اكبر اعلمي در واكنش به بازتاب سخنانش در زنجان مبني بر انتقاد از كابينه امام حسين(ع) با معيارهاي خود و قانون اساسي گفت: بزرگترين آرزويم پيروي از آموزگار بزرگ شهادت و قرباني شدن در راه اوست. متن كامل سخنان پيش از دستور مجلس امروز اكبر اعلمي نماينده مردم تبريز كه امروز سه شنبه ايراد شد به شرح زیر است.
*******
بدون شك پايبندي به مفاد سوگند نامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي و نيز عدم خيانت به ملت و سماجت در پيگيري مطالبات مردم و استيفاء حقوق آنان و سهيم شدن در غمها و شاديهايشان بدون هزينه نيست و در اين مسير اگر لازم باشد چه بسا تاوانهاي سنگيني را بايد پرداخت.
به همين سبب از مدتها پيش، عدهاي كه روش و منش حقير خواب آنها را آشفته ساخته و منافع نامشروعشان را به مخاطره افكنده است، به شيوههاي گوناگون در انديشه تخريب و حذف اينجانب بر آمدهاند.
اما هرگز نميپنداشتم كه عده اي از تئوريسينها و توجيه كنندگان قتلهاي زنجيرهاي كه در برخي از نشريات خيمه زده و با قلم زهرآگين خود به ترور شخصيت خادمان ملت اشتغال دارند، به كمك آن دسته از رسانههايي كه از بيت المال ارتزاق ميكنند و كوس انا الحق سر ميدهند، اين چنين ناجوانمردانه با آگاهي از تعطيلات مجلس و اينكه فاقد تريبون لازم براي دفاع از خود ميباشم، فرصت را مغتنم شمرده و سوار بر مركب عوامفريبي و استفاده ابزاري از مقدسات، وقاحت را به آنجا برسانند كه همچون كعب الاحبار اكاذيب و خود ساختههايشان را دستاويز قرار داده و به نام نامي سالار شهيدان و به كام خود انواع توهينها و اكاذيب را كه در خور شخصيت ناچيز خودشان ميباشد، نثار سرباز كوچكي از سربازان ولايت اهل بيت عصمت و طهارت كنند كه بزرگترين آرزويش پيروي از آموزگار بزرگ شهادت و آزادگي امام حسين (ع) و قرباني شدن در راه اوست.
گرچه به دليل شناخت اغلب مردم از ارادت و عشق عميق اينجانب نسبت به نخستين معلم شجاعت و نيز انعكاس كامل سخنانم در تعداد انگشت شماري از رسانهها نظير روزنامههاي اعتماد، مردم سالاري و سايتهاي نو انديش و تابناك و به ويژه خبرگزاري آزادانديش انتخاب، تير زهرآگين آنان به سنگ خورده و ترفند توطئه آميز آنان نقش بر آب شد.
اما از آنجا كه محبان دروغين امام حسين (ع) از سخنراني و جلسه پرسش و پاسخ سه ساعتهام و انتم سكاري را پنهان كرده و لا تقربوا بالصلوات را جار زدند، كلوا واشربوا را گرفته ولانسرفوا را نفي كردند لذا براي رفع هرگونه سوء تفاهم احتمالي لازم است توضيحاتي ارائه شود.
در واقع مثل خبرنگاران و خبرگزاران اخير تداعي كننده حكايت خبر چينان نادر
در مكتبي كه امام حسين آموزگار آن است، من آموختهام كه امر به معروف و نهي از منكر و انتقاد و حتي تخطئه قدرت حاكم به منظور اصلاح امور، نه تنها ضد ارزش نيست بلكه يك هديه الهي و حق امام بر امت خود محسوب ميشود
شاه است. ميگويند در زمان نادرشاه آخوندي در بالاي منبر گفته بود كه اگر كسي يك درهم ربا بخورد، مانند اين است كه در كنار كعبه مرتكب فلان عمل حرام شده است و اين كار، نادر است.
به نادر خبر ميدهند كه فلاني گفته نادر در خانه خدا چنين كرد. نادرشاه بر آشفته شده و گوينده را احضار و از او سؤال ميكند. آن خطيب ميگويد قربان اجازه بدهيد كه منبرم را دوباره تكرار كنم. پس از كسب مجوز، سخنان خود را دوباره تكرار ميكند، لذا مشخص ميشود كه منظور از كلمه نادر كمياب بوده است.
قبل از اين كه بنده نيز منبرم را تكرار نمايم به يك مقدمه اشاره ميكنم؛ در ميان محبان امام حسين (ع) يك گروه خود را كلب حسين معرفي ميكنند و به زعم خود و با پارس كردن كمال ارادت و سرسپردگي خويش را به ايشان ثابت ميكنند.
گروه ديگري شامل طيف گستردهاي از محبان امام حسين (ع) است كه خود را خليفه خدا و شيعه و پيرو راه حسين بن علي ميپندارند و با مبنا قرار دادن اين كلام امام علي (ع) كه ميفرمايد «المتعبد بغير علم كحمار الطاحونه يدور و لايبرح من مكانه» آگاهانه و مسئولانه به تبعيت از معصوم مبادرت ميورزند.
بنده سعي ميكنم خود را به گروه دوم نزديك نمايم و به قول مرحوم شريعتي بر اين باورم كه امام شخصيتي است كه در وجود خود الگو شدن و در عمل خود رهبري امت را تحقق ميبخشد. لاجرم چنين شخصيتي براي پرستش نيست، زيرا او نيز بنده خداست و خود بهترين نمونه بندگي خداست و اساساً آمده است تا انسان را از پرستش غير باز دارد. بنابراين امام پيشواست و هميشه زنده و هميشه سرمشق مردم است.
در مكتبي كه امام حسين آموزگار آن است، من آموختهام كه امر به معروف و نهي از منكر و انتقاد و حتي تخطئه قدرت حاكم به منظور اصلاح امور، نه تنها ضد ارزش نيست بلكه يك هديه الهي و حق امام بر امت خود محسوب ميشود و از اين منظر محبوبترين برادران چنين امامي به تعبير امام صادق (ع) كسي است كه «اهدي الي عيوبي» از اينرو در چنين مكتبي به تعبير امام راحل هر فردي از افراد ملت حق دارد كه مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت اگر بر خلاف وظايف اسلامي خود عمل كرده باشد، خود بخود از مقام زمامداري معزول است.
باز به همين سبب امام حسين (ع) يكي از انگيزههاي قيام خويش را احياي امر به معروف و نهي از منكر بيان ميفرمايند.
بنده نيز به تاسي از ائمه معصومين عليهم السلام در جمع محدودي از خواص كه بر خلاف كوته فكران برخي از رسانههاي فتنه گر، درك انحرافي از مطالب عنوان شده را نداشتند، در تبيين ارزش والا و جايگاه واژههايي نظير مجلس به عنوان خانه ملت، وكيل مردم، سؤال و انتقاد در ساختار نظام سياسي اسلام، در مقام تمثيل، بيان اوج ارادتم به يكي از عزيزترين شخصيتها، كابينه امام حسين را مبنا قرار داده و گفتم چنانچه امروز كابينه فرضي امام حسين (ع) تشكيل شود و در دولت كريمه ايشان به نمايندگي از ملت افتخار حضور در مجلسي را داشته باشم كه در دولت ايشان تشكيل شده است، چنانچه مطابق با مفاد كنوني اصل 67 قانون اساسي سوگند ياد كرده باشم كه پاسدار حريم اسلام و نگهبان دستاوردهاي انقلاب باشم چنانچه تخلفي ميان اعضاي كابينه ببينم لازمهي عمل به سوگندي كه ايراد كردم اين است كه اعضاي غير معصوم آن كابينه را مورد نقد و سؤال قرار دهم چنانكه حضرت امير (ع) صرفاً با استناد به شكايت سوده بنت عماره حكم عزل يكي از كارگزاران خود را صادر و جهت ابلاغ به او ميدهد.
با
مردم ميدانند كه اعلمي پيش از اين و در زماني كه بسياري از تازه به دوران رسيدهها در دكان سه نبش راحت طلبي، طريق عافيت و عوامفريبي را پيشه خود ساخته بودند، بارها با جانفشاني و نثار جان خويش در راه امام حسين و در مبارزه با قدرتهاي استبدادي و متجاوز در عمل، عشق و ارادت واقعي خود به مقتدايش حسين بن علي را به اثبات رسانده است
اين كه نظر فوق بقول آيت الله يزدي عضو فقهاي محترم شوراي نگهبان و رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم از بديهيات ديني است، ليكن گروهي اندك كه ظاهراً هر گونه نقد و انتقاد و سؤال را بر خلاف آموزههاي ديني كه از كفر ابليس بدتر پنداشته و مجلس را به عنوان خانه ملت و محل اجتماع عصارههاي فضائل ملت در حد يك محفل بيخاصيت تنزل ميدهند، قسمتي از سخنانم را بصورت گزينشي و تحريف شده و جهت دار نقل كرده و با توسيع دايره مصاديق عصمت به كابينه معصوم، آن را پيراهن عثمان كرده و با دستاويز قرار دادن آن انواع اكاذيب و اتهامات و ناسزاها را نثار اينجانب كردند و حتي به دروغ از قول بنده مدعي شدند كه امام حسين را به مجلس فراخوانده و مورد انتقاد و استيضاح قرار خواهم داد! معاذالله.
بدون اين كه جرم من ثابت شود، به اصطلاح مدافعان سينه چاك امام حسين به نام اين امام اتهامات و ناسزاهايي نظير فضله موش، فضله سگ، لجن پراكن، منافق، مجنون و لجام گسيخته، معلوم الحال، سفيه و ديوانه، بيعقل، سطحي نگري، بي شخصيت، شهرت طلب، تحميل شده به مجلس، پليد و ملوث، چرثومه عناد و جهل و غرور، خودخواه، عاشق خودنمايي، حراج كننده عقل نماينده در بازار مال فروشان و كالانعام بل هم اضل را كه در خور شخصيت حقير گويندگان و نويسندگان آن است، نثار اينجانب كرده و در پايان حكم صادر كردند كه فاقد كمترين صلاحيت براي حضور در مجلس هستم و آنگاه مردم را به اغتشاش و قيام ترغيب و خواهان محاكمه انقلابي و مجازات و قتل بنده و آتش زدن دفتر و منزلم و نيز اخراجم از مجلس شدند. به اين هم بسنده نكرده و علت وقوع زلزلههاي اخير تبريز را هم به من نسبت دادند.
با اين وصف به محض آگاهي از اين سناريوي از پيش طراحي شده، در 12 آذر ماه به منظور تنوير هر چه بيشتر افكار عمومي، جوابيهاي خطاب به هتاكان تنظيم و نسخهاي از آن به همه خبرگزاريها و رسانهها از جمله صدا و سيما و نشريات هتاك كه قانوناً ملزم به انتشار آن بودند، ارسال شد، اما دريغ كه هيچيك از آنها اين پاسخ و تكذيبه را منتشر نكردند، تا بلكه بتوانند از طريق جريحه دار ساختن احساسات پاك مردم در روز جمعه و پس از پايان نماز، نمازگزاران را عليه حقير بشورانند.
متأسفانه ايفاي نقش در اين بازي خطرناك و توطئه آميز كه مهمترين و زشت ترين اثر آن شكستن قبح جسارت به سيد الشهداء بوده است، علاوه بر نشريات و سياست پيشگان معلوم الحال، به يكي از روحانيون تبريز نيز واگذار شد كه ظاهراً پيگيري مطالبات بر حق مردم آذربايجان، از جمله پيگيري ماجراي تخريب ارگ عليشاه و سركوب مردم اين خطه و خصوصاً مخالفتم با ممنوعيت استفاده از زبان مادري، باعث رنجش خاطر وي شده بود.
از اينرو به گمان اينكه پس از هفت سال انتظار كشيدن بهترين فرصت براي ترور شخصيت يكي از محبان امام حسين (ع) فراهم آمده است، ناشيانه به اين بازي پيوست و با غفلت از آيه شريفه «ان جائكم فاسق بنباء فتبينوا» در همان روز صدور تكذبيه در جمع طلاب در خط مقدم اين افراد قرار گرفت و فرصت طلبان، دروغها و تهمتهاي خود عليه اينجانب را از زبان وي و از طريق رسانه ملي منتشر و بدينوسيله فرياد وا اماما وا اسلاما سر داد.
غافل از اينكه مردم ميدانند كه اعلمي پيش از اين و در زماني كه بسياري از تازه به دوران رسيدهها در دكان سه نبش راحت طلبي، طريق عافيت و عوامفريبي را پيشه خود ساخته بودند، بارها با جانفشاني و نثار جان خويش در راه امام حسين و در مبارزه با قدرتهاي استبدادي و متجاوز در عمل، عشق و ارادت واقعي خود به مقتدايش حسين بن علي را به اثبات رسانده است.
به هر روي به دستور اين روحاني مقرر گرديد، افاضات و اتهامات ناروا و غير مسئولانه وي عليه اينجانب از صدا و سيما منعكس گردد.
متاسفانه بر خلاف وعده قطعي آقاي ضرغامي مبني بر عدم انعكاس تهمتهاي اين روحاني
اساساً اين روحاني تبريزي پاسخ دهند در شرايطي كه اعلمي شيعه بودن خود نسبت به ائمه اطهار و امام حسين با اهداء بخشي از سلامتي خود عملاً به اثبات رسانده، در طول عمل خود كدام قدم مثبت و حسين گونه را در راه اين امام همام برداشتهاند؟ كه اينچنين فرياد وا اسلاما سر داده و بر من ميتازند.
از صدا و سيماي شبكه استاني آذربايجان شرقي و قرائت دو صفحه از بيانيه مورد توافق بنده و معاون پارلماني سازمان صدا و سيما در اين رسانه، با اصرار وي بدون اينكه تكذيبيه اينجانب قرائت شود، اكاذيب و اتهامات وي عليه اينجانب از صدا و سيما منتشر شد و فرداي آنروز مديركل صدا و سيماي مركز استان با من تماس گرفته و اظهار داشت كه از تهران دستور رسيده است كه يك متن بسيار كوتاه ارسالي از سازمان بنام شما در بخش خبري منعكس شود!!
به شدت با قرائت آن متن مخالفت كردم، او نيز قول دادكه آنرا پخش نكند، اما در كمال تعجب در بخش خبري ساعت 22 متن كوتاه خود نوشته را بنام اينجانب اعلام كردند، تا وانمود نمايند كه در پي اظهارات تهديد گونه روحاني مورد اشاره، بنده از يك گناه ناكرده توبه نمودهام!
لاجرم در 14 آذر طي نامهاي خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما ضمن تكذيب اتهامات منتسبه و تشريح سناريويي كه عليه اينجانب تهيه شده بود، به عملكرد آن سازمان اعتراض و تقاضا كردم كه پس از هفت سال براي اولين بار اجازه دهند كه يك ربع مستقيماً با مردم سخن گفته و حقايق را به آنان در ميان بگذارم كه تا به امروز اين درخواست اجابت نشده است.
در ادامه اين سناريو و در پي انتشار نظرات آيت الله محمد صادقي تهراني و آيت الله محمد يزدي رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم و از فقهاي شوراي نگهبان در گفت و گو با مدير مسئول هفته نامه بهار زنجان و تاكيد آنان بر امكان وقوع خطا در عملكرد كارگزاران معصوم (ع) و واجب مؤكد و ضروري بودن تذكر و انتقاد و جلوگيري از وقوع خطا در ميان كابينه فرضي معصوم (ع)، طراحان سناريوي مورد اشاره كه طرحشان براي صدور حكم تكفير و ارتداد اينجانب با شكست مواجه شده بود، براي بي اثر كردن اظهارات فقهاي فوق در 13 آذر دست به دامان يكي از اعضاي جامعه مدرسين شده و با دستپاچگي از طريق خبرگزاري فارس در مقام تكذيب اظهارات آيت الله يزدي بر آمدند.
مدير مسئول هفته نامه بهار زنجان و اينجانب طي تماس با آيت الله يزدي نظر وي را در مورد صحت و سقم تكذيبيه منسوب به ايشان پرسيديم. آيت الله يزدي ضمن اظهار بياطلاعي از تكذيبيه مذكور همچنان بر نظر خود تأكيد و اصرار ورزيده و اظهار داشتند كه حرف نادرستي نزدهام كه تكذيب كنم.
لذا از خبرگزاري فارس كه يكي از مجريان سناريوي مورد بحث ميباشد، خواستند كه هر چه سريعتر تكذيبيه را از خروجي خبرگزاري حذف نمايد. خبري كه در ساعت 20:15 بر روي سايت اين خبرگزاري قرار گرفته بود، در ساعت 22:20 از فهرست خبرهايش حذف شد! با اين وصف روزنامه و رسانههايي كه همواره از مصونيت آهنين برخوردارند، در اقدامي غير اخلاقي همان تكذيبيه كذايي را منتشر كردند.
عليرغم انتشار متن كامل سخنراني و جوابيه و تكذيبيه اينجانب در برخي از رسانهها، روحاني تبريزي دوباره فراتر از جايگاهي كه دارد در اقدامي غير مسئولانه و در ادامه همان سناريوي از پيش طراحي شده اين بار در نماز جمعه، ميتينگ اعتراضي و انتخاباتي 100 نفره هواداران دولت و يكي از نمايندگان يكي از شهرهاي كشور را راهپيمايي مردم آن شهر عليه بنده عنوان كرد و مدعي شد كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم نيز اظهارات اعلمي را محكوم كرده است! در خاتمه بصورتي تحريك آميز خواهان توبه و استغفار اينجانب شد!
پس از پايان نماز جمعه، عناصر 100 نفرهاي كه نوعاً از عاملان اصلي سركوب اخير مردم آذربايجان بودهاند طبق يك برنامه و به صورت پراكنده به ميان جمعيت نمازگزاري كه عازم منزل خود بودند رفته و شروع به شعار دادن عليه بنده نمودند و دوربينهاي صدا و سيما هم كه از قبل در آنجا مستقر بودند، بنوعي آنرا فليمبرداري، ميكس و پخش كردند كه گويي يك جمعيت 2000 نفره بصورت خود جوش عليه اعلمي دست به راهپيمايي زدهاند!
اين
كساني كه با پنهان شدن در پشت امام حسين (ع) انواع اهانتها و هتاكيها و تهمتها و ناسزاها را نثار يك مسلمان كرده، بايد پاسخ دهند كه اين قبيل اراجيف چه سنخيتي با موازين اسلام و ويژگيهاي پيروان راستين سيد الشهدا دارد؟
فيلم و اظهارات روحاني مذكور چندين بار از بخشهاي مختلف خبري شبكه استاني صدا و سيما به نمايش در آمد و در همين راستا در سطح شهر نيز پلاكاردها و پارچه نوشتههايي در محكوميت و اعلام انزجار نسبت به گناه ناكرده من نصب گرديد و حتي برخي مديران فرصت طلب نظير رئيس شركت پخش و پالايش فرآوردههاي نفتي آذربايجان نيز با دعوت از يك روحاني به الصاق اتهامات ناروا به تابلوي اعلانات به گمان اينكه مرگ سياسي بنده فرا رسيده است، مسئوليت ادامه جوسازي ها عليه اينجانب را بر عهده گرفتند.
به راستي اگر اين روحاني و معركه گردانان ديگري كه مرا بدليل بيان نظراتي مشابه با آنچه كه آيت الله محمد صادقي تهراني و آيت الله يزدي عنوان كردهاند، تا آستانه كفر و ارتداد برده و قصد داشتند كه ملت را عليه اينجانب بسيج نمايند، درد دين دارند، چرا پيش از اين در برابر كساني كه رئيس جمهور كنوني را در حد معصوم بالا برده و پيامبر خواندند و يا در آزمون فرهنگيان بدترين اهانتها و جسارتها را نسبت به پيامبر عظيم الشان اسلام روا داشتند و نيز در قبال مشاور رئيس جمهور مبني بر زدن گردن مراجع تقليد، به توجيه پرداخته و يا سكوت اختيار كردند!؟
از طرفي در قانون اساسي، جايگاه قانوني هر يك از اشخصاص حقوقي مشخص شده است. اصل 84 همين قانون نماينده را در اظهار نظر آزاد بيان كرده است. اين روحاني منتقد و متنفذ پاسخ دهد كه جايگاه قانوني وي در قانون اساسي كجاست؟ و براي اظهارات غير مسئولانه و تحريك عوامل چشم و گوش بسته عليه يك نماينده و نيز تهديد وي براي استغفار از گناهي كه مرتكب نشده از كدام جايگاه قانوني ايراد و در صدا و سيما انعكاس مييابد؟
و اساساً اين روحاني تبريزي پاسخ دهند در شرايطي كه اعلمي شيعه بودن خود نسبت به ائمه اطهار و امام حسين با اهداء بخشي از سلامتي خود عملاً به اثبات رسانده، در طول عمل خود كدام قدم مثبت و حسين گونه را در راه اين امام همام برداشتهاند؟ كه اينچنين فرياد وا اسلاما سر داده و بر من ميتازند.
در شرايطي كه بنا بر فرمايش امام جعفر صادق (ع) هر كس به زيان مؤمني سخن بگويد و از آن رسوايي او و از بين بردن مروت و جوانمردي اش را بخواهد، تا از چشم مردمان بيفتد، خداوند او را از ولايت خويش به ولايت شيطان مياندازد، ولي شيطان هم او را نميپذيرد و نيز بنا به فرموده همين امام به نقل از پيامبر اكرم (ص) هر كس دوستي از دوستان مرا خوار كند، در كمين جنگ با من نشسته است.
كساني كه با پنهان شدن در پشت امام حسين (ع) انواع اهانتها و هتاكيها و تهمتها و ناسزاها را نثار يك مسلمان كرده، بايد پاسخ دهند كه اين قبيل اراجيف چه سنخيتي با موازين اسلام و ويژگيهاي پيروان راستين سيد الشهدا دارد؟
و بالاخره گيريم كه اعلمي معاذ الله مرتكب عمل حرامي هم شده باشد، همه اين هياهوها و جار و جنجالها عليه اعلمي، به قول آن هموطن يهودي كه در خبرگزاري انتخاب نوشته است، غوغا سالاران و هتاكان قلم بدست و صاحب تريبون چگونه پايان كار به خانه بازر ميگردند قادرند به چشمان فرزندان خود كه شهامت يك حسين و عقل يك حسن و آينده بيني يك علي را تجربه ميكنند، بنگرند و به آنان بگويند كه چگونه با نوشتن اين تحريفات و وا شريعتا و وامسلمانا فرياد زدند، فردي را كه عقيدهاش را در چارچوب شرع و قانون بيان كرده تهديد به انتقام عموم از وي ميكنند و يك مشت كوردل متعصب را تحريك به مثله كردن پدر و نان آور خانواده مينمايند! به راستي خانواده اعلمي چه كرده بود كه بيش از 10 روز آنان را پريشان خاطر كرده و با آبرويشان بازي كرديد.
هيهات منالذله