پاشنه آشيل ديپلماسي دولت نهم مذاكره با «شيطان» |
| مرجع : سياست روز |
5 شهريور 1386 ساعت 13:06 |
محسن مقصودي
1ـ بدون شك يكي از نقاط قوت دولت نهم در اتخاذ ديپلماسي تهاجمي و عزتمندانه است كه مقاومت بينظير در پرونده هستهاي، برقراري ارتباط سياسي، اقتصادي با كشورهاي مستقل و مبارز آمريكاي لاتين و تلاش سياسي براي تشكيل جبهه مقاومت جهاني در برابر آمريكا و به كارگيري گفتمان اصيل انقلاب اسلامي در عرصه ديپلماتيك از دستاوردهاي اين سياست تهاجمي است. اما در اين ميان آنچه تعجب دلسوزان انقلاب را برانگيخته است اتخاذ تصميم آغاز مذاكرات با آمريكا پس از 28 سال بوده است كه در حقيقت پاشنه آشيل عملكرد دولت نهم در عرصه سياست خارجي محسوب ميشود و البته همين موضوع شايد تنها نكتهاي در دولت نهم است كه مخالفان و دشمنان دولت نهم از آن استقبال وصف ناپذيري كردند! همانهايي كه همه موفقيتها و مواضع انقلابي دولت در عرصه سياست خارجي را به باداستهزاء و انتقاد ميگرفتند از تصميم آغاز و استمرار مذاكرات چنان به شعف آمدند كه صداي قهقهه مستانهشان از تيترهاي روزنامهها و سايتهايشان قابل شنيدن بود و البته بجز انها در آن طرف مرزها دشمنان قسم خورده نظام نيز، از اينكه گمان ميكردند آغاز مذاكرات ميتواند نشان پايان مقاومت فرزندان خميني باشد، بسيار شادمان شدند و اما اين همه نتوانست مانع از آن شود تا خوشباوران ديپلماسي ايران را از انجام مذاكرات منصرف نمايد و مذاكره با شيطان آغاز شد... درحاليكه رهبر معظم انقلاب تاكيد كرده بودند، مذاكره در خصوص عراق تنها در صورت تفهيم اتهامات اشغالگران مجاز است، اما اين موضع عزتمدانه، به دليل سستي و ضعف ديپلماسي ايران، به جلسهاي براي تفهيم اتهام ايران تبديل شد، تا جنايتكاراني كه دستشان تا مفرغ به خون مسلمانان عراق و آزاديخواهان جهان آلوده است، ايران را به تقويت تروريستها در عراق متهم كنند و ...
2ـ اما اتفاقاتي كه پس از سه دور مذاكره، در منطقه و عراق به وقوع پيوسته است، به طور واضح نشان مي دهد كه آمريكاييها به طور كامل از سه دور مذاكره با ايران بهرهبرداري كرده و در مقابل طرف ايراني را با انبوهي از اتهامات ـ كه در فضاي تبليغاتي مذاكره به ايران وارد ساختند ـ مواجه نمودهاند. نومحافظهكاران آمريكايي كه در داخل آمريكا به تندروي در عرصه بينالملل متهم شده بودند، براي كاهش فشارهاي دموكراتها و پس از فشار گزارش «بيكر، هميلتون»، با اجراي نمايش مذاكره با ايران، هم از فشارهاي داخلي كاستند و هم با يك سياست پيچيده، دشمن استراتژيك خود (جمهوري اسلامي ايران) را وارد گرداب عراق نمودند تا بتوانند با فرافكني بخشي از اتهامات متوجه خود را به گردن ايران بياندازند و تحريكات ايران را علت اصلي ناامنيها قلمداد كنند.(!) همانطور كه تمام موارد بالا مو به مو به مرحله اجرا درآمد و در زمان مذاكرات حجم اتهامات مستقيم جرج بوش و ساير مسئولان آمريكايي به طرف ايراني چندين برابر شد، و خبري كه پس از هر دور مذاكرات تمام رسانههاي بيگانه آنرا پوشش وسيع ميدادند، خبر اتهامات مقامات آمريكايي از جمله كروكر سفير آمريكا، مبني بر دخالت نيروهاي امنيتي و نظامي ايران در عراق بود(!) و اين در حاليست كه حجم اتهامات آمريكا در خصوص عراق نسبت به ايران پيش از آغاز مذاكرات بسيار كمتر از اين بود. ضمن آنكه لحن ضعيف و غير انقلابي ديپلماتهاي ايران در مذاكرات و ضعف رسانهاي ايران (كه البته از قبل قابل پيشبيني بود) بر شدت هجمههاي تبليغاتي آمريكاعليه ايران درعرصه جهاني افزود. جمعه هفته گذشته، پس از آنكه ايران و آمريكا، در دور سوم مذاكرات، همكاري امنيتي(!) خود را با اشغالگران آغاز نمودند، «گوردن جاندرو»، سخنگوي شوراي امنيت كاخ سفيد، ايران را به دورويي و كمك به كشتار مردم عراق متهم ميكند و ميگويد: «مقامهاي دولت ايران هر وقت كه با رايان كروكر (سفير آمريكا در عراق) ملاقات ميكنند، ادعا ميكنند كه ميخواهند نقش سازندهاي در عراق داشته باشند، درحاليكه فرماندهان ما در عراق ميگويند، ما شاهد افزايش ورود سلاحهاي انفجاري مرگبار به عراق هستيم(!)... ايران از ستيزهجوياني حمايت ميكند كه مسئول مرگ مردم بيگناه عراق هستند(!)» همچنين در هفته گذشته مقامات كاخ سفيد در ادامه همان سياستها، اعلام كردند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بايد در فهرست گروههاي تروريستي قرار گيرد(!) كه به نظر ميرسد همه اين اظهارات در پازل طراحي شده آمريكا براي كشاندن ايران به باتلاق عراق و معرفي ايران به عنوان متهم رديف اول بحران امنيتي عراق تفسير مي شود و جالب آنكه برخي مسئولان ديپلماسي ايران در توجيه اين مذاكرات، سادهلوحانه ميگويند، آمريكا كه در باتلاق عراق گير افتاده است، دست كمك به سوي ايران دراز كرده است، غافل از آنكه شيطان بزرگ در پازل طراحي شده خود، به دنبال آن است كه با وارد كردن ايران به اين باتلاق، نه تنها خود را نجات دهد بلكه با مجموعه اقدامات تبليغاتي، امنيتي خود، ايران را گرفتار باتلاق عراق و متهم رديف اول آن معرفي نمايند.
3ـ اما از سوي ديگر و در حالي كه مسئولان ديپلماسي ايران، خوشباورانه و سادهلوحانه به روند مذاكرات با آمريكا در عراق دل خوش كردهاند، آمريكاييها در كنار اتهامات خود و معرفي ايران به عنوان علت اصلي ناآراميهاي عراق، و معرفي سپاه پاسداران به عنوان يك گروه تروريستي، كه همگي براي بزرگ نشان دادن خطر ايران است، بازي ديگري را در منطقه آغاز كرده و كشورهاي عربي و رژيم صهيونيستي را در برابر ايران به سلاحهاي آمريكايي تجهيز ميكنند كه اين بخش ديگري از پازل طراحي شده آمريكا در منطقه است، اما در اين سو وزارت خارجه ايران بدون توجه به شيطنت هاي آمريكا پس از پايان دور دوم ملااكرات از بالا بردن سطح مذاكرات از سطح سفير به معان وزير خارجه استقبال ميكند و آن را قابل بررسي مي داند! در حاليكه چند ساعت بعد مقامات آمريكايي از موضعي بالا،اين امر را رد كرده و مقامات ايراني هم مجبور ميشوند حرف خود را پس بگيرند(!) و در اين ميان عزت انقلابي ايران با سادهلوحي حضرات خدشهدار ميشود.
4ـ اما آنچه مورد تعجب دلسوزان انقلاب است و مسئولان ديپلماسي دولت نهم بايد بدان پاسخگو باشند، آنست كه با وجود تمام مضرات اين مذاكره و شيطنت آمريكايي ها چرا مسئولان به مذاكراه با شيطان بزرگ پايان نميدهند و هنوز هم بر ادامه آن تاكيد دارند؟ براستي اين مذاكرات چه دستاوردي براي دولت و ملت عراق و يا ايران داشته است؟
در روزهاي گذشته جرجبوش، خواستار سرنگوني دولت مالكي ميشود، اما مسئولان ديپلماسي ما سادهلوحانه از تشكيل كميته مشترك امنيتي با اشغالگران عراق خبر ميدهند و هدف اصلي آن را حمايت از دولت مالكي اعلام ميكنند(!) آيا وزارت خارجه ما تلاش مستمر آمريكا را براي سرنگوني دولت مردمي عراق و حمايت اشغالگران از تروريستها (به گفته ويزر دفاع ايران) را نميدانند كه از همكاري مشترك امنيتي و حمايت از دولت مالكي در اين نشستها خبر ميدهند(!) و آيا در اين مدت امنيت در عراق بيشتر شده است؟ آيا انفجارهاي مجدد سامراء و افزايش ترورهاي برنامهريزي شده در اين ايام، نتايج مذاكرات است؟ و آيا تضعيف هر چه بيشتر دولت مالكي توسط آمريكا و تحريك رقباي داخلي مالكي براي خروج از دولت نيز از نتايج گفتوگوها است؟ بهتر است مسئولان ديپلماسي ما صراحتا بگويند آغاز اين مذاكرات، كه پس از 28 سال مقاومت در برابر آمريكا صورت گرفت ـ چه دستاوردي داشته و يا خواهد داشت؟
5ـ اما تاسف شديدتر آنكه حداقل انتظار مردم از اين مذاكرات، درخواست آزادي فوري و بدون قيد و شرط ديپلماتهاي گروگان گرفته شده توسط آمريكا در عراق بود كه در عين ناباوري اين موضوع نه تنها بيششرط مذاكرات نشد، بلكه پس از سه دور مذاكرات هنوز فرزندان ملت ايران در چنگال اشغالگران اسيرند و مسئولان ديپلماسي ما تنها براي ديدار خانوادههاي اين عزيزان با آنها به التماس اشغالگران افتادهاند(!)
و تاسفبارتر آنكه آمريكاييها با همان خوي استكباري خود، حدود دو ماه است كه تنها براي تعيين وقت ملاقات آنها با خانوادههايشان، امروز و فردا ميكنند و تاكنون چند بار قرارها را در لحظه آخر تعليق كردهاند و مسئولان ما همچنان اميدوارند تا وقت ملاقات ديگري مشخص شود و ... البته همچنان مذاكرات بايد ادامه يابد! و اسارت فرزندان ملت نيز همچنين.
6ـ نكته پاياني آنكه اگر چه شكستن قبح مذاكره با شيطان بزرگ، آنهم بدين صورت، اشتباهي است كه هرگز نميتوان از كنار آن گذشت و در آينده مورد سوء استفاده بيشتر سياسيون مريض دل و وابسته قرار خواهد گرفت اما دولت نهم، كه حقيقتا نشان داده است به دنبال بازسازي آرمانهاي بزرگ انقلاب اسلامي در عرصه بينالملل است، نبايد اجازه دهد كه اين بازي (مذاكره با شيطان) بيش از اين ادامه يابد و چهره موفق و تهاجمي ديپلماسي دولت نهم بيش از اين مخدوش گردد. از رئيسجمهور محترم و انقلابي ايران اسلامي ميخواهيم تا اجازه ندهد منافع ملي و آرمانهاي انقلاب بيش از اين آسيب ببيند. چرا كه جلوي ضرر را هر وقت بگيريم، منفعت است و انشاءا... شيطان بزرگ، با هوشياري فرزندان خميني و هدايت آگاهانه رهبر معظم انقلاب اسلامي، هرگز به اهداف شوم خود نخواهد رسيد.
کد مطلب : 453