جلسات مذهبی به سخنرانی می¬پرداخت.
ایمان و توکل بر خداوند، استعداد، پشتکار و نفوذ کلام از او شخصيتی اثرگذار بر مردم می¬سازد. سعيد، خوش¬سيما و خوش¬سيره است. لبخندش قفل دل¬ها را می¬گشايد و در متن مردم نفوذ فوق¬العاده¬ای می¬يابد. حتی در ميان اهل سنت و اهل حق نيز صاحب وجاهت است. همزمان، او به مبارزه و مناظره با مروجين مکاتب انحرافی، موسيونرهای مسيحی و مبلغان بهايی و گروه وحدت نوين جهانی، که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می¬پردازد. شايد نخستين فعاليت سياسی او، پخش اعلاميه¬های امام در خردادماه سال ۴۲ بـاشد.
شهيــد سپهبد علی صياد شيرازی در سال ۱۳۵۰ با وی آشنا می¬شود و از آن به عنوان نقطه¬ی عطفی در مسير زندگی خویش یاد می¬کند:
«آشنايی من با سعيد آغاز آشنايی من با مربيان دينی بود؛ سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنويت.»(1)
وی همچنین از موضع علنی سعید در مخالفت با رژيم طاغوت از همان زمان اظهار تعجب می¬کند. سعيد در تمامی سخنرانی¬های خود از مبارزه و قيام سخن می¬گويد و از سال ۱۳۵۲، نام وی در گزارشات هفتگی ساواک مشهود است. از سال ۱۳۵۳ فعاليت¬های سیاسی خود در منطقه غرب کشور را گسترش می¬دهد و سخنرانی¬های متعددی در استان¬های ايلام، کردستان، همدان و تهران برگزار می¬نمايد. وی در همين سال ازدواج می-کند و در سال ۱۳۵۴ صاحب فرزندی می¬شود و او را «محمدصالح» می¬نامد. فعاليت¬های سياسی و فرهنگی سعيد همچنان ادامه می¬يابد و شاگردان بسیاری در این مکتب تربیت می¬شوند که دلبستگی عمیقی به سعید دارند.
سعید با همکاری علمای بانفوذ، بازاریان و ثروتمندان خیر کرمانشاه، مجموعه¬ای را با هدف کمک به فقرا و مستضعفین راه¬اندازی می¬کند که بعدها به نام «شورای یاوری تهیدستان» شناخته می¬شود.
ارتباط گسترده¬ی سعید با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه، منجر به تشکیل جامعه¬ی روحانیت مبارز کرمانشاه در سال 13۵۶ و جامعه¬ی روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال 13۵۷ می¬شود.
در همین مسیر، وی شبکه¬ی وسیعی را به منظور تهیه، طبع و انتشار اعلامیه¬هایی برضد رژیم طاغوت، با نظارت و همراهی «آیت¬الله سید مرتضی نجومی»(2) مهیا می¬کند که با شعله¬ور شدن آتش انقلاب اسلامی ملت، در سازماندهی مراسمات و تظاهرات و البته جلوگیری از انحراف حرکت¬های مردمی در منطقه نقشی اساسی ایفا می¬کند.
در سال ۱۳۵۶ مرحله¬ی نظامی مبارزات خود را آغاز می¬کند؛ هفت گروه مخفی برای فعالیت¬های نظامی تشکیل می¬دهد که تحت آموزش¬های تخصصی قرار می¬گیرند.
شبکه¬ی هفت¬گانه¬ی نظامی تحت امر وی بسیاری از مراکز فساد و مشروب¬فروشی¬های منطقه را به تعطیلی می¬کشاند و رشد انقلاب در منطقه¬ی غرب سیری شگرف می¬یابد. از این زمان، سعید تحت تعقیب ساواک قرار می¬گیرد. در جریان فتنه¬ی «سالار جاف» و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور همراه شد، سعید درصدد تدارک تحصنی بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه برمی¬آید که در پی این اقدام، توسط ساواک دستگیر و زندانی می¬شود. اما تحصن پس از برآورده شدن خواسته¬های متحصنین، با موفقیت به پایان می¬رسد. در زندان پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور را نمی¬پذیرد و به خاطر ادامه¬ی فعالیت¬های مبارزاتی در زندان، تحت شکنجه قرار گرفته و دست به اعتصاب غذا می¬زند.
چند ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در پی آزادی زندانیان سیاسی، سعید نیز آزاد می¬شود و با سازماندهی مجدد نیروهای تحت امر خویش، کمیته¬ی حفاظت شهری کرمانشاه را در اول آذرماه سال 13۵۷ راه¬اندازی می¬کند، چرا که شهربانی شهر را رها کرده و هرج و مرج و ناامنی مردم را به ستوه آورده است. این کمیته کرمانشاه را به 14 منطقه تقسیم نموده و مساجد را به عنوان پایگاه خود انتخاب می¬کند. رادیو مسکو نیز سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته¬ی حفاظت شهری توسط جوانان شهر را گزارش می¬نماید.
پس از تشکیل کمیته¬ی حفاظت شهری کرمانشاه، در نیمه¬ی دوم آذرماه سال 1357 سعید پایگاهی در ارتفاعات برفگیر «خورین»، حد فاصل کرمانشاه و کامیاران، راه¬اندازی می¬کند و نخستین آموزش نظامی متمرکز نیروهای انقلاب و هسته¬ی اولیه¬ی مجموعه¬ای که بعدها در غرب کشور «سپاه پاسداران» نامیده شد، شکل می¬گیرد. مدتی بعد در دی¬ماه نیز پایگاه دیگری را در منطقه¬ی «چغانرگس»، حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت راه¬اندازی می¬کند و گروه دیگری در آن تحت آموزش¬های نظامی قرار می¬گیرند. شهید «سرگرد علیداد همتی» به عنوان همرزم سعید و مسئول آموزش نیروها نقشی ارزنده ایفا می¬نماید. در نیمه¬ی دوم دی¬ماه تعدادی از نیروهای آموزش دیده¬ی این دو مجموعه به منظور کمک به حفاظت جان امام(ره) به تهران اعزام می¬شوند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، سعید اردوگاه پیش¬آهنگی «خضرزنده» را برای تشکیل پادگان آموزش نظامی انتخاب و نیروهای پایگاه¬های خورین و چغانرگس را در آن مستقر می¬کند که با عنوان «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، تحت فرماندهی وی فعالیت خود را آغاز می-نمایند. این پادگان اکنون با نام «پادگان شهید منتظری»، بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.
در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، با همکاری و قضاوت آیت¬الله عبدالجلیل جلیلی، آیت-الله شهید بهاءالدین محمدی¬عراقی و آیت¬الله عبدالخالق عبداللهی¬اصفهانی، دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می¬دهند که هسته¬ی اولیه¬ی دادگاه انقلاب کرمانشاه می¬شود.
در اوایل اسفندماه سعید خدمت امام(ره) رسیده و گزارشی از نیروهای آموزش¬دیده در اردوگاه¬های خورین و چغانرگس و پادگان خضرزنده ارائه می¬دهد و تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه¬اندازی یک نیروی نظامی مستقل در منطقه و همچنین توجه بیشتر مسئولان به مسائل کردستان را تقاضا می¬نماید. حضرت امام(ره) پیگیری موضوع را به آیت¬الله حسن لاهوتی و شهید سپهبد ولی¬الله قرنی محول می¬کنند که در پی آن آیت¬الله لاهوتی برای بازدید از پادگان خضر زنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می¬کند.
با تشدید درگیری¬ها در کردستان و سقوط منطقه¬ی شهری سنندج و محاصره¬ی پادگان لشکر 28 ارتش در آن به وسیله گروهک¬ها، شهید سپهبد قرنی با تفویض اختیار تام به سعید در مورد فرماندهی نیروهای نظامی منطقه غرب، مداخله¬ی نیروهای تحت امر وی را به عرصه¬ی دفاع طلب می¬کند. سعید با استقرار در پایگاه هوانیروز کرمانشاه و هماهنگی عملیات هوایی با پایگاه هوایی نوژه، عملیات سنندج را آغاز نموده و با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی¬برد نیروهایش به داخل آن، نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی را در ۲۸ اسفندماه ۱۳۵۷، یعنی تنها 36 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با موفقیت کامل رقم می¬زند. در این عملیات با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شهید «امیر شاه¬رضایی» و برادران شهید «امیر و حسین اشک-تلخ»، پادگان و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می¬یابد و سنندج از تصرف گروهک¬ها خارج می¬شود.
در فروردین¬ماه سال 1358، پس از آزادسازه و تأمین سنندج، سعید مبارزین سنندج را همراه با گروه «میثم»(3) به سمت مهاباد گسیل می¬دارد تا متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به صورت مردمی وارد شهر شده و پس از غلبه بر ضد انقلاب، تا چند ماه در غالب دو گروه نظامی و فرهنگی در مهاباد به فعالیت خود ادامه می¬دهند.
سعید، در میان اقوام مختلف کرد منطقه از مدت¬ها پیش از انقلاب از وجاهت و اعتبار ویژه-ای برخوردار است. پس از آنکه نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و ... در شهرستان¬های کرند و گهواره مشکلاتی پدید آوردند، ارتباط نزدیک وی با بزرگان آن مناطق و طرح واگذاری تأمین امنیت این دو شهر به نیروهای انقلابی بومی، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله¬ی نظامی خاتمه داد.