از روز گذشته اخبار تصويب طرح تقسيم عراق در سناي امريکا در کانون توجه رسانه هاي منطقه يي و بين المللي قرار گرفت. اين طرح در سناي امريکا با 75 راي مثبت راي آورد. در حالي که آراي مخالفي که به طرح داده شد 23 راي بود. به عبارت ديگر عده مخالفان طرح تقسيم عراق در سناي امريکا حدود يک سوم موافقان بود. امريکاييان مدعي هستند که با اجراي چنين طرحي و تقسيم خاک عراق به سه منطقه که براساس مرزبندي هاي قومي و مذهبي شکل گرفته بحران عراق به صورت سياسي حل و فصل خواهد شد. به موجب اين طرح کشور عراق به سه منطقه کردنشين در شمال، سني نشين در مرکز و شيعه نشين در جنوب تقسيم خواهد شد. اين مناطق تحت مديريت دولت فدرال مرکزي قرار خواهد داشت که مسووليت امنيت مرزها و تقسيم عوايد حاصله از صدور نفت عراق را برعهده دارد. همان گونه که در گزارش مندرج در شماره روز پنجشنبه روزنامه اعتماد آمده اين طرح را جوزف بايدن سناتور دموکرات پيشنهاد کرده که خود نامزد انتخابات رياست جمهوري امريکا است. وي به اتفاق هم کيشان دموکرات خود مدعي هستند که اجراي چنين طرحي راه حل سياسي بحران عراق بوده و زمينه بازگشت سربازان امريکايي به کشورشان امري که خواست اکثريت مردم امريکاست را فراهم خواهد آورد. تاکيد بر اين خواست اکثريتي مردم امريکا ظاهراً از اصلي ترين علل عنوان کردن طرحي است که به هيچ وجه تازگي نداشته و از زمزمه هاي ديرينه محافل اسرائيلي و امريکايي بوده است، چرا که دموکرات ها ناگزيرند براي تقويت سهم خود از آراي مردم در انتخابات آينده رياست جمهوري راهي به زعم خود عملي و غيرنظامي براي خارج کردن دولت و ملت از گردابي ترسيم کنند که هر دم بيش از پيش آنان را به کام خود فرو مي کشد.اما در نخستين واکنش ها به اين طرح ماجراجويانه نوري مالکي نخست وزير عراق آن را فاجعه خواند و به شدت با آن مخالفت کرد. هوشيار زيباري وزير خارجه عراق که خود از کردهاي آن کشور است تاکيد کرد که هيچ گروهي در عراق خواستار تجزيه نيست. اتحاديه عرب اين طرح را تخريبي خوانده و رد کرد و شوراي همکاري خليج فارس نيز اعلام داشت چنين طرحي تنها بر وخامت اوضاع عراق مي افزايد. ضمن آنکه طارق هاشمي معاون سني مذهب رئيس جمهوري عراق روز پنجشنبه همزمان با افزايش زمزمه هاي احتمال تصويب طرح به ديدار آيت الله سيستاني شتافت. از محتواي ديدار و گفت وگوهاي او که رهبر جبهه توافق عراقي است با رهبر شيعيان عراق خبري انتشار نيافته اما آگاهان سياسي معتقدند اين ديدار در چارچوب رايزني ها براي مخالفت با طرح سناي امريکا انجام شده است.آنچه در پي مي خوانيد گفت وگويي با حسين رويوران است که طي آن کوشش شده ابعاد مختلف طرح تقسيم عراق تا حد ممکن شکافته شود.طرح تقسيم عراق و تصويب آن در سناي امريکا را به طورکلي چگونه ارزيابي مي کنيد؟
ديدگاهي است که از سوي کنگره که در تسلط دموکرات ها است مطرح شده و به طور کلي نشان دهنده آن است که در امريکا براي خروج از بحران عراق با هر هزينه يي آمادگي وجود دارد. به علاوه امريکا براي خروج از بحران به حاکميت دولت عراق و ديدگاه ملت آن هيچ اهميتي نمي دهد. من تصور مي کنم طرح چنين ديدگاهي نشان دهنده کج فهمي است. امريکايي ها تصور مي کنند که در عراق جنگي مبتني بر تفاوت مذهبي و قومي در جريان است. درحالي که جنگ عراق ميان نيروهاي تروريستي و افراطي از يک سو و دولت عراق و اشغالگران از سوي ديگر است. با قبول اين واقعيت، ديگر تقسيم عراق ضرورتي نخواهد داشت.
پيشتر چنين طرحي از سوي اسرائيلي ها هم مطرح شده بود.
اين طرح، خواست اسرائيلي ها است که محدود به عراق هم نمي شود. تقسيم لبنان، سوريه، عربستان و ديگر کشورها را هم در بر مي گيرد. اينها همه از ابتداي پيدايش رژيم صهيونيستي به عنوان ضرورت مطرح بوده است. تفکر خاص ديني - سياسي اين رژيم تجزيه همبستگي هاي منطقه يي را ايجاب مي کند.
اسرائيل تصور مي کند که مي تواند در لبنان با مسيحيان، در عراق با کردها و در ساير کشورها به همين ترتيب با بخشي از مردم روابط ويژه داشته باشد و امنيت ملي خودش را در واگرايي در منطقه و هم پيماني هاي جديد جست وجو مي کند. اما اين تحليل صهيونيست ها هم پايه يي ندارد، چرا که تا اسرائيل دست از رفتار تجاوزگرانه برندارد هيچ کشوري در منطقه از دشمني با آن دست برنمي دارد.
طرح تقسيم عراق واجد چه منافعي براي امريکا است؟
آنها براي خروج از بحران به اين فکر افتاده اند.
اما طرحي خلق الساعه نيست که صرفاً ابزاري براي خروج از بحران باشد.
البته بحران عراق ريشه هاي مختلفي دارد. امريکا اگر بخواهد مشکل خود در عراق را حل کند بايد در سياست اشغال تجديدنظر کند و سياست آشتي با مردم را پيش بگيرد. در حال حاضر روزي نيست که سربازان امريکا يا شرکت هاي حفاظتي - امنيتي امريکا تعداد زيادي از مردم بي گناه را نکشند. اين رفتار قطعاً به استمرار دشمني مي انجامد.
در طرح سناي امريکا گفته شده که الزامي نيست؟ در اين صورت چرا سخن از چنين طرحي به ميان مي آيد. آيا غرض انجام افکارسنجي در ميان ملت ها و دولت ها است؟
علت طرح موضوع، مساله بسيار مهمي است. اگر برگرديم به اوضاع جامعه امريکا مي بينيم که همه خواهان عقب نشيني بدون قيد و شرط از عراق هستند. حزب دموکرات خواهان تغيير ماموريت ارتش امريکا از دژباني و ميداني به آموزش و پشتيباني است. حزب جمهوريخواه و شخص بوش دنبال ادامه وضع فعلي هستند و مدعي اند که سياست هاي آنها تاکنون موفقيت هايي داشته است. در چنين شرايطي حزب دموکرات سعي مي کند بر موج افکار عمومي سوار شود تا بتواند انتخابات آينده را ببرد.
حزب جمهوريخواه مسووليت اجرايي دارد و مشکلش اين است که بايد رفتارش را عوض کند. اما حزب دموکرات مسووليت اجرايي ندارد و تنها مي تواند حرف بزند يا شعار بدهد. آنچه دموکرات ها در مورد عراق تصويب کردند در چارچوب تغيير گفتمان و عنوان کردن برخي طرح ها است تا گمان نشود که حزب دموکرات فقط از عملکرد حزب جمهوريخواه انتقاد مي کند. بلکه طرح هايي براي اجرا نيز دارد.
از زمان انتشار اولين خبرها درباره اين طرح تاکنون واکنش هاي مخالف متعددي به آن نشان داده شده. به نظر شما واکنش هاي داخلي مردم عراق چه خواهد بود؟
واکنش مردم در اوضاع فعلي عراق نمي تواند ملاک قرار بگيرد، چرا که مشکلات زيادي بين اقوام و مذاهب عراق هست که بذر آن را صدام کاشته و عملکرد امريکايي ها آن را بيشتر کرده است. اما حس همبستگي در عراق همچنان بالا است به جز منطقه شمالي که شرايط متفاوتي دارد.
اجراي چنين طرحي چه آثاري بر اوضاع منطقه خواهد داشت؟
تجزيه عراق مساله يي کاملاً داخلي نيست، منطقه يي و بين المللي است. در منطقه تداخل اجتماعي، قومي و مذهبي بسيار زياد است. قطعاً کشورهاي همجوار نمي توانند در اين حوادث ساکت بمانند، چون اين تغيير مرزها امنيت ملي بسياري از کشورها را به خطر مي اندازد. يعني هر گونه تغيير مرزها بدون توافق منطقه يي امکان پذير نيست و عملي نخواهد بود.